به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 23 نخستنخست 12345678910111213141516 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 221

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    ماندگار عزیز حرف های دلناز جان کاملا صحیح است ولی ایشون یک نکته رو فراموش کردند. همسرت روی تو دست بلند کرده و بارها و بارها تنهات گذاشته.

    به نظر من صبر کن اون قدم پیش بذاره و بعد به توصیه دلناز جان حتما عمل کن.

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 10 اردیبهشت 88 [ 19:23]
    تاریخ عضویت
    1387-8-25
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    3,198
    سطح
    34
    Points: 3,198, Level: 34
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 6 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    ماندگار عزیز، با جویدن خرخره ی مادر شوهرت مشکلی حل نمیشه.در ضمن تا تو اختیار زندگیتو به دست کسی ندی، کسی نمیتونه اونو ازت بگیره. فکر کن ببین کجا چیکار کردی که الان اونا میتونن اینطوری باهات بازی کنن. چند تا سوال دارم: به نظرت چرا مادر شوهرت پشت سرت بدگویی میکنه؟
    آیا این اخلاقشه یا فقط در مورد تو این کارو میکنه؟
    آیا کسی از اطرافیان مادرشوهرتو میشناسی که بتونه در مورد اخلاقیات و خصوصا گذشتش اطلاعاتی بهت بده؟
    به نظر من در مورد شوهرت فعلا اقدامی نکن. من فکر میکنم اگه مشکلت با خانوادش حل بشه تقریبا 80% مشکل خودتون هم حل میشه. فعلا تورو خدا فقط آروم باش و به اتفاقات گذشته فکر نکن. یه کم هم محکم باش. موفق باشی عزیز.

  3. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 دی 89 [ 16:43]
    تاریخ عضویت
    1387-4-03
    نوشته ها
    286
    امتیاز
    5,593
    سطح
    48
    Points: 5,593, Level: 48
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 157
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 59 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    من يادمه كه توي يكي از پست هاي ماندگار گفته بود توي ماشين دست روم بلند كرد و كتكم زد ببينيد دوستان من هر وقت مشكلي از عزيزان رو مي خونم اول خودم رو جاي اون مي ذارم بعد اگر احساس كنم حرفم كمكي مي كنه تايپ ميكنم
    اون موقع هم كه ماندگار گفت كتكم زد ببخشيد اما همه خانم ها بسيج شدن كه واي واي چه كار بدي !!!!
    اما واقع بين باشيد شده پيش بياد كه يه بچه بي منطق داره توي سرتون ونگ مي زنه و ناغافل ميزني روي دستش يا توي سرش .
    كسي نپرسيد توي ماشين چقدر روي اعصاب شوهرت راه رفتي تا اون هم كنترل خودشو از دست داد البته اينها برداشت شخصيه منه من توي زندگي ماندگار عزيز نيستم اما اونچه مسلمه ماندگار داره احساسي برخورد مي كنه كاري كه يه روزي من هم مي كردم
    ماندگار جان دلخور نشو اگر رك حرف ميزنم اما يه روزي من هم تا از خونه مادر شوهرم مي اومدم هر كاري كه به چشمم مي اومد كه آزارم مي داد به شوهرم منتقل مي كردم شوهر من مرد بسيار منطقييه اما خودم ديگه از كارهام حالم به هم مي خورد نه اينكه اونها بي منظور كاري رو مي كردن و من به دل مي گرفتم يا مي خواستم خرابشون كنم ، نه . اونها واقعاً مشكل داشتن و اهل كنايه زدن بودن و هستن اما اونچه برام مسجل شد اين بود كه براي كسي كه دوستت نداره يك دقيقه هم وقت تلف نكن
    زما ن هايي كه من مي تونستم بي دغدغه دركنار همسرم بياسايم به بحث در مورد رفتارهاي اونها مي گذشت .گرچه همسرم با من موافق بود اما به نظر تو بهتر نبود به جاي حرف زدن درمورد مادرش از مزه شامي كه من تازه عروس پخته بودم حرف ميزديم يا از فيلم زيبايي كه ديده بوديم سخن مي گفتيم
    هر چه بود گذشت به هر حال تجربه مفت به دست نمي ياد ام آخرين بار همسرم با عصبانيت بهم گفت من ديگه توي مسائل تو با خانواده ام دخالت نمي كنم به هر حال اون مادرمه نمي تونم كه بزنم تو گوشش يا اينكه طردش كنم.
    اولش دلم شكست اما وقتي خوب فكر كردم ديدم بهترين تلنگر رو بهم زد . تلنگري كه مي بايست سالها پيش زده مي شد البته باز هم قبول دارم اگر اول ازدواج به من ِ خام چنين حرفي رو مي زد مي گفتم اون مادرش رو به من ترجيح داده .
    در هر حال تو پستت رو براي نظر خواهي باز گذاشتي و من هم مختارم نظرم رو بگم به نظر من زندگي ات رو مفت از دست نده دوري تو باعث نفوذ بيشتر خانواده اش مي شه و دور شدن تو از زندگي ات . اين نظر من بود تا خودت چي فكر كني . اما لطفاً فكر كن . عزيزم شما اگر امروز محبت كردي و البته اشتباهات گذشته رو تگرار نكردي زندگي شيريني خواهي داشت.
    اما اگر منتظري اون بياد معذرت خواهي فكر كنم يه ذره به بيراهه رفته اي . توي زندگي مشترك معذرت خواهي معني نداره .
    البته بد نيست به خودت يه چند روزي فرصت فكر كردن بدي . و به اصل قضيه نگاه كني شايد اونقدر نگرش شما با هم متفاوت باشه كه نتونيد با هم زندگي كنيد .
    و يه چيز ديگه خيال نكن با محبت زياد به مادر شوهر و فاميلش عزتت دو چندان مي شه همون طور كه با بي اعتنايي نمي توني جذبشون كني پس حد واسط رو نگه دار اگر حرفي بهت زدند تو نتونستي همون موقع و درست و مؤدبانه جواب بدي بهتره فراموش كني كه حرفي بهت زده شده دنبال حرف رو نگير از آدماي اينچنيني هم پرهيز كن . موفق و مؤيد در پناه حق.

  4. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    دلناز جان خودت داری می گی بچه گریه کنه می زننش نه زن بزرگ 24 ساله !!!!
    به نظر من مردی که یکبار دستش روی زن بلند شه باز هم بلند می شه و متاسفم که ما زن ها خودمونو در اینگونه مواقع توجیح می کنیم ! واقعا متاسفم...

  5. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 اسفند 89 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1387-8-01
    نوشته ها
    503
    امتیاز
    4,483
    سطح
    42
    Points: 4,483, Level: 42
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    69

    تشکرشده 73 در 47 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    سلام ماندگار جان. خوبي؟ من هم با دلناز موافقم. ولي فعلاً بذار اون اقدام كنه بعد تمام حرفهاي دلناز را به كار بگير. نذار دعواهات به گوش اين و اون برسه كه همين باعث برهم خوردن زندگيت مي شه. از همين الان يه جوري اقدام كن كه پاي دايي و خاله و عمو و ... از زندگيت بيرون كشيده بشه. تو زندگيت هميشه حد وسط رو نگه دار. موفق باشي عزيزم
    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است.

  6. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 اردیبهشت 88 [ 10:18]
    تاریخ عضویت
    1387-8-05
    نوشته ها
    477
    امتیاز
    6,023
    سطح
    50
    Points: 6,023, Level: 50
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 45 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    ماندگار جان من خودم كلي مشكل دارم اما چيزي رو كه از دوستان ياد گرفتم به شما هم ميگم شايد تاثير داشته باشه***لج نكن- صبر كن***خوبه ميگي مادرت ناراحتي قلبي داره نكنه ميخوايي با اين كارات ....... گلم اينو ميدونم كه شرايط تو سخته اما بايد اين دوران رو بگذروني مطمئن باش شوهرت برميگرده يه كوچولو هم نياز به بي محلي داره!!! شما هم به خاطر مادرت يه كم شاد باش ، بگو بخند ميدونم اين حرفه توي اين شرايط احمقانه است اما ميشه. به خدا من توي اين مدت امتحان كردم.ضمنا دليل نداره مشكل شما و شوهرت هم جا بازگو بشه شرمنده اين حرف رو ميزنم اما دعواي زن و شوهر ه عمه و دايي مربوط نميشه.

  7. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 شهریور 89 [ 17:39]
    تاریخ عضویت
    1387-8-24
    نوشته ها
    1,569
    امتیاز
    8,965
    سطح
    63
    Points: 8,965, Level: 63
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 502 در 230 پست

    Rep Power
    174
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    ماندگار خانوم من حدس می زنم شما همه چیز رو نمی گید. ببینید من چندین بار گفتم اگر کسی شما رو تحریک به رفتار خاص و احساسی کنه اساس دوستی بدون سود رو براتون بوجود آورده.قصدتون فقط آروم شدن و تایید شدن که نیست؟ بانوی عزیز شما به فکر زندگی مشترکتون باشید. در پستی خانوم دلناز دقیقا اشاره کرده بودند که علت برخی از رفتارهای همسر(اعم از مرد یا زن) رو باید در خودتون یا خودمون جستجو کنیم.همسرتون شما رو کتک می زنه؟ کار اشتباهی می کنه ! باید این کار رو ترک کنه و با عذرخواهی از شما ، شما به اون کمک کنید این رفتار غلط اون ترک بشه. نه اینکه"غلط کرده-بی خود کرده-دستش قلم شه همه مردا اینطورن- مردی که فلان-مردی که بهمان...." بانوی گرامی این جوابها غیر از تحریک و به هم ریختن ذهن شما و اینکه اجازه دیدن اشتباهاتتون رو و همین طور اشتباهات واقعی همسرتون رو نمی ده تا حالا چه کمکی در زندگی شما کرده؟
    رفتار شماست که به بقیه یاد می ده چطور باهاتون رفتار کنند . وقتی شما موضعی که می گیرید جیغ کشیدن و داد و فریاد کردن و مرتب زیر گریه زدنه همسرتون ابتدا در لاک دفاعی فرو می ره و بعد چون نمی دونه جواب این نوع برخوردها رو چطور باید بده اون هم موضع حمله ای می گیره. ارزش زندگی مشترک خیلی بالاست. معدود افرادی بعد از شکست در این زندگی تونستند دوباره به زندگی بر گردند. یک مقدار منظقی تر رفتار کنید و برای درست زندگی کردن سعی کنید درست فکر کنید و منصفانه قضاوت کنید.
    دوستان یا شما در جوای این پیغام من مختارید که هر جوابی(حتی توهین ) به من کنید. اما من با کمال میل آماده پذیرفتن توهینی رو که اندکی باعث شه شما و زندگیتون آرومتر شید رو دارم. براتون آرزوی بهترینها رو دارم.

  8. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 شهریور 89 [ 17:39]
    تاریخ عضویت
    1387-8-24
    نوشته ها
    1,569
    امتیاز
    8,965
    سطح
    63
    Points: 8,965, Level: 63
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 502 در 230 پست

    Rep Power
    174
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    ماندگار خانوم شما روزی مادر می شوید و عمیقا متوجه می شوید مادر شوهر شما مادر یک پسر است. حسی رو که اون روز نسبت به عزیزترینتون(فرزندتون )دارید اونی که تمام زندگیتون رو پای اون گذاشتید تا رنگ غم رو نبینه برای یک لحظه جلوی چشماتون بیارید. من می دونم مادر شوهرتون اشتباه کردند ولی با یادآوری روزها بدانید زندگی دور دارد و قابل بازگشت هست. امید به خدای بهترین داشته باشید و اگر همسرتون رو عمیقا قابل بخشش نمی دونید تصمیم به جدایی بگیرید در غیر این صورت هر نوع رفتار احساسی زندگی شما رو خراب می کنه. ببینید تغییرات زمان می خواهند...

  9. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 13 مهر 89 [ 16:10]
    تاریخ عضویت
    1387-1-19
    نوشته ها
    1,801
    امتیاز
    13,034
    سطح
    74
    Points: 13,034, Level: 74
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    954

    تشکرشده 992 در 530 پست

    Rep Power
    200
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    ماندگارجان
    نمي دانم چقدر اهل مطالعه هستي
    اما از تو خواهش مي كنم كتاب خرچنگ را بخوان
    يكبار ديگر اين كتاب را به يكي از دوستان در همين تالار پيشنهاد كردم
    اين كتاب سرگذشت واقعي زني است كه هم اكنون در اصفهان زندگي مي كند و تقريبا با خانواده اي مانند خانواده شوهر تو زندگي مي كند
    تجربياتي كه در آن كتاب نوشته شده زندگي تو را دگرگون خواهد كرد
    اميدوارم بتواني اين كتاب را تهيه كني و بخواني
    آن وقت مي تواني شوهرت را آنطوري كه مي خواهي براي خود نگه داري و قصه هاي مادر شوهر تو هم به پايان برسد

  10. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 دی 89 [ 16:43]
    تاریخ عضویت
    1387-4-03
    نوشته ها
    286
    امتیاز
    5,593
    سطح
    48
    Points: 5,593, Level: 48
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 157
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 59 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    سورناي عزيز مرحبا به طرز تفكرت
    اي كاش همه ما قضاوت هايمان را بر اساس تجربه و بدون احساس دلسوزي انجام مي داديم من همچنان بر موضع خود عميقاً پافشاري مي كنم همان اندازه كه كتك زدن از جانب مرد نا پسند است ضعف زن ، و اجازه دخالت كردن ديگران ولو مادر و پدر و خاله و عمو حتي اگر زبان دلسوزي هم باشه فجيع است . دوست گرامي لطفاً مطلب من رو درست مطالعه كن منِ زن از راه نق و غر و زبان درازي اعصاب همسرم يا برادرم يا پدرم رو خراب مي كنم چون زورم از اين راه قدره . اما مرد نمي تونه مثل زن آسمون ريسمون به هم ببافه و ايرادهاي مادر و خواهر و مرده و زنده ات رو به زيباترين شكل ممكن كنار هم جفت و جور كنه و در آني كنترل خودشو از دست مي ده . اين هم از تفاوت هاي مرد و زنه .خوب حالا اون آقا معذرت خواهي مي كنه و ديگه هم دستش به كتك بلند نمي شه من چي آيا من هم از روندي كه دارم عذرخواهي مي كنم و ديگه تكرار نمي كنم؟ پس بهتره همون طور كه چيزهايي رو از جانب مردها منفور و مردود مي دونيم نگاهي هم به اعمال و روشهاي ناپسند خانمانه امان هم داشته باشيم چه بسا اگر روزي با خود خلوت كنيم نقاط ضعف بسياري در تك تك برخوردهايمان مشاهده كنيم . چرا يادمون نمي ياد اون روزي رو كه خانواده مان خواسته يا ناخواسته گلايه و غري به همسرمان ميكنند و اون اصلا نميشنوه چون ميلش به ادامه چنين صحبت هايي كمه يا اصلا دل نداره كه ناراحتي هاي خانواده زن رو به دل بگيره؟ تا حالا نشده مادرمان به همسرمان بگه آقاي داماد من دسته گل تحويلت دادما! دختر من توي خونه باباش از گل نازكتر نشنيده ها ! دختر من هميشه بهترين بودها! يا بهترين ها مال اون بود ه! دختر من هزار تا خواستگار داشته ! من از جونم براش مايه گذاشتم ! و هزار تعريف كه از هر بند انگشتش ميليون ها هنر ميريزه ! دوستان اگر مادر شوهر چنين حرفهايي رو درمورد پسرش بزنه اخ و پيف ميشه اما مامان من نه؟
    واقع گرايي زياد سخت نيست البته هستند مادر شوهرهايي كه انسان نيستند و چه زندگي هايي رو از هم پاشيدن اما به همون اندازه مادر زنهاي نا اهل كه روي حساب چشم و همچشمي كدورت هاي بي ريشه و طبيعت زن سالار شون گور زندگي دخترانشون رو كنده اند .
    ماندگار خوبم هر كدوم از ما بنا به تجربه حرف و نظري مي ديم نازنين طبق روشي كه خودش در مورد خانواده همسر محترمشون داشته اند و اينك موفق هستند نظر مي دن من نظرم تجربه شخصي امه سورنا جا و دانه و همه دوستان ديگر هم به دينسان اما اين تو هستي كه با توجه به خصلتهاي همسرت و همچنين عادات مشترك آقايون گل چين كني و بزني به زخم زندگي ات . موفق و مؤيد در پناه حق


 
صفحه 6 از 23 نخستنخست 12345678910111213141516 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.