این حسی که شما الان دارید خیلییییییییییییییی ها تجربه کردن و میکنن ...
همه ی ما میدونیم ضربه ی عاطفی میتونه حتی ادمارو از پای در بیاره در عین حال که به راحتی قابل حله و با گذشت زمان به راحتی کمرنگ میشه و فقط در حد یه خاطره باقی میمونه .
آقای علیرضا موضوع خیلی ساده تر از این حرفاست شما پیش خودتون فکر میکنین که دیگران از بیرون به عمق مسئله پی نمیبرن و در نظرتون یک فاجعه محسوب میشه . در صورتی که اکثر جوونای ما این حسو ممکنه تجربه کرده باشن . فقط فرقش اینه که شما دچار افسردگی شدین افسردگی انرژی ادمو از بین میبره ادمو نا امید و بی انگیزه میکنه هیچ چیزی دیگه ارزش نداره حتی خانواده !!!!!! و وقتی شدید میشه ادم به خودکشی هم فکر میکنه ... افسردگی یک بیماریه مثل خیلی از بیماری های جسمی دیگه که برای درمانش به پزشک مراجعه میکنیم و اگر نکنیم روز بروز مریض تر میشیم و باید برای درمانش اقدام کنیم وقتی درمان شه میبینیم که صورت مسئله عوض نشده نسترن همون دختریه که سو استفاده کرده ولی نگاه شما عوض میشه روحیه شما عوض میشه ناراحتی حق طبیعی شماست ولی دیگه خودتو تو اتاق حبس نمیکنی نسبت به بال بال زدنهای مادر و برادرت بی تفاوت نیستی . پس چاره ی کارت سادست یه روانپزشک و روانشناس خوب ..
حسرت گذشته رو هم نخور چون باید خدارو شکر کنی که اون دختر از زندگیت رفته 6 میلیون در برابرش هیچه ... و نگران نباش اونم روز خوش نمیبینه تو زندگیش به ظاهر ادما نگاه نکن .
امیدوارم به خودت توجه کنی . و به فکر خودت باشی
همیشه لبخند بزن......
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..
علاقه مندی ها (Bookmarks)