سلام آقای امین . من ازش نپرسیدم سر چی شک داره ؟ احساس می کنم خیلی بخوام در مورد این موضوع صحبت کنم فکر می کنه می خوام خودم رو بهش تحمیل کنم. و اینکه غرورم اجازه نمیده بپرسم شکش در مورد چی هست. احساس می کنم خودش باید شکش رو برطرف کنه .
میشل جان ممنون. من بی تفاوتی یا اصرار بهش نشون ندادم. بهش گفتم که بهش علاقه دارم . اما هیچ وقت خودم در مورد خواستگاری و ازدواج حرف ننداختم. هروقتم اون حرف زده ، مثلا گفته نظرت در مورد ازدواجمون چیه . من گفتم بهش علاقه دارم و می تونم رو این قضیه فکر کنم.
شیدا جان ممنون. منظورم از اون حرف همینی بود که به میشل توضیح دادم. اون خواستگاری نکرده. اما هربار حرفش رو انداخته که اگه بیام خواستگاری بهم چه جوابی میدی ، گفتم هر وقت اومدی جواب میدم. (منظورم این بوده که اول اون باید شکش برطرف بشه)
ضمنا روی بقیه خواستگارامم فکر می کنم (هرچند ندارم)
ممنون مداسو. خجالت نمی کشه . اینو مطمئنم. ولی ترس رو احتمال میدم باشه . ترس مالی . چون هرازگاهی در موردش حرف زده. البته من دختر کم توقعی هستم و اینو می دونه . هرچند روش تاکید نکردم. و یه حدس دیگه هم می زنم. من چهره معمولی دارم و خیلی زیبا نیستم. ممکنه پسری کسی رو به شدت دوس داشته باشه ، اما به خاطر ظاهرش (صرفا صورت ، چون اندامم خوبه) برای ازدواج شک داشته باشه ؟







)

علاقه مندی ها (Bookmarks)