به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 66
  1. #41
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    عزیزم من تو تاپیک دیگه ای که با موضوع سئوال حقوقی برای طلاق باز کردی و اصلا هم از اسم تاپیکت خوشم نیومد، برای تصمیم موندت نظرمو گفتم.
    امیدوارم مشکلت هر چه زودتر حل بشه و در ضمن به حرفای خواهرت هم زیاد بها نده. اگه خواهرت خیلی خاطرتو میخواد چرا از همسرش نمیخواد با شوهرت حرف بزنه و حرف دلشو بفهمه؟؟/

    فقط نشسته اونجا و رفتارای اونا رو ببینه و خبرچینی کنه و تو رو دق بده؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. #42
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 11:07]
    تاریخ عضویت
    1392-6-21
    نوشته ها
    187
    دستاوردها:
    100 Experience PointsOverdrive1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    143

    تشکرشده 73 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array
    kmrمرسی دوستم..خواهرم به شوهرش گفته اون گفته من دخالت نمیکنم.به من ربطی نداره..تازه شوهرمم سر قضیه داداشش رابطه خییلی خوبی با شوهرخواهرم نداره.زیاد باهاش جوش نمیخوره بهش رو نمیده..شوهرخواهرمم میگه وقتی اون راجع به قهرش حرفی نمیزنه من چی بگم؟اعصابم خیلی خورده..اونجایی که ما زندگی میکینم روستاست..هیچی نداره..الان خواهرم زنگ زد گفت شوهرمو مادر پدرش ساعت 7شب رفتن بیرون ساعت 8 اومدن..کجا رفته بودن یعنی؟؟؟؟

  3. #43
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آبان 94 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    1,908
    سطح
    26
    Points: 1,908, Level: 26
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 61 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    طناز جون انقدر نترس،شاید رفتن جایی کار دارن،ببین به نظر من برو خونه خواهرت به شوهرت اس ام اس بده ببین میا بالا بدون اینکه کسی بفهمه؟بهش بگوکه خیلی دوسش داری بگو که کسیو به اون ترجیح نمی دی،بگو به خاطرش حاضری از خیلی چیزا بگذری،بگو که خواهرت خیلی از خبرا رو اون موقع الکی می گفته،بگو تو فقط برام مهمی، با زبون خوش حرف بزنی گوش میده،امتحان کن اثر داره

  4. #44
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 11:07]
    تاریخ عضویت
    1392-6-21
    نوشته ها
    187
    دستاوردها:
    100 Experience PointsOverdrive1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    143

    تشکرشده 73 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array
    tititititi عزیز مرسی از راه حلت..اما از وقتی ما عروسی کردیم چیزی به نام یواشکی واسه شوهرم معنی نداره.شاید یه کم صبر کنم پدر مادرش برن بعدش این کارو بکنم..اما با این کار در واقع خانوادمو زیر پاهام له کردم..بابام خیلی داغونه.همش داره واسه کاری که خواهرم کرده حرص میخوره و میگه از دامادم توقع این کارو نداشتم که اجازه بده برادرش در حق ما خیانت کنه.در ضمن من هنوز مطمئن نیستم رابطه خواهرمو برادرشوهرم قطع شده باشه..بابامم از همین میترسه.خیلی داغونم..از یه طرف خانوادم از یه طرف زندگی خودم..موندم چه کار کنم..

    - - - Updated - - -

    بچه ها نظرتون چیه به داییش که دو سری اومده مشکلمونو حل کرده قبلا بگم با شوهرم صحبت کنه؟؟؟؟؟؟؟؟هرچند خودم زیاد دلم راضی نیست..

    - - - Updated - - -

    بچه ها دارم اتیش میگیرم .تا عید قربان میخوان خونم بمونن..همه وسیله هامو ربختن بیرون..مادرشوهرم همه فرشام رختخوابام همه رو داره میشوره..شوهرم داره یه عالمه واسشون پول خرج میکنه..برادرشوهرم میخواد بیاد شهرمون.از شهرمون تا اینجا 700 کیلومتره شوهرم میخواد واسش ازانس بگیره..دارم میسوزم..

    - - - Updated - - -

    خیالم از شوهرم راحت نیست وگرنه فردا میرفتم خونم..میترسم این همه راه برم بگه واسه چی اومدی..تو خونه راهم نده جلوی اونا ضایع ام کنه..قلبم درد میکنه.بغض داره خفه ام میکنه..چه کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟

  5. #45
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آبان 94 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    1,908
    سطح
    26
    Points: 1,908, Level: 26
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 61 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    طناز جون به نظر من برو خونت حداقلش دیگه از دور واینمیسی و بسوزی.از راه دور فقط غصه میخوری.به خدا مردا انقدی که فک می کنی وابسته نیستن به خانوادشون.خانوادش رگ خوابشو می دونن که از تو دورش کردن،بازم میگم هیچکس مثه تو نمیتونه وابستش کنه هیچکس.باید یه جورایی بدون عصبانیت و گلایه باهاش حرف بزنی و نرمش کنی.

    - - - Updated - - -

    ببین با خانوادت راجع به شوهرت مشورت نکن چون اونا تورو دوس دارن احساسی عمل می کنن،با عقلت تصمیم بگیر

  6. #46
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 11:07]
    تاریخ عضویت
    1392-6-21
    نوشته ها
    187
    دستاوردها:
    100 Experience PointsOverdrive1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    143

    تشکرشده 73 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array
    tititi جان میخوام برم اما اصلا خیالم از شوهرم راحت نیست.میترسم اینهمه راهو برم خونه راهم نده..مخصوصا الان که خانوادش پیششن شیرش کردن.من مطمئنم خانوادش رفتن اونجا سرشو گرم کنن که بهم زنگ زنه..خیلی اشغالن.خییییییییییییللللل لللللیییییییی...هیچ وقت ازشون نمیگذرم..ایشالله خدا جوابشونو بده

    - - - Updated - - -

    tititi جان میخوام برم اما اصلا خیالم از شوهرم راحت نیست.میترسم اینهمه راهو برم خونه راهم نده..مخصوصا الان که خانوادش پیششن شیرش کردن.من مطمئنم خانوادش رفتن اونجا سرشو گرم کنن که بهم زنگ زنه..خیلی اشغالن.خییییییییییییللللل لللللیییییییی...هیچ وقت ازشون نمیگذرم..ایشالله خدا جوابشونو بده

    - - - Updated - - -

    tititi جان میخوام برم اما اصلا خیالم از شوهرم راحت نیست.میترسم اینهمه راهو برم خونه راهم نده..مخصوصا الان که خانوادش پیششن شیرش کردن.من مطمئنم خانوادش رفتن اونجا سرشو گرم کنن که بهم زنگ زنه..خیلی اشغالن.خییییییییییییللللل لللللیییییییی...هیچ وقت ازشون نمیگذرم..ایشالله خدا جوابشونو بده

  7. #47
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آبان 94 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    1,908
    سطح
    26
    Points: 1,908, Level: 26
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 61 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم برو خونه خواهرت،شوهرتو یه جوری گولش بزن باهاش حرف بزن،نذار با لجبازی زندگیتو داغون کنن،یا رومی روم یا زنگیه زنگ،فردا برو،باشه؟

  8. #48
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 11:07]
    تاریخ عضویت
    1392-6-21
    نوشته ها
    187
    دستاوردها:
    100 Experience PointsOverdrive1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    143

    تشکرشده 73 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array
    tititiجان فردا که نمیتونم برم..راهم خیلی دوره..خواهرم اینا 4شنبه میان جمعه برمیگردن.شاید جمعه با اونا برگردم..خیلی میترسم..میدونم با این کارم فقط خودمو کوچیک میکنم..بازم باید فکر کنم

    - - - Updated - - -

    من میدونم..اینا رفتن اونجا منو تحریک کنن من خودم با پای خودم برگردم..بچه ها تو روخدا بیاین راه حل 20 بدین..مشاورای سایت کجان پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

  9. #49
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آبان 94 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    1,908
    سطح
    26
    Points: 1,908, Level: 26
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 61 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببین باید پیروز بشی باید.پس نا امید نباش.اگه شوهرتو دوس داری پس بجنگ،چون اگه الان بجنگی بدن پشیمون نمیشی که کاری نکردی،به نظر من نذار خانوادش خامش کنن،باهاش نرم باش حتی اگه تو لحظه دیدار زبونم لال کتکت زد هیچی نگو

    - - - Updated - - -

    عزیزم زندگی دو روزه تو که نمیخای همشو بجنگی اگه با پای خودتم بری و با سیاست زندگی کنی و شوهرتو جذب خودت کنی خانوادش شکست خوردن،با زندگیت دارن بازی میکنن نذار

  10. #50
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    طناز جان،

    می دونم که خانواده همسرت هم مشکل دارند،
    اما رفتارهای هیجانی و پر سرو صدای شما هر کسی را خسته می کنه.

    دست از این خبرچینی ها بردارید.
    دست از دخالت تو زندگی همدیگه بردارید.

    خواهر شما باز براتون خبر آورد؟


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. منفی بافی های مادرم به اوج رسیده و من به شدت ضعیف و آسیب پذیر شدم
    توسط tanhaeii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 تیر 95, 11:28
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  3. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 23:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.