سلام دوستان. تو تاپیک قبلیم موضوع علاقم به همکارمو مطرح کردم. پس از کش و قوس فراوان بالاخره رفتمو بهش پیشنهاد دادم. ولی ردم کرد. اون به یه کارگری که 15 ماه ازش کوچکتره علاقه داره. من هر روز اونا رو می بینم وقتی می بینم پسره مورد توجه دختره هست دیوونه میشم. نمی دونم چیکار کنم. دیگه نمی تونم به محل کارم برم. خیلی دنیای نامردیه. مسئله اینه که پسره از جواب رد دختره مطلعه. حالم داره بهم می خوره از این دنیا





یه جایی خوندم آدمای محافظه کار ومحتاط یک درصد اون چیزی رو به دست نمیارن که آدمای ریسک پذیر و مبارزه طلب به دست میارن..من تاپیک قبلی شمارو نخوندم ولی تو با نهایت شجاعت کاری رو که باید انجام میدادی انجام دادی و حرفت رو به کسی که دوسش داشتی زدی...مهم نتیجه نهایی وخروجی کار شما نیس..بلکه مهم موفقیت شما در انجام کاری بوده که براش تصمیم گرفتی(صحبت با اون خانم)..بقیه ش دیگه مهم نیس..شما میتونستی مثه یه آدم منفعل خواسته ت رو توی ذهنت نگه داری وهیچوقت جلو نری (مثه یه آدم ترسو ومحافظه کار) اما در عین شجاعت و قدرت کاری رو کردی که خیلی ها در تصمیم برای انجامش مثه تو قوی نیستن...شاید مصلحت این بوده و خیر شما در نرسیدن به اون خانم بوده ،شاید قراره شخص بهتری در مسیرت قرار بگیره و اتفاقای بهتری در آینده برات بیفته ...خدا رو چه دیدی یه وقت دیدی دوسال دیگه به این روزا فکر کنی و از ته دلت خدارو شکر کنی که کارت با اون خانم جور نشد..

علاقه مندی ها (Bookmarks)