به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 97

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 دی 92 [ 21:12]
    تاریخ عضویت
    1392-6-30
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    373
    سطح
    7
    Points: 373, Level: 7
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    43

    تشکرشده 24 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array

    عشقی که نابودم کرد

    با پسری 2 سال دوست بودم قصدمون از روز اول ازدواج بود چون هردو دندانپزشکی میخوندیم و در شهرهای دور از هم تحصیل میکردیم قرار شد 5 سال صبر کنیم 6 ماه اول کاملا عاشقانه بود مرا به خانواده اش معرفی کرد حلقه خریدو... بعد از اون رابطه جنسی شروع شد من احساس گناه میکردم بهانه گیری میکردم دعواها زیاد شد تا یه روز که گفتم بهتره تا زمان ازدواج باهم نباشیم اون گفت از اون روز دلش شکسته هرچی عذز حواهی کردم گفتم از عصبانیت اینو گفتم بی فایده بود فکر میکرد میخواستم رابطمون تموم بشه از اون روز سرد شد رابطه همش دعوا بود تا باهام تموم کرد من مدام التماس میکردم برگرده بی فایده بود پسری که رو اسمش قسم میخوردم کسی که روزه میگرفت نماز میخوند کسی که گفت نمیخواد با کسی باشه میخواد تنها باشه بعد از من با دو نفر رابطه جنسی داشت مدام دوستی های کوتاه مدت همراه با رابطه جنسی داشت باورم نمیشه من خیلی باورش داشتم وقتی ازش میپرسم چرا اینهمه عوض شدی چرا راحت با همه هستی میگه تقصیر منه میگه من باعث شدم از عشق بدش بیاد التماسم فایده ای نداره بهش میگن همه چیو فراموش میکنم از نو شروع میکنیم اما میگه ازم متنفره خیلی حقارت کشیدم اصلا نمیدونم از کجاش بگم الان یک ساله جدا شدیم همش پیش روانپزشکم حالم خوب نمیشه باورم نمیشه اخه من مثه این دخترایی که الان راحت باهاشن نبودم منو با هزار اصرار با 6 ماه وقت گذاشتن راضی به رابطه کرد نمیدونم اون عوض شد یا من نشناخته بودمش همش با خودم میگم از چشم اون لابد منم یکی از اون هرزه هاییم که الان باهاشونه اما خدا شاهده که اون اولین پسری بود که حتی کناریش تو یه ماشین نشستم از خودم بدم میاد اینده ای ندارم من نابود شدم
    ویرایش توسط minajoon : شنبه 30 شهریور 92 در ساعت 05:37

  2. کاربر روبرو از پست مفید minajoon تشکرکرده است .

    behroozsh (پنجشنبه 07 آذر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.