به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 69

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 خرداد 95 [ 00:07]
    تاریخ عضویت
    1395-1-15
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    556
    سطح
    11
    Points: 556, Level: 11
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 42 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام.

    ببینید دوست عزیز طرز فکر شما مسئله داره و ناشی از اینه که شما شاید دارید کم کم افسرده میشید. دنیاتون سیاهه و سقف آسمونتون کوتاه. به عنوان کسی که افسردگی رو تجربه کرده

    میفهمم چی میگید.

    من تو پست قبلیم گفتم که مشکل شما رو قبول دارم و ناراحتی شما محترم و قابل بحثه . الان هم دارم میگم مشکل شما واقعا مهمه و باید حلش کنید.

    میدونید برای حل هر مسئله راه حل های زیادی وجود داره.اما شما یک راه حل رو انتخاب کردید.

    راه حل شما اینه که صورت مسئله رو حذف کنید و برای اینکه فکر میکنید قد کوتاه شما روی ازدواجتون موثره بهتره ازدواج نکنید. این خلاصه ی حرفاتونه: وقتی به مشکل رسیدم فرار بهترین

    راه رهایی از مشکلاته.

    آیا تصمیم خودتون رو گرفتید یا میخواید دوستان راه حل ارائه بدن؟ آیا خودتون نمیدونید جواب دوستان شما در تالار نسبت به پیشنهاد شما چیه؟ مخالفت با شما یا نصیحت شما یا دعوا با شما

    یا یک در هزارم پذیرش راه حل شما؟ البته که ما جای شما نیستیم و ممکنه ادعا کنیم که اگه جای تو بودم فلان میکردم و بهمان . که خوب بعضی هامون راست و از ته دل راه حل میگیم !!!

    ولی خوب باور کنید حل مشکل از طریق فرار کمی دور از ذهن ما آدم هایی هست که شما یا هر فرد قد کوتاه دیگه ای رو تصور میکنیم و تو اطرافمون میبینیم و حتما شما درگیر شرایط فکری

    خاصی هستید که به چنین جایی رسیدید. از نظر اکثریت افراد ناپختگی .... چرا که اطراف ما پر از قد کوتاه هایی هست که هم زن دارن و هم بچه و هم کار و درآمد و هم تحصیلات و ...

    راستی ممنون که به من یاد دادید که قد کوتاه مسئله ی مهمی اون هم در این ابعاد برای آقایون هست و من از این به بعد اگه پسری قد کوتاه دیدم که در زندگی موفقیتی داره بیشتر بهش

    احترام خواهم گذاشت چون قدرت درک بالایی داشته که تونسته خودش رو قبول کنه و زندگی شو جمع کنه.

    دوست من، جوان عاقل و باهوشی هستید. من میدونم خودتون هم میدونید. بیایید به راه حل پذیرش خود و حذف خجالت و کم رویی بپردازید چون کاری معقول تره. شاید با تقویت اعتماد به

    نفس ....

  2. کاربر روبرو از پست مفید خانم دکتر تشکرکرده است .

    hamid.n (دوشنبه 30 فروردین 95)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 بهمن 95 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1395-1-02
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    1,250
    سطح
    19
    Points: 1,250, Level: 19
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    68

    تشکرشده 14 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط خانم دکتر نمایش پست ها
    با سلام.

    ببینید دوست عزیز طرز فکر شما مسئله داره و ناشی از اینه که شما شاید دارید کم کم افسرده میشید. دنیاتون سیاهه و سقف آسمونتون کوتاه. به عنوان کسی که افسردگی رو تجربه کرده

    میفهمم چی میگید.

    من تو پست قبلیم گفتم که مشکل شما رو قبول دارم و ناراحتی شما محترم و قابل بحثه . الان هم دارم میگم مشکل شما واقعا مهمه و باید حلش کنید.

    میدونید برای حل هر مسئله راه حل های زیادی وجود داره.اما شما یک راه حل رو انتخاب کردید.

    راه حل شما اینه که صورت مسئله رو حذف کنید و برای اینکه فکر میکنید قد کوتاه شما روی ازدواجتون موثره بهتره ازدواج نکنید. این خلاصه ی حرفاتونه: وقتی به مشکل رسیدم فرار بهترین

    راه رهایی از مشکلاته.

    آیا تصمیم خودتون رو گرفتید یا میخواید دوستان راه حل ارائه بدن؟ آیا خودتون نمیدونید جواب دوستان شما در تالار نسبت به پیشنهاد شما چیه؟ مخالفت با شما یا نصیحت شما یا دعوا با شما

    یا یک در هزارم پذیرش راه حل شما؟ البته که ما جای شما نیستیم و ممکنه ادعا کنیم که اگه جای تو بودم فلان میکردم و بهمان . که خوب بعضی هامون راست و از ته دل راه حل میگیم !!!

    ولی خوب باور کنید حل مشکل از طریق فرار کمی دور از ذهن ما آدم هایی هست که شما یا هر فرد قد کوتاه دیگه ای رو تصور میکنیم و تو اطرافمون میبینیم و حتما شما درگیر شرایط فکری

    خاصی هستید که به چنین جایی رسیدید. از نظر اکثریت افراد ناپختگی .... چرا که اطراف ما پر از قد کوتاه هایی هست که هم زن دارن و هم بچه و هم کار و درآمد و هم تحصیلات و ...

    راستی ممنون که به من یاد دادید که قد کوتاه مسئله ی مهمی اون هم در این ابعاد برای آقایون هست و من از این به بعد اگه پسری قد کوتاه دیدم که در زندگی موفقیتی داره بیشتر بهش

    احترام خواهم گذاشت چون قدرت درک بالایی داشته که تونسته خودش رو قبول کنه و زندگی شو جمع کنه.

    دوست من، جوان عاقل و باهوشی هستید. من میدونم خودتون هم میدونید. بیایید به راه حل پذیرش خود و حذف خجالت و کم رویی بپردازید چون کاری معقول تره. شاید با تقویت اعتماد به

    نفس ....
    سلام ممنون از پاسختون

    من دوست ندارم از مشکل فرار کنم یا صورت مسئله پاک کنم ولی وقتی این مسئله داره روز به روز برام شدیدتر میشه و به قول شما کم کم داره افسرده ام میکنه باید چیکار کنم ؟ خودم نمیتونم حلش کنم بنابراین ترجیه میدم فعلا از ریشه حذفش کنم تا بقیه زندگی ام تحت الشعاع قرار نداده و باعث درجازدن هم نشه

    در مورد ادم های قد کوتاهی که اطرافتون میبینید نمیدونم شاید اونا حساس نیستن یا شایدم بروز نمیدن هرچند که منم هیچ وقت بروز نمیدم و هیچ کس نمیدونه در این مورد حساس هستم .

    ولی من حس میکنم مثل اون سکونشین ها تو فوتبال هستم . شاید فقط کسی از نداشتن خواستگار و شرایط خیلی ناجور (منظورم اصلا ظاهر و قیافه نیست) حاضر به ازدواج بشه . که حس خوبی منتقل نمیکنه .

    بازم ممنون که جواب دادید

    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    سلام
    شما از کجا می دونید که به خاطر قد الزاما پاسخ منفی شنیدین؟

    من یه خواستگار داشتم قدش 168 و خیلی هم از نظرم مناسب بود! و قابل ذکر اینکه ریزنقش هم بود.ولی خب بعد چند جلسه قسمت نشد.
    دقیقا بعدش یه خواستگار داشتم قدش 167 ریزنقش هم نبود ولی واقعا به دلم ننشست و جواب منفی دادم. شاید این خواستگار مثل شما فکر کرده من به خاطر قدش جواب منفی دادم.نمی دونم.شاید اون موقع خودم هم نمی دونستم چرا ازش خوشم نمیاد و قد بهانه مناسبی جلوه می کرد.

    دقیقا قبل هسرم یکی خواستگاریم اومد و قدش 170 و جواب منفی دادم به دلایلی و اصلا حتی حوصله حرف زدن باهاش را نداشتم. همسرم اومد خواستگاریم و قدش 170 و جوابم مثبت ! نمی دونم شاید خواستگار قبلی فکر کرده به خاطر قدش جواب منفی دادم!!! ولی اگر قد ملاکم بود چرا همسرم انتخاب نهاییم شد؟!

    شاید آدمایی که از خارج به مساله نگاه می کنند و تو ذهن من نبودن بتونن هزاران قضاوت اشتباه کنند! با پیش زمینه ذهنی خودشون! ولی لزوما اون قضاوت ها درست نیست.

    حتی اگر تو خیلی از موارد قضاوتتون درست باشه!تو این دنیا هیچ کس نیست برای ازدواجش دغدغه ای نداشته باشه! من خودم دغدغه اساسی داشتم. و بابتشون خیلی ناراحت بودم. چون همش حس می کردم اون مورد نمی ذاره من ازدواج کنم!و ذهنم مدام روی همون مساله کلیک کرده بود!
    ولی یه نفر بیشتر تو این دنیا لازم نبود برای ازدواج با من!
    و من خوشحالم بابت داشتن اون دغدغه! چون بعضی جاها مثل یک فیلتر عمل کرد و باعث شد خیلی از آدما نتونن از مسیرازدواج با من بگذرن!!!
    خیلی سختم شد! خیلی سختی کشیدم!!! اما گذشت و گذشت تا همسرم بهم رسید! فقط همون یه نفر اصلی و واقعی!
    اگر اون فیلتر نبود مطمئنم قدر همسرم را الان نمی دونستم!چون فکر می کردم همه چی تمومم و خب خیلی ها می تونستن منو واقعی دوست داشته باشن! و از این هفت خان بگذرن! و خیلی از اخلاقیات خوب همسرم برام بولد نمی شد! و واقعی بودن خواستن من از طرف او برام محرض نمی شد!

    بعضی وقتا خدا جلوی یه سری از بنده هاش یه مشکلاتی می ذاره که به ظاهر خیلی بدن! ولی در باطن مثل یه توفیق اجباری عمل می کنن که مثل حذف گزینه عمل می کنه و در نهایت باعث می شه آدم به جواب واقعا صحیح برسه!

    خیلی ها تو این دنیا حذف گزینه ندارن و در نهایت تو انتخابشون اشتباه می کنند!و جواب غلط را تیک می زنن و به کسی می رسن که همسر واقعیشون نیست و در نهایت ط ل ا ق!!!

    جواب های حذف شده و غلط مهم نیستن! بیذارید تند تند حذف بشن! مهم همون یه دونه جواب صحیح پایانیه! به بعضیا خدا داره تو این کنکور زندگی کمک می کنه ولی حواسشون نیست! حواسشون نیست تو این دنیا خدا براشون تنها یه گزینه صحیح انتخاب کرده که دیر یا زود بهش می رسن!(درواقع می تونن برسن،اگر خودشون بخوان،اگر با حواشی و گزینه های غلط خودشون را درگیر نکنن!)
    سلام ممنون از پاسختون
    من هنوز خواستگاری کسی نرفتم .ولی بازخورد افراد جامعه رو میبینم و شانس اینکه بتونم احتمالا با دختر مورد علاقم (که البته هنوز کسی رو زیر نظر ندارم ) ازدواج کنم خیلی پایینه .همون طور که کاربر ثمری گفتن فرهنگ جامعه ما متاسفانه خیلی تغییر کرده و خیلی ها چه دختر و چه پسر ظاهربین شدن و قد کوتاهی مخصوصا مرد ارزش و بهای زیادی پیدا کرده و چه قشر مذهبی چه غیرمذهبی براشون خط قرمزه. البته عده محدودی هستن که شاید براشون مهم نباشه
    در مورد موضوعی که مطرح کردید نمیدونم شاید حق با شما باشه . ممنون از وقتی که گذاشتید

  4. کاربر روبرو از پست مفید hamid.n تشکرکرده است .

    خانم دکتر (چهارشنبه 01 اردیبهشت 95)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام
    شما از کجا می دونید که به خاطر قد الزاما پاسخ منفی شنیدین؟

    من یه خواستگار داشتم قدش 168 و خیلی هم از نظرم مناسب بود! و قابل ذکر اینکه ریزنقش هم بود.ولی خب بعد چند جلسه قسمت نشد.
    دقیقا بعدش یه خواستگار داشتم قدش 167 ریزنقش هم نبود ولی واقعا به دلم ننشست و جواب منفی دادم. شاید این خواستگار مثل شما فکر کرده من به خاطر قدش جواب منفی دادم.نمی دونم.شاید اون موقع خودم هم نمی دونستم چرا ازش خوشم نمیاد و قد بهانه مناسبی جلوه می کرد.

    دقیقا قبل هسرم یکی خواستگاریم اومد و قدش 170 و جواب منفی دادم به دلایلی و اصلا حتی حوصله حرف زدن باهاش را نداشتم. همسرم اومد خواستگاریم و قدش 170 و جوابم مثبت ! نمی دونم شاید خواستگار قبلی فکر کرده به خاطر قدش جواب منفی دادم!!! ولی اگر قد ملاکم بود چرا همسرم انتخاب نهاییم شد؟!

    شاید آدمایی که از خارج به مساله نگاه می کنند و تو ذهن من نبودن بتونن هزاران قضاوت اشتباه کنند! با پیش زمینه ذهنی خودشون! ولی لزوما اون قضاوت ها درست نیست.

    حتی اگر تو خیلی از موارد قضاوتتون درست باشه!تو این دنیا هیچ کس نیست برای ازدواجش دغدغه ای نداشته باشه! من خودم دغدغه اساسی داشتم. و بابتشون خیلی ناراحت بودم. چون همش حس می کردم اون مورد نمی ذاره من ازدواج کنم!و ذهنم مدام روی همون مساله کلیک کرده بود!
    ولی یه نفر بیشتر تو این دنیا لازم نبود برای ازدواج با من!
    و من خوشحالم بابت داشتن اون دغدغه! چون بعضی جاها مثل یک فیلتر عمل کرد و باعث شد خیلی از آدما نتونن از مسیرازدواج با من بگذرن!!!
    خیلی سختم شد! خیلی سختی کشیدم!!! اما گذشت و گذشت تا همسرم بهم رسید! فقط همون یه نفر اصلی و واقعی!
    اگر اون فیلتر نبود مطمئنم قدر همسرم را الان نمی دونستم!چون فکر می کردم همه چی تمومم و خب خیلی ها می تونستن منو واقعی دوست داشته باشن! و از این هفت خان بگذرن! و خیلی از اخلاقیات خوب همسرم برام بولد نمی شد! و واقعی بودن خواستن من از طرف او برام محرض نمی شد!

    بعضی وقتا خدا جلوی یه سری از بنده هاش یه مشکلاتی می ذاره که به ظاهر خیلی بدن! ولی در باطن مثل یه توفیق اجباری عمل می کنن که مثل حذف گزینه عمل می کنه و در نهایت باعث می شه آدم به جواب واقعا صحیح برسه!

    خیلی ها تو این دنیا حذف گزینه ندارن و در نهایت تو انتخابشون اشتباه می کنند!و جواب غلط را تیک می زنن و به کسی می رسن که همسر واقعیشون نیست و در نهایت ط ل ا ق!!!

    جواب های حذف شده و غلط مهم نیستن! بیذارید تند تند حذف بشن! مهم همون یه دونه جواب صحیح پایانیه! به بعضیا خدا داره تو این کنکور زندگی کمک می کنه ولی حواسشون نیست! حواسشون نیست تو این دنیا خدا براشون تنها یه گزینه صحیح انتخاب کرده که دیر یا زود بهش می رسن!(درواقع می تونن برسن،اگر خودشون بخوان،اگر با حواشی و گزینه های غلط خودشون را درگیر نکنن!)
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه
    ویرایش توسط مصباح الهدی : یکشنبه 29 فروردین 95 در ساعت 10:54

  6. 3 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    hamid.n (دوشنبه 30 فروردین 95), mohamad.reza164 (پنجشنبه 09 اردیبهشت 95), فدایی یار (یکشنبه 29 فروردین 95)

  7. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام
    قضاوت پیش داورنتون برام عجیب بود.
    چون هنوز خواستگاری نرفته برای دخترهای مردم حکم صادر کردین!!!

    ضمن اینکه ایرادی که از بقیه می گیرید به این مضمون که چرا چیزی که در اختیارتان نیست (مساله قدتون) را براتون اشکال خواهند گرفت برای خودتون هم این ایراد کاملا صادق هست.
    خودتون می گید چرا بقیه به شما اشکال می گیرند قدتون کوتاهه.
    ولی خودتون دختر مردم را متهم می کنید که اگر شما را بپسندد حتما عیب و ایرادی داشته؟!!!
    یا اگر دختری بنا به اتفاق یا هر دلیلی خواستگار نداشت پس حتما دختر خوبی نبوده؟ مگه خواستگار نداشتن عیب هست؟؟؟؟ مگه دست خود دختر بوده؟ خب خیلی از دخترا به دلیل اینکه پسر هم سطحشون نیست خواستگار ندارن. اصلا همین بحث هرم سنی جمعیت هم خودش در مساله تعداد خواستگار مساله ایست که کارشناسان روش دارن کار می کنند! و همچنین چون وضع اقتصادی خوب نیست و خیلی ها جرات خواستگاری رفتن ندارن اصلا.


    شما که همچین مساله ای را ایراد می گیرین چه طور انتظار دارید طرف مقابلتون هم نگرشش نسبت به شما درست باشه حال آنکه خودتان نگرش اشتباهی دارید.و چنین فرهنگی!

    معذرت می خوام از لحنم اما شما که این قدر به فرهنگ ایرانی ها خورده می گیرین و به قضاوتهاشون ایراد، شما خودتون چقدر به چنین فرهنگی اعتقاد دارید و عمل می کنید؟؟؟

    قضاوت پیش داورانه راجع به دخترهایی که خواستگاریشون نرفتین و نگاهپایین به دخترهایی که خواستگار ندارن و قضاوت وضعیتشان از روی دلایل غیر منطقی نشون می ده شما هم تفاوتی با افرادی که مورد نقدتان هست ندارین!!! شما هم یک همچین ایرانی هستین!

    من همسرم قدش 170 بود و نمی دونست خیلی خواستگار داشتم و در نگاه در حد خواستگاری وضعیت معمولی داشتیم و کم و کاستی هم ندارم که همچین کسی را انتخاب کردم و این ارتباطی که شما تو این پستتون عنوان کردین برام بسیار بسیار عجیب بود!
    فقط خدا را شکر که همسرم مانند شما فکر نمی کرد و چنین برچسب هایی به من نزد!

    ضمن اینکه خدمتتان عرض هم کردم خواستگاری با قد 168 و ریز نقش هم داشتم و کاملا این مساله برام حل شده بود. نمی دونم او هم چنین برچسبی زده آیا یا نه.

    معیارهای خیلی خیلی مهمتری در ازدواج وجود دارد .پیدا کردن شخصی که تفاهم فکری باهاش دارین مهم هست! اون وقت شما به جای این مهم دارین فکر می کنید که این دختر چون منو پسندیده نکنه عیب و ایرادی داره.
    فرض کنید از قضا خواستگاری یه دختر فوق العاده رفتین که به ارزش های واقعی شما بها داد اون وقت شما با همچین قضاوت ناعادلانه و پیش داورانه ای او را قطعا از دست خواهید داد!

    کمی روی عمق تفکراتتان تجدید نظر کنید. اول به خودتون فکر کنید... بعد از دیگران ایراد بگیرید.

    کمی اعتماد به نفس، کمی توکل به خدای متعال که روزی رسان او هست و همت و رفتن به خواستگاری های مختلف (فارغ از هر نتیجه ای) چاره شماست!
    با دست دست کردن و همین طوری فکر کردن و قضاوت عجولانه و خیالپردازی هیچ چیز جلو نمی ره! هیچ چیز!!!

    مجددا از رک گویی ام معذرت خواهی می کنم.ولی فکر می کنم واقعا این رک گویی از طرف یک دختر براتون لازم بود.

    موفق و موید باشید
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  8. 2 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    sara 65 (جمعه 10 اردیبهشت 95), فدایی یار (چهارشنبه 01 اردیبهشت 95)

  9. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 بهمن 95 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1395-1-02
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    1,250
    سطح
    19
    Points: 1,250, Level: 19
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    68

    تشکرشده 14 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    سلام
    قضاوت پیش داورنتون برام عجیب بود.
    چون هنوز خواستگاری نرفته برای دخترهای مردم حکم صادر کردین!!!

    ضمن اینکه ایرادی که از بقیه می گیرید به این مضمون که چرا چیزی که در اختیارتان نیست (مساله قدتون) را براتون اشکال خواهند گرفت برای خودتون هم این ایراد کاملا صادق هست.
    خودتون می گید چرا بقیه به شما اشکال می گیرند قدتون کوتاهه.
    ولی خودتون دختر مردم را متهم می کنید که اگر شما را بپسندد حتما عیب و ایرادی داشته؟!!!
    یا اگر دختری بنا به اتفاق یا هر دلیلی خواستگار نداشت پس حتما دختر خوبی نبوده؟ مگه خواستگار نداشتن عیب هست؟؟؟؟ مگه دست خود دختر بوده؟ خب خیلی از دخترا به دلیل اینکه پسر هم سطحشون نیست خواستگار ندارن. اصلا همین بحث هرم سنی جمعیت هم خودش در مساله تعداد خواستگار مساله ایست که کارشناسان روش دارن کار می کنند! و همچنین چون وضع اقتصادی خوب نیست و خیلی ها جرات خواستگاری رفتن ندارن اصلا.


    شما که همچین مساله ای را ایراد می گیرین چه طور انتظار دارید طرف مقابلتون هم نگرشش نسبت به شما درست باشه حال آنکه خودتان نگرش اشتباهی دارید.و چنین فرهنگی!

    معذرت می خوام از لحنم اما شما که این قدر به فرهنگ ایرانی ها خورده می گیرین و به قضاوتهاشون ایراد، شما خودتون چقدر به چنین فرهنگی اعتقاد دارید و عمل می کنید؟؟؟

    قضاوت پیش داورانه راجع به دخترهایی که خواستگاریشون نرفتین و نگاهپایین به دخترهایی که خواستگار ندارن و قضاوت وضعیتشان از روی دلایل غیر منطقی نشون می ده شما هم تفاوتی با افرادی که مورد نقدتان هست ندارین!!! شما هم یک همچین ایرانی هستین!

    من همسرم قدش 170 بود و نمی دونست خیلی خواستگار داشتم و در نگاه در حد خواستگاری وضعیت معمولی داشتیم و کم و کاستی هم ندارم که همچین کسی را انتخاب کردم و این ارتباطی که شما تو این پستتون عنوان کردین برام بسیار بسیار عجیب بود!
    فقط خدا را شکر که همسرم مانند شما فکر نمی کرد و چنین برچسب هایی به من نزد!

    ضمن اینکه خدمتتان عرض هم کردم خواستگاری با قد 168 و ریز نقش هم داشتم و کاملا این مساله برام حل شده بود. نمی دونم او هم چنین برچسبی زده آیا یا نه.

    معیارهای خیلی خیلی مهمتری در ازدواج وجود دارد .پیدا کردن شخصی که تفاهم فکری باهاش دارین مهم هست! اون وقت شما به جای این مهم دارین فکر می کنید که این دختر چون منو پسندیده نکنه عیب و ایرادی داره.
    فرض کنید از قضا خواستگاری یه دختر فوق العاده رفتین که به ارزش های واقعی شما بها داد اون وقت شما با همچین قضاوت ناعادلانه و پیش داورانه ای او را قطعا از دست خواهید داد!

    کمی روی عمق تفکراتتان تجدید نظر کنید. اول به خودتون فکر کنید... بعد از دیگران ایراد بگیرید.

    کمی اعتماد به نفس، کمی توکل به خدای متعال که روزی رسان او هست و همت و رفتن به خواستگاری های مختلف (فارغ از هر نتیجه ای) چاره شماست!
    با دست دست کردن و همین طوری فکر کردن و قضاوت عجولانه و خیالپردازی هیچ چیز جلو نمی ره! هیچ چیز!!!

    من به کی برچسب زدم خیلی بی انصافی میکنید یعنی توقع زیادی که بخام همسرم منو دوست داشته باشه

    مجددا از رک گویی ام معذرت خواهی می کنم.ولی فکر می کنم واقعا این رک گویی از طرف یک دختر براتون لازم بود.

    موفق و موید باشید
    سلام
    شما بقیه پست هامو خوندید که با خاک یکسانم کردید . متاسفانه قضاوت نا به جا کردید اصلا منظورم اون چیزی نیست که شما برداشت کردید

    من خودم به صفات ظاهری و ذاتی دختر کاری ندارم و کسی تو این زمینه مسخره نکردم . شاید برای دختری مثل شما قد خیلی مهم نباشه (هرجند که بین 165 تا 170 مخصوصا برام مرد تفاوت زیادی هست) ولی برای بقیه دخترها چی . شما تو اطرافیانتون نمیبینید که اکثر دختر به قد حساس هستن

    من به کی برچسب زدم یعنی توقع زیادی که توقع داشتم همسرم منو دوست داشته باشه من به شما چیکار داشتم این که شما اینقدر درکتتون بالاس که مثلا قد همسرت برات مهم نیست نشان دهنده فهم بالای شماس. لزومی نمیبینم در این رابطه توضیح بیشتری بدم

    نمیخاستم بنا به دلایلی این بگم بله من خواستگاری رسمی نرفتم ولی با دو مورد که برخورد داشتم حتی اجازه خواستگاری رفتن هم ندادن و همون اول ردم کردم فکر نکنید که قدشون بلندتر هم بود . و دلایل دیگه .... که اگر بگم احتمالا متوجه میشید که خیلی بی ربط منو متهم کردید.

  10. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 خرداد 95 [ 00:07]
    تاریخ عضویت
    1395-1-15
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    556
    سطح
    11
    Points: 556, Level: 11
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 42 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آقای حمید.

    ببینید دوست عزیز اول از همه یک روانشناس خوب میتونه خیلی راحت مسیر فکریتون رو عوض کنه پس حتما سعی کنید یکی از اون خوباشو پیدا کنید. حیف هستید به خدا .

    شما بیماری یا مشکل غیر قابل درمان ندارید که نشه بهتون کمک کرد، خیلی راحت میشه فکر شما رو تغییر داد. از صحبت هاتون مشخصه. مشکل شما یه فکره !!!

    اما خیلی ممنون از پاسختون به من ، من خدای نکرده قصد توبیخ کردن شما به خاطر تصمیمتون رو نداشتم فقط خواستم بگم رفتار شما در واقع چه معنی ای میده و یک نوع رفتار رایج هست.

    دوست عزیز فرض کنید فردی یک فرد دیگه رو به قتل میرسونه و فرار میکنه و پلیس نمیتونه اون رو بگیره این فرد تا جایی که میتونه از محل قتل دور میشه تا شاید بتونه از دست پلیسها و

    اعدام در امان بمونه و فرض کنید موفق هم میشه خب نقشه به خوبی عملی میشه اما خیلی زود یه مشکل برای اون فرد ایجاد خواهد شد: ترس و اضطراب ناشی از ر ودر رویی با پلیس و

    پیدا شدن مخفیگاهش.

    شما هم دقیقا این نقشه رو دارید فرار و فراموشی هست در واقع شما دارید از اضطراب فرار میکنید اما نکته اینجاست که این نقشه نه تنها به شما کمک نمیکنه بلکه چون چیزی که دارید

    ازش فرار میکنید جسمتون هست و جسمتون همواره با شماست وضعیتتون به مراتب بدتر از اون قاتله . در واقع فرار کردن از چیزی که بهتون چسبیده ترس و اضطراب همیشگی و بیماری

    نصیب شما خواهد کرد (یکی از عوامل صدردرصدی افسردگی)

    قبل از شما هزاران انسان این روش رو انتخاب کردن و مسیر شما رو رفتن و نتیجه ای که من گفتم رو گرفتن. به نظر شما بهتر نیست به جای درگیر کردن خودتون از تجربیات اونها استفاده

    کنید؟

    در واقع شما همیشه یک وزنه ی چند تنی رو با خودتن حمل خواهید کرد. انگار بستینش به سرتون و هر جا که میرید قدرت حرکت و فکر رو از شما میگیره.

    تنها راه شما واقعیت نگریه.واقعیت نه تنها تلخ نیست بلکه شیرین هم هست!!! قبول واقعیت (نه شکست) زندگی رو زیر و رو میکنه و شادی نصیب شما خواهد کرد.

    باید قبول کنید تا آخر عمرتون قدتون بلند نخواهد شد پس ناراحتی برای اون کاملا بی مورده. این مسئله نه تقصیر شما بوده و نه شما میونید براش کاری کنید پس خودتون رو قبول کنید و این

    چند سال جوونی رو هدر ندید.

    کمالگرایی و زندگی در رویا رو بذارید کنار و وارد زندگی واقعی بشید.

    از فرافکنی افکار خودتون روی دیگران مخصوصا دختر ها!!! بپرهیزید. باور کنید اگه خدا میخواست همه مثل شما فکر کنن لازم نبود این همه انسان رو خلق کنه

    و در آخر توصیه ی مهمی که به شما دارم اینه که قبول کنید انسانی معمولی هستید. میدونید آدم های شاخص در دنیا افراد کمی هستن و بقیه افراد معمولی ان. باید خوشحال باشید که

    معمولی هستید چون جممعیت معمولی ها زیادن و خداوند معمولی ها رو بیشتر دوست داشته که از اونها زیاد آفریده. من که افتخار میکنم فردی معمولی هستم.

    فرافکنی افکار رو سرچ کرده و بخونید در تالار هم هست.

    خلاصه ی حرفم اینه که به خاطر کوتاه قد بودن ناراحت نباشید. به همین راحتی!!! اگه راحت بگیرید حل میشه.

    دوست دارم نظرتون رو بدونم و خوشحال میشم فکر کنید و بهم بگید چه چیزی جلوی شما رو میگیره تا خودتون رو همین طور که هستید بپذیرید و راحت زندگی کنید؟

    ممنون.

  11. کاربر روبرو از پست مفید خانم دکتر تشکرکرده است .

    hamid.n (دوشنبه 06 اردیبهشت 95)

  12. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 اردیبهشت 95 [ 16:48]
    تاریخ عضویت
    1395-2-01
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    39
    سطح
    1
    Points: 39, Level: 1
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 10.0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 4 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام یکی بم بگه چطور تاپیک بنویسم ضروریه

  13. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط hamid.n نمایش پست ها
    سلام
    شما بقیه پست هامو خوندید که با خاک یکسانم کردید . متاسفانه قضاوت نا به جا کردید اصلا منظورم اون چیزی نیست که شما برداشت کردید

    من خودم به صفات ظاهری و ذاتی دختر کاری ندارم و کسی تو این زمینه مسخره نکردم . شاید برای دختری مثل شما قد خیلی مهم نباشه (هرجند که بین 165 تا 170 مخصوصا برام مرد تفاوت زیادی هست) ولی برای بقیه دخترها چی . شما تو اطرافیانتون نمیبینید که اکثر دختر به قد حساس هستن

    من به کی برچسب زدم یعنی توقع زیادی که توقع داشتم همسرم منو دوست داشته باشه من به شما چیکار داشتم این که شما اینقدر درکتتون بالاس که مثلا قد همسرت برات مهم نیست نشان دهنده فهم بالای شماس. لزومی نمیبینم در این رابطه توضیح بیشتری بدم

    نمیخاستم بنا به دلایلی این بگم بله من خواستگاری رسمی نرفتم ولی با دو مورد که برخورد داشتم حتی اجازه خواستگاری رفتن هم ندادن و همون اول ردم کردم فکر نکنید که قدشون بلندتر هم بود . و دلایل دیگه .... که اگر بگم احتمالا متوجه میشید که خیلی بی ربط منو متهم کردید.
    سلام
    اگر شما را ناراحت کردم بنده را می بخشید.
    حقیقتا نیتم خیر بود و فقط می خواستم متوجه بشید که قبل از عمل دارید خیلی زیاد افکار منفی به خودتون می دین. افکاری که ممکنه درست نباشه.و قضاوتتون پیش داورانه است.
    واقعا من قصد هیچ گونه جسارتی نداشتم. و اگر چنین برداشتی داشتین از این بابت عذرخواهی می کنم. البته من از تحقیر حرف نزدم. از برچسب زدن حرف زدم که متاسفانه خودم هم کم مبتلا بهش نیستم و ناخوداگاه این کار را می کنم.خیلی از ماها این طوریم.
    شاید متوجه عمق منظور من شما نمی شین که چرا این سطح واکنش را داشتم.چون هم دختر نیستین و هم تجربیات خواستگاریتون خیلی کمه یا اصلا نداشتین.
    باور کنید من خیلی تجربیات زیادی داشتم و اوایل اصلا هیچ گله و شکایتی هم نداشتم.با اینکه اصطکاک های زیادی هم داشتم. دیگه آخرا واقعا به طور جدی کم آورده بودم و گله و شکایتم شروع شده بود!
    وقتی میومدم مثلا خیلی تاپیک ها را می خوندم که پسرها بعد مثلا تجربه سه تا خواستگاری بی سرانجام کم می اوردن واقعا متعجب می شدم.و راستش یه کم حرصم هم در می اومد!
    شما نمی دونید این نگاهی که مثلا یه دختر 28 ساله چرا تا الان ازدواج نکرده و لابد خواستگار نداشته و آخی الان خواستگار نیست به من چند بار شده بود! توی خواستگاریام و مادراشون به خصوص! مثلا دلسوزانه... البته درحالی بود که برعکس اون مساله برای من بود.ولی خب آنها که نمی دونستن.و یه رفتارهای خاصی از خود آقایون خواستگار هم داشتم حتی!
    ولی اصلا عرض من این نیست...
    عرض من اینه خب باشه همه خواستگارام اصلا بد! اصلا همشون نگاهشون به من بد! مثلا نگاهشون اینه چون من 28 سالمه لابد مجبوری دارم به ازدواج باهاشون فکر می کنم!یا چقدر دنبال شوهرم. خب آخرش که چی؟
    آخرش اون ها حذف شدن! دیگه اون گزینه ها نیستن! فقط یه گزینه موند که درست منو تیک زد.همین کافیه.
    من وقتی می بینم یه پسر مثل شما تا این حد قبل از هرگونه اقدامی این طوری خودش را درگیر عمل انجام نشده قرار می ده ناراحت می شم.وقتی هنوز اول راهی این قدر بی اعتماد به نفس عمل می کنه ناراحت می شم و وقتی با مسیر خودم مقایسه می کنم تعجب می کنم. که همچین پسر توانمندی همین اول راهی خسته میشه و خبر نداره آیا حالا حالا ها باید بگرده و بگرده تا همسر آیندشو پیدا کنه؟ حتی اگر قدش بلند هم باشه؟و چرا این قدر با تمام این ویژگی های عالی داره ضعیف اقدام می کنه.
    بعد اگر همسر آیندش را پیدا کرد ولی این طور قضاوت کرد که چرا مثلا سنش بالاست! چرا تا حالا ازدواج نکرده و فلان و نکنه منو به این دلیل می خواد... یا اصلا چرا خواستگار نداره و فلان... قضاوت ناعادلانه ای (مشابه قضاوتی که بعضا شما را راجع به قدتان می کنند) که باور کنید تو خود همین همدردی هم دیدم! و من ابتدا فکر کردم شما هم همچین قضاوتی دارید.که الان می گید ندارین.
    و منو واقعا می بخشید اگر بد منظورتون را متوجه شدم.
    و اگر واقعا خودتان این مساله براتون خیلی مهمه که مطمئن باشید به این دلیل قد جواب منفی نمی گیرید می تونید خواستگاری دخترهای ریز نقش هم بروید و یا تو اولویتتان بگذارید.فکر می کنم این دخترها هم دغدغه ای از جنس دغدغه شما داشته باشند و مطمئنا این مساله عیب نیست.ولی اگر دختری پاسخ منفی داد خواهشا سریعا به قدتان ربط ندهید. اصلا رها کنید و برید به سمت گزینه های دیگر...
    عیدتون هم مبارک باشه و امیدوارم به برکت این روز واقعا خوشبخت بشید
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  14. 3 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    hamid.n (دوشنبه 06 اردیبهشت 95), mohamad.reza164 (پنجشنبه 09 اردیبهشت 95), فدایی یار (پنجشنبه 02 اردیبهشت 95)

  15. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 بهمن 95 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1395-1-02
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    1,250
    سطح
    19
    Points: 1,250, Level: 19
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    68

    تشکرشده 14 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    سلام
    اگر شما را ناراحت کردم بنده را می بخشید.
    حقیقتا نیتم خیر بود و فقط می خواستم متوجه بشید که قبل از عمل دارید خیلی زیاد افکار منفی به خودتون می دین. افکاری که ممکنه درست نباشه.و قضاوتتون پیش داورانه است.
    واقعا من قصد هیچ گونه جسارتی نداشتم. و اگر چنین برداشتی داشتین از این بابت عذرخواهی می کنم. البته من از تحقیر حرف نزدم. از برچسب زدن حرف زدم که متاسفانه خودم هم کم مبتلا بهش نیستم و ناخوداگاه این کار را می کنم.خیلی از ماها این طوریم.
    شاید متوجه عمق منظور من شما نمی شین که چرا این سطح واکنش را داشتم.چون هم دختر نیستین و هم تجربیات خواستگاریتون خیلی کمه یا اصلا نداشتین.
    باور کنید من خیلی تجربیات زیادی داشتم و اوایل اصلا هیچ گله و شکایتی هم نداشتم.با اینکه اصطکاک های زیادی هم داشتم. دیگه آخرا واقعا به طور جدی کم آورده بودم و گله و شکایتم شروع شده بود!
    وقتی میومدم مثلا خیلی تاپیک ها را می خوندم که پسرها بعد مثلا تجربه سه تا خواستگاری بی سرانجام کم می اوردن واقعا متعجب می شدم.و راستش یه کم حرصم هم در می اومد!
    شما نمی دونید این نگاهی که مثلا یه دختر 28 ساله چرا تا الان ازدواج نکرده و لابد خواستگار نداشته و آخی الان خواستگار نیست به من چند بار شده بود! توی خواستگاریام و مادراشون به خصوص! مثلا دلسوزانه... البته درحالی بود که برعکس اون مساله برای من بود.ولی خب آنها که نمی دونستن.و یه رفتارهای خاصی از خود آقایون خواستگار هم داشتم حتی!
    ولی اصلا عرض من این نیست...
    عرض من اینه خب باشه همه خواستگارام اصلا بد! اصلا همشون نگاهشون به من بد! مثلا نگاهشون اینه چون من 28 سالمه لابد مجبوری دارم به ازدواج باهاشون فکر می کنم!یا چقدر دنبال شوهرم. خب آخرش که چی؟
    آخرش اون ها حذف شدن! دیگه اون گزینه ها نیستن! فقط یه گزینه موند که درست منو تیک زد.همین کافیه.
    من وقتی می بینم یه پسر مثل شما تا این حد قبل از هرگونه اقدامی این طوری خودش را درگیر عمل انجام نشده قرار می ده ناراحت می شم.وقتی هنوز اول راهی این قدر بی اعتماد به نفس عمل می کنه ناراحت می شم و وقتی با مسیر خودم مقایسه می کنم تعجب می کنم. که همچین پسر توانمندی همین اول راهی خسته میشه و خبر نداره آیا حالا حالا ها باید بگرده و بگرده تا همسر آیندشو پیدا کنه؟ حتی اگر قدش بلند هم باشه؟و چرا این قدر با تمام این ویژگی های عالی داره ضعیف اقدام می کنه.
    بعد اگر همسر آیندش را پیدا کرد ولی این طور قضاوت کرد که چرا مثلا سنش بالاست! چرا تا حالا ازدواج نکرده و فلان و نکنه منو به این دلیل می خواد... یا اصلا چرا خواستگار نداره و فلان... قضاوت ناعادلانه ای (مشابه قضاوتی که بعضا شما را راجع به قدتان می کنند) که باور کنید تو خود همین همدردی هم دیدم! و من ابتدا فکر کردم شما هم همچین قضاوتی دارید.که الان می گید ندارین.
    و منو واقعا می بخشید اگر بد منظورتون را متوجه شدم.
    و اگر واقعا خودتان این مساله براتون خیلی مهمه که مطمئن باشید به این دلیل قد جواب منفی نمی گیرید می تونید خواستگاری دخترهای ریز نقش هم بروید و یا تو اولویتتان بگذارید.فکر می کنم این دخترها هم دغدغه ای از جنس دغدغه شما داشته باشند و مطمئنا این مساله عیب نیست.ولی اگر دختری پاسخ منفی داد خواهشا سریعا به قدتان ربط ندهید. اصلا رها کنید و برید به سمت گزینه های دیگر...
    عیدتون هم مبارک باشه و امیدوارم به برکت این روز واقعا خوشبخت بشید
    سلام

    من از حرفاتون ناراحت نشدم . برعکس به خاطر اینکه براتون سوتفاهم شده بود فکر کنم شمارو ناراحت کردم .به هرحال اگر کلامم طوری بود که ازار دهنده بود ببخشید .منظوری نداشتم.

    بله خودم هم ترجیه میدم سراغ دختر ریزنقش برم .ولی هشت ماه پیش قرار بود خواستگاری دختری برم که ریزنقشم هم بود ولی ظاهرا منو دیده بوده و صحبت نکرده رد کرده بود . یه مورد هم دقیقا همین هفته پیش تقریبا مشابه بالا بود . درسته به قول شما نباید کم اورد ولی خب نمیشه همینطوری خواستگاری n نفر برم .این دو تا دخترم واقعا دخترهای خوبی بودن و تمام معیارهای منو داشتن ولی متاسفانه ظاهرا قد براشون مهم بوده ولی از اینکه حتی حاضر نشدن حضوری خواستگاریشون برم دلگیرم و به غرورم لطمه زدن
    عید شما هم مبارک.البته با تاخیر

    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    سلام مجدد
    وقتی به همدردی اومدم دو تا تاپیک خیلی به دردم خورد و با کمکشون تونستم بعضی ضعف های احساسی و هیجانیم را بهتر بشناسم و در رفعشون اقدام کنم.اون موقع اگر این کار را نمی کردم مطمئنا خیلی خیلی بیشتر متحمل ناراحتی بیشتری می شدم.

    من چون خودم مبتلا به مشکلات احساسی و زودرنجی بودم و بهم این دو تا تاپیک کمک کرد و در حال حاضر هم دارم با دقت بیشتری مطالعشون می کنم و مشکلاتم را بیشتر می بینم ،دوست داشتم به شما هم این دو تا تاپیک را معرفی کنم. به نظرم خیلی خوبه شما هم این دو تا تاپیک را مطالعه کنید.و همچنین تاپیک هایی که در پستهای بعدتر اون تاپیک ها لینک داده شده اند.
    زود رنج کیست و زود رنجی چیست؟
    زودرنجی چه بلایی بر سر ما می آورد؟!

    موفق باشید
    ممنونم مطالعه کردم البته من بیشتر به کمالگرایی مبتلا هستم.باز هم تشکر

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط خانم دکتر نمایش پست ها
    سلام آقای حمید.

    ببینید دوست عزیز اول از همه یک روانشناس خوب میتونه خیلی راحت مسیر فکریتون رو عوض کنه پس حتما سعی کنید یکی از اون خوباشو پیدا کنید. حیف هستید به خدا .

    شما بیماری یا مشکل غیر قابل درمان ندارید که نشه بهتون کمک کرد، خیلی راحت میشه فکر شما رو تغییر داد. از صحبت هاتون مشخصه. مشکل شما یه فکره !!!

    اما خیلی ممنون از پاسختون به من ، من خدای نکرده قصد توبیخ کردن شما به خاطر تصمیمتون رو نداشتم فقط خواستم بگم رفتار شما در واقع چه معنی ای میده و یک نوع رفتار رایج هست.

    دوست عزیز فرض کنید فردی یک فرد دیگه رو به قتل میرسونه و فرار میکنه و پلیس نمیتونه اون رو بگیره این فرد تا جایی که میتونه از محل قتل دور میشه تا شاید بتونه از دست پلیسها و

    اعدام در امان بمونه و فرض کنید موفق هم میشه خب نقشه به خوبی عملی میشه اما خیلی زود یه مشکل برای اون فرد ایجاد خواهد شد: ترس و اضطراب ناشی از ر ودر رویی با پلیس و

    پیدا شدن مخفیگاهش.

    شما هم دقیقا این نقشه رو دارید فرار و فراموشی هست در واقع شما دارید از اضطراب فرار میکنید اما نکته اینجاست که این نقشه نه تنها به شما کمک نمیکنه بلکه چون چیزی که دارید

    ازش فرار میکنید جسمتون هست و جسمتون همواره با شماست وضعیتتون به مراتب بدتر از اون قاتله . در واقع فرار کردن از چیزی که بهتون چسبیده ترس و اضطراب همیشگی و بیماری

    نصیب شما خواهد کرد (یکی از عوامل صدردرصدی افسردگی)

    قبل از شما هزاران انسان این روش رو انتخاب کردن و مسیر شما رو رفتن و نتیجه ای که من گفتم رو گرفتن. به نظر شما بهتر نیست به جای درگیر کردن خودتون از تجربیات اونها استفاده

    کنید؟

    در واقع شما همیشه یک وزنه ی چند تنی رو با خودتن حمل خواهید کرد. انگار بستینش به سرتون و هر جا که میرید قدرت حرکت و فکر رو از شما میگیره.

    تنها راه شما واقعیت نگریه.واقعیت نه تنها تلخ نیست بلکه شیرین هم هست!!! قبول واقعیت (نه شکست) زندگی رو زیر و رو میکنه و شادی نصیب شما خواهد کرد.

    باید قبول کنید تا آخر عمرتون قدتون بلند نخواهد شد پس ناراحتی برای اون کاملا بی مورده. این مسئله نه تقصیر شما بوده و نه شما میونید براش کاری کنید پس خودتون رو قبول کنید و این

    چند سال جوونی رو هدر ندید.

    کمالگرایی و زندگی در رویا رو بذارید کنار و وارد زندگی واقعی بشید.

    از فرافکنی افکار خودتون روی دیگران مخصوصا دختر ها!!! بپرهیزید. باور کنید اگه خدا میخواست همه مثل شما فکر کنن لازم نبود این همه انسان رو خلق کنه

    و در آخر توصیه ی مهمی که به شما دارم اینه که قبول کنید انسانی معمولی هستید. میدونید آدم های شاخص در دنیا افراد کمی هستن و بقیه افراد معمولی ان. باید خوشحال باشید که

    معمولی هستید چون جممعیت معمولی ها زیادن و خداوند معمولی ها رو بیشتر دوست داشته که از اونها زیاد آفریده. من که افتخار میکنم فردی معمولی هستم.

    فرافکنی افکار رو سرچ کرده و بخونید در تالار هم هست.

    خلاصه ی حرفم اینه که به خاطر کوتاه قد بودن ناراحت نباشید. به همین راحتی!!! اگه راحت بگیرید حل میشه.

    دوست دارم نظرتون رو بدونم و خوشحال میشم فکر کنید و بهم بگید چه چیزی جلوی شما رو میگیره تا خودتون رو همین طور که هستید بپذیرید و راحت زندگی کنید؟

    ممنون.
    سلام

    یک دفعه به روانشناس مراجعه کردم ولی اونم مثل مشاور این سایت مسئله رو جدی نگرفت .حالا باز پیش کسی دیگه هم میرم هر چند که خیلی افکارم سرسختانه هست

    شاید ریشه مشکل من همون کمالگرایی باشه . همیشه سعی میکردم مسایل رو حل کنم ولی الان به مسئله ای رسیدم که راه حل نداره و باید باهاش کنار بیام. ولی خب این کنار امدن متاسفانه عواقب زیادی داره (البته کاریش هم نمیشه کرد باید قبولش کرد) داره . از تمسخر اطرافیان که دیگه عادی شده و دیگه برام مهم نیست تا حتی تحت الشعاع قراردادن ازدواجم .

    متاسفانه جواب منفی که هفته پیش گرفتم اونم به اون صورت حتی اعتماد به نفسمم هم با خاک یکسان کرد. باید از این به بعد نگران اینم باشم که دختر یا خانواده اش منو اصلا راه میدن حضوری برم خواستگاری یا نه . شاید بگید دختری که اصلا حاضر نشه حضوری ببینه مناسب نیست و از این حرف ها ولی این دو تا دختر واقعا خوب بودن اینطورم نبود که قصد ازدواج نداشته باشن چون خواستگارهای دیگه رو راه میدادن. نمیدونم شاید با قد نمیتونستن کنار بیان هرچند که ازشون بلندتر بودم.

    دیگه رو کار و درسم هم نمیتونم تمرکز کنم کاش اصلا بحث نیاز به ازدواج مطرح نبود اون موقع نه بحث افسردگی بود و نه تحقیر شدن به خاطر قد و ...

    پ.ن : من همش عذاب وجدان دارم که وقت شما رو خیلی تو این تاپیک گرفتم

  16. کاربر روبرو از پست مفید hamid.n تشکرکرده است .

    خانم دکتر (دوشنبه 06 اردیبهشت 95)

  17. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام مجدد
    وقتی به همدردی اومدم دو تا تاپیک خیلی به دردم خورد و با کمکشون تونستم بعضی ضعف های احساسی و هیجانیم را بهتر بشناسم و در رفعشون اقدام کنم.اون موقع اگر این کار را نمی کردم مطمئنا خیلی خیلی بیشتر متحمل ناراحتی بیشتری می شدم.

    من چون خودم مبتلا به مشکلات احساسی و زودرنجی بودم و بهم این دو تا تاپیک کمک کرد و در حال حاضر هم دارم با دقت بیشتری مطالعشون می کنم و مشکلاتم را بیشتر می بینم ،دوست داشتم به شما هم این دو تا تاپیک را معرفی کنم. به نظرم خیلی خوبه شما هم این دو تا تاپیک را مطالعه کنید.و همچنین تاپیک هایی که در پستهای بعدتر اون تاپیک ها لینک داده شده اند.
    زود رنج کیست و زود رنجی چیست؟
    زودرنجی چه بلایی بر سر ما می آورد؟!

    موفق باشید
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  18. 2 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    hamid.n (دوشنبه 06 اردیبهشت 95), mohamad.reza164 (پنجشنبه 09 اردیبهشت 95)


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. احساس میکنم همسرم خیلی درگیری فکری داره وتحت فشار کاریه.میخوام کمکش کنم
    توسط آناهیتا۲۷ در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 آذر 96, 13:08
  2. قد کوتاه اخه چرا خدا
    توسط mahmoud777 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: یکشنبه 08 دی 92, 11:14
  3. کبوتر با کبوتر، باز با باز
    توسط lord.hamed در انجمن سایر مقالات ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 فروردین 92, 16:06
  4. می خوام برگردم خونه پدرم ..ی مدت کوتاه
    توسط نازنین آریایی در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 60
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 آذر 91, 17:02
  5. می خوام برگردم خونه پدرم ..ی مدت کوتاه
    توسط نازنین آریایی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 60
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 آذر 91, 17:02

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.