به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 86

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم


    سلام.
    دیگه نمیخوام بگم شوهرم خانوادم یا هر کس دیگه ای. فقط میخوام از خودم گله کنم، از خودی که دیگه به زانوم دراورده، از خودی که به معنای واقعی خستم کرده.از خودم بدم میاد.
    من یه آدم وابسته، حساس و زود رنج هستم که خودمم نمیدونم دارم چی کار میکنم. زود عصبانی میشم.از تهمت متنفرم اما همیشه دچارش میشم.
    متاسفانه انقد حرف بقیه واسم مهمه که در اوج عصبانیت ازشون خواهش میکنم که بهم فرصت بدن واسشون توضیح بدم و وقتی بانامردی کامل رو حرف خودشون پافشاری میکنن و به تهمتاشون ادامه میدن و میخوان اون محیطو ترک کنن حتی شده به لباسشون میچسبم و التماس میکنم بهم گوش بدن حتی به قیمت اینکه کتک بخورم و دستام و بدنم کبود شن. تازه بعد از اینم منت و منت ومنت و......
    از قهر، از رفتن و برنگشتن، از تنها موندن، از حرفها و تیکه های مردم، از سرزنش و سرکوفتهای خانواده ام و از سایه خودم میترسم.
    از بچگی همین بودم حتی وقتی مقصرم نبودم معذرت میخواستم.وقتی کسی باهام قهر بود نه خواب داشتم و نه خوراک. از رنگ چهرم همه میفهمن. دستام میلرزن.
    چرا من انقد خودمو ذلیل و خوار میکنم.چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چون تا حالا تجربه کردم وقتی تنهام دوست دارم بمیرم . چون تا حالا تیکه و سرکوفت زیاد شنیدم. چون این جور وقتا صدای قلبمو میشنوم. چون بی خیال نیستم. چون بی عرضم.
    این میدونم دیگه دارن از این رفتارم سوء استفاده میکنن. ازم باج میگیرن.
    خیلی وقتا بیخودی دلم میگیره، واقعا بیخودی، دوست دارم گریه کنم. از رابطه جنسی حالم به هم میخوره. بلد نیستم با هرکسی چطوری برخورد کنم. وابستم. زودرنجم. با اینکه به خدا ته دلم هیچی نیست جز مهربونی اما نمیدونم چطوری حرف میزنم که متهم میشم، که از صحبتام بدشون میاد، اون چیزی که برداشت میکنن با نظر من زمین تا آسمون فرق داره. چی کار کنم چه خاکی توسرم بریزم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چند روز پیش رفتم پیش یه روانپزشک بهم چندتا دارو داد و گفت بعد از اتمام اینا دوباره بیا پیشم.
    کمکم کنید رفتارامو درست کنم.
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  2. 5 کاربر از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده اند .

    آفتاب همدرد (سه شنبه 28 تیر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دیگه از دعوا خسته شدم چطوری خودمو تغییر بدم؟
    توسط malane در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 11 بهمن 95, 14:59
  2. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 مهر 93, 00:41
  3. تغییر ناگهانی بعد خواستگاری
    توسط tanha-hamdard در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 10:55
  4. تغییر نظر خواستگاران پس از اطلاع از مشکلم
    توسط saba24 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: شنبه 20 اسفند 90, 18:10
  5. احساس می کنم قدر من رو نمی دونه! به دنبال تغییر هستم
    توسط masoudoo در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: جمعه 18 آذر 90, 10:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.