سلام دوستان!
خدا رو شکر این بار اصلا مشکلی ندارم.
راستش نمی دونم اصن باید چه عنوانی برای این مسئله پیدا کنم!!!!
خب من کلا آدم محتاطی هستم. به شدت تودار. یعنی لزومی نمیبینم در مورد افکار و عقایدم با دیگران صحبت کنم و.....
البته اینو به حساب گوشه گیری و غیر اجتماعی بودن من نذارید.
برعکس دوستان خیلی خوبی دارم. ولی توی جمع ترجیح میدم 3 تا بشنوم و یکی خودم بگم.
این جوریه دیگه! منم اینجوری راحتم.
ولی الآن مدتیه به خاطر شرایطم و اینکه شاید سال های بعد لازم باشه برم خارج از کشور و حرف دوستام که من بی دلیل دارم مخالفت میکنم و ...
تو این فکرم که یه حساب فیس بوک باز کنم (تو رو خدا نخندین!!!) (بخندین من که خودم خندم گرفت)
راستشو بخواین من سال های اولی که این شبکه اجتماعی راه افتاد واسه یه مقطعی عضو بودم، ولی واقعا به نظرم جذاب نبود. نمی شه که آدم همه دوستاشو یه جا جمع کنه که! با بعضیا ممکنه رو در وایسی داشته باشی! یه چی مینویسی همه میفهمن!! یه عکس میذاری همه میبینن!!! به اضافه اینکه اون موقع فکر میکردم شاید خیلی ها ظرفیت این جور ارتباطات مجازی رو نداشته باشند. خیلی وقتمو میگرفت و...
حالا بیشتر از شما دوستان موافق یا مخالف میخوام با من همفکری و مشورت کنین.
بودن یا نبودن بین کاربرای فیس بوک چه مزایا و معایبی داره؟؟
پیش پیش از همفکری همه متشکرم![]()






اصلاً قصدم از پاسخ به پستت راهنمایی در مورد فیس بوک نبود. من تا حتی چند ماه پیش وقتی که یک خانمی را جهت ازدواج به من معرفی می کردن که برو ببین، صد تا بهانه می آوردم و یک جوری اون بنده خدا را واسه خودم بد جلوه می دادم که بتونم نرفتنم را توجیه کنم. الان به شدت از اون رفتارهام پشیمونم ضمن اینکه ترس واقعی من این بود که نکنه این دختر خانم را ببینم و ازش خوشم بیاد و ازدواج کنم و بعد بفهمم که مناسب نبوده.
در واقع رفتن و صحبت کردن با یک دختر خانمی که مطمئن بودم نامناسبه برام خیلی راحتتر بود. من دارم رو خودم کار می کنم که بهتر رفتار کنم. نمی دونم ازدواج کردی یا نه ولی پیشنهاد می کنم روی خودت کار کنی تا یک روزی حسرت رفتارهای اشتباهت را نخوری. حتی اگر هم ازدواج کردی با این رفتار تو زندگیت به مشکل بر می خوری.علت نوشتن این متن هم این بود که فقط می خواستم شما احساسات بدی که من تجربه کردم و خودم مسببش بودم و از یک نوع وسواس مشترک سرچشمه می گیره را تجربه نکنی.
علاقه مندی ها (Bookmarks)