سلام به همه دوستان بزرگوار تالار همدردی
یک سوال همیشه ذهن من رو مشغول کرده بود که ؛؛؛
چرا ؟؟؟؟؟؟؟ با وجود این همه اتفاقاتی که در جامعه می افته و همه از عواقب کار اون اطلاع دارند پس ؛؛؛
چرا ؟؟؟؟؟دوباره این کار رو انجام می دیم .
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟ تجربه های تلخ دیگران رو دوباره تجربه می کنیم . و یک تجربه تلخ دیگه به جا می گذاریم و برای خودمون ؛؛؛؛ خانوادهامون ؛؛؛؛ آیندمون ؛؛؛؛؛ و ... درد سر درست می کنیم .
و مهم تر از همه اونها برای خودمون استرس درست می کنیم که در اوج جوانی که نیاز به شادی و نشاط هست داریم با یه فکر مخدوش شده سر و کله می زنیم .
و گاها به نتیجه هم نمی رسیم . و اگر هم سست اعتقاد باشیم دست به خود کشی می زنیم .
چرا ؟؟؟؟؟؟
مخاطب من شما دختر خانمها هستید شما چرا ؟؟؟؟؟؟؟
* شما به اینده خودتون فکر نمی کنید ؟
* به پدر و مادری که با تمام وجود شما رو بزرگ کردند و در نظر خودشون یک دختر پاک دارن تحویل جامعه می دن ؟
* به همسر آیندتون که به خیال خودشون دارن با یه دختر عفیفه ازدواج می کنند ؟
* گذشته از همه اونها به جزای گناه به این بزرگی ؟
* چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ای کاش یکی بود و جواب تمام این چرا ها رو به من می داد ...
ببخشید یکمی رک صحبت می کنم آخه خیلی دلم گرفته ...
با شما خانم ها هستم دوباره سوال ؟؟؟
خانمی که به خیال خودت با یه پسر دوست شدی و عاشقانه همدیگررو دوست دارید ؟
فکر می کنی اون آقا چقدر مورد اعتماد و اطمینان شماست ؟
از کجا می دونی توی اون خونه به جای یک نفر چند نفر نباشه ؟( خواهش می کنم ببخشید مخاطبم افراد خاص هستند و گرنه همه گل هستند )
ای کاش یکی بیاد و جواب همه این چرا های من رو بده << ای کاش و ای کاش و ای کاش >>














علاقه مندی ها (Bookmarks)