به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 96

Threaded View

  1. #33
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    848
    امتیاز
    28,286
    سطح
    98
    Points: 28,286, Level: 98
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط عشق آفرین نمایش پست ها

    تمرین1: / آیا تا به حال پیش اومده علیرغم خواسته تون تن به چیزی بدین که نمی خواهید؟ بعدش چه احساسی داشتید.
    مثال1:پسرداییم سالی چندماه میاد خونه ما میمونه!!هیچ کس بهش نمیگه نیا

    چون جای دیگه نداره که بره...ولی من تو زحمت ام واقعا...وقتی به مامانم میگم میگه خب خودش باید بفهمه... زشته ما

    بگیم نیا میشه اخه تو روت میشه بگی؟؟!!


    مثال2: خانواده گرام بنده این تعطیلات و برنامه ی سفر دسته جمعی گذاشتند...که من دلم نمی خواست برم...فرصت

    خوبی بود که تنها باشم و دلایل دیگه ..

    اولش اعلام کردم که من نمیام....ولی به روز موعود که نزدیک میشدیم میدیدم همه یکی یکی دارن به این گروه اضافه

    میشن و کسی نمیمونه که من پیشش بمونم(از خواهر و برادرهای متاهلم) خونه هم که تنهایی !!!وای مردم چی میگن

    و...زشته و ...کلی فک کردم و راه پیدا کردم که میرم با ی فامیلمون میمونم که ی خانم پیر تنهاست...ولی پیشنهادم رد

    شد چون تعطیلات بود و نوه هاش و بچه هاش میومدن بهش سر بزنن و دوباره مردم چی میگن و...بد بود من اونجا باشم و...

    حس خیلی بدی بود وقتی تصمیم و گرفته بودم ولی می خواستن نظرم و عوض کننو دلایلم دال برموندن و بی

    ارزش قلمداد می کردن


    از طرفی خواهرزادم تلفن پشت تلفن که نیای به ما خوش نمیگذره...رک گفتم اگرهم بیام به خودم خوش نمیگذره!تو بگو

    من چی کار کنم؟(مثلا اینجا نه گفتم...از حقم دفاع کردم)

    ولی الهی بمیرم بچه خیلی از حرفم ناراحت شد علی رغم اینکه از حرفم برنگشتم اون لحظه ولی ازش دلجویی کردم...

    دلیل دیگه ای که برخلاف میلم کاری کردم(به سفر رفتن) این بود که با پیچیدن خبرنرفتن من، زمزمه هاش میومد که

    برادرزادم میگفت اگه عمه نره منم میمونم...دیدم دارم باعث میشم بدعت بدی گذاشته بشه تو خانواده...تک روی !! اینکه

    گفتم باشه تسلیم میاموقتی تصمیم به رفتن گرفتم دیگه متمرکز شدم به مزایای سفر...بقیه چیزهارو فراموش

    کردم...وولی از اینکه حرفم دوتا شد ناراحت بودم...به گوشم هم رسید باید التماسش کنی تا بیادولی من به خاطر

    بدعت نذاشتن و جایی برای موندن نداشتن تصمیمم و عوض کردم.کمااینکه اون التماس ها و اصرارها حس بدی بهم

    میداد. در نهایت هم خداروشکر سفر خوبی بود خوش گذشت...پشیمون نشدم ولی کاری بود که دلم نمی خواست.



    تمرین 2: / یک مورد که تونستید حق خودتون رو هرچند بی اهمیت مطالبه کنید مثال بزنید. احساستون بعد از مطالبه حقتون چی بوده؟

    مثال: وقتی سفرهای اینجوری میریم...تقسیم کار صفرمیشه...کلی از همکاری و انجام کارهای خونه داد سخن سرمیدم

    ولی چندان ثمر نمیده...مثلا انگار ظرف شستن همش پای من ....خوردن با بقیه!!

    دسته جمعی نشسته بودیم برای اش خوردن ...من بشقابم و شستم...همین پای سینک بودم که برادرزادم بلند

    شد...اشاره کردم که بشقابت(زورم به کوچیک ها میرسه)...گفت اوه ببخشید یادم رفت...برگشت که برداره همزمان با

    تلفنم حرف میزد...با ی دست گوشی رو نگه داشته بود با ی دست قاشق و بشقاب و...قاشق و ی دستی گرفت زیر شیر

    اب و ی اب هم به بشقاب زد و...در واقع فقط خیسشون کرد نشست...بعد گفت عمه ببخشید دستم نمیرسه میشه شما

    بذارید اینهارا بالا...بعدهم اب و باز گذاشته بود داشت میرفت..چپ چپ نگاش کردم...گفت ببخشید عمه میشه شما اب و

    ببندید؟!!!بعدم رفت!!این شد تقسیم کار ما!!

    باور کنید تا همین حد هم برای من میشه مطالبه حق!وگرنه از رو زمین هم یکی دیگه باید برمیداشت ظرفهارو!

    این تمرینات مهمه. در موردش حرف داریم. لطفا حل کنید. ممنون
    ما از شما ممنونیم
    تو مثال اولم من تو عمل انجام شده قرار گرفتم...کاری نیست که من انجام دادنی باشه...اخه من چهطوری مطالبه حق کنم؟؟باهاشون صمیمی ایم و رودربایستی و اخه زشته مردم چی میگن و...

    تو مثال دومم علی رغم اینکه کار انجام شده باب میلم نبود و من نه نگفته بودم ولی

    حس بدی هم نداشتم چون با توجه به همه جوانب و مصلحت اندیشی از حقم گذشتم.

    تو مثال سومم هم حس خوبی نگرفتم با اینکه کار انجام شده بود...

    نمیدونم شما بفرمایید چرا با این مثالها فرضیه نقض شد
    ویرایش توسط الهه زیبایی ها : یکشنبه 20 آبان 97 در ساعت 01:44

  2. 3 کاربر از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده اند .

    m.reza91 (پنجشنبه 24 آبان 97), گیسو کمند (یکشنبه 27 آبان 97), عشق آفرین (یکشنبه 20 آبان 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.