سلام
من و خانمم 2 ساله ازدواج كرديم بچه نداريم مشاجراتي با هم داشتيم سر مسائل نه چندان مهم و مختلف كه چندانم اهميتي ندارد ولي زشت ترين كار ممكن را ايشان در مقابل اين اتفاقات با من كرد او نه 1 بار بلكه چندين دفعه به برادراش گفت و آنها آمدند به خانه من و با من درگير شدند و فحاشي كردند كه اثرات بسيار بسيار بدي در ذهن و روح من و احساسم نسبت به همسرم گذاشته اند و كلا ديگر احساسي به او ندارم .
دفعه آخر كه بين ما اختلاف شد او به برادرش گفت آنها هم نصف شب آمدند و به زور وارد خانه شده و با من و پدر و مادر و كل خانواده درگير شدند كه حتي همسايه ها جمع شدند حتي مرا تهديد جاني هم كردند
برادرش جلوي چشم خانمم بهم فحاشي و هتك حرمت كرد و او هم با بي تعصبي كامل هتك حرمت شوهرش را فقط تماشا مي كرد بعدش هم با برادرش رفت وزندگي اش را بدون اجازه من ترك كرد و خلاصه خودش و خانوادش به جاي عذرخواهي رفتند و پشت سرشان هم نگاه نكردند الان 26 روز است محل ما هم نگذاشتند.
چه فكري و كاري بهتر است به شدت عصباني و ناراحتم و حاضر نيستم با چنين زني زندگي كنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)