سلام. اولین خواهشم اینه که این مشکل شخصیمو به تاپیک قبلی ای که داشتم ربط ندید و بی قضاوت راهنماییم کنید. من ۲۲ سالمه و دانشجو هستم. مدتیه به شدت توی کارهای فردیم و به خصوص درس خوندن ؛ سستی می کنم. بیشتر از حد معمول می خوابم. وقت مفیدمو توی دنیای مجازی و با گوشی بازی کردن می کشم. کم خونی به اون صورت ندارم. آزمایش که دادم؛ هموگلوبینم یه کم پایین بوده اما تو بازه ی طبیعی
بیشتر احساس می کنم یه آدم بی انگیزه ام تا تنبل! چون قبلا خیلی دریخون و کوشا بودم و همه منو دختر باهوشی می دونستن. اعتماد به نفسم هم خیلی خوب بود اما الان به شدت افت کرده. حتی عزت نفسم کمی لکه دار شده میش خودم
درونم احساس گناه و عذاب می کنم و باعث میشه نتونم اونطور که میخوام دعا کنم و از خدا کمک بخوام.هرشب که میخوام بخوابم از اینکه بمیرم و به جهنم برم وحشت دارم هرصبح که از خواب بیدار میشم تعجب میکنم چرا خدا زنده نگهم داشته و بهم فرصت میده؟
ذهنم تا حد زیادی درگیر مسائل احساسیه و نمیشه رو درسام تمرکز کنم. نمیخوام به نامزدم بگم و فکر کنه از این دخترام که به محض اینکه اسم شوهر میاد از درس کنار می کشن:)) چون اون روی نظم و برنامه ریزی و پیشرفت تو زندگی حساسه
نمی دونم بقیه دخترها چه طور مدیریت می کنند ذهن و زندگیشون رو؟ که هم به درس برسند هم روی زندگی شخصیشون و احساساتشون خودکنترلی داشته باشند؟ چطور بر حس گناهم غلبه کنم و باور کنم خدا توبه مو پذیرفته؟
میخوام اگه بشه باز هم با کمک های خوب و دوستانه تون راه درست رو نشونم بدید








علاقه مندی ها (Bookmarks)