به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 94
  1. #71
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 اردیبهشت 90 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1389-2-29
    نوشته ها
    83
    امتیاز
    2,929
    سطح
    33
    Points: 2,929, Level: 33
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    240

    تشکرشده 247 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: در جستجوی عشق...

    سلام دوستان عزیز.
    میدونین تفاوت اینجا با مشاوره چیه؟هر چند اینجا بیشتر افراد از روی تجربه شخصی بحث میکنن ولی چون نوشتاری هست همه جملات زیر زربین میره و خوشحالم که دوستان وقت میذارن و روی مسائل تعقل میکنن.
    بحثی که ایجاد شده باعث شد که در خودم موشکافی کنم و بیشتر به خودم فکر کنم.هیچ وقت به این موضوع با این دید نگاه نکرده بودم و از این بابت ازتون ممنونم که من رو به اندیشیدن وا داشتین.هر چند هنوز هم باید بیشتر فکر کنم اما در باب صحبتهایی که شد حرفها و نقطه نظراتی دارم:
    هرکسی از ظن خود شد یار من ..........از درون من نجست اسرار من
    دوستان هر کسی با توجه به موقعیتی که داره و تجربه و دیدگاه شخصی که داره در هر موضوعی برداشت خاص خودش رو داره و واقعا تا وقتی که در موقعیتش نباشی نمیتونی واقعیت رو لمس کنی.یا باید برات پیش اومده باشه یا از نزدیک با آن موضوع در تماس بوده باشی.مثل یک مشاور که میتونه به مرور با استفاده از تجربیات دیگران دیگران رو بهتر درک کنه.در مورد موضوع من هم افرادی که ازدواج کردن شاید بهتر بتونن درک کنن که من چی میگم.صرف خواندن و برسی و تعقل در مورد یک موضوع نمیشه در مورد کسی تحلیل شخصیتی داد.نه این که شما اشتباه میگین اما قضاوت با استفاده از تعریفات تا تجربه فرق میکنه.اما این خیلی مهمه که هرکسی با درک و دونستن این مسائل وارد زندگی بشه اون وقت خودت رو در شرایط زندگی بهتر درک میکنی و سردرگم نیستی.
    از صحبت ریحانه خانم شروع میکنم:
    من کاملا با شما مخالفم .چون دقیقا این همون مرده پرستی هست که توی اکثر جاها مخصوصا ایران دیده میشه.چرا ما باید بعد از ازدست دادن همدیگه به یاد خوبی های هم بیفتیم؟؟؟؟!!!!!
    خب این یک چیزه واضحه که شوهرم بعد ار مرگ من بهم خواهد ریخت.مدتی عذاداری که برای هر کسی مدتش فرق میکنه.تازه یادش به وجود من میفته وتازه من رو میبینه.خب یک ور قضیه عادت کردنه.یک طرف نیازهایی ست که من برایش فراهم کردم.تازه اول مشکلاتشه.این نیاز به فکر کردن هم نداره یه چیزه طبیعی ست.
    خب بعد از یک مدت او روحیش رو بدست میآره.آیا باید خونه نشین شود.آیا قبل از ازدواج با من خونه نشین بود.نه؟ا. به زندگیش ادامه میدهد کار میکند همنطور که قبل از من هم همین کار را میکرد.خب الان با وجود یک بچه هم مطمئنا نیازش به من پررنگ تر خواهد شد.
    من هم دوست دارم او من را به خاطر وجود خودم دوست داشته باشد نه به خاطر نیازهایی که برآورده میکنم.
    و نکته دیکه اینکه با توجه به صحبتهای ریحانه خانم .
    تمام این خصوصیات مثبت رو، و خیلی های دیگه که فقط خودت می تونی بفهمی رو، داره؛ چون تو در زندگیش وجود داری
    البته این جمله امیدوار کنندست اما یعنی چی؟!
    یعنی خصوصیات مثبتی رو که داره قبل از من نداشته!!!!!
    که البته حتی اگه مواردی هم هست که به خاطر وجود و حضور من اون رو سرشار کرده خیلی خوشحال خواهم شد که از زبون خودش بشنوم یا در رفتارش ببینم و درک و لمس کنم حضور سبزم رو در زندگیش.
    من یک آنتراک به خودم بدم در مورد صحبتهای دیگران هم حرف دارم و جای بحث زیاد.
    ادامه دارد....

  2. کاربر روبرو از پست مفید m.m.a تشکرکرده است .

    m.m.a (جمعه 21 خرداد 89)

  3. #72
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 اردیبهشت 90 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1389-2-29
    نوشته ها
    83
    امتیاز
    2,929
    سطح
    33
    Points: 2,929, Level: 33
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    240

    تشکرشده 247 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: در جستجوی عشق...

    عشق:دلبستگی؟یا وابستگی؟
    عشق:دلبستگی؟یا وابستگی؟
    این تایپیکی بود که مدیر همدردی قبلا لیجاد کرده بود و من البته خوانده بودمش اما به خودم نگاه نکرده بودم و جای بسی تشکر است که باعث شدین به خودم نظر کنم.
    من نوعی خودم رو عاری از عیب و نقص نمی دانم و انسان کاملی نیستم و چه بسا این تعاریف که در دلبستگی وجود دارد بیشتر شامل حال انسانهای کامل میشود که من در اطراف خودم انسان کامل به معنای واقعی را ندیده ام و فقط شنیده ام.
    هر چند سعی بر این دارم که ظرفیت انتقاد پذیری خودم را بالا ببرم و صرف اینکه مخالفت میکنم دلیل بر این نیست که انتقاد پذیر نیستم.سعی خود را میکنم که خودم را منطقی در ذهنم تحلیل و برسی کنم.
    کامران عزیز برادر خوب
    ممنون که من رو به چالش کشیدید.
    من نمی خواهم بگویم که احساسم به شوهرم در گذشته وابستگی بوده یا دلبستگی؟اما طبق گفته شما تعریف دلبستگی و وابستگی در همدردی را برسی کردم و فعلا طبق همین تایپیک خودم را برسی میکنم:
    تفاوت اول
    دلبستگی :رابطه ای خاص و پایدار بین 2نفراست که بواسطه خواستن یکدیگر , آن دو به هم نزدیک می شوند و هردو تمایل دارند.
    وابستگی :به رابطه ای اشاره دارد که درآن وجود یک فرد به طرف مقابلش بستگی دارد (اگر تو نباشی ,من مرده ام )
    در مورد من صدق نمیکرد.
    من دیگه نقل قول نمیکنم اما:
    تفاوت دوم رو درست درک نکردم ولی در مورد تفاوت سوم:
    وابستگی از احساس نا امنی شکل میگیرد.
    در مورد خودم .این احساس نا امنی از کجاست؟
    اگر مربوط به دوران مجردیست که من هیچگاه در بستر خانواده احساس نا امنی نمیکردم و یا اینکه بگویم ازدواج و داشتن شوهرم به من فراق بال و آرامش و امنیت نداشته ام را داد.نه اینطور نیست.یا اینکه وقتی شوهرم نبود احساس نا امنی میکردم.
    پس در مورد من صدق نمیکنه و نمیکرد.
    و در مورد تفاوت چهارم:
    تفاوت چهارم
    دلبستگی : احساس تعلق وجود دارد.
    وابستگی : احساس تملک و جود دارد.

    این چیزیه که کسانی که متاهل هستند بهتر درک میکنن.نمیدونم روابط دختر و پسرها چه جوریست چون من در دوران مجردی دوست پسر به معنای واقعی نداشتم.نمیدونم اون احساس متعلق بودن با اون همه حس تردید در ازدواج و با هم بودن شکل میگیرد یا نه؟
    تعلق داشتن در ازدواج همراه با اعتماد و فراق بال از اینکه او دیگر همراه توست در سختی و خوشی...
    همون حس تعهد و مسئولیت که در دوستی از نظر من نیست چون همراه با تردید است.ترس از دست دادن.بی اعتمادی و...
    من در مورد خودم میگم.وقتی من ازدواج کردم.احساسی را تجربه کردم که تا اون موقع تجربه نکرده بودم.حس متعلق بودن.به همسرت همراهت.این با اعتماد همراه بود.نه تردید.نه ترس.
    و این از تظر من طبیعیست که از همسرت هم انتظار داشتن این حس را داشته باشی.
    اما چه طور؟چطور بفهمم که او این حس را دارد وقتی نمیفهمم احساس نمیکنم لمس نمیکنم.
    من نمیتونم قبول کنم که من حس تملک داشته ام.هر چی یادم میآد اون رو در منگنه قرار ندادم حتی هیچ وقت گدایی عشق نکردهم.محبتم را ابراز کرده ام .اما مگر من رباط هستم که اتظاری از او نداشته باشم.
    او ازاد است به هر که دوست دارد عشق بورزد.من تملکی بر او ندارم.اما این تا چه میزان درست است.
    اگر ببینم او بارها با دختری گرم بگیرد.باید او را آزاد بگذارم(برای مثال گفتم).چون تو متعلق به منی و من به توو
    حسادت اینجا مفهومی ندارد؟؟؟!!!!
    واقعا شما که انسان کاملی هستید حسادت نمیکنید؟!!!!!!!
    من هنوز کامل نیستم و نمیتونم بگم حسادت نمیکنم.
    عشق ورزیدن به خانواده:تا چه حد؟!!!!
    مگر نه اینکه باید حد و مرزی باشد.
    من بیشتر از حدی از آن را نمیتوانم قبول کنم.پس مقاومت میکنم.آیا این حس تملک است؟
    تفاوت ششم
    دلبستگی :فرد را آنطور که می خواهیم .
    وابستگی:فردرا آن چنان که می خواهیم , شکل می دهیم .

    من شوهرم را دوست داشتم به خاطر آنچه که بود نه به خاطر آنچه که من میخواستم بشود.
    فکر میکنم این با انتظاراتی که همسران از هم دارد فرق میکند.
    وقتی انتظارات من برآورده نشود چی؟
    من حق ندارم انتظار داشته باشم از کسی که او متعلق به خود میدانم؟!
    این واقعا یعی خودخواهی؟؟؟؟؟!!!!!!
    پس من چی؟
    باید انسان کاملی شوم تا انتظار نداشته باشم؟؟؟؟
    بی چشمداشت عشق بورزم؟؟؟؟؟؟
    مگر نه اینکه رفتار و منش او باعث عشق ورزیدن من میشود؟؟؟؟؟؟
    .....
    ببخشید من یک کم دستم کنده خسته شدم هنوز حرفام ادامه داره....

  4. #73
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: در جستجوی عشق...

    سلام،

    نکته اول، ما اینجا تنها بر اساس همین نوشته‌های شما تجزیه و تحلیل می‌کنیم، و مسلماً در جریان جزئیات زندگی‌ شما نیستیم،

    نکته دوم، با توجه به صحبت‌های شما، در چند پست قبل، من تمام نشانه‌های زیر را دیدم...
    -----------------------------
    تفاوت هفتم
    دلبستگی :شدت احساسات مثبت و منفی نسبت به معشوق در حد تعادل قرار دارد وابستگی : احساسا ت شدید و غیرقابل کنترل نسبت به معشوق(گریه کردن در نبود همسر) مشاهده می شود.

    تفاوت هشتم
    دلبستگی : عشق غیر مشروط است .
    وابستگی :عشق مشروط است .

    تفاوت نهم
    دلبستگی : نوع عشق دگر خواهانه است .
    وابستگی : عشق خود خود خواهانه است .

    تفاوت دهم
    دلبستگی: توان عشق ورزیدن به خود و دیگری
    وابستگی :ناتوانی در عشق ورزیدن به خود و دیگری .

    تفاوت یازدهم
    دلبستگی :مشتاق رشد است
    وابستگی مانع رشد است .

    تفاوت دوازدهم
    دلبستگی :موجب آرامش و نهایت است
    وابستگی :به شکست ختم می شود .

    -----------------
    البته مسلماً ، این به این معنی‌ نیست که شما مقصر هستید یا چیزی از این دست...

    چرا که زندگی‌ مشترک یک تعامل دو جانبه هست، و برای زنده نگاه داشتن عشق و علاقهٔ‌، دو طرف باید از آن مراقبت کنن...

    از آنجا که اطلاعات ما در مورد شما محدود هست و خود شما هم ترجیح میدین، همچنان محدود بماند،

    من شخصاً با نظر باران گرامی‌ موافقم،

    حتما، حتما، حتما، با همسرتون حضوراً به مشاور مراجعه کنین،

    چرا که این وضعیت دلسردی در زندگی‌ شما نباید ادامه پیدا کنه، هم شما و هم همسرتون، سزاوار بهتر از اینها هستید...

    سوال، آیا همسرتون با آمدن به مشاوره موافق هستن؟ همراهی می‌کنن؟...

    موفق باشین،

    کامران

  5. 3 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (چهارشنبه 21 دی 90)

  6. #74
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 اردیبهشت 90 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1389-2-29
    نوشته ها
    83
    امتیاز
    2,929
    سطح
    33
    Points: 2,929, Level: 33
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    240

    تشکرشده 247 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: در جستجوی عشق...

    آقا کامران تسلیم.
    ولی نه جدا از شوخی.دو روزه دارم به این موضوع فکر می کنم.از دیشب تا حالا خیلی احساس سبکی میکنم.نمیدونم دقیقا چرا؟!شاید به خاطر پذیرش رفتار های اشتباهم بوده.تا وقتی در مقابلشون مقاومت می کردم احساس خفگی داشتم.
    اول بگم که من و شوهرم قبلا در رابطه با مشاوره اقدام کردیم اما هنوز به جلسات مثمر ثمر نرسیده(ببخشید بیشتر از این نمیتونم توضیح بدم)اما اگه به نتیجه رسید حتما خبر میدم.
    و در ارتباط با موارد دیگه که آقا کامران زحمتش رو کشیدن و نوشتن خودم هم می خواستم ادامه بدم:
    باید بگم درسته .احساسات گذشتم تا حدی بوی وابستگی میدهد.هر چند فکر میکنم این وابستگی هم درجه بندی داره.که در مورد من فکر میکنم خیلی شدید نبود:
    در مورد تفاوت هفتم که گریه کردن رو مثال زدین.درسته.قبلا هم کس دیگری گفته بود که گریه نشونه خوبی نیست.اما باز گریه گردن داریم تا گریه کردن.اگه یه موقع دلم تنگ بشه و چند تا قطره اشک بریزم نه در حد بی تابی
    و تاب نیاوردن.این وابستگیست؟!
    بعضی از تفاوت ها یی که نوشته شده یک معنی رو میده:
    عشق مشروط-خودخواهانه-احساس تملک-فرد را آنچنان که می خواهیم شکل دهیم...
    همش یه معنی میده.
    ولی در مورد تفاوت هشتم:
    یعنی شما میگین من او را دوست دارم اگر...
    اما من میگم من او را دوست داشتم اما...
    من او را دوست داشتم در گذشته همنجور که بود نه به خاطر کارهایی که برایم انجام میداد.نمیدان اصلا چرا دوستش داشتم.شاید به خاطر یک احساس آرامش خوشایندی که به من میداد.
    اما...چی شد که این احساس فروکش کرد؟!
    یعنی رفتار های او مهم نیستند؟!
    تفاوت نهم:
    اینم معنیش مثل قبلیاست.
    من خودخواهم اگر میخواهم که او مرا آنطور که هستم دوست بدارد نه آنطور که او میخواهد!
    ؟؟؟؟؟؟؟؟
    تفاوت دهم:
    شاید این یک کم در موردم صدق کنه.اما نه صددرصد.
    تفاوت یازدهم:
    این هم آره.وقتی فکر میکنم میبینم از بعد از ازدواج رشدی نداشتم تازه پسرفت هم داشتم.
    البته این را هم فقط به احساس وابستگی نمیتونم ربط بدم.دلایل زیاد دیگه ای هم هست.
    تفاوت دوازدهم:
    خب اینم درسنه.احساساتم و روابطم رکود پیدا کرد.اما هنوز نمیتونم اسمش رو شکست بذارم.
    ولی اون شش مورد اول رو اصلا در مورد خودم نمیپذیرم.
    درسته شاید احساساتم کمی رنگ و بوی وابستگی میداد.
    اما برام سوال پیش آمده که چرا من باید وابسته میشدم؟؟؟؟؟
    دلیل خاصی پیدا نکردم جز خودم که شاید از این احساس لذت میبردم؟
    بازم برام سواله.او کار خاصی نمیکرد که مرا وابسته کند.
    ؟؟؟؟؟؟
    نمیدونم کسی که وابسته هست همه این موارد شامل حالش میشود؟!
    الان که فکر میکنم می بینم قبلا هم خودم به این نتیجه رسیده بودم.شاید حدود دو سال پیش.که تا حدی وابسته شدم.اما گویا فراموشش کرده بودم.
    چند جمله از گفته های باران عزیز را هم در مورد خودم نمی پذیرم:
    اینکه او نمی تواند از خصوصیات همسرش که مربوط به او نیست لذت ببرد نشان از خودخواهی دارد پس اینکه او را دوست داشته باش به خاطر خودش و دوستش بدار هرگونه که هست به این مفهوم است که اگر دلبسته هستی باید بتوانی به دور از خودخواهی دوست بداری از خصوصیات خوبش که به شما مربوط نیست هم لذت ببرید .
    و
    و اگر در یک رابطه یکی از طرفین وابسته باشد جدا از این که خود را می آزارد طرف مقابل را هم خسته و فراری می کند .
    به هر حال ممنون کامران و باران عزیز و همراه دلگرم کننده.شما من رو متوجه خودم و اشتباهاتم کردید.
    یه سبد گل تقدیمتون.
    wintersun77 عزیز.ممنون که من رو به تمامی درک کردین.
    با اجازه...

  7. 3 کاربر از پست مفید m.m.a تشکرکرده اند .

    m.m.a (شنبه 22 خرداد 89)

  8. #75
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مهر 04 [ 01:08]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,178
    امتیاز
    33,958
    سطح
    100
    Points: 33,958, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,023

    تشکرشده 6,302 در 1,293 پست

    Rep Power
    141
    Array

    RE: در جستجوی عشق...

    ام ام ای عزیزم

    این جمله من در رابطه با شما نبود بلکه یک جمله کلی هست.


    اگر در یک رابطه یکی از طرفین وابسته باشد جدا از این که خود را می آزارد طرف مقابل را هم خسته و فراری می کند .

    عزیزم وابستگی و وابسته شدن دلیل خاصی نمی خواد یعنی طرف مقابل نیاز نیست کاری کنه تا شما رو به خودش وابسته کنه ، این فقط مشکل شما نبوده و نیست اکثر خانم ها به همسرشون وابسته هستند و از همین وابستگی هم بیشتر خودشون اذیت میشن .

    گفتید که رفتارهای او مهم نیستند؟
    چرا مهم هستند . رفتارهای هر دو شما مهم هستند . برای مراقبت از عشق و محبت هر دوطرف باید تلاش کنند نه یک طرف . اما خوشحالم که پذیرش دارید و ما اینجا نمی تونیم کمک کنیم بلکه شما باید با همسرتون به مشاوره های حضوری ادامه بدید.
    اما شما به سهم خودتون چیزهایی رو که فهمیدید اشتباهه اصلاح کنید . و بدونید که قصد ما کمک به زندگی شماست . شما و همسرتون همدیگر رو دوست دارید اما سر چی و چه اتفاقی افتاده که از ابراز اون خودداری می کنید نمیدونم !!! پس حتما به این مشاوره ها ادامه بدید و بدونید که اگر خودتون خواهان تغییر زندگی تون باشید و مسئولانه برای ایجاد صمیمیت در اون تلاش کنید به نتیجه خواهید رسید .
    این رو هم بدونید طبیعی هست که یک مرد اشتباهات خودش رو سخت بپذیره اما شما سعی نکن بهش بفهمونی اشتباهت کجاست این اصلا (مخصوصا در این شرایط زندگی شما) کار شما نیست و اوضاع رو خراب تر می کنه . مشاوره می تونه به هر کدوم از شما راهکارهایی بده و بهتون بگه اشتباهتون کجاست .
    نمیدونم چند جلسه رفتید اما اگر اول راه هستید بدونید که هنوز زندگی شما داره بررسی میشه و موقع نتیجه گیری نیست پس ادامه بدید

    باور کنید ما نه قصد تخریب شخصیت داریم نه بی احترامی به شما.

    به هر حال ببخشید اگر ناراحتتون کردم .



    وای باز این پست من طولانی شد ................

  9. 4 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    baran.68 (یکشنبه 23 خرداد 89)

  10. #76
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 آذر 90 [ 09:03]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    1,274
    امتیاز
    12,573
    سطح
    73
    Points: 12,573, Level: 73
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,481

    تشکرشده 3,465 در 1,036 پست

    Rep Power
    146
    Array

    RE: در جستجوی عشق...

    سلام دوستان عزیز

    انشاء الله که حال همـــــــــــــه تون خوبه و بهتون خوش میگذره

    m.m.a گلم منو ببخش که تو تاپیکت با همه حرف میزنم


    امروز از شنیدن خبری که خواهر خوبم باران حاملش بود به قدری ذوق زده شدم که نتونستم خودمو کنترل کنم و اومدم تا چند تبریک بگم به دوستان گلم:


    به خواهرمون m.m.a که با توکل به خدا و راهنمای دوستان همدرد عزیز تصمیم جدی و قاطعی که گرفته شکر خدا داره پله های رهایی از کسی که ارزشش رو نداشت رو به خاطر رسیدن به عشقش ،به همسر عزیزش و به پدر فرزندش طی میکنه.
    بهت تبریک میگم و برات آرزوی موفقیت میکنم انشاء الله به زودی بیای و از بهبود روابطت با همسرت بگی و از اینکه رها شدی تا به وصال برسی


    به خواهر عزیزم،دوست نازنین و عاشقم بالهای صداقت عزیز که تو این مدتی که نبودم خیلی خیلی نگرانش بودم و به فکرش .خدا رو هزاران مرتبه شکر میکنم از اینکه تو رو تنها نذاشت و باز هم به بنده هاش ثابت کرد که : اِنَّ اللهَ مَعَ الصابِرین ....طعم شیرین نتیجه صبر گوارای وجودت عزیز دلم
    شیرینم حالا که آقا علی برگشته و مصرانه خواهانه تو و موطلاییه خیلی حواست باشه که خدای نکرده خودخواهی و غرور سراغت نیاد و ... خلاصه اینکه با دقت باهاش برخورد کن چون این همون علی خودته که عاشقش بودی و هستی و خواهی بود انشاء الله.........تبریک میگم عزیزم


    التماس دعا
    زهرا

  11. 6 کاربر از پست مفید m.mouod تشکرکرده اند .

    m.mouod (شنبه 22 خرداد 89)

  12. #77
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 آذر 90 [ 09:03]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    1,274
    امتیاز
    12,573
    سطح
    73
    Points: 12,573, Level: 73
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,481

    تشکرشده 3,465 در 1,036 پست

    Rep Power
    146
    Array

    RE: در جستجوی عشق...

    m.m.a عزیز چه خبر ؟

    نمیای بگی اوضاع چطوره ؟

    خودت ، همسرت و بچه تون ؟

    انشاء الله که همه چی آرومه

  13. کاربر روبرو از پست مفید m.mouod تشکرکرده است .

    m.mouod (دوشنبه 24 خرداد 89)

  14. #78
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 اردیبهشت 90 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1389-2-29
    نوشته ها
    83
    امتیاز
    2,929
    سطح
    33
    Points: 2,929, Level: 33
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    240

    تشکرشده 247 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: در جستجوی عشق...






    سلام خواهر گلی زهرا جون تو خوبی؟
    امروزم یه روز خداست با رنگ خاص خودش.امروز گل من گلیه.
    وقتی خوبی همه خوبن.وقتی انرژی مثبتی میتونی یه تالار همدردی که خوبه یه شهر رو پر انرژی کنی وقتی هم انرزی منفی داری میتونی همه رو بهم بریزی
    عزیزم اتفاق خاصی نیفتاده فقط من خوبم پس همه خوبن.
    وقتی انرژی بدی انرژی میگیری.وقتی عشق بدی عشق میگیری.
    لبته من کار خاصی نکردم فقط فعلا مثبتم.
    شوهرم هم رفتارش چند روزه خیلی بهتره.

    ...

  15. 3 کاربر از پست مفید m.m.a تشکرکرده اند .

    m.m.a (دوشنبه 24 خرداد 89)

  16. #79
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 آذر 90 [ 09:03]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    1,274
    امتیاز
    12,573
    سطح
    73
    Points: 12,573, Level: 73
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,481

    تشکرشده 3,465 در 1,036 پست

    Rep Power
    146
    Array

    RE: در جستجوی عشق...

    نقل قول نوشته اصلی توسط m.m.a
    :
    سلام خواهر گلی زهرا جون تو خوبی؟

    سلام عزیزم ، خوبم

    امروزم یه روز خداست با رنگ خاص خودش.امروز گل من گلیه.
    وقتی خوبی همه خوبن.وقتی انرژی مثبتی میتونی یه تالار همدردی که خوبه یه شهر رو پر انرژی کنی وقتی هم انرزی منفی داری میتونی همه رو بهم بریزی

    خدا رو شکرکه همه خوبید

    عزیزم اتفاق خاصی نیفتاده فقط من خوبم پس همه خوبن.
    وقتی انرژی بدی انرژی میگیری.وقتی عشق بدی عشق میگیری.
    لبته من کار خاصی نکردم فقط فعلا مثبتم.

    این که خیلی عالیه؛ در حال حاضر این عالـــــــــــیه ؛ پس چرا میگی اتفاق خاصی
    نیفتاده ؟عشق و انرژی میدی و میگیری ، به نظرت این کم چیزیه؟


    شوهرم هم رفتارش چند روزه خیلی بهتره.

    انشاء الله که همیشه خوب و عاشق باشید.مراقب خودت و شوهرت و بچه تون باش و در بذل عشق و محبت به شوهرت کوتاهی نکن. این گل هم تقدیم خواهر خوبم

    ...

  17. 2 کاربر از پست مفید m.mouod تشکرکرده اند .

    m.mouod (سه شنبه 25 خرداد 89)

  18. #80
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 اردیبهشت 90 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1389-2-29
    نوشته ها
    83
    امتیاز
    2,929
    سطح
    33
    Points: 2,929, Level: 33
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    240

    تشکرشده 247 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: در جستجوی عشق...

    [b][color=#4B0082]سعی کردم از اول شروع کنم.خواستم که خیلی چیزها رو فراموش کنم.فرض کردم تازه ازدواج کردم اما با دید و تجربه ای دیگرواحساس تازه تولد یافته ای داشتم.تازه داشتم به یاد میآوردم که شوهرم چه خصوصیات مثبتی داشت که فراموشش کرده بودم و او هم فراموش کرده که اینچنین بوده.او هم فراموش کرده که چه چیزهای مثبتی را از دست داده است.هر دو فراموش کرده ایم.
    هر دو اسیر بازی های زندگی شده ایم.هر دو در تاریکی فرو رفته ایم.یکدیگر را فراموش کرده ایم.
    اما خواستم روشناییم را باز یابم.رگه های از روشنایی وجودم را فرا گرفت.خدا را این روزها بیشتر میبینم.بیشتر با او حرف میزنم.او بیشتر صدایم میزند.خواستنی تر شده ام.
    من خوب شدم .شوهرم خوب شد.
    سعی کردم بهتر شوم.زیباتر.با انرژِی تر.کدبانوتر.مادری بهتر.همسری بهتر...
    اما دوباره با تلنگری به پله اول برگشتم.
    دوباره همون مواردی که در گذشته احساساتم را جریحه دار میکرد.من را به عقب برگرداند.
    زمانی که با اون اقا دوست بودم دیگه کارهای شوهرم عذابم نمیداد.ناراحت نمیشدم.نسبت به کاراش بی تفاوت شده بودم.احساس میکردم با بی تفاوتیم دارم ازش انتقام میگیرم.حس خوبی بود هر چند کاذب.
    نه اشتباه نکنید عقب نشینی نکردم.
    ولی خسته ام خیلی خسته...
    دلم میخواست که جایی مثل یه باغ داشتم که فقط مال خودم بود.من بودم و خدا و صدای آب و پرنده ها....
    با یه حوض آب خنک که خودم رو مینداختم داخلش تا روح گرگفته ام خنک و آرام شود...
    نمیدونم چیکار کنم.اما میدونم که زود خسته شدم.هنوز باید ادامه داد...

  19. کاربر روبرو از پست مفید m.m.a تشکرکرده است .

    m.m.a (پنجشنبه 27 خرداد 89)


 
صفحه 8 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. در جستجوی آرامش..!
    توسط kambiz619 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: دوشنبه 25 آذر 92, 23:48
  2. کار کردن با استادم و حسادت و ایجاد مشکل دانشجوی قبلی ایشون
    توسط لیلای ساروان در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: پنجشنبه 16 شهریور 91, 12:12
  3. در جستجوی بهترین راه!
    توسط smartiz در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 28 فروردین 90, 00:24
  4. در جستجوی محبت
    توسط baran.68 در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 28 آبان 88, 15:08
  5. در جستجوی اعتماد به نفس بيشتر !
    توسط erfan25 در انجمن اعتماد به نفس
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 29 دی 87, 10:24

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.