عزیزم قصدم تشویقت به جدایی نیست و نمیخوام نا امیدت کنم. ولی ما شرقی ها با خانواده طرفمون وصلت میکنیم. مادر خود منم شرایط مشابهی داشت و تا زمانی که فوت کرد ما اصلا با خانواده پدرم هیچ رابطه ای نداشتیم. طوری که من هنوز هم بعد از نزدیک به 11 سال که از فوت مادرم میگذره و ارتباط با خانواده پدری با عمه ها و مادربزرگم و کلا اون سمت فامیل نمیتونم صمیمیت داشته باشم.کلا انگار تمام ناراحتی مادرم از اون ها به من منتقل شده.با اینکه واقعا آدم های بدی نیستن و خیلی هم بهمون لطف دارن ولی نمیشه. حالا شما فقط زمان حالت رو نبین نگاه کن ببین بعدا میخوای بچه دار بشی.حتی اگر قطع ارتباط هم کنید مثل ما شوهرت دلتنگ میشه چون خانواده اش هستن مثل بابای من که دلتنگ میشد و بعد همین میشه یه مشکل گنده تو زندگیتون.هر کمکی بخواد به خانواده اش بکنه تو عصبی و ناراحت میشی و از اونطرف هم اونم بنده خدا تو فشار عذاب وجدان و انتخاب بین تو و خانواده اعصاب و روانش خرد میشه.خلاصه که راه سختی داری.با چشم باز برو جلو.








علاقه مندی ها (Bookmarks)