به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: سردرگمی

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 اردیبهشت 93 [ 00:35]
    تاریخ عضویت
    1393-2-08
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    49
    سطح
    1
    Points: 49, Level: 1
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    5

    تشکرشده 21 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    برای تصمیم گیری در ازدواج و انتخاب درست گیج شدم

    سلام،چندوقت پیش تو یه عروسی شرکت کردم عروسی فامیلای شوهر خواهرم بود و من هیچکسو اونجا نمیشناختم فقط بخاطر سرگرمی رفتم اما اونجا با یه پسری اشنا شدمو ازش خوشم اومد مهمتر اینکه از خانوادش بخصوص مادر و خواهرش خوشم اومد اینم بگم که حتی یه کلمه هم با اون اقا صحبت نکردم اما شخصیت ایشون و خانوادش بدجوری منو شیفته خودش کرد،با این حال چیزی نگفتم چون خودتونم میدونید دختر باید پسندیده بشه نه که بپسنده،چند وقت بعدش خواهرم گفت که میخوام به شوهرم بگم تو رو بهشون معرفی کنن،منم که از قبل خوشم اومده بود قبول کردم،خیلی خوشحال بودم چون این اقا همه معیاراش با معیارای من میخوند و کاملا میدونم خیلی سخت پسندم و همچین کسی دیگ ممکن نیست برام پیدا بشه،خواهرم توی فکر بود که این موضوعو عنوان کنه اما هروقت با فامیل شوهرش روبرو میشه بدی اون اقارو میشنوه مبنی براینکه خیلی ادم سواستفاده کن و بی ملاحظه ایه،و از هر چیزی میخواد به نفع خودش استفاده کنه،درصورتیکه تا قبل از اینکه بفکر عنوان همچین مسئله ای باشیم خواهرم همش تعریفشو میکرد هنوز هم اون خصلت های خوبی که ازش میگفت توی چشم هست اما این یه مورد زبون زد فامیلشون شده و همه رو شاکی کرده،بعلاوه اینکه من هیچوقت نمیتونستم همچین ادمهایی رو تحمل کنم اما درمورد این اقا بهتره بگم چشمام کورشده،اینم بگم که مطمئنیم اگر این پیشنهاد به خانواده اون اقا داده بشه (تعریف از خود نباشه )باتوجه به اینکه دنبال همسر هستن حتما پیشنهادو قبول میکنن.همه چیز بمن بستگی داره و من نمیدونم چکار کنم،از یه طرف شیفته خانواده و شخصیتشون شدم از یک طرف هم میگم حتما خدا نخواسته که قسمت هم بشیم و حکمتی توش هست...
    ویرایش توسط دخترشرق بهشت : پنجشنبه 18 اردیبهشت 93 در ساعت 11:35

  2. کاربر روبرو از پست مفید دخترشرق بهشت تشکرکرده است .

    khaleghezey (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.