من فقط پست 54 ت رو خوندم. نمی فهمم چرا باید بعد از اینهمه سال از هم جدا شین. به نظر میاد هردوتون ادمای خوبی باشین. یه چیزی هم که نمی فهمم و خوشم هم نمیاد اینه که خانمتون ناراحتیاشو داره توی ذهن دخترتون می ریزه. از این خوشم نمیاد. بچه باید حرمت بچگیش حفظ شه. مادرش حق نداره انقدر بیخ گوش بچه نق بزنه که بچه هم عین همون حرفارو بیاد به باباش بگه.
اگه می تونید با هم یه قرار بذارین برین بیرون. از خانمتون بخواین همه ی حرفاشو هر چی که تو دلشه و هی میره تو خونه نق می زنه در حدی که دخترش هم می شنوه به شما بگه. لازم نیست همون وقت از خودتون دفاع کنین. سعی کنین با دقت به همه ی حرفاش گوش بدین. شاید بشه فهمید مشکل چیه.
تا جایی که من می دونم خونه خیلی هم کار نداره برای خونواده ی 3 نفره. البته مهمون بیاد و اینا بله کارش زیاده. اما غذا پختنو تمیز کردن لازم نیست که هر روزه باشه. تازه شما هم می تونی دو سه تا مدل غذا یاد بگیری مثه پیتزا که ساده است در هفته یه بار هم حداقل شما غذا درست کنی. همش نشه بار روی دوش خانمت. لباسای خودت رو هم خودت بنداز توی ماشین لباسشویی. کاری نداره که. ظرفا رو هم گاهی تو بذار توی ماشین ظرفشویی.
اگه بتونی گیر و ناراحتی اصلی خانمتو بفهمی خیلی خوبه.











علاقه مندی ها (Bookmarks)