نوشته اصلی توسط همزبان
سلام همزبان گرامي
به تالار همدردي خوش آمديد.
بر خلاف اظهاراتي كه مبني بر احساس ضعفت بيان كرديد، من شما را قوي مي دانم
چرا؟
1 - صرفا خودت را در نظر نگرفته اي و عيلرغم اين وابستگي (يابهتر بگويم اعتياد)، به خانواده ايشون فكر مي كني
2 - بعد از اينكه متوجه شديد آن آقا خانم دارد، تصميم به قطع رابطه گرفتيد.
3 - متوجه اشتباه بودن رابطه ات شده اي عنوان بسيار قشنگي كه براي تاپيكت انتخاب كرده اي.
4 - احساس گناهت موجب شده است به دنبال راه حل مناسب براي برون رفت از اين مشكل شده است.
5 - شجاعت بيان اين مسئله در اين محل كرده اي تا بلكه با مشاوره دوستان در اين ترك اعتياد موفق شوي
6 - آناليز بسيار قشنگي از فشارهاي رواني خودت ، آن آقا ،همسرش و حتي بچه داري و متوجه شدي با اينكه اين فرايند در نيمه راه هست چقدر مشكل زاست.
7 - اينكه تنها نيستي و خدا را به كمك گرفته اي
همه اينها نويد اين را مي دهد كه اندكي صبر سحر نزديك است.نوشته اصلی توسط همزبان
پتانسيلي كه در شماست (تحصيلات، شغل و اين قدرت تفكر ، مشورت و ....)، همه مي توانند در خدمتت قرار بگيرند كه گام قطعي و نهايي را برداريد
شما دقيقا بايد اين مشكل را از همانجايي ضربه فني كني، كه تو را ضربه فني كرده است. و اين به مدد توانايي ها و پتانسيلهايت هست كه در بالا بر شمردم.
شما آگاه بوديد، خوب بوديد، مهربان بوديد، دلسوز بوديد، و اهل فكر بوديد..... اما به خاطر فقدان مهارت وابسته يا معتاد شده ايد.
راه علاج هم كسب مهارت ها و تكنيك هاي مواجهه با اين مسئله هست. كه عبارتند از:
يكم: بستر زدايي
دوم : تمركز زدايي
سوم: تصعيد يا حداقل جبران
چهارم : قطع آبياري ذهني و خيالي
پنجم: درگير شدن با شبكه اجتماعي نگهدارنده
ششم: تكنيك توقف فكر
اين مهارتها را هم مي تواني با مراجعه به مشاوره حضوري ياد بگيري و تمرين كني. هم مي تواني همين جا جستجو كني.
سعي مي كنم در ادامه مختصرا روي اين محورها پست بزنم.
فراموش نكن. كه يادگيري كافي نيست. بايد اين تكنيك ها به كار گرفته شود.
مثل سوزني هست كه پزشك تجويز مي كنه. از دكتر و تزريقات كه نمي ترسي؟؟؟!!!![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)