به نظر من اگر ایشون عشقشون به شما واقعی بود بهتر بود که به پای هم می موندین. درسته که شرایط ازدواج مهمه اما از اون مهم تر عشقه. روزی می رسه که آدم همه چیز تو زندگی به دست میاره اما همش حسرت اون عشق خالص دوران جوانیش رو می خوره و دیگه به راحتی نمی تونه اون عشق رو به دست بیاره چون عشق چیزی نیست که خیلی ساده یا مکرر در زندگی آدم رخ بده. درسته که منطقی نبود بدون تعهد به پای ایشون وایسی اما من اگر دختر بودم و یک پسری دوستم داشت و من هم اون رو دوست داشتم لا اقل عقد می کردم بعد مهلت می دادم شرایط زندگیش رو رو به راه کنه. زمان هم مثل برق و باد می گذره. این درسته که همیشه ممکنه خواستگار خوبتر با شرایط بهتر بیاد. ولی شاید هم نیاد. کی می دونه؟ شما نمی تونی پیش بینی کنی مثلاً 4 سال دیگه با فرد دلخواهت ازدواج کردی یا نه! یه لقمه نون رو هم دختر تو خونه ی پدرش می خوره هم پسر تو خونه ی پدرش. اگر این دو نفر هم رو بخوان به نظر من مانعی نداره عقد کنند و با انگیزه ی بیشتر سعی کنند شرایط رو مهیا کنند و بعداً عروسی کنند. دلیلش هم اینه که هیچ تضمینی نیست عشقی که نسبت به یک فرد برای ما ایجاد می شه در آینده هم بتونیم همون عشق رو تجربه کنیم. زندگی رو نه باید سخت گرفت و نه زیادی بی خیال بود. اشکال ما ایرانی ها اینه که خیلی وقتها با توجیه منطق عشق رو فدای شرایط مادی می کنیم .مادیات رو با تلاش و برنامه می شه بدست آورد ولی برای بدست آوردن عشق هیچ تضمینی نیست. موفق باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)