سلام دوستاي گلم. راستش ايام امتحانه و واسه فرار از استرس امتحان سوژه اي بهتر از اين پيدا نكردم! آخه ديدم و بسيار شنيدم كه طرفين ماجرا!، شب خواستگاري بسيار سوتي ميدن! مثلا چايي ميريزن رو خودشون ، جورابشون سوراخه، پر حرفي ميكنن و ..... دوست دارم شما هم اگر خاطراتي دارين (چه سوتي دادين، چه گرفتين) بنويسين، بخنديم، شايد منم يادم رفت امتحان دارم، نخوندم!![]()






پاسخ با نقل قول
:

.انگار خون تو صورتش فوران می کرد..منم اصلا حواسم نبود بهش دستمال بدم..اونم هی با دست هاش عرق هاشو پاک می کرد که مامانم منو صدا کرد دستمال بیارم که نگاش کردم دیدم حتی تمام بلوزش در قسمت یقه و ..خیس شده...

!!!
بابا به خدا ما فقط مجردیم!آخه چرا اینقدر تبعیض قائل میشید؟؟:(خوشحالم که در این تاپیک مجرد ها هم میتونن پست بذارن و دلشون نمیسوزه
ماجرا مربوط به دختر عموهای شیطون من هست،نگار و ندا دو تا خوهر دوقلوی همسان هستن که حتی گاهی پدرشون هم اونا رو تشخیص نمیده از هم!یه روز که قرار بوده برا نگار خانم خواستگار بیاد اینا لباسای یک شکل میپوشن میرن بیرون

:D

علاقه مندی ها (Bookmarks)