به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 25 نخستنخست 123456789101112131415161718 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 246

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    مرسي . امروز مادر شوهر خواهرم فوت كرد . خيلي با خواهرمينا رفت و آمد داشتيم . گفتم شايد بهش بگم بهتره شايد اونم بخواد يه تسليتي بهشون بگه . مي دونم كه از نظر اون ديگه با من نسبتي نداره . اما گفتم شايدم خداي نكرده ...
    اما از صبح هر چي زنگ مي زنم گوشيش مي ره رو پيغام گير . شدم عين اون موقع ها كه نگرانش بودم . فكر و خيال داره مغزمو متلاشي مي كنه . ميگم نكنه با يه دختري رفته بيرون . يا شايدم ديگه خسته شده از اين بلاتكليفي خواسته خودشو بي خيال نشون بده گوشيشو عوض كرده . آخه هميشه مي گفت يا بيا بريم طلاق بگيريم يا مي رم يه جايي كه ديگه دستتم بهم نرسه اون وقت تو مي دويي دنبال من . اعصابم دوباره بهم ريخته . خدايا چرا نمي تونم اينقدر بي خيال باشم . خودمم مي دونم كه ديگه همه چي تموم شده اما هنوز دست و پام مي لرزه . مي گم خدايا يعني اون الان با يه دختره ديگه رفته بيرون .
    ديوونه شدم . اين چه زندگي اي يه .

    من ديروزم بهش گفتم گفتم چرا انقدر عجله مي كني مگه همين الان داري زن مي گيري كه تنها نگرانيت طلاقه . گفت نه ولي يعني چي اينكاراتون . چرا همش مي پيچونين . من خسته شدم از اين بلاتكليفي .

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 آذر 91 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,054 در 617 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    عزیز من،

    با منطقت تصمیم بګیر.
    با خاطره ی خوش جدا بشیم یعنی چی؟؟

    اصلا و ابدا باهاش در این زمینه همکاری نکن. هر کس ناراحته و می خواد جدا بشه، خودش اقدام کنه.
    یک بار تلفنش را جواب بده و بګو من مشکلی ندارم. زندګیم و تو را هم دوست دارم و دلیلی برای جدا شدن و طلاق نمی بینم. شما هم اګر مایلی که زندګی کنیم، برګرد بیا سرخونه زندګیت. نیستی، هر کاری که دوست داری بکن. می خوای درخواست طلاق بده. می خوای نده ... برای این موضوع هم دیګه با من تماس نګیر. من کاری نمی تونم بکنم. اصلا فکر کن طلاق ګرفتیم. برو دنبال زندګیت. هیچ مدل ابراز علاقه هم نکن. دلم تنګ شده و دوست دارم و تنهایی سخته و ... هیچی نګو. نه مثبت و نه منفی.

    هر چقد دوست داری بیا اینجا بنویس و حرف بزن. دوستهای همدردی تنها نمی ذارنت. سعی کن به خودت روحیه بدی. اصلا هم منت نکش و آویزونش نشو. یه کم تنها بذارش و حتی جواب تلفن هاش را نده تا دلش تنګ بشه. نګران بشه.
    اون باید یه مدت از تو دور باشه تا بتونه تصمیم بګیره که می خواد چیکار کنه. خودش هم در فشاره. خودش هم سختشه.

    اګر حتی با کسی هم باشه، فعلا تو کاری نمی تونی بکنی. بیخودی فکر خودت را درګیر نکن. رهاش کن. بذار بره، یکسال که تنها و سرګردون بود ... شاید تونست با خودش و مساله کنار بیاد، شاید تونست راه حلی بیدا کنه و برګرده. اصرار تو الان راه به جایی نمی بره، فقط دورش می کنه.

    شاید هم خانواده اش بفهمند و به کمک بزرګترها حل بشه. شما با هیشکی صحبت نکن. تحریکش نکن. درعین حال هیچ اقدامی هم نکن. راههای بازګشت را باز بذار.

    اون الان خودش به اندازه کافی با خودش درګیر هست. درکش کن. از یه طرف سخته براش که زندګیش را از دست بده و از طرف دیګه براش سخته که ادامه بده.

  3. 4 کاربر از پست مفید بهشت تشکرکرده اند .

    بهشت (سه شنبه 28 دی 89)

  4. #3
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    5 شنبه كه گفتم گوشيش نمي گرفت آخر شب يه بار زنگ زد گفت كاري داشتي زنگ زده بودي ؟ گفتم آره مادر شوهر خواهرم فوت كرد مي خواستم بهت خبر بدم . تلفنت خراب شده ؟ گفت نه شمارمو عوض كردم اينطوري راحت ترم توام اگه باهام كاري داشتي به سر كارم زنگ بزن . گفت باشه بهشون زنگ مي زنم تسليت مي گم و همين . بهش گفتم تو كه گفتي حتي اگه طلاق بگيريم با هم دوستيم و از اين حرفا . چي شد ؟ گفت نه اينطوري راحت ترم كار داشتي سركارم زنگ بزن .
    ديروز يكي از فاميلامون درباره يه دكتري حرف زد به اسم دكتر نباتي . مثل اينكه خيلي آدم عارفيه و خيلي شفا مي ده و معجزه مي كنه . مشكلات مردمو خيلي حل مي كنه . من اصلا اعتقادي به جنبل و جادو ندارم . ولي برادرم مي گفت اصلا پولي نيست خيلي عارفه و فقط مي گه به عنوان مزدم اگه مشكلتون حل شد نمازتونو ترك نكنيد . و خانمها حتما چادر سر كنن .
    نمي دونم ديگه از همه جا نااميدم . مي خوام براي آخرين تير توي تاريكي يه وقت بگيرم برم پيشش شايد دعاي اون مستجاب شه و مشكلم حل شه . نمي دونم خدا مي دونه .
    فقط بدبختيم اينه كه اصلا با خانوما حرف نمي زنه حتي براي وقت گرفتن كه زنگ مي زني اگه خانوم باشي جواب نمي ده و مي گه به مردا فقط وقت مي ده .
    منم نمي تونم به هيچكس بگم كه برام وقت بگيره مامانمينا نمي دونن كه من چقدر ناراحتم . پيششون خيلي خوب برخورد مي كنم دوست ندارم بيشتر از اين ناراحتشون كنم . مي خواستم به برادرم بگم زنگ بزنه وقت بگيره ولي ديدم اونم ممكنه به ماردمينا بگه و اونا هم غصه بخورن .
    فعلا كه دارم فكر مي كنم ببينم مرد از كجا بيارم ؟چه شرايطي ام مي ذاره اين آقاهه آخه يكي مثل من بدبخت كه كسي رو نداره چيكار كنه تو اين موقعيت ؟
    خلاصه ديگه اين آخرين راهه . خيلي دعا و نذر و نياز كردم . اينم مي رم پيشش شايد جواب داد . من ديگه به شوهرم زنگ نميزنم . وقتي اينكارو مي كنه يعني دوست نداره من مزاحمش شم . منم ديگه فقط عا مي كنم و اگه نشدم ...


  5. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 بهمن 89 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1389-9-29
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    1,860
    سطح
    25
    Points: 1,860, Level: 25
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    25

    تشکرشده 25 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    سلام دوست عزيز
    من هم راجع به اين آقا شنيدم ولي خواهش ميكنم چند تا سوال از خودت بپرس:
    كمال را چي معني ميكني؟
    اختيار يعني چي؟خداوند كجاي زندگيت قرار داره؟تو يه آدم بالغ و با شعوري.چرا فكر ميكني با چنين چيزهايي مشكلاتت حل ميشه.اگه ميخواي اينطوري مشكلاتت را حل كني پس داري يه جورايي اعتراف مي كني كه ناتواني و اين يعني فراموش كردن خدا.
    ببين دوست عزيز تو تمام تلاشت را بكن و به خدا توكل كن [u][color=#32CD32].اگر از خدا نااميدي مي توني بري سراغ اين چيزها.
    به نظر من اين يه امتحان براي محك زدن خودته.زندگي بالا و پايين داره و همين تلاش كردنها ست كه انسان را به سوي كمال سوق ميده.تو بايد با مشكلاتت بجنگي و نااميد نشي.اين مسئله يكي از مشكلات زندگيته.از اون بزرگتر اخلاقته اين را هم مي خواي بگي اون آقا برات حل كنه...

  6. 3 کاربر از پست مفید sorm تشکرکرده اند .

    sorm (سه شنبه 28 دی 89)

  7. #5
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    نه معلومه كه بخدا توكل مي كنم . اتفاقا اعتقادم خيلي زياده به خدا . از مشكلمم نمي خوام فرار كنم . فقط مي دونم كه دعا خيلي توي حل مشكلات كمكم مي كنه . توكل كردم به خدا . ولي خيلي تعريف اين آقاي عارف رو شنيدم . خيلي وقت بود دوست داشتم برم پيششون ولي تا حالا پيش نيومده بود كه مشكل خيلي حادي داشته باشم .
    من دارم مي رم پيش مشاور و خيلي هم دلم مي خواد كه اشتباهاتمو اصلاح كنم و فقط ميخوام كه اون بر گرده تا اگه امكان داشته باشه با هم بريم پيش يه مشاور و با هم دوباره زندگيمونو درست كنيم . حتي اگه زندگيم با اون به آخر برسه بازم مي رم پيش مشاور و ازش كمك مي گيرم واسه اصلاح خودم . ولي دوست دارم حالا كه اين مشكلات پيش اومده بتونم مشكلمو حل كنم و با شوهرم زندگي كنم . فقط چون دوستش دارم و مي دونم كه خيلي از مشكلاتمون تقصير من بوده دوست دارم كه جبران كنم همين .
    به خدا هم كاملا توكل دارم و حتي مي دونم كه اگه طلاق بگيرم حتما خدا مصلحت دونسته . ولي دست از دعا كردن هم بر نمي دارم . آدم وقتي دلش مي شكنه و به يه مشكلي بر مي خوره بيشتر ياد دعا و راز و نياز مي افته .

    شنيدم كه اين آقا مستجاب الدعوه هستن . يعني شما فكر مي كنين كسايي كه مي رن پيش اين آقا به خدا اعتقاد ندارن كه مي رن پيشش ؟
    ايشون فقط يه وسيه هستن . خدا تا نخواد اتفاقي نمي يوفته خودمم مي دونم .

  8. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 بهمن 89 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1389-9-29
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    1,860
    سطح
    25
    Points: 1,860, Level: 25
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    25

    تشکرشده 25 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    نه عزيزم اصلا منظور من اين نبود .
    حرف من اينه كه انسان اونقدر توانايي داره كه مي تونه هر كاري بكنه.منظورم اينه كه به خودت و تلاشهايي كه داري مي كني اعتماد كن و همون طور هم كه ميگي به خدا هم توكل مي كني پس حتما چيزي كه به صلاح باشه حتما اتفاق ميفته .من هم برات دعا ميكنم و از صميم قلبم آرزو دارم كه مشكلت حل بشه.

  9. کاربر روبرو از پست مفید sorm تشکرکرده است .

    sorm (سه شنبه 28 دی 89)

  10. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    ممنون . با اينكه خيلي سخته اما دارم به هر چيزي چنگ مي زنم ديگه .
    خيلي از راهنمايي هاي دوستان اينجا استفاده كردم . واقعا خيلي و هنوزم دارم استفاده مي كنم . هر چند هنوز مشكلم با همسرم حل نشده . اما اميدوارم و اگه هم نشد ديگه زندگيمو مي كنم . فعلا تنها تلاشم اينه كه اين زندگيم از هم نپاشه .

  11. 2 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (شنبه 25 دی 89)

  12. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 مرداد 91 [ 19:03]
    تاریخ عضویت
    1389-3-04
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    2,922
    سطح
    33
    Points: 2,922, Level: 33
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    216

    تشکرشده 222 در 93 پست

    Rep Power
    32
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    من یک سوال دارم چرا خودتو این همه مقصر می دونی و شوهرتو بی تقصیر؟

  13. #9
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    بابت قضيه همون پسره كه پيش اومد مي دونم كه كارم خيلي اشتباه بود . اصلا نبايد اينجوري مي شده . بعدشم عوض اينكه به قول دوستان سعي كنم كه اعتمادشو جلب كنم بازم حواسم نبود و خيلي وقتا سوتي دادم . مثل قضيه همكارام كه گفتن . اگه بلد بودم و مي تونستم مديريت كنم بايد همون موقع مي رفتم پيش مشاور و ازش كمك مي گرفتم ولي نرفتم فكر كردم همه چي تموم شد . خوب اونم مي تونست خيلي كمك كنه ولي نكرد . ولي من اگه مي فهميدم كه انقدر برام اهميت داره و از دست دادنش انقدر ناراحتم مي كنه خودم بايد حواسمو بيشتر جمع مي كردم كه نكردم .

  14. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    دوست من
    شما هردو مقصرید و تقریبا اشکال هردوتون هم بهم شبیه!
    من فکر میکنم شوهرت از اول یه چیزی تو ذهنش بوده که با هر کوتاهی یا تقصیر تو زود از کوره در رفته و حرف از جدایی و طلاق زده!
    شما هم که خودت اعتارف میکنی بارها مشکل از ناحیه تو بوده و اون بخشیده و نادیده گرفته تا این ابر آخر که دیگه گفته نمیتونم .
    عزیز من شما هردو باید خودتون رو اصلاح کنید نه به تنهایی! چون اینطوری 50 درصد مشکل حله و 50 درصد دیگه همچنان باقی و این یعنی بازم دردسر...
    اون لج کرده و چون میدونه تو به طلاق راضی نیستی مدام از این حربه استفاده میکنه که تو رو بیشتر اذیت کنه!

    البته شایدم پست همه این اذیتها و حرف از طلاق زدنهاش هنوز محبت تو جا خوش کرده و بیرون آمدنی نیست اما شوهرت میخواد اینبار به به شکلی متفاوت تر از دفعه های قبل ازت اعتراف بگیره طور یکه دیگه مواظب باشی و خطا نکنی ! نمیشه گفت چون حرف از طلاق میزنه 100% دلش هم همینو میخواد چون بین حرف تا عمل خیلی فاصله ست عزیزم .
    تو همچنان که بهش گفتی میرم پیش مشاور برای اصلاح خودم کارتو بکن(و واقعا برو) و همچنان هم بگو با طلاق موافق نیستی و همچنان بگو هرکاری خودت دوست داری بکن اما من راضی به طلاق نیستم

    امیدوارم خدا مشکلتون رو به بهترین وجه حل کنه


 
صفحه 8 از 25 نخستنخست 123456789101112131415161718 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. به نظر شما بايد اين رابطه رو تموم كمك (لطفا راهنماييم كنيد)2
    توسط niaz64 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 28 مهر 91, 23:11
  2. چرا بايد از هم ترازان خود در زندگي پايين تر باشم‌؟!
    توسط m.h23 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 26 مرداد 91, 01:12
  3. در مورد مراحل طلاق و مشكلاتش راهنماييم كنيد
    توسط nahid-n در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 خرداد 91, 00:42
  4. لطفا راهنماييم كنيد
    توسط nabitanha در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 16 خرداد 91, 16:27
  5. ديگه راه حلي به نظرم نمي رسه،لطفاً راهنماييم کنيد
    توسط sogand_nou در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 اسفند 86, 10:41

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.