شوهرم بی نهایت شکاک است...واسه کارای کوچیک هزارتا دلیل منفی میاره و با خودش تجزیه تحلیل میکنه...همه اش فکر می کنم با یه آدم روانی ازدواج کردم...بعضی مواقع کار به فحش و فحش کاری می کشه..اولا می گفت چون دوستم داره خیلی نسبت بم حساسه...ولی رفتارش غیر قابل توجیهه.با اینکه منو میشناسه و می دونه که خوانواده مذهبی دارم و و و....ولی باز هم....دیگه طاقت تهمتاشو ندارم..آخه چقدر تحقیر و تو هین؟....چون قبل از ازدواج با اون با پسر عمهام نامزد بودیم ولی به هم خورد به خاطر همین همهاش سرزنشم می کنه که عاشق پسر عمه ات بودی و از این حرفا....لطفا کمکم کنید...فعلا به خاطر دانشگام از هم دوریم.ولی اصلا نمیخوام ببینمش.حالم ازش به هم میخوره..کمکم کنید...