خود - عشق ورزی 1
به نظرم بزرگترین چالش انسان امروز، فقدان خود-عشق ورزی ست.
به این معنا که وقتی ما از درون نسبت به خودمون دچار اشکال هستیم و خودمون رو حقیقتا دوست نداریم، ناخودآگاه در وجود ما خلاء بزرگی ایجاد میشه که باعث بسیاری از خستگی ها، اضطرابها، افسردگیها، بیماریها و عدم توازن در بخشهای مختلف زندگیمون هست.. و همین هم هست که باعث میشه خیلی وقتها ندونیم چرا غالبا کارهایی می کنیم که با روح و روانمون سازگار نیست؟ چرا ارتباطات ما با دیگران بعضا بی معنا، ناپایدار و نامتوازن هست؟چرا موفقیت هامون چندان به دلمون نمیشینه ؟ چرا هر چی تلاش می کنیم ، از خودمون قلبا راضی نیستیم؟ چرا اجازه میدیم برخی از اطرافیانمون هر رفتاری که می خواهند با ما داشته باشند ؟ چرا مدام نگران حرف مردم و قضاوت دیگران در مورد خودمون هستیم ؟ و .. نهایتا اینکه چرا اغلب احساس می کنیم به اندازه کافی خوب و دوست داشتنی نیستیم؟
البته گاهی هم فکر می کنیم خودمون رو دوست داریم و حتی خودمون رو قبول داریم اما در عمل اینطور نیست و ما به طور خیلی ظریفی از پذیرفتن واقعیتهای وجودیمون طفره می ریم و بدون اینکه بدونیم این امر، در زندگیمون نمود مشخص و تعیین کننده ای داره.
شاید بهتر باشه ابتدا ببینیم چه مواقعی ما در نثار عشق حقیقی به وجود خودمون موفق هستیم.
به نظر من ، زمانی که ما بتونیم بدون قید و شرط خودمون رو دوست داشته باشیم، همونجوری که هستیم خودمون رو بپذیریم و تحت هیچ شرایطی حتی زمانهایی که اشتباهی از ما سر میزنه و یا به اصطلاح مرتکب خطایی میشیم، حودمون رو مورد قضاوت و ارزشگذاری قرار نداده ، به خودمون برچسب خوب و بد نزده ، خودمون رو درک کرده ،ببخشیم و باور داشته باشیم که در هر صورت یک موجود مقدس ، محترم ، باارزش و دوست داشتنی هستیم، اونوقته که حقیقتا خودمون رو دوست خواهیم داشت و این پله ی اول راهیست که نهایتا به رشد و تعالی وجود ما منجر خواهد شد.
ادامه دارد..










پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)