به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 102

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 17 مرداد 05 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    با سلام
    با مواردی که اینجا ذکر شد مشخص هست که اون دختر خانم کلا فرد پایبند و وفاداری نیست

    با توجه به زیبایی که ظاهرا داره و اینکه به خاطر اون زیبایی مورد توجه خیلی ها ممکن هست باشه چیزی طول نمی کشه که از فرد فعلی گذشته و به فرد جدیدی رو میاره. شاید اصلا بعد برادر دوستش دوباره هوس کرد بیاد سراغ شما
    لفاظی رو هم خوب بلده گفتن جملات عاطفی و عاشقانه براش خیلی آسونه و حتی بدون داشتن احساس واقعی به شخص مقابل میتونه اون جملات رو به زبون بیاره فعلا داره به نظر خودش از جوانی و زیباییش لذت میبره ولی تاوان این لذتها رو یه روز میده

    این فرد با خصوصیاتی که گفتید فقط به درد دوست دختر بودن میخوره با این آدم یه زندگی متاهلی پایدار نمیشه داشت
    توی زندگی واقعیش بعیده که موفق بشه مگر اینکه معجزه بشه و کلا روش زندگیش دگرگون بشه که احتمالش خیلی کمه

    پس بهتره از دیدگاه دیگری این موضوع رو نگاه کنید از این دیدگاه که چه بهتر که الان گذاشت و رفت نه بعد از اینکه مثلا یه بچه هم به دنیا بیاره و بعدش بخواد دنبال یه عشق جدید و تنوع جدید توی زندگی باشه

    شما عاشق یه نسترن خیالی شدید نه این خانمی که وجود داره یه نسترن عاشق وفادار مهربون
    ولی این خانم آخه نه عاشق بوده نه وفادار و نه حتی مهربون

    برای گذراندن اون بخش از زندگیش شما رو در نظر گرفته بوده برای این بخش از زندگیش هم شخص دیگری رو کاندید کرده

    بهتره به دنبال همون فردی باشید که توی ذهنتون دوستش داشتید یه دختر مهربان و وفادار

    شما با یه نسترن خیالی انرژی گرفتید و شرایط رو تغییر دادید حالا که شرایط هم تغییر کرده اون دختر رو توی واقعیت پیدا کنید
    این آدم اون آدمی که شما عاشقش هستید نیست

    آیا شما عاشق دختری بی وفا و تنوع طلب میشید؟ اگر می دونستید چنین خصوصیاتی داره دلبسته اش می شدید؟

    شما به اون فرد عادت کردید ولی عاشق یه شخصیت دیگه توی ذهنتون هستید
    عادت رو میشه ترک کرد فقط زمان میخواد


    ورزش کنید
    رابطتون رو با خدا قوی تر کنید باور کنید خودش خیلی بهتون کمک می کنه

    اگر هم فکر می کنید دچار افسردگی هستید به روانشناس مراجعه کنید تا مشکتون رفع بشه
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  2. کاربر روبرو از پست مفید فکور تشکرکرده است .

    دیده (دوشنبه 08 خرداد 96)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 فروردین 00 [ 04:44]
    تاریخ عضویت
    1396-3-06
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    4,862
    سطح
    44
    Points: 4,862, Level: 44
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 45 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فکور نمایش پست ها
    با سلام
    با مواردی که اینجا ذکر شد مشخص هست که اون دختر خانم کلا فرد پایبند و وفاداری نیست

    با توجه به زیبایی که ظاهرا داره و اینکه به خاطر اون زیبایی مورد توجه خیلی ها ممکن هست باشه چیزی طول نمی کشه که از فرد فعلی گذشته و به فرد جدیدی رو میاره. شاید اصلا بعد برادر دوستش دوباره هوس کرد بیاد سراغ شما
    لفاظی رو هم خوب بلده گفتن جملات عاطفی و عاشقانه براش خیلی آسونه و حتی بدون داشتن احساس واقعی به شخص مقابل میتونه اون جملات رو به زبون بیاره فعلا داره به نظر خودش از جوانی و زیباییش لذت میبره ولی تاوان این لذتها رو یه روز میده

    این فرد با خصوصیاتی که گفتید فقط به درد دوست دختر بودن میخوره با این آدم یه زندگی متاهلی پایدار نمیشه داشت
    توی زندگی واقعیش بعیده که موفق بشه مگر اینکه معجزه بشه و کلا روش زندگیش دگرگون بشه که احتمالش خیلی کمه

    پس بهتره از دیدگاه دیگری این موضوع رو نگاه کنید از این دیدگاه که چه بهتر که الان گذاشت و رفت نه بعد از اینکه مثلا یه بچه هم به دنیا بیاره و بعدش بخواد دنبال یه عشق جدید و تنوع جدید توی زندگی باشه

    شما عاشق یه نسترن خیالی شدید نه این خانمی که وجود داره یه نسترن عاشق وفادار مهربون
    ولی این خانم آخه نه عاشق بوده نه وفادار و نه حتی مهربون

    برای گذراندن اون بخش از زندگیش شما رو در نظر گرفته بوده برای این بخش از زندگیش هم شخص دیگری رو کاندید کرده

    بهتره به دنبال همون فردی باشید که توی ذهنتون دوستش داشتید یه دختر مهربان و وفادار

    شما با یه نسترن خیالی انرژی گرفتید و شرایط رو تغییر دادید حالا که شرایط هم تغییر کرده اون دختر رو توی واقعیت پیدا کنید
    این آدم اون آدمی که شما عاشقش هستید نیست

    آیا شما عاشق دختری بی وفا و تنوع طلب میشید؟ اگر می دونستید چنین خصوصیاتی داره دلبسته اش می شدید؟

    شما به اون فرد عادت کردید ولی عاشق یه شخصیت دیگه توی ذهنتون هستید
    عادت رو میشه ترک کرد فقط زمان میخواد


    ورزش کنید
    رابطتون رو با خدا قوی تر کنید باور کنید خودش خیلی بهتون کمک می کنه

    اگر هم فکر می کنید دچار افسردگی هستید به روانشناس مراجعه کنید تا مشکتون رفع بشه
    یعنی تمام وقت داشت نقض بازی میکرد؟؟؟
    تمام روزهایی که از اینده باهاش حرف میزدم ... تمام روزهایی که به عشقش چند برابر به ذهن و جسمم سختی میدادم تا مشکلاتم حل شه میدید و میگفت درک میکنه دروغ بود ؟؟
    من اگر میدونستم بیوفا و تنوع طلب هست غلط میکردم اصلا سمتش میرفتم
    اصلا اینطوری نشون نمیداد با اینکه خیلی حواسم بود درست انتخاب کنم
    میدونید همین عذابم میده بعد عمری مهر کسی به دلم افتاد اونم خیلی زیاد ولی تمام خصوصیاتش با دروغ و ریا بود
    این عذابم میده که فقط من و به بازی گرفت
    این اذیتم میکنه که وقتی دست من دو دستاش بود و میدید چقدر برای به دست اوردنش میجنگم دست یه ادم دیگه رو گرفت و وقتی از دست های اون مطمین شد دست من رو ول کرد و تنهام گذاشت مثل یه زباله مثل یه موجود هرز .. من ی که اینهمه کار واسش کرده بودم ...


    خیلی دکتر رفتم بهترین مشاور ها روانشناس ها
    اینقدر باهاشون حرف زدم باهام حرف زدن
    از من و شخصیتم خوششون اومد حتی بعضی جلسات بهم میگفتن پول ویزیت و مشاوره نده
    حتی یه دکتری بهم گفت تو خیلی خوب مسایل مالی رو مدیریت میکنی من خیلی مراجعه کننده ورشکسته و اون هایی که مشکل مالی دارند دارم بیا براشون جلسه بذار از تجربیاتت بگو


    نمیدونم چیکار کنم هرروزم جهنم ه .. ثانیه ها جهنم ه .. تا صبح بیدارم یه گوشه میشینم ..
    تنها جایی که میتونم حرف بزنم اینجاست ...
    خیلی عذاب میکشم کمکم کنید ..
    یه نفر بگه چطور از اشک های مادرم بگذرم میخوام بمیرم
    میخوام از این دنیا با این ادم های نابکار و نامرد برم
    میخوام ارامش پیدا کنم .. من به کسی بدی نکردم که اینطور بدی دیدم
    میخوام یکی درک کنه یه دلیل محکم واسم بیاره که برم و راحت شم ...
    میخوام یکی درک کنه شاید جای من اینجا نباشه شاید مرگ واسم حقه ...
    یکمی درک
    یکمی ارامش
    یکمی بی غصه بودن در اسایش
    یکمی فاصله از دنیایی پر از نامردان
    چیز زیادیه ؟؟؟

    دیگه نمیتونم دنیال کسی باشم
    دنیال دختری باشم به فکر کسی باشم
    دیگه نمیخوام با کسی دوست شم
    دیگه نمیتونم به ادم ها اعتماد کنم
    دیگه حالم از هرچی و هرکی که اسم علاقه و عشق و بیاره به هم میخوره

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 آبان 97 [ 09:43]
    تاریخ عضویت
    1393-1-31
    نوشته ها
    537
    امتیاز
    8,891
    سطح
    63
    Points: 8,891, Level: 63
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 159
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,224

    تشکرشده 1,090 در 430 پست

    Rep Power
    87
    Array
    این حسی که شما الان دارید خیلییییییییییییییی ها تجربه کردن و میکنن ...
    همه ی ما میدونیم ضربه ی عاطفی میتونه حتی ادمارو از پای در بیاره در عین حال که به راحتی قابل حله و با گذشت زمان به راحتی کمرنگ میشه و فقط در حد یه خاطره باقی میمونه .
    آقای علیرضا موضوع خیلی ساده تر از این حرفاست شما پیش خودتون فکر میکنین که دیگران از بیرون به عمق مسئله پی نمیبرن و در نظرتون یک فاجعه محسوب میشه . در صورتی که اکثر جوونای ما این حسو ممکنه تجربه کرده باشن . فقط فرقش اینه که شما دچار افسردگی شدین افسردگی انرژی ادمو از بین میبره ادمو نا امید و بی انگیزه میکنه هیچ چیزی دیگه ارزش نداره حتی خانواده !!!!!! و وقتی شدید میشه ادم به خودکشی هم فکر میکنه ... افسردگی یک بیماریه مثل خیلی از بیماری های جسمی دیگه که برای درمانش به پزشک مراجعه میکنیم و اگر نکنیم روز بروز مریض تر میشیم و باید برای درمانش اقدام کنیم وقتی درمان شه میبینیم که صورت مسئله عوض نشده نسترن همون دختریه که سو استفاده کرده ولی نگاه شما عوض میشه روحیه شما عوض میشه ناراحتی حق طبیعی شماست ولی دیگه خودتو تو اتاق حبس نمیکنی نسبت به بال بال زدنهای مادر و برادرت بی تفاوت نیستی . پس چاره ی کارت سادست یه روانپزشک و روانشناس خوب ..

    حسرت گذشته رو هم نخور چون باید خدارو شکر کنی که اون دختر از زندگیت رفته 6 میلیون در برابرش هیچه ... و نگران نباش اونم روز خوش نمیبینه تو زندگیش به ظاهر ادما نگاه نکن .
    امیدوارم به خودت توجه کنی . و به فکر خودت باشی
    همیشه لبخند بزن......
    برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
    گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..


  5. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 31 فروردین 98 [ 00:26]
    تاریخ عضویت
    1396-2-11
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    3,075
    سطح
    34
    Points: 3,075, Level: 34
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 125
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    244

    تشکرشده 133 در 54 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام. جمله پست آخر شما منو ترغیب کرد این مطلب رو بنویسم
    من نه اطلاعی از روان شناسی دارم نه مثل شما می دونم باید به کسی که قصد خودکشی داره چی گفت و چی نگفت. فقط حرفایی که با خوندن مطالبتون به ذهنم رسیدو بازگو میکنم
    ببینید..‌ اکثر کسانی که خودکشی کردند؛ فقط و فقط به این امید بوده که می خواستن به آرامش برسن . اما به نظر شما؛ اگر از اونا در دنیای دیگه نظر سنجی بشه؛ چند نفرشون از این کار راضی ان؟ چند نفرشون به آرامشی که می خواستن رسیدن؟
    من و شما از دنیای بعد مرگ خبر نداریم‌ . نمی تونیم بگیم بعد مرگ ؛ آرامش در انتظارمونه یا عذاب... اینو کسی می تونه اطلاع بده که اطلاعات کافی در این زمینه پیدا کرده‌. و این علم از هیچ طریقی به دست نمیاد مگر از خود خداوند...
    همون خدای مهربانی که شما برای دیدنش میخواید عجله به خرج بدید، برای زندگی ما برنامه ای طراحی کرده با الگریتم و چارچوب مخصوص به خودش. خدا از بی نظمی و تخطی از این چارچوب خوشش نمیاد.‌‌ این خدا بعد مرگ برای شما آغوش باز نمی کنه که چه خوب کردی طناب ِ نعمات زندگی و تجربه هایی که بهت دادمو قطع کردی! اتفاقا بازخواستت می کنه. می پرسه مگه من خدای تو نبودم؟ مگه به توانایی من ایمان نداشتی؟ چرا به مهربونی گسترده و بی انتهای من امید نبستی؟ چرا فکر کردی نمی تونم زندگیتو درست کنم و از ریشه و پایه قطعش کردی؟ مگه کم زندگی های خراب و ویرونه رو با فضل خودم و به وسیله امید و تلاش بنده هام آباد کردم؟ تو اولین کسی بودی که مشکل داشتی؟ مشکلت از من بزرگتر بود؟ فکر کردی نمی تونم از پسش بربیام؟‌وقتی بی پول بودی؛ کی دستت رو گرفت و تلاش هات رو اجابت کرد تا موفق بشی؟ وقتی بی خانمان بودی کی حمایتت کرد؟ من بودم یا نسترن؟ به من باید امید می بستی یا نسترن؟ اصلا مفهوم و اساس زندگی تو من بودم یا نسترن؟ کی رو می پرستیدی تو زندگیت؟
    : كه خداوند هرگز تو را وانگذاشته، و مورد خشم قرار نداده است.: سوره ضحی
    یه درصد به این فکر کن که این روایت درست باشه که در انتها خدا بسیاری از بنده هاشو می بخشه و عذاب جهنمو برمی داره و به بهشت می بره مگر کسانی که خودکشی کردند... چون اونا از رحمت خدا ناامید بودن و ناامید از رحمت خدا در زمره ی کافرانه...
    من مطمئنم شما کافر نیستی آقا محمدرضا... مطمئنم به رحمت خدا امید داری.. اصلا قصدت اینه که به رحمت خدا و آرامش آغوش خدا برسی منتها راهو داری اشتباه می ری برادر من!
    من خودم تو زندگی یه اشتباهی کردم؛ هرشب که میخوام بخوابم از وحشت اینکه نکنه تو خواب خدایی که روحمو گرفته به آسونی اونو به من برنگردونه و با بار گناهانم بمیرم، عذاب می کشم. هرشب وقت خواب جهنمو به چشم می بینم و به خودم می پیچم...
    فقط یه درصد فرض کن بعد مرگت؛ جای آرامش؛ عذاب باشه. دستت از دنیا کوتاهه و هزار بار آرزو می کنی کاش یه ساعت دیگه به دنیا برگردی و اشتباهاتتو جبران کنی ولی دیگه دیره. والا من نمی دونم عزراییل و نکیر و منکر و هزار فرشته عذاب و نگهبان جهنم چه چیزی دارن که بعضی ها مشتاقن زودتر زیارتشون کنن؟
    من حاضرم عمر باقی مونده همه اونایی که خودکشی کردن رو به هرقیمتی بخرم و دیرتر بمیرم
    والا... بلکه تو دوران پیری و علیلیمون یه چند سال ِ گناه نکرده داشته باشیم بهش ببالیم:))
    اینا محض شوخی و مزاح بود ولی..
    فرصتی که خدا بهت داده رو با دست خودت نابود نکن. به خدا بگو: ببخشید نفهمیدم اصل ِاونی که بهم انگیزه داد برای زندگی و رو به راهم کرد تو بودی خدا جونم. نه نسترن و هیچ صنم دیگه ای! مرسی که زودتر از اینکه با اون دختر ازدواج کنم؛ ذاتشو بهم نشون دادی. که اگه بعد ازدواج مچشو موقع خیانت می گرفتم؛ نمی دونم چه بلایی سرم میومد!
    مرسی که روم غیرت داشتی و داری خدا! که نمی خوای جز عشق تو چیز دیگه ای تو دلم لونه کنه.
    خدا خودش گفته من تو دل های شکسته ام... خدا رو تو دلت پیدا کن برادر جان‌ بهش بگو حالا که می خوام بهت برگردم دوباره دستمو بگیر... محکم تر از همیشه! ماه رمضونه و چه فرصتی بهتر از ماه بندگی خدا برای توبه کردن؟
    وقتی درهای جهنم و دستای شیطون بسته است؛ زوری زوری خودتونو به عذاب نندازین. مادر بیچارتون چه گناهی کرده که داغ جوون ببینه و امیداش ناامید شن؟
    توبه کنید... به خدا قسم از خدا مهربونتر برای ما پیدا نمیشه. کیه که از ریز به ریز گناهامون خبر داره و باز پرده پوشی می کنه و اگه توبه کنیم عین کسایی که گناه نکردن تحویلمون می گیره؟ کیه که انقد به ما مشتاق و عاشق باشه که با یه قدم ما ده قدم سمتمون برداره؟ کیه که بگه اگه بنده هام می دونستن چقدر مشتاق برگشتشون به سمت خودم هستم؛ هر لحظه از شوق جان می دادن؟
    خوشا به سعادتتون که دلی دارید که می دونید خدا ساکنش شده... کاش توبه و بازگشت ما هم به خدا تو همین ماه رمضان باشه... شب های قدر امسال رو با یه شور و حال تازه احیا کنید و زنده بدارید. ایشالا امضای خوش بختی و آرامش در هر دو دنیا رو امام زمان پای پرونده ی اعمال و سرنوشتتون بزنه. آمین
    مرسی که پر حرفیامو می خونید و تامل می کنید

  6. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 فروردین 00 [ 04:44]
    تاریخ عضویت
    1396-3-06
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    4,862
    سطح
    44
    Points: 4,862, Level: 44
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 45 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Hildaa نمایش پست ها
    سلام. جمله پست آخر شما منو ترغیب کرد این مطلب رو بنویسم
    من نه اطلاعی از روان شناسی دارم نه مثل شما می دونم باید به کسی که قصد خودکشی داره چی گفت و چی نگفت. فقط حرفایی که با خوندن مطالبتون به ذهنم رسیدو بازگو میکنم
    ببینید..‌ اکثر کسانی که خودکشی کردند؛ فقط و فقط به این امید بوده که می خواستن به آرامش برسن . اما به نظر شما؛ اگر از اونا در دنیای دیگه نظر سنجی بشه؛ چند نفرشون از این کار راضی ان؟ چند نفرشون به آرامشی که می خواستن رسیدن؟
    من و شما از دنیای بعد مرگ خبر نداریم‌ . نمی تونیم بگیم بعد مرگ ؛ آرامش در انتظارمونه یا عذاب... اینو کسی می تونه اطلاع بده که اطلاعات کافی در این زمینه پیدا کرده‌. و این علم از هیچ طریقی به دست نمیاد مگر از خود خداوند...
    همون خدای مهربانی که شما برای دیدنش میخواید عجله به خرج بدید، برای زندگی ما برنامه ای طراحی کرده با الگریتم و چارچوب مخصوص به خودش. خدا از بی نظمی و تخطی از این چارچوب خوشش نمیاد.‌‌ این خدا بعد مرگ برای شما آغوش باز نمی کنه که چه خوب کردی طناب ِ نعمات زندگی و تجربه هایی که بهت دادمو قطع کردی! اتفاقا بازخواستت می کنه. می پرسه مگه من خدای تو نبودم؟ مگه به توانایی من ایمان نداشتی؟ چرا به مهربونی گسترده و بی انتهای من امید نبستی؟ چرا فکر کردی نمی تونم زندگیتو درست کنم و از ریشه و پایه قطعش کردی؟ مگه کم زندگی های خراب و ویرونه رو با فضل خودم و به وسیله امید و تلاش بنده هام آباد کردم؟ تو اولین کسی بودی که مشکل داشتی؟ مشکلت از من بزرگتر بود؟ فکر کردی نمی تونم از پسش بربیام؟‌وقتی بی پول بودی؛ کی دستت رو گرفت و تلاش هات رو اجابت کرد تا موفق بشی؟ وقتی بی خانمان بودی کی حمایتت کرد؟ من بودم یا نسترن؟ به من باید امید می بستی یا نسترن؟ اصلا مفهوم و اساس زندگی تو من بودم یا نسترن؟ کی رو می پرستیدی تو زندگیت؟
    : كه خداوند هرگز تو را وانگذاشته، و مورد خشم قرار نداده است.: سوره ضحی
    یه درصد به این فکر کن که این روایت درست باشه که در انتها خدا بسیاری از بنده هاشو می بخشه و عذاب جهنمو برمی داره و به بهشت می بره مگر کسانی که خودکشی کردند... چون اونا از رحمت خدا ناامید بودن و ناامید از رحمت خدا در زمره ی کافرانه...
    من مطمئنم شما کافر نیستی آقا محمدرضا... مطمئنم به رحمت خدا امید داری.. اصلا قصدت اینه که به رحمت خدا و آرامش آغوش خدا برسی منتها راهو داری اشتباه می ری برادر من!
    من خودم تو زندگی یه اشتباهی کردم؛ هرشب که میخوام بخوابم از وحشت اینکه نکنه تو خواب خدایی که روحمو گرفته به آسونی اونو به من برنگردونه و با بار گناهانم بمیرم، عذاب می کشم. هرشب وقت خواب جهنمو به چشم می بینم و به خودم می پیچم...
    فقط یه درصد فرض کن بعد مرگت؛ جای آرامش؛ عذاب باشه. دستت از دنیا کوتاهه و هزار بار آرزو می کنی کاش یه ساعت دیگه به دنیا برگردی و اشتباهاتتو جبران کنی ولی دیگه دیره. والا من نمی دونم عزراییل و نکیر و منکر و هزار فرشته عذاب و نگهبان جهنم چه چیزی دارن که بعضی ها مشتاقن زودتر زیارتشون کنن؟
    من حاضرم عمر باقی مونده همه اونایی که خودکشی کردن رو به هرقیمتی بخرم و دیرتر بمیرم
    والا... بلکه تو دوران پیری و علیلیمون یه چند سال ِ گناه نکرده داشته باشیم بهش ببالیم:))
    اینا محض شوخی و مزاح بود ولی..
    فرصتی که خدا بهت داده رو با دست خودت نابود نکن. به خدا بگو: ببخشید نفهمیدم اصل ِاونی که بهم انگیزه داد برای زندگی و رو به راهم کرد تو بودی خدا جونم. نه نسترن و هیچ صنم دیگه ای! مرسی که زودتر از اینکه با اون دختر ازدواج کنم؛ ذاتشو بهم نشون دادی. که اگه بعد ازدواج مچشو موقع خیانت می گرفتم؛ نمی دونم چه بلایی سرم میومد!
    مرسی که روم غیرت داشتی و داری خدا! که نمی خوای جز عشق تو چیز دیگه ای تو دلم لونه کنه.
    خدا خودش گفته من تو دل های شکسته ام... خدا رو تو دلت پیدا کن برادر جان‌ بهش بگو حالا که می خوام بهت برگردم دوباره دستمو بگیر... محکم تر از همیشه! ماه رمضونه و چه فرصتی بهتر از ماه بندگی خدا برای توبه کردن؟
    وقتی درهای جهنم و دستای شیطون بسته است؛ زوری زوری خودتونو به عذاب نندازین. مادر بیچارتون چه گناهی کرده که داغ جوون ببینه و امیداش ناامید شن؟
    توبه کنید... به خدا قسم از خدا مهربونتر برای ما پیدا نمیشه. کیه که از ریز به ریز گناهامون خبر داره و باز پرده پوشی می کنه و اگه توبه کنیم عین کسایی که گناه نکردن تحویلمون می گیره؟ کیه که انقد به ما مشتاق و عاشق باشه که با یه قدم ما ده قدم سمتمون برداره؟ کیه که بگه اگه بنده هام می دونستن چقدر مشتاق برگشتشون به سمت خودم هستم؛ هر لحظه از شوق جان می دادن؟
    خوشا به سعادتتون که دلی دارید که می دونید خدا ساکنش شده... کاش توبه و بازگشت ما هم به خدا تو همین ماه رمضان باشه... شب های قدر امسال رو با یه شور و حال تازه احیا کنید و زنده بدارید. ایشالا امضای خوش بختی و آرامش در هر دو دنیا رو امام زمان پای پرونده ی اعمال و سرنوشتتون بزنه. آمین
    مرسی که پر حرفیامو می خونید و تامل می کنید
    خیلی قشنگ نوشتید باور کنید خیلی خوب بود .. ولی من خدای خودم رو فراموش کردم حتی حرف زدن باهاش واسم سخت شده
    ولی یه سوال ؟ چرا اون انرژی که اون زمان داشتم و به قول شما خدا بهم داده که این همه مشکلات رو حل کنم رو الان ندارم ؟؟
    در صورتی که الان بیشتر به خدا نیاز دارم تا اون زمان ...
    الان بیشتر صداش میزنم تا اون زمان ...
    خدا نمیبینه الان من و ؟
    شاید باهاش حرف نزنم ولی نمیدونه بندش بهش احتیاج داره ؟؟؟
    همین جا میگم اصلا خدایا . اگر نمیخوای محمد طناب نعمت ها رو پاره نکنه تا زودتر بیاد پیشت کمکش کن ...
    لطفا کمکم کن . کمک کن خاطرات فراموش شه ..
    کمک کن اون روزی و ببینم که اون کسی که با زندگیم بازی کرده با زندگیش بازی شه ...
    مگه نمیگن زمین گرده ... پس میخوام ببینم گرد بودنش رو ...

    خسته ام خسته . از همه چیز و از همه کس

  7. کاربر روبرو از پست مفید mohammaderz تشکرکرده است .

    Hildaa (سه شنبه 09 خرداد 96)

  8. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1394-2-31
    نوشته ها
    777
    امتیاز
    14,904
    سطح
    79
    Points: 14,904, Level: 79
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 446
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    700

    تشکرشده 1,168 در 528 پست

    Rep Power
    147
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammaderz نمایش پست ها
    در صورتی که الان بیشتر به خدا نیاز دارم تا اون زمان ...
    الان بیشتر صداش میزنم تا اون زمان ...
    خدا نمیبینه الان من و ؟
    شاید باهاش حرف نزنم ولی نمیدونه بندش بهش احتیاج داره ؟؟؟
    همین جا میگم اصلا خدایا . اگر نمیخوای محمد طناب نعمت ها رو پاره نکنه تا زودتر بیاد پیشت کمکش کن ...
    لطفا کمکم کن . کمک کن خاطرات فراموش شه ..
    کمک کن اون روزی و ببینم که اون کسی که با زندگیم بازی کرده با زندگیش بازی شه ...
    مگه نمیگن زمین گرده ... پس میخوام ببینم گرد بودنش رو ...

    خسته ام خسته . از همه چیز و از همه کس
    سلام دوباره

    نظر قبلیه منو مدیر همدردی زحمت کشیدن و ازشون تشکر میکنم جوری ویرایش کردن که کلا فرق کرده بود..

    ولی راجبه این نوشتتون عرض کنم که انسانها تا دچار سختیهائی میشن در اولین فرصت ذهنشون معطوف میشه بخدا و جملات مشابهی از قیبله

    ( چرا خدا کاری نمیکنه- چرا صدامو نمیشنوه- چرا دوسم نداره و بحال خودم رها کرده و غیره ) ازشون شنیده میشه و دوس دارن در همون حین معجزه ای رخ بده

    در حالیکه خدا داره میبینه

    اما کسیکه یه شکست عشقی و یا به یه بیماریه روحی دچار شده باید کم کم و به مرور زمان درمان بشه و با کم رنگ شدنه احساساتش و جایگزینیه منطق حالش خوب خواهد شد

    همه ماها تو زندگیمون کسی و کسانیرو دوست داشتیمو و عاشقش شدیم و بهش نرسیدیمو و زجر کشیدیم و افسرده شدیم ولی الان بعد گذشت سالها اصلا اون نفر یادمون نمیاد و وقتی هم یاداوریش کنیم

    با یه لبخند که عجب دورانی بود ازش رد میشیم و دگ استرس و افسردگی سراغمون نمیاد , چون اون احساسات فروکش کرده

    شمام الان ساله دگ اگه بیایین و این نوشته های خودتونو بخونید قطعا لبخند خواهید زد,

    خانم غبار غم خوب بهتون توضیح دادن چطور لبخند بزنید

    و همچنین فک کنم مهمان دیشب برنامه ماه عسل هم میتونه بهتون کمک بیشتری کنه

  9. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 فروردین 00 [ 04:44]
    تاریخ عضویت
    1396-3-06
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    4,862
    سطح
    44
    Points: 4,862, Level: 44
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 45 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط جوادیان نمایش پست ها
    سلام دوباره

    نظر قبلیه منو مدیر همدردی زحمت کشیدن و ازشون تشکر میکنم جوری ویرایش کردن که کلا فرق کرده بود..

    ولی راجبه این نوشتتون عرض کنم که انسانها تا دچار سختیهائی میشن در اولین فرصت ذهنشون معطوف میشه بخدا و جملات مشابهی از قیبله

    ( چرا خدا کاری نمیکنه- چرا صدامو نمیشنوه- چرا دوسم نداره و بحال خودم رها کرده و غیره ) ازشون شنیده میشه و دوس دارن در همون حین معجزه ای رخ بده

    در حالیکه خدا داره میبینه

    اما کسیکه یه شکست عشقی و یا به یه بیماریه روحی دچار شده باید کم کم و به مرور زمان درمان بشه و با کم رنگ شدنه احساساتش و جایگزینیه منطق حالش خوب خواهد شد

    همه ماها تو زندگیمون کسی و کسانیرو دوست داشتیمو و عاشقش شدیم و بهش نرسیدیمو و زجر کشیدیم و افسرده شدیم ولی الان بعد گذشت سالها اصلا اون نفر یادمون نمیاد و وقتی هم یاداوریش کنیم

    با یه لبخند که عجب دورانی بود ازش رد میشیم و دگ استرس و افسردگی سراغمون نمیاد , چون اون احساسات فروکش کرده

    شمام الان ساله دگ اگه بیایین و این نوشته های خودتونو بخونید قطعا لبخند خواهید زد,

    خانم غبار غم خوب بهتون توضیح دادن چطور لبخند بزنید

    و همچنین فک کنم مهمان دیشب برنامه ماه عسل هم میتونه بهتون کمک بیشتری کنه
    مهمان امشب برنامه ماه عسل یه محمدی بود که که به نسترن خیانت میکرد اذیتش میکرد ..
    برعکس زندگی من ...

  10. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1394-2-31
    نوشته ها
    777
    امتیاز
    14,904
    سطح
    79
    Points: 14,904, Level: 79
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 446
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    700

    تشکرشده 1,168 در 528 پست

    Rep Power
    147
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammaderz نمایش پست ها
    مهمان امشب برنامه ماه عسل یه محمدی بود که که به نسترن خیانت میکرد اذیتش میکرد ..
    برعکس زندگی من ...
    نوشتم دیروز

    دقت کنید

    یه اقائی بود که تو سن 13 سالگی خودکشی کرده بود ..

    http://www.aryanews.com/Uploads/News...0122829819.jpg

    شخصه بالائی

  11. 4 کاربر از پست مفید جوادیان تشکرکرده اند .

    Eram (چهارشنبه 10 خرداد 96), بانوی آفتاب (چهارشنبه 10 خرداد 96), باغبان (چهارشنبه 10 خرداد 96), ستاره زیبا (چهارشنبه 10 خرداد 96)

  12. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 31 فروردین 98 [ 00:26]
    تاریخ عضویت
    1396-2-11
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    3,075
    سطح
    34
    Points: 3,075, Level: 34
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 125
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    244

    تشکرشده 133 در 54 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammaderz نمایش پست ها
    خیلی قشنگ نوشتید باور کنید خیلی خوب بود .. ولی من خدای خودم رو فراموش کردم حتی حرف زدن باهاش واسم سخت شده
    ولی یه سوال ؟ چرا اون انرژی که اون زمان داشتم و به قول شما خدا بهم داده که این همه مشکلات رو حل کنم رو الان ندارم ؟؟
    در صورتی که الان بیشتر به خدا نیاز دارم تا اون زمان ...
    الان بیشتر صداش میزنم تا اون زمان ...
    خدا نمیبینه الان من و ؟
    شاید باهاش حرف نزنم ولی نمیدونه بندش بهش احتیاج داره ؟؟؟
    همین جا میگم اصلا خدایا . اگر نمیخوای محمد طناب نعمت ها رو پاره نکنه تا زودتر بیاد پیشت کمکش کن ...
    لطفا کمکم کن . کمک کن خاطرات فراموش شه ..
    کمک کن اون روزی و ببینم که اون کسی که با زندگیم بازی کرده با زندگیش بازی شه ...
    مگه نمیگن زمین گرده ... پس میخوام ببینم گرد بودنش رو ...

    خسته ام خسته . از همه چیز و از همه کس
    می دونید چیه آقا محمد؟ قبل شما هم بودن خیلیا که بهم گفتن خوب می نویسم ولی حرف خیلی هاشون رو باور نکردم چون گفتم از نوشتن چیزی سردرنمیارن... تازه من اولین باری که تو همدردی پست زدم انقد بد نوشتم هیشکی نمی فهمید حرفم چیه! منم میشه گفت شکست احساسی خورده بودم ولی حالم به وخامت شما نبود و بازم نتونستم درست حرفامو بیان کنم
    اتفاقا من می خواستم بهتون بگم چقدر خوب می نویسید که شما زودتر گفتید و با این حرف شما به خودم امیدوار شدم. چون می دونم خودتون استعداد نوشتن دارید و لابد بیراه نمی گید خلاصه که مرسی:))
    خدا سرنوشت هیچ قومی رو تغییر نمیده مگر خودشون بخوان
    شما اون موقع خواستی تغییر کنی . اجابت هم شدی. الان نمیخوای... قبول کن نخواستی!
    می دونم سخته دوباره از جا بلند شدن. میدونم خسته و بی اعتمادی... ولی ببین ماها که شما رو ندیدیم و نمی شناسیم؛ چقدر دلمون میخواد حالتون خوب شه چه برسه به خالقتون؟ به خدا اون روز که پستای اولو زده بودین و تا آخر شب آنلاین نشدید؛ هی استرس داشتم. می خواستم بگم آقای محترم بیا یه خبر از سلامتی خودت بده و ما رو از نگرانی درآر ولی محدودیت پست داشتم.. حالا ببین خدایی که خودش خلقت کرده و از روح خودش در شما دمیده و از هرکس مهربونتره و عشقتو به دل مادرت و بقیه انداخته که مراقبت باشن؛ چقدررررر به خوب شدن حالت مشتاقه...
    شما اراده کن. خودت واسه خوب شدن یه قدم بردار اگه خدا مخالفت کرد بعدا برو یقه شو بگیر:)
    من مطمئنم حالت خوب میشه. کما اینکه از شب اول تا الان حالت بهتر شده و این تو نوشته هات مشخصه. فقط باید خودت هم تلاش کنی
    اتفاقا داشتم چند روز پیش تو همین انجمن به یه بنده خدایی می گفتم برام ثابت شد اینکه باور کنیم کسی که ترکمون کرده؛ تا ابد تو قلبمون میمونه بزرگترین دروغه که تو فیلما نشون دادن ک یه عمر با آهنگایی که گوش دادیم بهمون تلقین شده‌ . احساسات به مرور کمرنگ میشن. ممکنه هربار که یادت بیان یه رعشه یه شوک الکتریکی به جونت بندازن اما باور کن شوک امروز از دیروزی چند ولتاژ خفیف تره
    من یه روز فکر می کردم عاشق پسری ام که هیچ کدوم از معیارای دلخواه منو نداشت... نه قد و هیکل؛ نه تحصیلات و شغلش؛ نه سطح خانوادگی و اجتماعی و...
    فقط یه صدای گرم و بم و مردونه بود که منو خام خودش می کرد.‌‌ انگار با صدا و حرفاش معجزه می کرد. با شوخیا و مهربونیاش... به خدا قسم از کوریدور رد می شدم صدای حرف زدنش رو حتی با یکی دیگه می شنیدم؛ قلبم تو دهنم میومد. صدای خنده هاش قلبمو زیر و رو می کرد‌ وقتی جوری نگاهم می کرد که فکر می کردم عاشقانه است می گفتم ته خوشبختی همینه. وقتی ازم حمایت می کرد یا مواظبم بود تا عرش اعلا می رفتم.حتی ادای پسرای مومنو درمی آورد ..با اینکه موقعیتشو داشت ولی یه بارم پیشنهاد چیزی که نباید نمی داد... هرچند من اون موقعا انقد عاشق و کور بودم که اگه ازم چیزی میخواست شاید نه نمیاوردم!!! به نظرت ته ارتباطمون چی شد؟ الان می فهمم چقدررررررر ساده و خام و بچه بودم‌ . یه روزایی که باهاش قهر بودم از فکر اینکه بخواد با یه نفر دیگه باشه نفسم بالانمیومد و اشک تو چشمام فواره می زد. الان از خدا میخوام زودتر ازدواج کنه و سر و سامون بگیره!
    من نه نفرین میکنم نه کینه شو به دل می گیرم. یاد گرفتم رابطه ای که ابدی نیست رو واسش فاتحه بخونم و چالش کنم.
    شما چهار سال دیگه، به جز کلیات رابطت هیچ چیز خاصی از این نسترن خانوم یادت نمیاد! نیازی به نفرین هم نیست. آه دلشکسته ها بی نفرین و دعا دامن گیره.
    این دفعه مواظب دلت باش... باور کن انقد دختر پاک و معصوم زیر آسمون خدا هست که خیلیا از وجودشون بی خبرن. نذار ماهی دلت تو تنگ و حوض و مرداب سر بخوره. تهش تعفنه! بذار این ماهی پیش کسی امانت باشه که دلش دریاست و مراقبت از یه دل ارزشمندو خوب بلده و قدر می دونه
    نسترن برات بتی بود که باید می شکست‌.‌.. انقد این زخمی که قراره بسته بشه رو با یادآوری بیجا انگولک نکن. خونش که بند بیاد و لخته ببنده راحت میشی... چند وقت بعد به دلت که رجوع کنی می بینی حتی جای زخمت هم نمونده!

  13. 2 کاربر از پست مفید Hildaa تشکرکرده اند .

    باغبان (چهارشنبه 10 خرداد 96), زندگی خوب (چهارشنبه 10 خرداد 96)

  14. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 فروردین 00 [ 04:44]
    تاریخ عضویت
    1396-3-06
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    4,862
    سطح
    44
    Points: 4,862, Level: 44
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 45 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Hildaa نمایش پست ها
    می دونید چیه آقا محمد؟ قبل شما هم بودن خیلیا که بهم گفتن خوب می نویسم ولی حرف خیلی هاشون رو باور نکردم چون گفتم از نوشتن چیزی سردرنمیارن... تازه من اولین باری که تو همدردی پست زدم انقد بد نوشتم هیشکی نمی فهمید حرفم چیه! منم میشه گفت شکست احساسی خورده بودم ولی حالم به وخامت شما نبود و بازم نتونستم درست حرفامو بیان کنم
    اتفاقا من می خواستم بهتون بگم چقدر خوب می نویسید که شما زودتر گفتید و با این حرف شما به خودم امیدوار شدم. چون می دونم خودتون استعداد نوشتن دارید و لابد بیراه نمی گید خلاصه که مرسی:))
    خدا سرنوشت هیچ قومی رو تغییر نمیده مگر خودشون بخوان
    شما اون موقع خواستی تغییر کنی . اجابت هم شدی. الان نمیخوای... قبول کن نخواستی!
    می دونم سخته دوباره از جا بلند شدن. میدونم خسته و بی اعتمادی... ولی ببین ماها که شما رو ندیدیم و نمی شناسیم؛ چقدر دلمون میخواد حالتون خوب شه چه برسه به خالقتون؟ به خدا اون روز که پستای اولو زده بودین و تا آخر شب آنلاین نشدید؛ هی استرس داشتم. می خواستم بگم آقای محترم بیا یه خبر از سلامتی خودت بده و ما رو از نگرانی درآر ولی محدودیت پست داشتم.. حالا ببین خدایی که خودش خلقت کرده و از روح خودش در شما دمیده و از هرکس مهربونتره و عشقتو به دل مادرت و بقیه انداخته که مراقبت باشن؛ چقدررررر به خوب شدن حالت مشتاقه...
    شما اراده کن. خودت واسه خوب شدن یه قدم بردار اگه خدا مخالفت کرد بعدا برو یقه شو بگیر:)
    من مطمئنم حالت خوب میشه. کما اینکه از شب اول تا الان حالت بهتر شده و این تو نوشته هات مشخصه. فقط باید خودت هم تلاش کنی
    اتفاقا داشتم چند روز پیش تو همین انجمن به یه بنده خدایی می گفتم برام ثابت شد اینکه باور کنیم کسی که ترکمون کرده؛ تا ابد تو قلبمون میمونه بزرگترین دروغه که تو فیلما نشون دادن ک یه عمر با آهنگایی که گوش دادیم بهمون تلقین شده‌ . احساسات به مرور کمرنگ میشن. ممکنه هربار که یادت بیان یه رعشه یه شوک الکتریکی به جونت بندازن اما باور کن شوک امروز از دیروزی چند ولتاژ خفیف تره
    من یه روز فکر می کردم عاشق پسری ام که هیچ کدوم از معیارای دلخواه منو نداشت... نه قد و هیکل؛ نه تحصیلات و شغلش؛ نه سطح خانوادگی و اجتماعی و...
    فقط یه صدای گرم و بم و مردونه بود که منو خام خودش می کرد.‌‌ انگار با صدا و حرفاش معجزه می کرد. با شوخیا و مهربونیاش... به خدا قسم از کوریدور رد می شدم صدای حرف زدنش رو حتی با یکی دیگه می شنیدم؛ قلبم تو دهنم میومد. صدای خنده هاش قلبمو زیر و رو می کرد‌ وقتی جوری نگاهم می کرد که فکر می کردم عاشقانه است می گفتم ته خوشبختی همینه. وقتی ازم حمایت می کرد یا مواظبم بود تا عرش اعلا می رفتم.حتی ادای پسرای مومنو درمی آورد ..با اینکه موقعیتشو داشت ولی یه بارم پیشنهاد چیزی که نباید نمی داد... هرچند من اون موقعا انقد عاشق و کور بودم که اگه ازم چیزی میخواست شاید نه نمیاوردم!!! به نظرت ته ارتباطمون چی شد؟ الان می فهمم چقدررررررر ساده و خام و بچه بودم‌ . یه روزایی که باهاش قهر بودم از فکر اینکه بخواد با یه نفر دیگه باشه نفسم بالانمیومد و اشک تو چشمام فواره می زد. الان از خدا میخوام زودتر ازدواج کنه و سر و سامون بگیره!
    من نه نفرین میکنم نه کینه شو به دل می گیرم. یاد گرفتم رابطه ای که ابدی نیست رو واسش فاتحه بخونم و چالش کنم.
    شما چهار سال دیگه، به جز کلیات رابطت هیچ چیز خاصی از این نسترن خانوم یادت نمیاد! نیازی به نفرین هم نیست. آه دلشکسته ها بی نفرین و دعا دامن گیره.
    این دفعه مواظب دلت باش... باور کن انقد دختر پاک و معصوم زیر آسمون خدا هست که خیلیا از وجودشون بی خبرن. نذار ماهی دلت تو تنگ و حوض و مرداب سر بخوره. تهش تعفنه! بذار این ماهی پیش کسی امانت باشه که دلش دریاست و مراقبت از یه دل ارزشمندو خوب بلده و قدر می دونه
    نسترن برات بتی بود که باید می شکست‌.‌.. انقد این زخمی که قراره بسته بشه رو با یادآوری بیجا انگولک نکن. خونش که بند بیاد و لخته ببنده راحت میشی... چند وقت بعد به دلت که رجوع کنی می بینی حتی جای زخمت هم نمونده!
    میدونی میگن تا نفهمی زخم کجاست نمیتونی جلوی خونریزی رو بگیری ...
    منم واقعا نمیدونم این زخم ی که دلم رو خون کرده کجاست . البته اینقدر عمیق و بزرگه که راحت جلوش گرفته نمیشه ...
    نمیدونم شب برای چی افریده شده ... وقتی شب شروع میشه داستان من هم همراهش میاد تا صبح مرور خاطرات و روزهای خوش ...
    میدونید بعضی وقت ها ادم موقعیت هایی رو از دست میده که میدونه دیگه تکرار نمیشه ...
    این از اون موقعیت ها بود یه خانواده ی گرم و شلوغ و پر انرژی که لنگش رو ندیده بودم
    پدرش خیلی خوب بود و دوسش داشتم البته یکمی زیادی گرم و پر انرژی بود ...
    1 سال با هم پنهانی رابطه داشتیم .. تو خونشون که بودم نگاه های یواشکی و پر استرسی رو یادمه که زیبایی خاصی داشت ...
    تاحالا شده کسی و یواشکی نگاه کنین .. خداییش خیلی قشنگه . خیلی خوبه ...
    میدونید یه شخصیتی دارم من ... ؟
    البته الان اینطوری نیستم ...
    زمانی که باهاش بودم از دیدن خوشحالی و خنده های دیگران لذت میبردم . وقتی خوشحال بود و میخندید انرژی میگرفتم ...
    ولی الان فقط حسرت میخورم و ناراحت میشم ...
    خیلی وقت ها پیش اومده نگاهم به دست ای گره خورده ی بعضی ادم ها باشه ...
    همین امشب دختر بجه ای رو دیدم خیلی خوشگل بود . به تنها چیزی که فکر میکردم این بود الان بچست معصوم و مهربون ه ازارش به کسی نمیرسه ولی وقتی بزرگ شه دل چند نفر مثل من و میشکنه ؟؟؟


    میگین قبلا یکی و دوست داشتین صدا و حرف هاش دیوونتون میکرد ...
    من با صدا و حرف هاش دنیا رو تکون میدادم واقعا وقتی پشتم بود کارهای خارق العاده زیادی کردم ...
    بعضی ها میگن معجزه بود ...


    باور کنید دفعه ی بعدی وجود نداره تو این دنیای به این بزرگی دیگه حتی نمیخوام فکرشم کنم که به کسی اعتماد کنم
    دیگه حتی نمیخوام کسی ودوست داشته باشم ..
    شنیدید میگن کسی که دلش شکسته میشه .. شروع میکنه به دل شکستن . چون دل بشکنه دیگه دلی وجود نداره هیچ وقت مثل روز اول نمیشه ...

    و ممنون که برام مینویسین و کمکم میکنید واسم ارزش داره خیلی ...


 
صفحه 5 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تغییر جنسیت ، رابطه عاطفی ، ازدواج و موانع پیش رو
    توسط SAMAN67 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 05 مرداد 93, 15:45
  2. آیا به تغییر می شه دل بست ؟(یک سئوال)
    توسط tamas در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: جمعه 12 فروردین 90, 12:06
  3. تغییرات، علل، پیشنهادات
    توسط THEN در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: دوشنبه 01 تیر 88, 16:32
  4. پیشنهاد تغییر عنوان "پاسخ سریع"
    توسط آرمانخواه در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 29 مرداد 87, 11:47

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.