به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 58

Hybrid View

  1. #1
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو veis

    سال نو مبارک ایشالله سال خوبی داشته باشید

    وقتی با همسرم در مورد دوران مجردیمون صحبت میکنیم واقعا برام جالبه طرز فکر شما دخترا.چقدر زیباست چجوری بگم یکجورایی رویاییه نمیشه توی کلمات توصیفش کرد.

    من یه پسرم 30 سالمه بالا نظرمو نوشتم میدونم میگین خشنی بهم یا بقیه دوستان.همین آدم خشنی که داره برات نظر میده فیلم هندی معمولی هم نیگاه کنه اشکش در میاد و میشینه گریه میکنه.ما هم آدمیم و احساس داریم بخدا میفهمیم چی میگی حسی که داشتی رو درک میکنم چون خودم همچین حسی را داشتم کسی منکر این نیست که شما لیاقت این را دارید که کسی شما را دوست داشته باشه بهتون عشق بورزه نگرانتان باشد حرفای محبت آمیز بزند همینکه در مورد مهمانی نوشتید اتفاقا خیلی نکته مهمیه خیلی حس قشنگیه که آدم یکی رو داشه باشه که اینکار را انجام بدهد یکی که بتونه شادیش و غمش را باهاش تقسیم کند هیچکی منکر این موضوع نیست.ولی مسئله اینه به چه قیمتی؟!!
    سوال اصلی اینه آیا ارزشش را دارد؟
    تا کی و کجا میخواید پیش برید؟
    حس خیلی خوبه منم تجربش کردم حس و حال شما را کامل درک میکنم البته با این تفاوت که من پسرم و شما دختر ولی حس دوست داشتن حس اینکه کسی باشه دوست داشته باشه خیلی زیباست.ولی این دوست داشتن و دوست داشته شدن تا کجا میخواد پیش بره اینه که مهمه بالاتر نظرم را به شما گفتم شما واسش یه دوستی همین نه بیشتر نه شما مقصری نه ایشان یعنی حد رابطه ای که برقرار کردید در همین حدوده اینو باید قبول کنی سخته اینم میدونم دردی را هم که داری میکشی خوب میدونم چون خودمم کشیدم ولی من کاری که تو داری میکنی رو انجام ندادم با عقلم تصمیم گرفتم پس تمومش کردم و براش آرزوی خوشبختی کردم هرچی بود تموم شد کاری رو که بایست خیلی وقت قبل انجام میدادم بلاخره انجام دادم درد داشت ولی بلاخره تموم شد.چون نمیشد بیشتر از این جلو رفت حالا به هر دلیلی مهم نیست مهم اینه باید تموم بشه.

    اگه واقعا دوسش داری تمومش کن بزار بره دنبال زندگیش.

    پ.ن: در مورد مسائل مالی داری خودتو گول میزنی خودتم میدونی مشکل جای دیگست.مشکل مالی نیستش فقط.قرار نیست به دیگران یا پدرت ثابت کنی انسان خوبی و ستی دیگران دوست دارن و لیاقت عشق و دوستی رو داری.اصلا لازم نیست همینکه خودت بدونی لایق دوست داشتنی کافیه اینکه بدونی با ارزشی.خود من میدونم هیچ جا توی دنیا نباشه که منو قبول داشته باشن یا دوسم نداشته باشن یه سایت همدردی هست که دوستایی دارم توی این سایت که براشون باارزشم و دوسم دارن همونجوری که اونا بران باارزش هستند و دوسشون دارم.شما لیاقت اینکه دوست داشته باشن و عاشقانه زندگی کنی رو داری ولی خواهشا یکم صبور باش من صبر کردم نتیجشم دیدم شما هم صبور باش و از خدا بخواه خودش حواسش بهت هست بانو

    ببخشید دیگه زیاد شد ولی خواستم بدونی اینجوری نیست که ما بی احساس باشیم نه برعکس کاملا متوجه نوشته های شما میشیم و درک میکنیم چه حسی دارید ولی چون برای ما با ارزش هستید ترجیح میدیم بهتون راست بگیم با اینکه درد داره تا بخوایم بهتون دروغ بگیم و الکی شادتون کنیم
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
    ویرایش توسط khaleghezey : دوشنبه 04 فروردین 93 در ساعت 11:09

  2. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    sanjab (دوشنبه 04 فروردین 93), ستیلا (دوشنبه 04 فروردین 93)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    63
    Array
    پسر وقتی دختری رو بخواد هیچ چیزی حتی مساله مالی نمیتونه جلوی اون رو بگیره
    این حرفیه که شما اینجا می زنید. اما من تو دنیای اطرافم پسرهای زیادی رو دیدم که به خاطر مساله مالی از خیر عشقشون می گذرن. توو همین تالار بارها و بارها خوندم به پسری که از نظر. مالی مشکل داره گفتید که بر احساساتش غلبه کنه و پا پیش نذاره.
    این آقا هم کار و درآمد کافی داره. اما مساله وامیه که گرفته و چهار پنجم درآمدش در ماه برای اون میره و با حدود سیصد تومن باقی مانده واقعا نمیتونه پا پیش بذاره. این یه حقیقته. دلیل انکار این حقیقت رو نمی فهمم.
    میشل عزیزم
    خانمی من از دست تو دلگیر نشدم. من از این محیط مجازی دلگیر شدم. از اینکه چرا نمی تونم حرفامو بفهمونم. از اینکه یک کلمه پس و پیش گفتنم کل شرایط رو عوض می کنه. نه از دست تو خانم گلم

    آقای خاله قزی امیدوارم ناراحت نشید. اما حرفاتون منو. عصبی می کنه. چون اصلا متوجه ماجرا نشدید و حرفای پست قبلیتون رو با طول و تفصیل بیشتری توضیح دادید. در حالی که موضوع اصلا این نیست که دوستی بوده و تموم شده
    همه موضوع اینه که این آقا و من همو دوس داریم. اما اون بلاتکلیفه. یکی به خاطر مساله مالی که اصلی ترینه و یکی خانواده ای که مخالف نیستن. اما بی توجه هستن به مساله ازدواجش. مساله دوستی نیست. خواهشا اینو بفهمید. اون سی و چند ساله و من بیست و هشت ساله ام. ما بچه های هجده ساله نیستیم که چشممون رو عشق کور کرده باشه. هر دوی ما هدفمندیم. اما اون قدر عاقلیم که همه مشکلات تا ده سال آینده رو هم پیش بینی می کنیم و نمیخوایم بی گدار به آب بزنیم.
    همین باعث این همه تعلل و احیانا دلسردی ها میشه.
    الان هم دوباره هر دوی ما در سکوتیم. اون این بار باید جواب بده. اگر بخواد ادامه بدیم این بار باید هدف رو بدون تعلل مشخص کنه و به خاطر همین سکوت کرده. من هم سکوت کردم. میخوام دقیق فکر کنه. هم احساساتی تصمیم نگیره و هم نبودن منو تجربه کنه و بر اساس اون تصمیم بگیره

    از بقیه دوستان هم اگرچه اسم نیاورم (هانیه و رویای پرکشیدن و ... )ممنونم. چون با گوشی هستم نمیتونم نقل قول استفاده کنم یا اسم به اسم حرف بزنم.
    من همچنان منتظر حرفاتون و نجربه هاتون هستم. تنها دنیای حرف من اینجاست.

  4. #3
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط veis نمایش پست ها
    پسر وقتی دختری رو بخواد هیچ چیزی حتی مساله مالی نمیتونه جلوی اون رو بگیره
    این حرفیه که شما اینجا می زنید. اما من تو دنیای اطرافم پسرهای زیادی رو دیدم که به خاطر مساله مالی از خیر عشقشون می گذرن. توو همین تالار بارها و بارها خوندم به پسری که از نظر. مالی مشکل داره گفتید که بر احساساتش غلبه کنه و پا پیش نذاره.
    این آقا هم کار و درآمد کافی داره. اما مساله وامیه که گرفته و چهار پنجم درآمدش در ماه برای اون میره و با حدود سیصد تومن باقی مانده واقعا نمیتونه پا پیش بذاره. این یه حقیقته. دلیل انکار این حقیقت رو نمی فهمم.
    میشل عزیزم
    خانمی من از دست تو دلگیر نشدم. من از این محیط مجازی دلگیر شدم. از اینکه چرا نمی تونم حرفامو بفهمونم. از اینکه یک کلمه پس و پیش گفتنم کل شرایط رو عوض می کنه. نه از دست تو خانم گلم

    آقای خاله قزی امیدوارم ناراحت نشید. اما حرفاتون منو. عصبی می کنه. چون اصلا متوجه ماجرا نشدید و حرفای پست قبلیتون رو با طول و تفصیل بیشتری توضیح دادید. در حالی که موضوع اصلا این نیست که دوستی بوده و تموم شده
    همه موضوع اینه که این آقا و من همو دوس داریم. اما اون بلاتکلیفه. یکی به خاطر مساله مالی که اصلی ترینه و یکی خانواده ای که مخالف نیستن. اما بی توجه هستن به مساله ازدواجش. مساله دوستی نیست. خواهشا اینو بفهمید. اون سی و چند ساله و من بیست و هشت ساله ام. ما بچه های هجده ساله نیستیم که چشممون رو عشق کور کرده باشه. هر دوی ما هدفمندیم. اما اون قدر عاقلیم که همه مشکلات تا ده سال آینده رو هم پیش بینی می کنیم و نمیخوایم بی گدار به آب بزنیم.
    همین باعث این همه تعلل و احیانا دلسردی ها میشه.
    الان هم دوباره هر دوی ما در سکوتیم. اون این بار باید جواب بده. اگر بخواد ادامه بدیم این بار باید هدف رو بدون تعلل مشخص کنه و به خاطر همین سکوت کرده. من هم سکوت کردم. میخوام دقیق فکر کنه. هم احساساتی تصمیم نگیره و هم نبودن منو تجربه کنه و بر اساس اون تصمیم بگیره

    از بقیه دوستان هم اگرچه اسم نیاورم (هانیه و رویای پرکشیدن و ... )ممنونم. چون با گوشی هستم نمیتونم نقل قول استفاده کنم یا اسم به اسم حرف بزنم.
    من همچنان منتظر حرفاتون و نجربه هاتون هستم. تنها دنیای حرف من اینجاست.

    پس من یکی ترجیح میدم چیزی ننویسم همین مسیر را ادامه بدهید انشاالله ایشان بعد غلبه بر مشکل مالی و موافقت خانواده به خواستگاری شما بیاییند حالا چند سال طول میکشه یا اینکه بخواین بیان یا نیان را من یکی نمیدانم.

    ایشون اگه 40سالشم باشه و شما 38سالت باشه بازم این رابطه احساسیه و نه منطقی سال خوبی داشته باشید بانو

    بدرود
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  5. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    sanjab (دوشنبه 04 فروردین 93), veis (دوشنبه 04 فروردین 93)

  6. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 مهر 93 [ 16:40]
    تاریخ عضویت
    1392-12-23
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    687
    سطح
    13
    Points: 687, Level: 13
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    68

    تشکرشده 205 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط khaleghezey نمایش پست ها
    پس من یکی ترجیح میدم چیزی ننویسم همین مسیر را ادامه بدهید انشاالله ایشان بعد غلبه بر مشکل مالی و موافقت خانواده به خواستگاری شما بیاییند حالا چند سال طول میکشه یا اینکه بخواین بیان یا نیان را من یکی نمیدانم.

    ایشون اگه 40سالشم باشه و شما 38سالت باشه بازم این رابطه احساسیه و نه منطقی سال خوبی داشته باشید بانو

    بدرود
    ویس عزیزم فقط می تونم بگم که درکت می کنم و از خدا برات طلب هیر و ارامش می کنم.

  7. 2 کاربر از پست مفید خانوم شین تشکرکرده اند .

    فدایی یار (جمعه 29 آبان 94), veis (دوشنبه 04 فروردین 93)

  8. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 مرداد 93 [ 17:37]
    تاریخ عضویت
    1392-12-23
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    351
    سطح
    7
    Points: 351, Level: 7
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    21

    تشکرشده 52 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام و خسته نباشید
    ببینید من اینو واقعا دارم میگم به عنوان یک پسر
    منم چند ماه پیش مجبور شدم عشقمو به خاطر مسائل مالی ول کنم - واقعا این بحث مسائل مالی برای پسرا یک مشکل بزرگه ( نمیدونم شما تا چه حدی در رفاه و آسایش بزرگ شدید ) اما وقتی یک پسر میخواد ازدواج کنه باید مسائل مالی خودشو در نظر بگیره - شاید شما مسائل مالی براتون معیار مهمی نباشه اما وقتی اون پسر بیاد خونتون برای خواستگاری آیا نظر پدر مادرتون همینه ؟؟ مسئله مالی برای یک پسر مهمه (حالا شاید اون آقا پسر بهانه کرده باشه اونم معلوم نیست اما باید اینو در نظر بگیرید که واقعا مشکل مالی داره ) منم باشم بدونم برم خواستگاری شخصی که بهم نمیدن به خاطر مسائل و مشکلات مالی شما شک نکن نمیرم - چرا برم خودمو کوچیک کنم - آدم هیچ موقع نباید از روی احساسات تصمیم بگیره (احساسات نهایتا برای 1 الی 2 ساله ) بعدش میخواهید چیکار کنید - تصمیم برای یک همچین بحث مهمی در زندگی هر شخص باید عقلانی باشه - اون آقا وقتی با شما ازدواج کرد مسئولیت شما هم با اون میشه درسته ؟؟ ایشون الان از پس خودش برنمیاد چطور توقع دارید بتونه از پس خرج و مخارج شما بربیاد ( و اینجوری مردونگی و اون احساس مرد بودن تویه اون شخص زیر سئوال میره ) احساس خجالت میکنه پیش همسرش این برای یه مرد خیلی خرد کننده هست . حالا شما میتونید بهش بگید برای مسائل مالی نگران نباشه شما هم کارمند هستید و با هم مشکلات مالی زندگیتونو حل میکنید ( البته اگر میتونید بگید ) اگر واقعا مشکل مالی داشته باشه .....
    موفق باشید

  9. 3 کاربر از پست مفید eimanpaladin تشکرکرده اند .

    1234567 (دوشنبه 04 فروردین 93), فدایی یار (جمعه 29 آبان 94), veis (دوشنبه 04 فروردین 93)

  10. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array
    دوست عزیز

    فکر میکنی بقیه که اینجاند یا توی جامعه غرق عشق و توجهند ...... نه مطمین باشه هرکدوم از ما هزاران مشکل و درگیری دورو برمون داریم....

    فکر میکنی برادرات که کاپشنشون رو به تو تعارف نمیکنند برای دختری که بهش نظر دوستی یا ازدواج دارند هم همینطورن........... نه اصلا مطمین باشه برای اون شومینه فراهم میکنند.

    فکر میکنی خاله قزی یا من یا دوستانی دیگه که منعت میکنیم سودی از این کار می بریم .... ..


    گرچه با رفتار ی که با پستاهای من و دوستانی مثل خاله قزی و میشل و ... داشتی میشه فهمید پر از کینه و خشم ..... شدی.

    لطفا کمی مهربان تر با اطرافیانت مخصوصا پدرت برخورد کن شاید اونم مثل ما احساس کرده از حرفاش و یا نصحیتهاش

    بدت می یاد، دوست نداری اونو بشنوی و فقط دنبال اثبات راه حل خودتی. برای همین هم باهات روزه سکوت گرفته و بیتفاوت رفتار میکنه مطمین باش منتظر قدم محبت آمیز توست.
    ویرایش توسط sanjab : دوشنبه 04 فروردین 93 در ساعت 16:54

  11. 2 کاربر از پست مفید sanjab تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 05 فروردین 93), veis (دوشنبه 04 فروردین 93)

  12. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    63
    Array
    نه سنجاب عزیز
    گفتم خرده نگیرید به یه مثالی که زدم. زندگی پر از همین نکته های ریزه

    پدر من کلا منو دوس نداره و نداشته
    نمی دونم چرا و هیچ وقت هم هیچ کسی نفهمید چرا
    همه همیشه متعجبند
    اگه کوچکترین توجهی به من بکنه همه میان از من می پرسن که چی شده
    در حالی که به بقیه توجه داره

    الان ماههاست که با من حتی کلامی حرف نزده . ماههاست که سلامم رو جواب نداده و من یکبار هم از گفتنش امتناع نکردم
    فقط به خاطر یه بهانه ، یه موضوع
    سر یه قرعه کسی صندوق که تو خانواده برگزار میشد و دو غریبه هم توش شرکت کرده بودن
    وقتی وام به اسم غریبه در اومد اون گفت که نباید به غریبه بدید و باید یکی از خودتون برداره و نفر آخر به اون بدید
    من اعتراض کردم و گفتم این به دور از انسانیته . اونا به ما اعتماد کردن. ما باید عادلانه رفتار کنیم
    در نهایت منو دختر بی عقلی می دونه که ارزش پول رو نمی دونم !!
    و در نهایت هم اون پول رو به اون فرد ندادن و از بین خودشون یکی برداشت
    اون کلا منو دوس نداره . افکار ما صد و هشتاد درجه ضد همه

    - - - Updated - - -

    من در مقابل تنها کسی که جبهه گرفتم خاله قزی بود. وگرنه حرفای تو و میشل عزیز و سارا و بقیه کاملا منطقی بودن
    در مورد خاله قزی هم چون کلا دیدم که همین جواب ثابت رو به همه میده .

    اگه با حال بدم شما رو هم ناراحت کردم معذرت میخوام
    فکر می کنم بهتره اصلا چیزی نگم

  13. 3 کاربر از پست مفید veis تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 05 فروردین 93), فدایی یار (جمعه 29 آبان 94), میشل (دوشنبه 04 فروردین 93)

  14. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 دی 93 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    3,418
    سطح
    36
    Points: 3,418, Level: 36
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    573

    تشکرشده 935 در 360 پست

    Rep Power
    68
    Array
    سلام دوست عزیز
    درکت میکنم الان ناراحتی وبه دنبال راه چاره میگردی
    فقط یه سوال میخوام بپرسم اگه بخوایم به هرقیمتی توجه بدست بیاریم درسته؟
    به نظرمن احساسات روکناربذار میدونم به توجه ومحبت نیازداری ولی فعلاهمه روبیخیال شو
    بعدیه کاغذبردارتوش همه خواسته هات روبنویس معیارهاوارزوها وانتظاراتت ازهمسرایندت
    تویه کاغذدیگه معیارهاوشرایطی که این اقاداره روبنویس
    خیال بافی تعطیل
    فقط واقعیت هاروبنویس اینکه دراینده این چنین خواهدشدنه درحال حاضرچطوری هست
    بعدش ببین میتونی باشرایطش کناربیای ؟
    خانواده باازدواجتون موافقت میکنند؟
    الان وقته اینه که چشمهاروبازکنی باعقل به موضوع نگاه کنی
    اگه بخواهیم واقع بینانه حرف بزنیم مادخترهااحساساتی هستیم هرچقدرهم احساساتمون روکنترل کنیم بازواردماجرامیشه ولی پسرها منطقی ترند وقتی میخواهندکاری روانجام بدند احساسات روکنارمیذارن فقط باعقل تصمیم میگیرند مثلا پسری بخوادبابه خواستگاری بره اول خودش وشرایطش رودرنظرمیگیره چی داره چی نداره خانواده دخترچه توقعاتی دارند وووو همه روسبک سنگین میکنه بعدتصمیم میگیره هرچقدرهم دختررودوست داشته باشه ولی اول خودش رومیبینه امامادخترهابرعکس اول پسر رومیبینیم میگیم باشرایطش کنارمیام عشق باشه کافیه
    به نظرت کافیه؟
    راستی زوددلخورنشو کسی اینجابدت رونمیخواد همه بخاطرخودته درک میکنم تواین شرایط ادم زوددلخوروناراحت میشه ولی گاهی لازمه یکی یه تلنگری به مابزنه هرچندبه ناراحتی مامنجربشه همین تلنگرهاست که باعث میشه واقع بینانه تر نگاه کنیم
    موفق باشی

    - - - Updated - - -

    مگه میشه پدری بچش رودوست نداشته باشه ممکنه ناراحت باشه ولی به معنی عدم دوست داشتن نیست
    مطمئن باش دوست داره ولی به روش نمیاره قلب همه پدرومادرهاواسه بچشون میتپه

    - - - Updated - - -

    دوستان دو گونه اند : يكي آنان كه هميشه شما را مي خندانند و از ايشان خيري نخواهيد ديد، ديگر آنان كه عيب شما را مي گويند و شما را به انديشه وا مي دارند؛ قدر ايشان را بدانيد.((ابوالعلاءمُعري))

  15. 4 کاربر از پست مفید roseflower تشکرکرده اند .

    eimanpaladin (دوشنبه 04 فروردین 93), khaleghezey (سه شنبه 05 فروردین 93), sanjab (دوشنبه 04 فروردین 93), veis (دوشنبه 04 فروردین 93)

  16. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 مرداد 93 [ 17:37]
    تاریخ عضویت
    1392-12-23
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    351
    سطح
    7
    Points: 351, Level: 7
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    21

    تشکرشده 52 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام اینو بگم و تموم
    پدر و مادر هر چقدر نسبت به بچه خودشون بی تفاوت باشن ( آخر آخرش پدر و مادر هستن ) هیچ موقع دلشون نمیاد بدبختی و اعصاب خوردی فرزند خودشون رو ببینند .
    شما اگر با پدرتون مشکل دارید - کاری نداره حتما پدرتون یه چیزی از شما دیده که باهاتون یکم سرد شده - کنار پدرتون برید ( اصلا هم بحث اینکه خجالت میکشم و از حرفا نباشه ) از پدرتون بپرسید
    که دلیل این رفتارش چی هست ( شاید شما یکم زیادی رویه این بحث زوم کردید و حساس شدید و مشکلی نباشه ) - بهترین کار اینکه با پدرتون صحبت کنید -
    هیچ موقع هم نسبت به پدر و مادرتون بدگمان نباشید-
    فعلا.....

  17. 3 کاربر از پست مفید eimanpaladin تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 05 فروردین 93), sanjab (دوشنبه 04 فروردین 93), veis (دوشنبه 04 فروردین 93)

  18. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 آبان 95 [ 19:37]
    تاریخ عضویت
    1393-1-03
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    2,112
    سطح
    27
    Points: 2,112, Level: 27
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    35

    تشکرشده 174 در 61 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ویس عزیز

    اگر کسی اینجا وقت میگذاره و چیزی ارسال میکنه فقط برا اینکه شما رو راهنمائی کند ( همانطور که قبلا دیگران ما رو راهنمائی کردند اون هم بدون نیت بدی - من به نوبه خودم ازشون تشکر میکنم )

    میدونی بهترین فردی که میتواند به شما کمک کند چه کسی هست ؟

    شاید بگی مشاور و دوست و خانواده و . . . نه ! این خود شما هستید که میتوانید بزرگترین کمک رو به خودتون بکنید !!

    پس خودزنی و عصبانیت مشکل شما رو کمتر نخواهد کرد بلکه افزایش خواهد داد

    پس مثل یه فرد بالغ و عاقل خودت رو کنترل کن و منطقی فکر کن ( هرچند که از نوشته شما مشخصه فردی عاقل و بالغ هستید منتهی کمی دلخوری از موضوعات مختلف باعث شده کمی احساسی شوید )

    ببینید الان شما دوتا موضوع رو دارید با هم پیش میبرید

    پدرتان و دوستان که شما رو رها کرده به نظر شما با یک دست میتوان دوتا هندونه برداشت ؟

    به نظر من سعی کنید به مشکل اصلی تر بپردازید (شاید این دو به ظاهر از هم جدا نباشد اما در باطن این دو موضوع از یکدیگر جدا هستند )

    موفق باشید

  19. 5 کاربر از پست مفید ذمانح تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 05 فروردین 93), sanjab (دوشنبه 04 فروردین 93), میشل (دوشنبه 04 فروردین 93), veis (دوشنبه 04 فروردین 93), ستیلا (دوشنبه 04 فروردین 93)


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 16 آذر 94, 21:33
  2. پیشنهاد هایی برای سورپرایز کردن همسر و خارج کردن زندگی از یک نواختی
    توسط به دنبال خوشبختی در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 آذر 94, 00:27
  3. پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 تیر 94, 01:23

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.