
نوشته اصلی توسط
parnaz88
من دیگه طاقت ندارم . میدونید مردم چی میگن میگن ؟ میگن که من یه کاری کردم و خانوادم دارن روش سرپوش می گذارن . حتی خانوادم هم این حرفو باورشون شده که اینجوریه .من دیگه نمی تونم هیچ کس نمیتونه به من کمک کنه راستش الان دلم می خواداول داداشمو که باعث این دردسر شده بکشم و بعد خودمو راحت کنم . واسه من دو راه مونده یا برم سراغ این کارا تا لایق حرفایی باشم که بهم میزنن یا خودمو راحت کنم . حس انتقام گرفتن منو ول نمیکنه می ترسم آخرش واسه انتقام خراب بشم . من هر کاری کنم بازم خرابم . اگه برم میگن واسه چی رفت ؟ اگه بمونم نمیتونم این حرفارو تحمل کنم و میترسم کاری کنم دیروز هم با خانوادم دوباره درگیر شدم و با دهن پر خون و در حال خفه شدن من کار تموم شد .بعضی وقتا هم می گم برم سراغ این کارا تا از این طریق از خانوادم انتقام بگیرم . و چون می ترسم از این کارا بکنم .می خوام خودمو راحت کنم .هیچ کس تو دنیا نیست منو در برابر برادر شیطان صفتم که می خواد منو مثل خودش به کثافت بکشونه حفظ کنه .
علاقه مندی ها (Bookmarks)