فرهنگ 27
maria_62
خسته دل1
گلنوش67
tasnime_elahi
ليلا موفق
بی نهایت
دل
سابینا
**عسل**
چرخ و فلک
ماهی 91
بهار66
maryamp
zahra52
آتنا 25
المیرا1358
پریماه
aida222
فرشته سفید
شب نم
parvane123
aramesh_1390
شوکا
mania2011
dokhtare khaste
و تمام کسانی که با زدن دکمه تشکر رو حرف دیگران منو کمک کردن
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلیییییییییی از همتون ممنونم
به خدا الان که دارم اینا رو اینجا می نویسم چشمام انقدر پر اشکن اصلا صفحه مانیتور رو واضح نمی بینم
خیلی برام ارزشمند حرفاتون و کمک هاتون چه از رو تجربه باشه چه از رو علم باشه چه اشتباه باشه چه درست
ممنونم که تنهام نزاشتید و با من همدردی کردید
می دونم خیلی هاتون با مشکلات بزرگتری دست و پنجه نرم می کنید با این حال بازم به من اهمیت می دید و سعی می کنید کمک کنید ....
به خدا حرفاتون نه یک بار بلکه 10 بار می خونم .......
خیلی به من کمک کردین به تصمیم گیریم که امیدوارم درست باشه و از خدا خواستم راه درست رو پیش پای من بزاره
هرچند من بنده خوبی براش نبود ،خطاکار و گناه کار بودم
و به امید اینکه در توبه همیشه بازه به گناهم ادامه می دادم ..
و اینم می دونم اون چیزایی که سرم می اد خیلی هاش باعثش خودمم
خودl می دونم خیلی حقیرم انقدر که خدا می تونه نادیده ام بگیری ولی بازم هوامو داره
اتفاق جدید :
من با خواهرم حرف زدم سه سال ازدواج کرده و اون نظرش خیلی منفی بود و گفت که در ظاهر نامزدم خیلی با باطنش تفاوت داره و از اینکه این حرفاروبه من زده خیلی ناراحت شد و گفت کاش زودتر اینا رو به من گفته بودی
قرار شد با مامانم حرف بزنه و اصلا صلاح نمی دونه که من ادامه بدم .
حالا هنوز با مامانم حرف نزده ولی می دونم اگر مامانم این چیزا رو بدونه حرفای خواهرمو می زنه .
خوب من نتونستم یه چیزایی رو اینجا بگم ولی سعی کردم همه چیز رو به خواهرم بگم .
مریم جون نه من از اون دل کندم دلم نمی خواد به هر قیمتی زن اون بشم ،تا الان قضیه برام شوخی بود انگار،یعنی تا این حد جدی بهش نگاه نکرده بودم ولی الان واقعا با جدیت نمی خوام ادامه بدم یا اگر بخوام با یه سری شروط جدید
هستم و اون باید قهرشو کنار بزاره و یه سری رفتارهای دیگش رو
ازش دل کندم خیلی علاقم بهش کم شده ولی نمی تونم الکی بگم واسم راحته،اس ام اس هاش رو که تو گوشیم می بینم یاد روزای خوبمون می افتم بغضم می ترکههههههه
مریم می دونم اون زیاد مرد مناسبی نبود بچه بود،لوس بار اومده بود،خیلی خیلی ایده الیست بود،یکمی زیادی به جرئیات توجه می کرد،در مورد مسائل جنسیم خیلی هول بود و خیلی بد بود و خیلی وحشی بود و خود خواه بود
من دختر کمی براش نبودم ،من ظاهرم خوبه ،تحصیلاتم از اون بالاتر بود،خیلی مهربونم،خانواده خوبی دارم،پدرم تو امریکا تحصیل کرده ولی پدر اون دیپلم هم نداشت البته خیلی فهمیده بود پدرش .من از نظر زیبایی ازش خیلی سرتر بودم ولی اون فقط قدش بلند بود و صورتش خیلی معمولی ....ولی با این همه نمی فهمید من خیلی خوبم و سعی می کرد چیزای کوچیکی که به عنوان ایراد تو من می بینه به روم بیاره.حتی به من گفت تو بدنت نرمه
و باید بری ورزش کنی سفت شی.با این حرفش خیلی دلم رو شکونده و خیلی ازش دور شدم و احساسم بهش کم شد.....ولی اینو می دونم که هرزه نبود
اینو مطمئنم .









، پست را گزارش دهید. اینکه به بحث بپردازید، ظلم در حق مراجع و انحراف تاپیک او است.

علاقه مندی ها (Bookmarks)