به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 69

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    [quot
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر بیخیال نمایش پست ها

    به به ریحانه خانوم شما راه گم کردی اومدی تالار (شوخی)
    امیدوارم همیشه خوش و خرم با آقای شوهرتون زندگی کنین!
    حالا این وسط گاهی فقط گاهی ها یه سری هم به همدردی بزنین

    اینکه زیاد نوشتیم دلیل داره اگه پست اول مصباح الهدی و پست دوم منو تو صفحه نخست بخونی متوجه میشدی.(شوخی)

    سرشما درد نکنه:دی
    خواهش میکنم دختر بیخیال جان!! من گاهی دو سر میزنم بهتره!
    نیومدنم به خاطر این نیست که همه وقتم پر شده و وقت نمیکنم بیام اینجا، بخاطر چیز دیگه ای هست... بگذریم!!
    ولی چشم اگه حرف خاصی داشتم میام میگم بهتون، من که از خدا میخوام بتونم با حتی یه جمله به کسی یه سر سوزنی کمک کرده باشم،اگه بتونم دریغ نمیکنم.

    [/
    نقل قول نوشته اصلی توسط reza-m نمایش پست ها
    [quote
    سلام ریحانه خانوم
    ببخشید شما ک شماره میدادین موقع شماره خواستن ازتون چرا جوابه رد میدادین ندیده
    لطف میکنین توضیح بدین ممنونم

    سلام خواهش میکنم
    منظورم من این بود، گاهی طرف مقابلم به همون اطلاعات کمی که از من داشت اکتفا میکرد و همون ابتدا شماره منزل رو میگرفتن، من هم خب بهشون شماره رو دادم! تا صحبت ها رو با مادرم بکنن و بعد به من بگن و با همون اطلاعات اولیه تصمیم بگیرم که بیان یا خیر.
    ولی گاهی پیش میومد که از خودم و خانواده م بیشتر می پرسیدن،خب منم سعی میکردم یه ریزه اطلاعات همون موقع بدست بیارم !!

    ولی خودم گفتم که،خیلی موردها رو ندیده گفتم نه(یه دلیل داشتم البته،که به کسی نمیگفتم). ولی خب اشتباه هست اینکار.به صبوری جان هم گفتم اشتباه میکنه. هر چند من نذاشتم این دلیل اشتباه مابقی فرصت ها رو ازم بگیره...
    من خیلی وقتا تو رودروایسی وقتی خیلی اصرار میکردن برای شماره گرفتن بهشون شماره میدادم تا بعد مادرم جواب نه رو بده.
    منظورم این بود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    راستی دختر بی خیال جان دقت کردی از بعد سوء تفاهم من همش تو پرانتز می نویسی (شوخی)! من که چشم ترسیده شوخی کنم.به نظرت دیگه جدی باشم یا رویه سابقم بد نبود؟

    اینم از من نپرسیدی ،خیلی هم در جریان سوءتفاهمات پیش اومده نیستم، ولی نظرم رو میگم!
    این سوء تفاهمات زیاد پیش میاد، بیشتر وقتا هم خودمون با یه پیش فرض میریم متن رو میخونیم واسه همین برداشت هامون گاهی متفاوته.
    خودم هم زیاد واسم پیش اومده، اگه بتونیم هم رویه سابقمون رو داشته باشیم هم بیشتر احتیاط کنیم خوبه!!


    ریحانه جان عزیزم، دلم برات تنگ شده بود! خوشحال شدم اومدی.تو را خدا بیشتر به این تاپیک سر بزن و از تجربیاتت به ما هم بگو!ان شاالله رو ما هم تاثیر بذاری و ما هم عروس بشیم :دی

    (آخ یادم رفت باید جدی بشم و شوخی نکنم!!!)

    راستی بی زحمت یکم بیشتر توضیح بده که چه جوری شد که مادرت دیگه تصمیم گرفت خواستگارات را راه بده؟ چه سیاستی در پیش گرفتی؟


    منم خوشحال میشم تو تاپیکها شرکت کنم، و از نظراتتون مثل همیشه استفاده کنم. مصباح الهدی ماشاله شماها خودتون یه پا مشاور هستید از من خیلی خبره تر هستید، ممنون من از تاپیک ها و پست های تک تک تون تشکر میکنم
    چشم اگه بتونم و بلد باشم حتما پست میذارم. هر چند شماها خودتون استاد من بودید و هستید!
    انشاله بعد ازدواجتون هم باید بیاید باز کلی به من یاد بدید

    در مورد سیاست،
    دیدید بحث خواستگار و خواستگاری خیلی وقتا پیش میاد؟؟ من خودم جوری بودم که تا نیازی نبینم در این مورد با کسی صحبت نمیکردم.
    ولی مادرم وقتی این صحبت ها میشد میخواست مثل خیلیای دیگه رفتار کنه، و از اینکه من خواستگار دارم و خودم نمی پسندم و فلان و بهمان بگه(از همین حرفا دیگه! خودتون هم میدونید)

    من میگفتم نیازی نیست این چیزا رو به کسی بگیم،چند دلیل داشتم، که یکیش هم این بود می دیدم خیلی ها فکر میکردن با یه دختر پرتوقع طرف هستن!! در صورتیکه من شخصیتی که مدنظرم بود رو پیدا نمیکردم ، ولی خیلیا فکر میکنن دنبال ظواهر هستیم و فلان...
    به نظرم در جواب به کسانی که واجبه جوابی بهشون داده بشه! باید جوری صجبت کنیم چه خودمون چه مادرمون که به ضررمون هم نشه! نمیدونم میتونم منظورم رو برسونم یا نه.
    مثلا من می شنیدم از یکی از دوستان نزدیکمون که جرئت نکرده بود پا پیش بذاره با اینکه خیلی تمایل داشتن، یا از این موارد می شنیدم...
    واسه همین میگم اینجوری هم خواستگارها کمتر میشن خود به خود!

    به مامانم هم همین صحبتها رو کردیم، گفتم جوری با خواستگارها صحبت کنه که متوجه نشن من چی میخوام! یا چرا فلانی و فلانی رو ردشون کردم.چه وقتی میخواد به کسی جواب نه بدیم،چه وقتی که دیگرانی کنجکاوی میکنن توی زندگیمون.
    یعنی آخرش هر طور باشی یه حرفی گفته میشه،پس چه بهتر که کمترین اطلاعات رو بدیم بهشون! حتی اگه فکر کنن هییییییییچ خواستگاری تا به حال نبوده،مهم نیست

    -------------------------------------------

    امیدوارم همتون با انتخاب های خوبتون خوشبخت بشید
    ویرایش توسط reihane_b : شنبه 30 فروردین 93 در ساعت 21:57

  2. 2 کاربر از پست مفید reihane_b تشکرکرده اند .

    مصباح الهدی (یکشنبه 31 فروردین 93), دختر بیخیال (شنبه 30 فروردین 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.