به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 80
  1. #51
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    *به نظرم خرج کردن محبت برای کسی که محبت رو نمیفهمه یه نوع تلف کردن محبته؛ درست میگم؟
    ...
    اگه به این نتیجه رسیدی، پس معلومه که داری به اون قاطعیت لازم برای جدا شدن میرسی . خب این خیلی خوبه. منظورم این نیست که جدایی خیلی خوبه! منظورم اینه : اینکه به درجه ای از قاطعیت برسی که مطمئن باشی راهی که میری بهترین راهه ، این خیلی خوبه.
    اینجوری هرگز پشیمون نمیشی.

    موفق باشی. مثالی که بهار زندگی زد از دندون درد خیلیییییییییی قشنگ بود. من چند بار خوندمش.

  2. 2 کاربر از پست مفید گل آرا تشکرکرده اند .

    milad08 (شنبه 01 تیر 92), راحیل خانوم (شنبه 25 خرداد 92)

  3. #52
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 مرداد 94 [ 21:52]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,033
    سطح
    27
    Points: 2,033, Level: 27
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 93 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گل آرا نمایش پست ها
    *به نظرم خرج کردن محبت برای کسی که محبت رو نمیفهمه یه نوع تلف کردن محبته؛ درست میگم؟
    ...
    اگه به این نتیجه رسیدی، پس معلومه که داری به اون قاطعیت لازم برای جدا شدن میرسی . خب این خیلی خوبه. منظورم این نیست که جدایی خیلی خوبه! منظورم اینه : اینکه به درجه ای از قاطعیت برسی که مطمئن باشی راهی که میری بهترین راهه ، این خیلی خوبه.
    اینجوری هرگز پشیمون نمیشی.

    موفق باشی. مثالی که بهار زندگی زد از دندون درد خیلیییییییییی قشنگ بود. من چند بار خوندمش.
    خیلی ممنون
    درسته من به درجه ای از قاطعیت رسیدم ولی فکر می کنم هنوز به ایمان نرسیدم که مرحله بعدی قاطعیته، باورتون نمیشه هر بار که منفعت ها و ضررهای جدایی رو در پست قبلیم می خونم بلا استثناء گریه ام می گیره
    ولی این بار دیگه با قطعیت می خواهم که با عقلم تصمیم بگیرم و به احساسم غلبه کنم. تو این لحظه و با این شرایط ( همسرم هیچ تلاشی برا ادامه انجام نمی دهد ) بهترین تصمیم همینه .
    دعام کنید که بتونم به تصمیمم ایمان پیدا کنم.

  4. 2 کاربر از پست مفید milad08 تشکرکرده اند .

    del (سه شنبه 04 تیر 92), گل آرا (جمعه 24 خرداد 92)

  5. #53
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 21 دی 92 [ 21:24]
    تاریخ عضویت
    1392-3-23
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    297
    سطح
    5
    Points: 297, Level: 5
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 15 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array


    میلاد جان سلام شرایط سختی که در آن هستی را درک می کنم سعی می کنم اطلاعاتی را که دارم در اختیارت قرار دهم من

    هم دقیقا با مشکلاتی که جنابعالی دست به گریبان هستی مواجه بودم و با توجه به توضیحات مفصلی که دادی شرایطت را کملا

    درک می کنم و از سردرگمی و ابهامی که در آن به سر می بری کاملا مطلعم باید به عرض برسانم که احتمالا همسر شما نیز از

    اختلال شخصیت مرزی یا به اصطلاح پزشکیborderline personality disorderرنج می برد این اختلال که ریشه ژنیتیک و تجربیات

    پرورشی مستبدانه دورانکودکی دارد که احتمالااز یک محیط نامعتبر و تحت فشار کودکی حکایت می کند این اختلال که از سه

    شخصیت نمایشی، خودشیفته و ضد اجتماعی تشکیل شده است دارای 9 علائم مشخص که عبارتند: خشم غیر قابل کنترل،

    تکانشکری، ترس از رها شدگی، افکار گذار تجزیه ای و .... که با سرچی در اینترنت در مورد شخصیت مرزی و بوردرلاین اطلاعات

    مفیدی می توانی بدست آوری و سپس این علائم را با خصوصیات و رفتار همسرت مقایسه کنی همچنین متذکر می شوم که در

    مان این بیماری بصورت جلسات روان درمانی فشرده و روشهای دیلکتیک تا حدودوی امکانپذیر است که معمولا درمانجو همکاری

    لازم را انجام نداده و درمان را قطع می کند البته این اختلال با افزایش سن رو بهبودی می رود و از تندی ها و تیزیهای آن کاسته

    می شود. در صورت لزوم جهت انتقال تجربیات اینجانب آمادگی کاملی دارم و می توانم در خدمت دوستان باشم. و اگر لازم شد من

    نیز داستان خود را با دوستان در میان خواهم گذاشت.




    میلاد جان
    همسر شما با توجه به توضیحاتی که دادید همه چیز را سیاه و سفید می بینم و بین عشق و نفرت در حرکت است در حالی که در برخی اوقات شما را ایده آل می کنه در برخی مواقع هم از شما نفرت دارد آیا همسر شما ژست اقدام به خودکشی هم داشته؟
    ویرایش توسط فرشته مهربان : شنبه 25 خرداد 92 در ساعت 05:42 دلیل: تغییر در فونت و رنگ در جهت مناسب شدن آن برای خوانندگان

  6. 3 کاربر از پست مفید hamh تشکرکرده اند .

    milad08 (شنبه 25 خرداد 92), sahelneshin (جمعه 04 مرداد 92), راحیل خانوم (شنبه 25 خرداد 92)

  7. #54
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    آقا میلاد، اون چیزی که شما میخوای بهش برسی دست نیافتنی نیست ،اما به این زودی ها هم اون احساس نمیاد سراغت. حتی بعد از جدایی. ممکنه احساس کنی رها شدی اما مثل دوران نقاهت یک بیماری باید بذاری زمان بگذره تا به سلامتی کامل برسی.
    اینو گفتم که اون ناخوشی روحی بعد از طلاق رو هم به تبعاتش اضافه کنی و حالا که شهامت این رو داری که با واقعیت رو به رو بشی تمام واقعیت رو از الان ببینی تا با روحیه بالا و آمادگی کامل به استقبال شرایط جدید بری.
    پس تصور نکن باید به مرحله ای برسی که به محض اینکه طلاق گرفتی با همه وجود حس کنی حالا دیگه خوشبخت شدی.
    البته الان جاش نبود من این حرف ها رو بزنم.
    انشاالله که بهترین روزها و بهترین سرنوشت برات رقم بخوره که همین طور هم خواهد شد اما اگه این زندگیت به جدایی ختم شد اونوقت همه دوستان تو تالار در کنارت هستن تا روزهای جدیدت رو به بهترین نحو بسازی.

  8. 2 کاربر از پست مفید گل آرا تشکرکرده اند .

    milad08 (یکشنبه 26 خرداد 92), راحیل خانوم (شنبه 25 خرداد 92)

  9. #55
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 مرداد 94 [ 21:52]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,033
    سطح
    27
    Points: 2,033, Level: 27
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 93 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام hamh گرامی
    خیل ممنونم،من تو اینترنت راجع به مبحثی که گفتی تحقیق کردم، اما عمدتا کتاب های ترجمه شده خارجی و خیلی قدیمی هستن،اگه اشکالی نداشته باشه میخواستم یه مقدار بیشتر توضیح بدین چون همونجوری که گفتین در این مورد هم مطالعات علمی و هم تجربیات عینی دارید پس خیلی میتوانید کمکم کنید؛البته از علائم نه گانه ای که فرموده اید چندین مورد در همسرم دیده می شه
    میخواستم بدونم شما هم تجربه ای به همین صورت داشتین؟ بعد از اون نتیجه چی شده ؟

    در مورد سوالتون منظورتون رو زیاد متوجه نشدم،اقدام به خودکشی های همسرم من در همون حدی بود که گفتم توی تقریبا 1 سال زندگی مشترک 2 بار این کارو با تیغ میخواست انجام بده،و بیشتر اوقات قرص زیاد یا بدون علت میخورد و میخوابید یه جوری که یادمه یک بار حدود 2 روزکامل خواب بود.اما اگه منظورتون اقداماتی نظیر خودزنی هست باید بگم نه اصلا.


  10. #56
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 21 دی 92 [ 21:24]
    تاریخ عضویت
    1392-3-23
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    297
    سطح
    5
    Points: 297, Level: 5
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 15 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام میلاد جان
    چند تا از ت سوال میکنم کاملا فکر کن و جواب منو بده:
    1- آیا همسرت دچار نوسانات خلق در طی یک روز میشه مثلا در یک لحظه شاد در لحظه دیگه گریان یا پرخاشگر و عصبی؟
    2- آیا احساس کردی همسرت بعضی اوقات شدید تو را دوست داره و بعضی اوقات ازت متنفر بدون هیچ دیل مشخصی؟
    3- آیا تجربه خشم و طغیان شدیدی ازش داشتی مواردش را برایم بنویس؟
    4- آیا به راحتی دوست پیدا میکنه و به راحتی هم دوستانش را از دست بده؟
    5- آیا به کارهای هیجان انگیز مثل رانندگی خطرناک و امثالهم که باعث بشه به هیجانش بیاره ازش سراغ داشتی؟
    6- آیا رفتارهای مغرورانه و از سر خودشیفتگی ازش سراغ داشتی؟
    7- آیا تهدید به خودکشی ازش سراغ داشتی؟
    8- آیا ترک زندگی به صورت غیر منتظره و ناگهانی ازش سراغ داشتی برام بنویس؟
    جواب این سوال ها را بنویس تا بیشتر با هم پیش بریم

  11. #57
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 مرداد 94 [ 21:52]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,033
    سطح
    27
    Points: 2,033, Level: 27
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 93 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    1- آیا همسرت دچار نوسانات خلق در طی یک روز میشه مثلا در یک لحظه شاد در لحظه دیگه گریان یا پرخاشگر و عصبی؟
    فوق العاده زیاد این اتفاق می افتاد.من همیشه تعجب میکردم،تا جایی که به این اطمینان رسیده بودم هر موقع که خیلی با هم خوشیم حتما بعدش دعوا داریم
    2- آیا احساس کردی همسرت بعضی اوقات شدید تو را دوست داره و بعضی اوقات ازت متنفر بدون هیچ دیل مشخصی؟
    همونجوری که تو اولین پستم گفتم خانومم بعضی اوقات افراطی منو دوست داشت،و بی حد و حساب به من و یا حتی فامیلام خوبی می کرد تا جایی که من خودم می گفتم تو انقدر خوبی می کنی ازت سوء استفاده میشه ، ولی برعکس بدون هیچ دلیلی قهر میکرد ، بدون هیچ دلیلی با فامیلام بد می شد،هرچی دلیل کاراش رو ازش میپرسیدم ، فرافکنی می کرد و دلیلی نمی تونست بیاره
    3- آیا تجربه خشم و طغیان شدیدی ازش داشتی مواردش را برایم بنویس؟
    خیلی زیاده چند مورد قبل از تشنج های دادگاه و دادگاه بازی یعنی تو زمان خوب و خوشی رو می نویسم:
    *یک روز وقتی دنبال مانتو خریدن براش بودیم بعد از اینکه کل مغازه ها رو دید و چیزی نپسندید، بهش گفتم بیا این مغازه که تو کوچه هست رو با هم ببینیم به دلم افتاده توش یه مانتو خوشگل هست که بخریش،یهو قاطی کرد گفت من اصلا نمیام اگه بیام میرم با همشون دعوا می کنم و بهشون فحش میدهم،از همشون متنفرم و خلاصه یه روزم با من قهر بود.
    *یه روز تو باغ گل سر خرید کردن وقتی دیدم به صورت افراطی داره خرج میکنه بهش گفتم برا امروز کافیه بزار باقی خریدتو بعد از خرید لباسای عیدمون که قاطی کرد
    4- آیا به راحتی دوست پیدا میکنه و به راحتی هم دوستانش را از دست بده؟
    روابط عمومیش خیلی خوب بود ولی دقیقا همینجوری که گفتی یه روز از یکیشون خیلی تعریف کرد می گفت انگار خودمم خیلی دوستش دارم ولی بعد از یه مدت میگفت دوست ندارم باهاش رابطه داشته باشم
    5- آیا به کارهای هیجان انگیز مثل رانندگی خطرناک و امثالهم که باعث بشه به هیجانش بیاره ازش سراغ داشتی؟
    رانندگی که بلد نبود ولی نه زیاد ،فقط بعضی وقتها از من میخواست که تند برم
    رفتارهای دیگه نه چیزی یادم نمیاد
    6- آیا رفتارهای مغرورانه و از سر خودشیفتگی ازش سراغ داشتی؟
    همسرم فوق العاده زیاد مغروره ؛ خود پسندیش که دیگه حد نداره ( البته به نظر من یه جور اعتماد به نفس کاذب داشت )
    7- آیا تهدید به خودکشی ازش سراغ داشتی؟
    2 بار تو زندگی مشترک، 1 بار هم تو زندگی مجردیش که خودش برام تعریف کرده بود و حتی جاش هم رو دستش هست
    8- آیا ترک زندگی به صورت غیر منتظره و ناگهانی ازش سراغ داشتی برام بنویس؟
    خیلی خیلی خیلی زیاد
    *یه بار داشتیم راجع به تاریخ عقد صحبت می کردیم در ماشین و باز کردو رفت
    *یه بار داشتیم راجع به جشن نامزدی صحبت می کردیم تو خیابون یهو گذاشت رفت و دیگه پشت سرشم نیگاه نکرد منم دنبالش نرفتم
    *یه بار دیگه تو خونه مادرم اینا وقتی اصرار می کرد که باید از تو شهر بریم پارک و من در جوابش گفتم که نه از اتوبان میریم ؛ سر صبح گذاشت از خونه رفت بیرون گفت اصلا خودم تنهایی میرم
    خیلی خیلی ممنون
    ویرایش توسط milad08 : یکشنبه 26 خرداد 92 در ساعت 13:45

  12. #58
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array
    جناب میلاد گرامی ، همچنان به خودت فرصت بده و باز هم سعی کن با تعدیل احساساتت ، به بررسی ادامه و یا عدم ادامه زندگی مشترکت بپردازی چرا که "اين تويي كه بايد در نهايت تصميم بگيري"
    پستتان را خوانده ام ، همچنان رگه هایی از احساساتی که قبل از ازدواج تحت تاثیر آنها تصمیم گرفته بودید، در آن مشاهده می شود
    خصوصا در قسمت ضررهای جدایی
    لذا باز هم تاکید می کنم فهرستتان را دقیق و با تعدیل احساساتتان تهیه کنید

    گردنه احساسات گردنه ای است که بسیار شیب تندی دارد و زمان زیادی را از انسان می گیرد تا بتواند از آن عبور کند
    اگر از این گردنه احساسات عبور کنید ، آن وقت هست که تصمیماتی که اخذ می کنید ، می تواند پایدار باشد



    نقل قول نوشته اصلی توسط milad08 نمایش پست ها



    *به نظرم خرج کردن محبت برای کسی که محبت رو نمیفهمه یه نوع تلف کردن محبته؛ درست میگم؟

    ==========
    یه سئوال) اصلا برای چی انسانها محبت می کنند؟

    بهتر است وقتی به شخصی محبت می کنیم ، صرفا به خاطر خودمان باشد ، نه به خاطر گرفتن بازخورد از طرف مقابل ، هرچند که گرفتن محبت و علاقه دیگران نسبت به خودمان خرسند و خوشحال می شویم ، اما وقتی بدون انتظار و بر اساس خواست خودمان درست و متعادل محبت کنیم ، به جای احساس انتظار ، احساس رضایت در قلبمان جای می گیرد






    ضرر های جدایی:
    - از دست دادن شخصی که روزگاری آرزوم بود دستش رو لمس کنم ( ببخشید احساساتی شدم )
    - از دست دادن زندگیی که با سختی های خیلی خیلی خیلی زیاد درست شده بود
    - برگشتن به دوران مجردی و این یعنی حرکت رو به عقب ( البته با کوله باری از تجربه )
    - از دست دادن طرح و ایده های مشترک بین جفتمون
    - عوض شدن نگاه دیگران نسبت به شخصیت و موقعیت اجتماعی،و تاثیر آن روی زندگی آینده
    - اتفاق افتادن احتمالی یکی از حالت های زیر برای همسرم
    1- باز شدن یک پرونده فحشا در جامعه
    2- بیشتر شدن مشکلات روانی همسرم به علت عدم توانایی تطبیق واقعیت و با ذهن
    3- رشد روز افزون کینه های همسرم و اقدام برای گرفتن انتقام



    اگر یک طرفه فقط بخواهی ضررهایی که صرف شخص شما متمحل می شود را ببنویسی ، کدام موارد لیست می شوند؟

    به نظرم در زندگی معمولا زمانی درجا میزنیم و یا پس رفت می کنیم که چیزی نیاموخته باشیم ، و یا اینکه ، از آموخته هامون بد استفاده کرده باشیم .... همه انسانها در زندگی شان ، پستی و ها و بلندی ها دارند ...همه دچار مشکلات هستند ... مهم این هست که از اسن مشکلات و پستی ها و بلندی ها چگونه بهره ببریم

    احتمالا شنیده ای که " اگر سنگیزه ها در مسیر آب نمی بود ،شنیدن صدای آب دلنشین نمی شد"




    نکات کوتاهی بود که به نظرم رسید
    باز هم شما می بایست روی خودت و آینده ای که داری ، آینده ای می خواهی داشته باشی ، آینده ای که می توانی داشته باشی ...فکر کنی و زمان بگذاری

    توصیه می کنم ، فعلا از تمرکز از روی همسرت بیرون بیایی و روی خودت کار کنی ،

    لیست هایت را کامل تر کن
    ویرایش توسط بالهای صداقت : یکشنبه 26 خرداد 92 در ساعت 14:07

  13. 4 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    milad08 (یکشنبه 02 تیر 92), mohammad6599 (یکشنبه 06 مرداد 92), فرشته مهربان (یکشنبه 26 خرداد 92), ویدا@ (یکشنبه 26 خرداد 92)

  14. #59
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 خرداد 92 [ 22:43]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    51
    سطح
    1
    Points: 51, Level: 1
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 8 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام میلاد عزیز.من یه دختر ساله ی با هوش هستم که متاسفانه هم خانماروخیلی خوب میشاسم هم آقایونو
    عزیزم قانون دوسداشتن این نیست که هرچی طرف گفت ما گوش کنیم که مبادا برنجه برعکس گاهی باید تند باشیم که آدما به خودشون بیان.
    متاسفانه بسیاری از خانمای ما ایطورفکرمیکنن که با این قبیل رفتارهای غیرمعقول افسار زندگیرو به دست میگیرن و شوهرشونو مطیع می کنن شمایی که در طول6 سال به جای حل مشکل خانمتونوتحمل کردین باید انتظار این چیزاروهم داشته باشین.عزیزم احترام بین 2 تا آدم که از بین رفت دیگه اون زندگی زندگی نمیشه,خانمت فکر کرده خرش از پل رد شده و هدکاری میتونه بکنه
    به نظر من زنی که جلوی فامیل به شوهرش توهین کنه زن زندگی نیست,این نکته در موردآقایون هم صدق میکنه چون زنوشوهرباید عیبهای همو بپوشونن.به هر حال خانم شما با یه همجین مشکل پیش پاافتاده ای رفته پس خداروشکرکنید که بچه نداشتین:rolleyes:زمان همه چیو حل میکنه.خدا بزرگه:rolleyes:

  15. #60
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 21 دی 92 [ 21:24]
    تاریخ عضویت
    1392-3-23
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    297
    سطح
    5
    Points: 297, Level: 5
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 15 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام میلاد جان
    جواب سوالها را که با دقت نوشته بودی خوندم دوست من ده سال پیش با همسرم ازدواج کردم و تمامشرایط و احساس تو را درک می کنم حلا برای اینکه احساساتی که تو باهاش درگیر بودی را هم با هم مرور کنیم چند تا سوال از خودت می پرسم: 1- آیا احساس کردی که همسرت و روحیاتش را نمی شناسی؟
    2- آیا تو زندگی احساس کردی که شرایط زندگی با زندگی دیگران فرق می کنه و به اصطلاح خارجیها سوار بر ترنهای هوایی شهر بازی هستی؟
    3- آیا احساس کردی که هیچگاه نمی توانی واکنش همسرت را پیش بینی کنی
    4-آیا احساس کردی که نمی دانی همسرت واقعا تو را دوست داره و یا از تو متنفره؟ آیا احساس همسرت را به خودت درک کرده ای؟
    5- آیا خصوصیات همسرت را در چند جمله می توانی تعریف کنی؟
    6- آیا احساس کرده ای روحیات ، عقاید و تفکرات همسرت دائما در حال تغییر است
    7- آیا عدم ثبات شخصیت را در همسرت احساس کرده ای ؟ احساس کرده ای همسرت مانند آبی میماند که به شکل ظرف اطرافیانت خود در می آید؟
    دوست خوبم افراد با شخصیت مرزی از تنهایی مفرطی رنج می برند و هیچ وقت نمی تواانند تنهایی را تحمل کنند و عدم ثبات درونی را در بیرون خود جستجو می کنند من این سوالها را از تو می پرسم تا در مورد همسرت به اطمینانی برسم تا خدایی نکرده موجب راهنمایی غلط و تصمیم گیری نادرستی نشوم و می دانم زندگی کردن در این شرایط روحیه و اعتماد به نفس انسان را شدیدا کم می کند به طوری که شخص دائما در کلنجار با خود می باشد که من اشتباه کردم و خطاکارم و متاسفانه اطافیان نیز وضعیت را درک نمی کنند. خواهش می کنم جواب سولات بالا را نیز بده تا اطلاعات بیشتری در مورد شخصیت مرزی و نحوه تفکر و مکانیزمهای دفاعی آنها برایت بگویم

  16. کاربر روبرو از پست مفید hamh تشکرکرده است .

    milad08 (شنبه 01 تیر 92)


 
صفحه 6 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با شوهر دروغگو وخیانتکار خود چگونه رفتار کنم
    توسط مریم سبز در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 04 شهریور 94, 19:54
  2. زنی که همه دنیام بود وقیح و دروغگو شده (2)
    توسط milad08 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 14 آبان 92, 15:24
  3. با شوهر خیانت کار و دروغگو چطور برخورد کنم؟
    توسط باران بهار 64 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 آبان 92, 00:58
  4. با شوهر دروغگو و لجبازم چیکار کنم؟
    توسط شارلوت در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 28
    آخرين نوشته: شنبه 07 مرداد 91, 09:17
  5. خواص باور نکردنی روغن کنجد
    توسط parnian1 در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 دی 88, 10:36

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.