به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 54

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 شهریور 94 [ 23:22]
    تاریخ عضویت
    1393-9-03
    نوشته ها
    183
    امتیاز
    5,161
    سطح
    46
    Points: 5,161, Level: 46
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 189
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    588

    تشکرشده 383 در 141 پست

    Rep Power
    49
    Array

    کمک کنید تا شرایط خودم و خواستگارم رو درست پیش ببرم

    سلام خدمت همه دوستان عزیز همدردی.
    من دختری هستم 27 ساله، تحصیلات کارشناسی ارشد. پدرم بازنشسته و مادرم هم فرهنگی هستند. یک برادر هم دارم که از خودم یک سال بزرگتره و فعلا مجرد و دانشجویه. از نظر ظاهر و قیافه و تیپ در حد خوبی هستم و اگه از خودم تعریف نکنم بابت این موضوع زود نظر اطرافیان رو جلب می کنم. از نظر سلامت روحی هم نسبتا خوبم اما خودم حس می کنم که روحیه متزلزلی دارم و مخصوصا برای تصمیمات بزرگ خیلی خیلی سخت قانع میشم و تصمیم می گیرم. مخصوصا این که در گذشته خودم هم چند مورد بوده که دید و نگاه من رو به آقایون یه کم بدبینانه کرده.
    توی دانشگاهی که درس میخونم، یک پسری که ایشون 25 سالشونه به گفته ی خودش و دوستانش یک سال قبل تو اولین برخوردش یک دل نه صد دل عاشق من میشه، اما به خاطر این که هیچ شناخت شخصی از من نداشته و همینطور به خاطر این که نمیدونسته که چطور پا پیش بذاره که احیانا با جواب منفی مواجه نشه یک سال تمام صبر می کنه تا من درسم تموم بشه و حالا که قدم جلو گذاشته تقریبا مصادف شده با پایان نامه‌ی من... ایشون با من تماس گرفتند و من بهشون گفتم بعد از کارم ایشون رو می بینم، که قرار ملاقات ما اینقدر عجیب بود که من شوکه شدم، یعنی هیچ شباهتی با قرارهای متداول و معمول نداشت. توی یکی از رستورانهای بسیار بسیار گرانقیمت شهر، یا یک هدیه یک و نیم میلیون تومانی! که من دلیل هدیه ایشون رو پرسیدم گفت برای شروع آشنایی! همون شب متوجه شدم که اختلاف طبقاتی من با خانواده ایشون از زمین تا آسمون. یعنی پدرشون جراح فوق تخصص، مادرشون دکتر زنان و زایمان. یک برادر داره که توی فرانسه داره هنر میخونه. خلاصه همون شب من با طرح این موضوعات خیلی ترسیدم. اینم بگم که منزل ما یک آپارتمان معمولی صد و بیست متری تو مرکز شهر و منزل اونها یک خونه عالی توی بهترین نقطه شهر. من اون شب که خونه امدم موضوع رو به مادرم گفتم که اگه قرار شد خواستگار من رو ببینه آماده باشه اما هنوز به پدرم چیزی نگفتم. اما ایشون همون شب قضیه رو کامل علنی کردند تو خونه و عکس منو هم نشون پدر و مادرشون دادند. پدر و مادرشون گفتند فعلا همدیگه رو بشناسید، و حتی پدرشون گفته دو سال زیر نظر خانواده ها دوست! باشید. که خانواده من (خود من نه) مذهبی هستند و مادرم حتی یک خانم چادری و توی محیط مدرسه ای که کار می کنه فوق العاده برو و بیا خاصی داره...
    حالا مشکل من اینجاست که من با این اختلاف فرهنگی و طبقاتی چطور مساله رو تو خونه مطرح کنم؟ و اختلاف سنی دو سال خودم با این آقا که به هیچ وجه حاضر نبودم قبلا با مرد کوچیک تر از خودم ازدواج کنم! خود پسر میگه تا به حال تو عمرش کسی رو مثل من دوست نداشته و تا لحظه مرگش و حتی بعد از مرگش به پای من میشینه و هر مشکلی پیش بیاد حل می کنه. دیشب توی صحبتهاش یک حرف عجیبی زد که گفت: اگه خونه نیاوران من آماده بشه و پدر تو ببینه که من با این سن کم دستم تو جیب خودمه و بهترین زندگی رو واسه تو ساختم محاله که مخالفت کنه. من بهش گفتم مگه تو همین نزدیکی خونه ما یه آپارتمان نداری که دادی اجاره؟ چرا اونجا نمیخوای زندگی کنیم بعدا؟ که گفت: اینجور محله ها نمیتونم زندگی کنم و جای زندگی نیست! که همین حرفش نشون از اختلاف طبقاتی داشت که وقتی به خودش گفتم گفت نه ما خیلی شبیه همیم پدر و مادر تو جفتشون تحصیلکرده ان وضعشون هم خوبه، حالا بابای تو دوست داره مرکز شهر زندگی کنه من دوست ندارم...
    چطور با این قضیه کنار بیام؟ چطور تو خونه مطرح کنم و چقدر زمان بدم؟ چون دو سال دوستی که پدر ایشون گفته اصلا منطقی نیست و من دو سال دیگه یه دختر بیست و نه ساله خواهم بود!

  2. 3 کاربر از پست مفید sasha تشکرکرده اند .

    ali -guilan (دوشنبه 03 آذر 93), Eram (جمعه 07 آذر 93), szd (دوشنبه 03 آذر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درخواست طلاق دادم ولی مادر شوهرم پیش همه دروغ میگه وآبرومو پیش همه میبره چکار کنم؟
    توسط یاصاحب زمان ادرکنی در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 آذر 95, 11:16
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 16 تیر 94, 12:40
  3. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 بهمن 93, 00:46
  4. از دست خودم خسته شدم و دائم فکر میکنم دارم پیر میشم
    توسط neda92 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 02 اسفند 92, 17:32
  5. از نظر شما هم به صلاح بچه هست که پیش پدرش باشه؟
    توسط تامارا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 مهر 92, 15:57

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.