[quot خواهش میکنم دختر بیخیال جان!! من گاهی دو سر میزنم بهتره!
نیومدنم به خاطر این نیست که همه وقتم پر شده و وقت نمیکنم بیام اینجا، بخاطر چیز دیگه ای هست... بگذریم!!
ولی چشم اگه حرف خاصی داشتم میام میگم بهتون، من که از خدا میخوام بتونم با حتی یه جمله به کسی یه سر سوزنی کمک کرده باشم،اگه بتونم دریغ نمیکنم.
[/
سلام خواهش میکنم
منظورم من این بود، گاهی طرف مقابلم به همون اطلاعات کمی که از من داشت اکتفا میکرد و همون ابتدا شماره منزل رو میگرفتن، من هم خب بهشون شماره رو دادم! تا صحبت ها رو با مادرم بکنن و بعد به من بگن و با همون اطلاعات اولیه تصمیم بگیرم که بیان یا خیر.
ولی گاهی پیش میومد که از خودم و خانواده م بیشتر می پرسیدن،خب منم سعی میکردم یه ریزه اطلاعات همون موقع بدست بیارم !!
ولی خودم گفتم که،خیلی موردها رو ندیده گفتم نه(یه دلیل داشتم البته،که به کسی نمیگفتم). ولی خب اشتباه هست اینکار.به صبوری جان هم گفتم اشتباه میکنه. هر چند من نذاشتم این دلیل اشتباه مابقی فرصت ها رو ازم بگیره...
من خیلی وقتا تو رودروایسی وقتی خیلی اصرار میکردن برای شماره گرفتن بهشون شماره میدادم تا بعد مادرم جواب نه رو بده.
منظورم این بود.
منم خوشحال میشم تو تاپیکها شرکت کنم، و از نظراتتون مثل همیشه استفاده کنم. مصباح الهدی ماشاله شماها خودتون یه پا مشاور هستید از من خیلی خبره تر هستید، ممنون من از تاپیک ها و پست های تک تک تون تشکر میکنم
چشم اگه بتونم و بلد باشم حتما پست میذارم. هر چند شماها خودتون استاد من بودید و هستید!
انشاله بعد ازدواجتون هم باید بیاید باز کلی به من یاد بدید
در مورد سیاست،
دیدید بحث خواستگار و خواستگاری خیلی وقتا پیش میاد؟؟ من خودم جوری بودم که تا نیازی نبینم در این مورد با کسی صحبت نمیکردم.
ولی مادرم وقتی این صحبت ها میشد میخواست مثل خیلیای دیگه رفتار کنه، و از اینکه من خواستگار دارم و خودم نمی پسندم و فلان و بهمان بگه(از همین حرفا دیگه! خودتون هم میدونید)
من میگفتم نیازی نیست این چیزا رو به کسی بگیم،چند دلیل داشتم، که یکیش هم این بود می دیدم خیلی ها فکر میکردن با یه دختر پرتوقع طرف هستن!! در صورتیکه من شخصیتی که مدنظرم بود رو پیدا نمیکردم ، ولی خیلیا فکر میکنن دنبال ظواهر هستیم و فلان...
به نظرم در جواب به کسانی که واجبه جوابی بهشون داده بشه! باید جوری صجبت کنیم چه خودمون چه مادرمون که به ضررمون هم نشه! نمیدونم میتونم منظورم رو برسونم یا نه.
مثلا من می شنیدم از یکی از دوستان نزدیکمون که جرئت نکرده بود پا پیش بذاره با اینکه خیلی تمایل داشتن، یا از این موارد می شنیدم...
واسه همین میگم اینجوری هم خواستگارها کمتر میشن خود به خود!
به مامانم هم همین صحبتها رو کردیم، گفتم جوری با خواستگارها صحبت کنه که متوجه نشن من چی میخوام! یا چرا فلانی و فلانی رو ردشون کردم.چه وقتی میخواد به کسی جواب نه بدیم،چه وقتی که دیگرانی کنجکاوی میکنن توی زندگیمون.
یعنی آخرش هر طور باشی یه حرفی گفته میشه،پس چه بهتر که کمترین اطلاعات رو بدیم بهشون! حتی اگه فکر کنن هییییییییچ خواستگاری تا به حال نبوده،مهم نیست
-------------------------------------------
امیدوارم همتون با انتخاب های خوبتون خوشبخت بشید![]()











خوشحال شدم اومدی.تو را خدا بیشتر به این تاپیک سر بزن و از تجربیاتت به ما هم بگو!ان شاالله رو ما هم تاثیر بذاری و ما هم عروس بشیم :دی

علاقه مندی ها (Bookmarks)