من دقیقن خودمو جای اون دختر حس کردم. وضعیت منم عین اون دختره چه بسا بدتر ، از نظر زورگویی نگرفتن عروسی و پشتم نبودن در مقابل بی انصافیا و بی حرمتیای خونوادش. کاش شوهر منم بفکر بهتر شدن روابط خودمون و من و خونوادش میشد و مث آقا احسان تلاش میکرد و یکم غرورو بیجا رو با درکش عوض میکرد. آسمانی عزیز حرفای تکون دهنده قشنگ اون پستت حرفاییه که لازمه یه بی طرف به شوهرم بزنه و بشنوه شاید کمی به خودش بیاد. اگه این حرفارو من بزنم بش که تا حدودیم زدم هیچ اثری روش نداره چه بسا بیشتر موضع بگیره. نمیدونم چیکار باید کنم و چطور بیدارش کنم و کی این حرفارو بهش بزنه تا تاثیر کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)