پدرم اولاش موافق بود. دقیقا همون وقتایی که من میگفتم باید بیشتر برن و بیان. به مرور نظرش برگشت.میخوام بدونم آیا اختلاف نظر شما درباره این خواستگار فقط منحصر به مهریه بوده؟
اینایی که مینویسم نظر پدرم در همین روزای آخره:
مشکل عصبی داره (این چیزیه که در مورد همه خواستگارام میگه. بهش میگم برام دیلیل بیار که منم بدونم. میگه مگه من مثل تو (ببخشید) نفهمم که از رو رفتارش متوجه نشم)
تعادل روحی روانی نداره (انقدر از این جور چیزا گفته که انگار یکی از تیمارستان پاشده اومده اینجا خواستگاریم
من باید مهریه رو انقدر بگم تا ببینم آیا به ما اعتماد دارن یا نه (یعنی اگه پسره قبول نکرد، معنیش این میشه که از ترس اینکه تو مهریتو بذاری اجرا قبول نکرده و این یعنی بهت اعتماد نداره پس مشکل داشته پسره)
- - - Updated - - -
قبل از جلسه دیروز میگفت باید عکس العملشون رو ببینم. اگه ببینم مثل آدم برخورد میکنن شاید راضی بشم.یعنی پدر شما هم این خواستگار رو مورد مناسبی برای شما دیدن ولی با این وجود سنگ اندازی کردن؟
در مورد مسائل روحی و اینا ما مشاوره رفتیم تست شخصیت هم دادیم. و هیچ چیزی از اینایی که پدرم میگه توش درنیومده.
مشاور و دکتر و اینا رو هم که شست گذاشت کنار، بخاطر همین نمیتونستم به حرفای مشاور اتکا کنم و منطقی قانعش کنم.







علاقه مندی ها (Bookmarks)