گل ارا
پوزشم را بابت تاخیرم بپذیر ، گاهی زندگی خیلی سخت و نفس گیر می شود ، حتی با اینکه خیلی هم تلاش کرده باشی ... ولی آموختم که: این سختی ها مهم نیستند ، اون چیزی که در خلال اون سختی بهش میرسی مهم هست و خیلی با ارزش و قیمتی . اون تغییری که درت ایجاد میشه با ارزشه، اون نیرویی که باعث میشه دوباره از زمین برخیزی ،مثل یه گوهر گرانبها هست و مسلما اگر اون شرایط سخت رو نگذرونده باشی ، نمی تونی اون گنج را بدست بیاری
این هایی رو که برایت نوشتم ، حال روز خودم در این مدتی بود که نبودم ...دلم می خواد تو هم وقتی زندگی ات رو به راه شد ، این نکته رو یادت باشه که
آنچه مرا نکشد، مرا قوی تر خواهد ساخت و من شرایط سخت را به نفع خود تغییر می دهم(کلیک کن)
گل آرا جان یه مدت از فکر کردن به شوهرت دست بردار ، و بیشتر به خودت بها بده
همون چیزی که نوشته ای: "اما تصمیم گرفتم که تمرکزم رو از رو شوهرم بردارم و بیشتر به خودم توجه کنم."
این راه خوبه ، منتها با فکر باز و آرامش این راه را امتحان کن
بهش گیر نده ، که مثلا بیدار بشه ، تو رو بیرون ببره ، یا مثلا دفاع از پایان نامه ات بیاد
مثلا بهت زنگ زده وقتی خریدت تموم شده ، بیاد دنبالت ، بهش بگو : خودم بیام راحت تره برام ،
در ضمن لزومی نداره به خانواده اش بفهمونی که گل و بلبل نیستید و پسرشون مشکلاتی داره
==========
شما از بی برنامگی همسرت آزار می بینی ، منتها این راه حل که از همسرت می خواهی مرتب و با نظم بشود ( که خواست منطقی و حق شماست ) و ایشون از اینکار سربار می زند، باعث می شود علاوه بر اینکه مشکل حل نشود، شما سرخورده نیز شوید.
خانومی یه مدت تلاش کن ، برای خودت یه برنامه تغییر رفتار بگذار ... سعی کن متفاوت از قبل عمل کنی
مهربان باش و با علاقه
و سعی کن عشق بورزی ...میدونم که پر از عشق و علاقه و محبت هستی ، می دانم که بسیار سعی می کنی ، اما اینبار با این دیدگاه برو جلو که چشم انتظار نداشته باشی
یعنی این جوری نباشه که دو روز کاملا مهربان و عاشق باشی و بعد سر رفتارهای شوهرت یهو بهم بریزی ، اینجوری تمام رشته هایی رو که بافته بودی ، پنبه می کنی

نوشته اصلی توسط
مدیرهمدردی
معمولا كمتر حساب كشی های درون خانواده جواب می دهد. ولی این به این معنی نیست كه یك نفر نقش قربانی به خود بگیرد. اما تجارب مشاوره ای نشان می دهد،اگر حتی یك نفر برای مدتی بین 6 ماه تا یكساله بدون حساب كتابهای مرسوم و چشمداشت ارتباط بر قرار كنه ، طرف دیگر دچار تغییرات مطلوب می شود.(به شرط اینكه طرف مقابل دچار اختلال اساسی شخصیت نباشه)
عمق این مطلب رو بکار بگیر ، سعی کن برای یه مدت معینی بدون چشمداشت ، فقط عشق بورزی.. با شرایطی که شما عنوان کردی و همین شبی که با راهنمایی ملکه عزیز ، به خوبی برگذار شدو خوشحال شدی ، مطمئن باش که نتیجه مطلوب خواهی گرفت
قسمتی از راهکار مدیر گرامی
ببین آنچه به شما مربوط می شه کار کردن روی جاذبه داخلی خانواده هست.(ارتباط خودت با همسرت) نه انرژی گذاشتن روی دافعه بیرون از خانواده(ارتباط شوهرت با محل کارش)
اگر شما بتوانید این مشکل را حل کنید صرفا از طریق جاذبه درونی خانواده هست. و اگر این روش جواب ندهد مطمئن باشید که هیچ روش قهری دیگری جواب نمی دهد.
البته ممکن است این روش صبر بخواهد و ممکن است حتی چندین ماه و یا سال هم طول بکشد.
من اعتقاد دارم هنوز هم که شما باید روی خودتون کار کنید و مسئولیت های خود را در همه جهت در این زندگی کاهش دهید. چرا فکر می کنید برای سرپا نگهداشتن این زندگی فقط شما مسئول هستید و باید این همه انرژی بگذارید و غصه بخورید.
باید حتی مسئولیت حفظ زندگی هم بر دوش هر دو شما باشد.
مهم اینست که شما درست عمل کنید فقط همین. مسئول نجات زندگی شما نیستید. هر دو شما باید باشید.
لذا به جای ترس های موهوم از آینده، فکرهای بد، و ... ، انرژی خود را مستقیما روی همسرت به صورت مثبت و جذبی سرمایه گذاری کن.
در این جذب حتی نسبت به اشتباهات شوهرت هم گشاده رو و پذیرا باش.
می توانی بگویی اگرچه این روشت را صحیح نمی دانم ، اما دوستت دارم و به تو مطمئن هستم.
بگذار او احساس آزادی بکند در حالیکه دلش به صورت نامرئی در محبت شما گره خورده است.
شما هم می توانید موثر باشید. کافی هست اضطراب و استرس و ترس و خیالات را از خود دور کنید و آغوشت برایش باز باشد. و نیازهای عاطفی روانی او را مبنی بر حس تائید و احترام و پیشرفت را در او ارضاء کنید.
علاقه مندی ها (Bookmarks)