به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 9 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 95

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 25 مهر 94 [ 20:51]
    تاریخ عضویت
    1394-1-26
    نوشته ها
    249
    امتیاز
    2,867
    سطح
    32
    Points: 2,867, Level: 32
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 327 در 165 پست

    Rep Power
    52
    Array
    اول مرسی از حرفای انیسا و ستاره عزیز ببخشید من نمیتونم لایک بزنم

    بچه ها ساناز تاحالا چندتا تاپیک داشته این هارو گفتین نتیجه نداد جوابی بدین که مناسب سوالش باشه داره میگه چجوری به دلش بشینم ؟
    میخوای به دلش بشینی میخوای برگرده؟دوتا راه هست یا هی بگی دوسش داری اس بدی پی ام بدی یا کلا بهش بیتفاوت بشی یعنی در ضاهر بهش بی محلی کنی غیر این دو راه که راهی نیست هست؟اگه پسر بودی راهای دیگه ای هم بود حالا که نیستی خب راه اول که رفتی جواب داد؟فعلا که قشنگ خورد تو دهنت ببخشیدا

    خب پس راه دوم میمونه نمیگم فراموشش هم بکن نه چرا زندگیته زندگی خودت فقطم نزدیک ۷۵ساله یک سومش رفته تو حق داری با هرکسی ازدواج کنی شکست بخوری ویا خوشبخت بشی هیچکس حق نداره بگه با اون ازدواج نکن تو میخوایش okقبول ولی لازمه ازدواج عشق اونم هست پس باید عاشقش کنی دیگه خب پس میمونه راه دوم حتی اگه هرشب جون میدی از گریه فراداش انگار نه انگار مگه با دوستات در ارتباط نیست پس خبرای توهم بهش میرسه دیگه همین اقای دکتر ادارت یا هرکس دیگه خودتو بکشون سمتش منظورم این نیست بیحیایی کنی الان نیای بگی من همچین دختری نیستم و... منظورم اینه اگه کسی یه قدم اومد جلو مخصوصا توی اون اداره تو نزن تو گوشش توهم نیمچه قدمی برو بشناس همه رو هرکسی میتونه خوب باشه حتی اگه سامان نباشه

    مخصوصا حرفشو بین دوستات بنداز بحثشو گنده کن که اره ساناز خواستگار داره ممکنه نامزدکنه عاشق شده عوض شده و...یجوری که بهش برسه دوحالت داره یا برمیگرده یا وضعیت همینطوریه که تورو ادم حساب نمیکنه البته بازم ببخشیدا کارای اونه!

    تو نمیتونی فراموشش کنی دوسش داری باشه پس دلیلی برای فراموشی نیست اما غیر این راهیم واسه وصال نیست

    اما چیزایی هم میمونه فکر نمیکنی زیادی واسه خودت عشقش بزرگ کردی یعنی باشه عاشقشی ولی زیادی فکر کردی مجنونی اونقدراهم نیست فقط میخوای بدستش بیاری تو عادت به تفکراتت کردی که هرشب با اون بگذره یکم به خودت برگرد حس نمیکنی؟که عشق بزرگ کردی

    یکم به اینده نگاه کن فقط اونو نبین زندگیرو ببین که مدام داری خرید میکنی توی خونه اجاره ای جهاز میچینی داری غذا میپزی خونه مرتب میکنی شوهرت داره تو گوشیشه گهگاهی یه لبخندیم میزنه دارین میرین بیرون تو یه حجاب کامل گزاشتی واون .... باهم میرین توی خیابون چشمش عین دوربین مداربسته میچرخه همه رو ضبط میکنه یجا چشمت دور میبینه در گوش یدختری میگه عشقم وباهم میخندن شماره میدن ماشینی که تو میخری رو برمیداره میره دور دور دختر بازی

    هربار که نگات میکنه بهت سرکوفت میزنه که نگاه این چقدر چشماش نازه نگا چه تیکه ای توهم میگی باشه باشه عزیزم میرم پوستمو میکشم دماغمو عمل میکنمو....
    میرین خونه خانوادش خواهراش با دید تحقیر میبینتت خودت جلوی دوستات میتونی بگی این شوهرمه؟
    حالا به هرحال برای من برخلاف اعجاز عشق وای تک اصلا مهم نیست تو کدوم یک از راهای بالا رو انتخاب میکنی ایا واقعا ازش برمیگردی یا نه اما یچیز بدون من همیشه فکر میکردم ادم باید یهو توی یلحظه از رابطه عشقی بیاد بیرون کاری که خودم کردم نکه بعدش فکری نیاد سراغم نه اما بلند بلند حرف زدم هندزفری گذاشتم اهنگ خاصی که خیلی به من کمک کرد صداشم زیاد کردم نزاشتم مغزم حرف بزنه
    اما حالا میبینم این راه برای تو جواب نمیده تو اگه یهو قطع کنی سریع کم میاری و بدتر میشی

    چه میخوای بدستش بیاری چه فراموشش کنی یه راه هست اونم بی محلی مطلق اینکه حرفش باشه که ساناز عوض شده یواش یواش یا اون میاد به سمتت وعروسی و....
    یا کم کم فراموشش میکنی باید روزی یکم از فکر کردنت کم کنی نیم ساعت کمتر عکسش ببینی کمتر گریه کنی روزی یکم فقط
    برای خودت برنامه بچین یکساله بگو فقط ققط من تا یکسال دیگه بهش فکر میکنم هرتلاشی میکنم تا بدستش بیارم اما توی این یسال روزی یدقیقه کمتر بهش فکر میکنم دو دقیقه بیشتر میخندم پنج دقیقه شدیدتر گریه میکنم و ده دقیقه کمتر توی حالت ناله وغر میمونم

    ببین ساناز تو باید ببینی که خودتو چطور تعریف کردی از همین همدردی میبینیم مثلا شیدا خودشو یه دختر رک وقاطع ومغرور وبا منطق وقوی تعریف کرده یا اعجاز عشق یه دختر مهربون حمایتگر با خدا صبور یا
    اقای خاله قزی یه مرد میانه رو وتعادلی صلح طلب منطقی وبا تجربه بعضی ها هم مثل خودم هنوز خودشونو نتونستن تعریف کنند وبعضیاهم مثل تو خودشونو بد تعریف کردند نمیگم بدی یا کسی دوست نداره اما بیشتر دلسوزی تا علاقه خودتو یه دختر از درون تهی معرفی کردی دختری که تحصیلات بالایی داره وحقوق خوبی داره ظاهر متناسب ایمان قوی اما یه گوی براق وزیبا اما تو خالی کسی که از درون متزلزله وپر از عیب هیجانی واحساسی مدافع وتقریبا غیر منطقی بدون اراده و.... دختری که اعتقادات بالایی داره اما تو عشق یه پسر اسمون جل مونده کسی که میگه حیا داره اما از عشق خرابش پرهیز نمیکنه کسی که انتقاد پذیر نیست وهمه رو توی تاپیک قبلیش فراری داد وحالا دیده میشه که چقدر دختر مهربون وارومیه وفقط میخواد پشت نقاب کمالگرایی وعزت نفس مخفی بشه اینا چیزایی نیست که فهمیدنش سخت باشه ساناز اون پسر هم وجود تهی وویران تورو دیده فهمیده

    اینارو نمیگم که فراموشش کنی نه میگم زندگی خودت اما مجبوری اینارو انجام بدی تا اگه برگشت حداقل در موضع بالا باشی وبتونی جذبش کنی و بهش برسی وگرنه نتنها برنمیگرده و عمرت تباه ننمیشه و فراموشش نمیکنی و...بلکه توی دلش میگی اخی از شرش راحت شدم پس مجبوری ساناز چون راه دیگه ای نیست

  2. 2 کاربر از پست مفید دختر جوان تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (سه شنبه 22 تیر 95), zzzz (یکشنبه 29 شهریور 94)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اسفند 95 [ 03:59]
    تاریخ عضویت
    1394-1-03
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    10,581
    سطح
    68
    Points: 10,581, Level: 68
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    1,164

    تشکرشده 917 در 282 پست

    Rep Power
    87
    Array
    سانازي جون باور كن اگه يك درصد فقط يك درصد نكته ي مثبتي در اين وضعيت ميديدم تو اين شش ماه يكبار بهت گفته بودم .

    اون نه تو رو ميخواد .... نه براي دخترها ارزش قائله .... نه لياقتت رو داره .... نه عاقبت خيري برات مياره .

    كارهاش هيچ معني اي جز نخواستن تو نداره ....... بالاخره بايد اين حقيقت را قبول كني .

    ازت تعريف نكردم كه اعتماد به نفست بره بالا ......... از سامان بد نگفتم كه از چشمت بيفته .

    باورم رو بهت گفتم .

    خودت بهتر از هر كسي اين رو مي دوني .

    چراغ عقلت رو روشن كن نذار احساسات كورش كنه.

    اينكه منتظر اوني ........ اميدواري ...... اينكه فكر مي كني سامان برات ارزش قائله يا ارزشهات رو مي فهمه همش خبال خامه ........ خودت هم اينو خوب مي دوني اما ترجيح ميدي تو رويا باشي خواهش مي كنم بيا بيرون از رويا و واقعيت رو ببين .
    ویرایش توسط اعجاز عشق : یکشنبه 29 شهریور 94 در ساعت 20:18

  4. کاربر روبرو از پست مفید اعجاز عشق تشکرکرده است .

    zzzz (یکشنبه 29 شهریور 94)

  5. #3
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    دلیلش اینه که در هر رابطه ای دو طرف هست. دو سر هست. در رابطه عاشقانه دوستانه ازدواج هم همینطور. 50 درصد رابطه و پیشرفتش دست یه نفره و 50 درصدش دست طرف مقابله. ادم در بهترین و خبره ترین و با تجربه ترین حالتش هم حداکثر 50 درصد خودش رو می تونه داشته باشه. خیلی هامونم که کم تجربه ایم فوقش 20 درصد داریم.

    اشتباهت اینه که فکر می کنی می تونی 50 درصد اون اقا رو که طرف دیگه ی رابطه است با تلاش و دست و پا زدن داخل نیم سهم خودت بکنی. منم اینطور فکر می کردم. اما یکی برام توضیح داد و فهمیدم نمیشه.

    تو غیر ممکن رو می خوای. می خوای 50 درصدی که اون پسر نخواسته رو خودت اضافه کنی به 50 درصد خودت. نشدنیه. پس ارامشت رو حفظ کن. دست و پا نزن چون فقط خودت رنج می کشی.

    اروم باش.
    پول درمیاری عالیه. یک میلیون رو فعلا هر ماه خرج خودت کن. لباسای خوشگل بخر. لباس زیرای خوشگل بخر. ارایشگاه خوب برو. کیف و کفش خوب بخر. شنا ورزش برو. جون می کنی پول درمیاری به خودت جایزه بده و از زحمتت بهره مند شو.
    دکتر هم برو. حالا که به قول خودت پولداری. ماهی یه بار روانپزشک برو فعلا. مشاور هم دو بار در ماه.

    وقتی خودت خوب شی حتی ادمایی که قبلا می رفتن هم برمی گردن متوجهت می شن.
    هم فکر و ذهنت هم ظاهرت لباسات هم جسمت ورزش هم تفریحت .... همه رو حالا که پول داری خوب کن.

    به اون اقا فکر نکن انقدر. چه بدت بیاد ازش چه خوشت بیاد فکر می شه و ارتباط احساسی. عذابت می ده فکر کردن بهش. اروم باش.

    موفق باشی

  6. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    zzzz (یکشنبه 29 شهریور 94)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 فروردین 97 [ 15:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-17
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    8,056
    سطح
    60
    Points: 8,056, Level: 60
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 832 در 244 پست

    Rep Power
    74
    Array
    ببین عزیزم من که دخترم یک بار خواستگارم اویزون بود واقعا بهش الرژی گرفته بودم..با این نظر که تقریبا 80% معیارهای منو داشت و اولین کسی بود که خیلی بهش جدی فکر می کردم

    و خیلی خیلی جدی شده بود..یهو این اقا به شدت اویزون بودنشو نشون داد و باعث شد من 180 درجه تغییر موضع بدم..

    حالا تو فرض کن دخترها احساسی هستن و کلی هم دوست دارن طرفشون برای به دست اوردنش هرکاری بکنه..ولی..ولی..پسرها دقیقا برعکسن..اصن این قضیه ثابت شده است که

    روابط عاطفی توی معیارهای اقایون خیلییییی کم رنگتره..حالا با این پیش فرض خودت توضیح بده الان جای اون چه جایگاهی داری؟؟؟

    یک نکته دیگه اینکه تو دوست نداری از این وضعیت ازاد شی..یک خوشی کاذب به ادم دست میده وقتی کسی رو دوست داره که همه بعد از یک مدت می فهمن این حس کاملا کاذبه

    ولی تو با وجود اینکه فهمیدی و پشت این حس کاذب همش داری رنج می بینی و گریه می کنی حاضر به دل کندن ازش نیستی..

    منم پیشنهاد دوستانو تکرار می کنم..فقط مشاوره حضوری برو تا راهکارای توقف ذهنو به طور عملی یاد بگیری

  8. کاربر روبرو از پست مفید SOGAND. تشکرکرده است .

    zzzz (یکشنبه 29 شهریور 94)

  9. #5
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1394-2-06
    نوشته ها
    339
    امتیاز
    15,253
    سطح
    79
    Points: 15,253, Level: 79
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    700

    تشکرشده 557 در 227 پست

    Rep Power
    72
    Array
    مجبور شدم فشارزیادی روم بود گفتم دنبال پوله چبدونستم بلوکم میکنه اخه یه ماه پیش تو وایبرباهاش حرف زدم بهش پیم میفرستادم اما بلوک نکرد یدفه اینجوری شد
    حالم بده دلم خونه چشمم خونه قلبم درد میکنه خوشم میاد خودمو کوچیک کنم؟ میخواستم باور کنه که دروغ نمیگم خیلی این زندگی برام سخته هیچکس نمیتونه کمکم کنه هیچکس دیشب خوابم نبرد چقد اشک ریختم بخاطرخودم دلم واس خودم سوخت اون یکار کردبی اعتمادبنفس شدم فکرمیکنم هیچی نیستم امروز یه دکتره تو اداره گف شما اینجا دانشجویی؟گفتم نه شاغلم گف واس ارشد دلشتن اخه جوون میخوری همه اطرافیانم میگن خوبی اما منذشکستم شخصیت منوتغییرداد نابودم کرده
    اصن اون ازم فراریه؟میخواد ازش فاصله بگیرم؟دوس نداره بهش پیم بدم؟هرموقع پیم نمیدم خیالش راحته؟اگه اینجوریه چرا پس من سه ماه باهاش قطع کامل بودم خودش اس داد و تلفنی حرف زد؟هاااااا مگه ازمن دوری نمیکنه؟ میخواد منو دیوونه کنه؟
    فکرکردید چرا نمیخوام قبول کنم که منو نمیخوادو ازم متنفره؟ اعجاز عشق قبول نکیکنم ک ته دلش منونمیخواد میدونی چرا؟چون درد داره چون حرف حق تلخه چون اگه اینجوری حس کنم ساناز میمیره ارزوهاش نابودمیشه سانازپیرمیشه نمیتونم قبول کنم که ته دلش منونمیخوادچون گاهی برمیگرده اس میده چرا شمارمو نگه داشته بود پاک میکرد دیگه پسریکه سه ماه ازدختری که عاشقش بود پیم نمیبینه شمارشوپاک میکنه اون نگه داشته بود
    بخداسخته میدونم اشتباهه کارم خودموخرمیکنم گول میزنم
    میدونم درکم میکنید وگرنه نمیومدید توتایپیکم برام پست بزارید منم که دارم مینویسم همینجور اشک میریزم :((
    از همتوون ممنون فقط دعاکنید
    توماشین بودم به اسمون نگاه میکردم غصه وغم تمام وجودموگرفته بود حس دلتنگی شدیدی داشتم حسیکه حاضری هرچی داری بدی یباردیگه ببینیش بغض داش خفم میکرد دوس داشتم ماشین چپ کنه بمیرم ولی به خدا گفتم حالمومیبینی؟ حتی اگه تااخرعمرم اینجوری باشم و هیچوق خوب نشم حتی اگه بهم بگی توبه سامان نمیرسی هیچوقت تورو ناراحتت نمیکنم و برم با اون رابطه ج ن س برقرارکنم گفتم این درد روحیو به جونم میخرم نه براینکه بعدش ولم کنه شایدبسوزم نه فقط بخاطرتوم نرفتم
    دخترجوان ممنون از نوشتهات استفاده کردم بهشون عمل میکنم دیگه باهاش کارندارم اخه قبلانم همینکارو کردم خوب بود داشتم فراموشش میکردم برام کمرنگ شد ولی بعدسه ماه برگشت و دوباره هواییم کرد :( فعلانم همینکاروکه گفتی انجام میدم بیخیالش میشم همین باعث میشم کم کم ب ذوق اینکه برگرده از یادم بره شایدم دلش تنگ شه برگرده
    مینوش جان ممنون دقیقا همین بود من چون اوون منونخواس عاشقم نبود خواستم باموقعتام بدستش بیارم
    باغبان دارم درس میخونم بعدساعت کاری تو اداره میمونم یه ساعت درس میخونم بعدمیام خونه چ اون باشه چ نباشه اهداف من هستن سرجای خودشون من ازتلاشم کم نمیشه فقط بی انگیزم دلم مرده همین
    دوستون دارم

  10. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اسفند 95 [ 03:59]
    تاریخ عضویت
    1394-1-03
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    10,581
    سطح
    68
    Points: 10,581, Level: 68
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    1,164

    تشکرشده 917 در 282 پست

    Rep Power
    87
    Array
    سانازي وقتي نميتوني با حقيقت كنار بياي نياز به يك نفر داري كمكت كنه برو مشاوره حضوري برو پيش روانپزشك ازشون كمك بگير ....

    باور كن كمكت ميكنه حالت خيلي بهتر از الان ميشه .

  11. کاربر روبرو از پست مفید اعجاز عشق تشکرکرده است .

    zzzz (یکشنبه 29 شهریور 94)

  12. #7
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array

    سلام


    خیلی خوشحال شدم هدفتون را ادامه می دهید - چند ماه قبل ازتون چند تا سئوال پزشکی کردم - خیلی خوب جواب دادی - اونم کم تر از چند دقیقه

    می دونی برا چی ازت پرسیدم - می خواستم بدونم کنترل ذهنت چه جوریه - فهمیدم تو اون شرایط سخت هم میتونی ذهنت را کنترل کنی

    الان هم که ماشالله از ابریشم هم قوی تر شدی - پست ها و نظرات را خوب مدیریت می کنی . و این عالیه و نشون میده دختر باهوشی هستی .


    ولی روی هوش احساسی باید بیشتر کار کنیم (همه ) - هو ش احساسس یعنی اینکه ما چطوری بتونیم افکار و احساسات را نسبت به محیط و خودمان مدیریت کنیم

    یعنی چطوری بتونیم رهبر عواطف خودمان باشیم - یعنی میزان امیدواری و انگیزه ما نسبت به زندگی - یعنی کنترل تنش ها و اظطراب ها در زندگی و .....


    یکی از دلایلی که شما دوست نداری پیش مشاور یا روانشناس یا روانپزشک بری این است که - دوست نداری از این حالت بیرون بی یای . چون هنوز اعتقاد داری که اون دوستت داره .

    اگر عشق به سامان را به همان اندازه و شدت به خدا داشته باشیم - به جاهای خوبی می رسیم .


    منم نتونستم کمکت کنم - ببخشید .


    ان شاالله همیشه سرزنده و با روحیه و امیدوار باشی - ازدواج موفقی داشته باشی و زندگی زیبایی برای خودت درست کنی .


    آمین .





    ​​
    ویرایش توسط باغبان : دوشنبه 30 شهریور 94 در ساعت 00:21

  13. کاربر روبرو از پست مفید باغبان تشکرکرده است .

    zzzz (دوشنبه 30 شهریور 94)

  14. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 28 اسفند 94 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-5-13
    نوشته ها
    333
    امتیاز
    8,314
    سطح
    61
    Points: 8,314, Level: 61
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    Social5000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    1,080

    تشکرشده 816 در 264 پست

    Rep Power
    85
    Array
    ساناز خوبی ؟!

    یک سوال ؟ چرا اون ؟ کس دیگه نبود ؟ حتما نیست دیگه ! این نظر منه !!

    و آیا هدف نهاییت ازدواج هست که اینطور اینهمه موقعیت های خوبت راضیت نمیکنه ! حالا نمیخواد بما بگی ولی خودت با خودت روراست باش!

    ساربان نمیخوادت دیگه !چه اصراریه ؟ اگه خودت رو اونقدر قدرتمند میدونی که اونو عوض کنی یا به اصطلاح خودت آدمش کنی نصف همین قدرت رو برای خودت استفاده کن که دوسر سود کردی ! به خدا


  15. کاربر روبرو از پست مفید یاس پاییزی تشکرکرده است .

    zzzz (دوشنبه 30 شهریور 94)

  16. #9
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 شهریور 97 [ 11:49]
    تاریخ عضویت
    1394-5-27
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    9,463
    سطح
    65
    Points: 9,463, Level: 65
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 187
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    422

    تشکرشده 920 در 276 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    سلام خانوم zzzz

    شما خیلی واسه ی همدردی ها عزیز هستید ! خودتون متوجه هستید؟!

    عزیز علت دکتر نرفتنت چیه؟ من به شما گفتم که من هم شرایط خوبی نداشتم اما رفتم پیش روانپزشک و دارو مصرف می کنم و اثرشو واقعا دارم می بینم...البته خودتم یه خورده باید همت کنی
    ببین فقط یه بار امتحانی برو پیش روانپزشک بهت قول می دم پشیمون نمی شی...همه ی این چیزایی که اینجا گفتیو به دکتر بگو...باور کن همه نگران شما هستند و دوست دارند حال شما خوب بشه

    دعای ما فایده ای نداره وقتی خودت حرکتی نمی کنی...پاشو خانومی از همین الآن شروع کن

    به خودت انرژی مثبت بده تأثیرشو به مرور زمان می بینی...
    راستی استخر هم برو حتما خیلی واسه آرامش خوبه
    ویرایش توسط فاطمه بانو : دوشنبه 30 شهریور 94 در ساعت 00:47

  17. کاربر روبرو از پست مفید فاطمه بانو تشکرکرده است .

    zzzz (دوشنبه 30 شهریور 94)

  18. #10
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1394-2-06
    نوشته ها
    339
    امتیاز
    15,253
    سطح
    79
    Points: 15,253, Level: 79
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    700

    تشکرشده 557 در 227 پست

    Rep Power
    72
    Array
    سلام اول یچیز بگم برام جالب بود وقتی تایپیکوباز کردم به غیراز بچهایی که میشناسم مثل اعجازعشق باغبان شیدا ای تک کسایی که شاید تازه عضوشدن پست گذاشتن بخاطر عنوانشه یجوری نوشتم که کاربرارو جذب کردم خودم هواسم نبوده ولی نمیدونم چرا نتونستم سامانو جذب خودم کنم اره بچهای اینجا منو دوس دارن هنوز منو ندیدنا ولی فهمیدن مظلومم هیچی تودلم نیس ناراحتم شخصیت درونی بیرونی منو شناختن اما موندم چرا نتونستم سامانو جذب خودم کنم تو محیط مجازی این همه دوست دارم که دلسوزانه دارن کمک میکنن به پای من شاید حرص بخورن ناراحت شن اما منیکه دوسال تموم خودمو به اون عوضی اثبات کردم همچیمو عشقمو اخلاقمو وفاداریمو پاکیمو عرضمو ثابت کردم منونخواست طردم کرد نتونستم برم تو دلش اخه چرا
    بچها چرا ب دلش ننشستم؟
    فقط بخاطرزیبایی بوده؟اگه دختری پیداشه ب دلش بشینه ولی دختربدی باشه سامان باهاش ازدواج میکنه؟
    ملاک اصلی ب دل نشستنه؟مگه نمیگن عشقوعلاقه بعداز ازدواج و زندگی به وجود میاد ؟
    راستش من دارم میرم دکترزیبایی فکرمیکنم زشتم یه رفتاری باهام کرده که علتشو همین میدونم وگرنه به علت چی میتونه منو طرد کنه؟ همچیم خوبه که میدونم مثلا اعتماد بنفس ب تحصیلاتم ب شغلم دارم میدونم خوبم ولی ب ظاهرم نه چون اون ظاهر منو نپسندید
    دوستم میگه ساناز بخدا خوشکلی من میگم اگه خوشکل بودم منو میخواست ببین چقدزشتم که اینجوری ضایم کرد تو تلگرام و بلوکم کرد :(بهم بدجور برخورد انگار تف کرد تو صورتم تحقیرشدم :(
    من خودمومیزارم جاش اگه واقعایه پسرپیدا شه ب دل من ننشینه و همچیش خوب باشه مثلا اگه از ظاهرش خوشم نیاد میگم اینجوری لباس بپوشی بهتره و بهت میاد یکارمیکردم جوری بشه ک دوس داشته باشم چون میدونستم مورد خوبیه همچی ظاهر نیس
    ولی متاسفانه سامان نخواس میتونس بگه اینجوری تیپ بزن هم حجابت حفظ میشه هم من بیشتر دوس دارم یا میگف این مدلی ارایش کن ازین ناراحتم حتی منو نذاش تو اب نمک
    ببینیدچقد ازم متنفره :(
    اقایون اگه واقعا جای سامان بودید چه میکردید؟؟؟ میشه برام بگید مثلا اگه ساناز نامی با شرایط من بود و ب دل شما نمینشست بلوکش میکردید؟ بدبختی اینه بمن میگف تو ارایش کردن بلد نیستی :( همه مردا دوس دارن زنشون ساده باشه دنبال اینچیزا نره اصن بایدازخداش بود حرصم ازین میگیره میتونس اگه ازظاهرم خوشش نیومد ظاهرمو تغییربده ولی نکرد


 
صفحه 9 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نمیتونم از حق خودم دفاع کنم.
    توسط Pooh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 خرداد 94, 00:32
  2. چه طوری میتونم بخشی از حافظه مو پاک کنم
    توسط ribbon در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 03 مهر 92, 17:59
  3. نه میتونم ادامه بدم نه جدا بشم
    توسط sheidajojo در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 مرداد 92, 10:57
  4. با خانواده افسرده ام چه کار میتونم کنم؟
    توسط pardis 1995 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: شنبه 15 مهر 91, 05:48
  5. هرچی به شوهرم میگم میگه نمیتونم!خوب منم نمیتونم چیکار کنیم؟؟؟؟؟؟
    توسط matra در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: شنبه 29 بهمن 90, 22:27

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.