سلام به همه دوستای خوبم
امیدوارم با کمک شما مشکلم حل بشه.
من 24 سال و همسرم 28 سالشه وازدواج سنتی داشتم .
یک ساله که عقد کردم و همسرم حدود 5 ماهه قهر کرده !
علت قهرش 1-چرا به مامانش بعد 8 روز زنگ نزدم 2-ازش خاستم به مناسبت عید برام کادو بگیره(کلا ناراحته که ازش بخام چیزی برام تهیه کنه)
در کل خانوادش انتظار دارن که هفته ای چند بار خونشون برم(من هفته ای 1 بار میرفتم)_چادر بپوشم_روز در میون با مادرشون تماس تلفنی داشته داشته باشم –انتظار هیچ هزینه ای در دوران عقد از همسرم نداشته باشم .
با توجه به این که مادر بسیار فوضول و مداخله گری دارن من ارتباط رسمی با مادرشون و کلا خانوادشون ایجاد کردم که این موجب نارضایتیشون شده بود و البته با توجه به وابستگی و دهن بینی همسرم چاره دیگه ای نداشتم.
ایشون یک خواهر بسیار حسود هم دارن که ازدواج کرده و بچه داره .ایشون در تمام خریدهای دوران عقد ما همه اختیارو انتخاب ها به خودش میداد و هر چی تذکر بهش دادیم که عروسی تو نیست اینجوری رفتار نکن،اصن نمیفهمید و کار خودش میکرد.
تو این مدت 5 ماه، حدود 1 ماهه اولش برگشت و ازم خاست حالا که از قهرش برگشته هرچی اون و خانوادش میگن قبول کنم.منم نپذیرفتم و تهدید کرد این دفعه میره 2 ماه دیگه نمیاد !منم بهش اهمیتی ندادم و بعد از یک مشاجره لفظی که بینمون ایجاد شد دوباره قهر کرد!
بعد از گذشت 2 ماه از قهر دومش خانوادش تماس گرفتن و گفتن ما میخایم عروسمان ببریم و پدر من از خود همسرم خاست که ارتباط صحیح ایجاد کنه و بعد زندگی مشترک آغاز کنیم .اما ایشون انتظار دارن که پدرم من به زور بفرسته سر این زندگی که به حساب خودش من آدم کنهj)))))))
خانواده من گفتن 6 ماهه دیگه ما دخترمون میفرستیم خونت!اونم گفته من تا اون موقع هیچ کاری با این ندارم!الانم 2 ماه از این ماجرا میگذره و هیچ تماسی با بنده ایجاد نکرده !!!
من حالم داره از این زندگی بهم میخوره وقتی اولش اینه تهش میخواد چی باشه؟؟؟؟؟هیچ خاطره خوبی تو مدتی که با هم بودیم ازش ندارم.نمیدونم باید چکار کنم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)