مرسی kmr عزیز..خبری شد بهت خبر میدم..خیلی ممنونم ازت..خیلی کمکم کردی..فقط یه چیزی: اگه حق به جانب حرف زد و باز تو روی بابام ایستاد یا نیومد معذرت خواهی کنه چی؟بابام توقع داره بیاد ازش معذرت بخواد![]()
تشکرشده 73 در 46 پست
مرسی kmr عزیز..خبری شد بهت خبر میدم..خیلی ممنونم ازت..خیلی کمکم کردی..فقط یه چیزی: اگه حق به جانب حرف زد و باز تو روی بابام ایستاد یا نیومد معذرت خواهی کنه چی؟بابام توقع داره بیاد ازش معذرت بخواد![]()
تشکرشده 61 در 45 پست
طناز جونم فک نکن که اگه برا زندگیت بجنگی تحقیر شدی،شوهرت مال تو هستش دوباره بدستشبیار،وقتی بدستش اوردی با پنبه سر ببر،اصلا به خانوادش پیشش بد نگو،بزار دیگران از خوب بودنتون با هم لذت ببرن دشمناتم بسوزن،خودتو دشمن شاد نکن،دیگه هم به خواهرت اجازه ی دخالت تو زندگیتو نده،به شوهرت بها بده،به اون بفهمون از همه برات مهمتره،از خانوادتم مهمتره،خیلی خوب جواب می ده
- - - Updated - - -
به باباتم بگو میاد معذرت خواهی ولی شاید تو جلسه ی اول نیاد
تشکرشده 73 در 46 پست
kmr عزیز من اگه یه هفته ام شهرمون باشم شوهرم فقط واسه یه نهار یا یه شام منو میبره خونه مادرش..هرچی بهش میگم چرا تنها میری منم باخودت ببر هر سری یه بهانه ای میاره..مثلا میگه اوضاع مناسب نیست..همه کارگاه کار داریم اونجا جای تو نیست{کارگاه تعمیر مبل}..میخوام بخوابم تو بیای اونجا حوصله ات سر میره..یا میخوام برم حموم تو بیای اونجا چه کار؟؟اعصابم خیلی خورد میشه..هرچی ام بهش میگم وقتی تنهاییما بهش میگم میریم شهرمون با هم باشیم..چرا همش تو خونه بابات باشی منم خونه بابام؟دوست ندارم جدا باشیم گوش نمیده..به نظرتون چه طوری متقاعدش کنم واسه این مسئله؟؟/
دوم اینکه:مثل اینکه کلا همه مدل خونمو وسایلمو جابه جا کردن.{یعنی شوهرم واقعا تشخیص نمیده این کار درست نیست} میدونم الان برم خونه بخوام بگم چرا شوهرم خیییلی حق به جانب برخورد میکنه..چکار کنم؟؟؟چه جوری بگم بفهمه کارشون غلط بوده؟؟؟؟؟![]()
تشکرشده 793 در 374 پست
عزیزم برای رفتن به خونه مادرشوهر باید بگم چرا از این دید نگاه نمکنی که بهتر تو رو نمیبره. هر چی کم ببینی اعصابت هم راحته. خوبه تو با نرفتن مشکل داری من با رفتن. شوهر منم هر روز 2 بار یکی صبح یکی هم عصرها میره خونه مادرشوهرم. کاری هم نمیتونم بکنم . خروس نیست که دست و پاشو ببندم. اولها سعی میکردم منم باهاش برم ولی بعدن گفتم ول کن بابا اینجوری باشه که من هر روز خدا اونجام .
چه کاریه؟ الان از خدامه که ماه به ماه همسرم بهم نگه بریم خونه مامانم. اونقدر رابطه امو کم کردم که وقتی میرم عین یه مهمون باهام رفتار میکنن. یعنی دیگه اجازه نمیدم عین دختر خودش باهام رفتار کنه. منم موقع قهر شوهرم از خوانواده ام، 6 ماه بدون اون رفتم خونه مادرم و خیلی برام سخت بود و اشتباهم این بود که با اینکه مقصر مادرشوهرم بود ولی پامو از خونه مادرشوهرم قطع نمیکردم. وقتی هم اعتراض میکردم شوهرم میگفت من نمیرم تو هم میای بیا نمیای نیا آزادی. آخرش فکر کردم دیدم من قطع رابطه نمیکنم و بهش شخصیت میدم پر رو میشه و این وضع ادامه داره برای همین نزدیک 3 ماهه قطع رابطه کردم. شوهرم هم تازه داشت حس منو پیدا میکرد مهمونی های بی من و نیش و کنایه ها و نگاههای خانواده اش و حس معذب بودن تو مهمونی بی من . الان دیگه میدونه نره نمیرم امشب داریم میریم شام خونه مادرم بعد 6 ماه .
- - - Updated - - -
یه فکری به نظرم رسید امتحان کن نتیجه خوبی داره ( برای سوزوندن دل مادرشوهر) به جای اینکه ناراحت بشی یه کار غیر منتظره بکن بگو وای عزیزم دستت درد نکنه که در نبود من خونه رو تمیز کردی و خونه تکونی کردی . نمیدونستم اینقدر به فکرمی و اصلا حرفی از خانواده همسرت نزن در ضمن نگو چه سلیقه ای داری چون میگه مامانم چیده و تو مجبوری در ادامه حرفات از مامانش هم تشکر کنی. فقط طوری حرف بزن که حس مسئولیتش رو زیاد کنی و کاری رو که نکرده به گردنش بذاری مثلا بگو انگار فرشها رو هم شستی نمیدونستم اینقدر به تمیزی خونه اهمیت میدی؟ خیلی خوشحالم که کمک حالم شدی. تو از کجا میدونستی من تا اومدم میخوام برای زمستون خونه تکونی کنم؟ چقدر کارمو راحت کردی و از این حرفا. مطمنئن باش خانواده شوهرت هم ازش پیگیر میشن عکس العل تو رو و وقتی بدونن به جای دعوا این حرفا رو زندی مادرشوهرت بدتر میسوزه. مطمئن باش نتیجه خوبی میگیری
تشکرشده 73 در 46 پست
شوهرم تا جزیی ترین مسایلم کف دست خانوادش گذاشته..چه کار کنم بچه ها؟؟چرا هیچکس کمک نمیاد؟؟
دارم میسوزم از کارای مادرشوهرم..دلم میخواد همین قدر که من دارم میسوزم اونا هم بسوزن..اخه همچین چیز کی دیده که عروس قهر کنه بره مادرشوهر بره خونه عروس اختیار داری کنه.از هرچی خوشش نمیاد یا به نظرش اشغاله بریزه دور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مشاورای سایت چرا به من کمک نمیکنین؟؟؟؟؟
کمک
کمک
کمک

تشکرشده 14,131 در 2,566 پست
نظر به اینکه شما تاپیکی دیگری جهت رفع مشکلتون باز نموده اید، این تاپیکتون بسته می شود
از شما انتظار می رود با صبوری و تمرکز بر روی راهکارها مشکلتون را رفع نمایید
========
تذکر: بازکردن دو تاپیک همزمان ، جهت رفع یک مشکل خلاف قوانین می باشد ،در صورت تکرار طبق مقررات عمل می گردد
فرشته مهربان (جمعه 12 مهر 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)