به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 50

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 خرداد 93 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1392-5-07
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    806
    سطح
    15
    Points: 806, Level: 15
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 24 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فرشته مهربان از اینکه بازهم برای من نوشتید بسیار خوشحال شدم مانند بچه های کلاس اولی که منتظر مهر صدآفرین از معلم خود هستند من هم منتظر بودم ببینم آیا روندی که در پیش گرفتم مورد تایید شماست یا خیر.

    جناب مدیر همدردی با توجه به توضیحات کامل شما تمام تلاشم را برای برون رفت از این وضعیت خواهم کرد.شاید در این قسمت ماجرا نقش من از نقش همسرم کلیدی تر باشد.زیرا من به طور ناخودآگاه و بدون اینکه مشکلی بینمون باشد با توجه به قضاوت های ذهنی خودم رفتارم را با او تغییر میدادم و همین امر سبب بدخلقی و بحث و ادامه مشکلات میشد که از این پس سعی دارم نگذارم فضاوت های ذهنی من در رفتارم اثر کند.

    Aram- 557 گرامی با صحبت های شما چیزی جز شرمندگی برایم نمانده است.من نسبت به همسرم کوتاهی زیادی داشتم با اینکه همیشه قلبا سپاس گزارش بودم اما در رفتارم این نمودی نداشت.در ضمن
    از قلم شیوا و خودمانی شما لذت بردم.

    درباره مورد 3 از تذکر شما ممنونم حتما مطالعه خودم را در این زمینه افزایش خواهم داد.من توقع ندارم از ایشون قرقی باشد ایشون حتی لاکپشت هم نیست و فکر می کنم اگر با یک
    لاکپشت خانه دار مسابقه بدهم حتما بازنده خواهد شد
    البته اینها را جهت مزاح عرض کردم ولی خواستم میزان کندی دستتان بیاید و من هم مواردی را عرض کنم که بدانید تقریبا همه خانم ها یک جورند و کلا ما مردها موجودات بدبختی هستیم فرشته مهربان و مدیر همدردی اگر لازم دیدید می توانید پست من را ویرایش کنید اما واقعا این صحبت ها مزاح است و قصد بدبخت جلوه دادن خود و تحریک خانم ها را ندارم. خانم من زمانیکه سرکار میرفت شاید در هفته دوبار که یکی از آنهام روز تعطیل بود غذا درست می کرد ( با اینکه می دانست من نسبت به این موضوع حساسم و تک پسر خونه بودم و همیشه خواهرام و مادرم بهم رسیدگی کردند )و بقیه روزها خواهرم برایم غذا می فرستاد یا شب به منزل ما می آمدند و برایمان غذا می آورد.اما صادقانه بگم زمانیکه دست به کار می شود و آشپزی می کند نمره غذاهایش واقعا بیست هست. در مورد حاضر شدن هم با ذکر آن حدیثی که نقل کردید حرفی نمی ماند. اما بازهم با توجه به تذکر شما حتما در این زمینه تفاوتهایمان مطالعه خواهم کرد.

    مورد 4 در مورد وسواس نجس و پاکی
    بدون اقراغ می گویم کمی نه خیلی وسواس نجس و پاکی دارد. یعنی هر زمان من در حال خارج شدن از دستشویی یا حمام هستم غر غر های ایشون شروع می شودکه مثلا پایت را آنجا نزار اینجا را باید آب بکشم چرا حوله را اینجا گذاشتی صبر کن چند بار باید بگم پای خیست رو زمین نذار. صبر کن خشک شی بعد بیرون بیا. این حوله رو اینجا نزار .. خوب چه میشود کرد من هم گفته های ایشون را اطاعت می کنم و سر کله زدن در این مورد فایده ای ندارد.

    جناب aram همسر من با اینکه شخصیتی بسیار آرام و محجوب دارد گهگداری می شود آتشفشان و چنان می غرد که نمی توانی تصور کنی این همان دختر معصوم و آرام است .

    در تعطیلات عید امسال برای یک هفته به مسافرت رفتیم با دو تا از خواهر های من و منزلی که در آنجا سکنی داشتیم 2 اتاق خواب بیشتر نداشت خانوده یکی از خواهر های من 4 نفره است و خانواده دیگری 3 نفره و دو نفر من و خانمم
    به محض اینکه وارد منزل شدیم همسر من بدون صحبتی با من یا دیگران وارد یکی از اتاق هاشد و طبق عادت وسواسش تخت خواب ها را ملحفه کشید و در را هم از داخل بست که استراحت کند و حدود ساعت 5 بعد از ظهر از اتاق بیرون امد.من هم هیچ اعتراضی به ایشون نکردم.بعدها در تهران بهش گفتم این همه آدم ریختن تو یک اتاق و من و تو در اتاق دیگر راحت بودیم در حالیکه می توانستیم زنانه مردانه کنیم اتاق ها را.تا همه راحت باشند. البته ظاهرا گفت خوب مگر سختشان بود ؟چرا نگفتند؟بعد هم گفت که من راحت نیستم با کسی یک جا بخوابم و من باید حتما اتاقم جدا باشد. من هم گفتم راحت نیستی دیگر با من مسافرت نیا.من با آنها می روم. ایشون هم گفت تو متوجه نیستی من زنت هستم و اینگونه بود که جنگ جهانی سوم شروع شد.پشت سر هم جیغ های بنفش و گریه.

    مورد بعدی هم اینکه زمانیکه برای عروسی میخواستیم سالن انتخاب کنیم کمی درگیری داشتیم زیرا با توجه به بودجه ای که برای اینکار درنظر گرفته بودیم تعداد محدودی از سالن ها را می توانستیم انتخاب کنیم که هم کیفتیش خوب باشد هم قیمتش .یک روز پدر و مادر من آمدند دنبال همسرم و با عزت و احترام ایشون را بردند چند سالن را ببیند ومن هم از محل کارم امدم.یکی از سالن ها مورد قبول پدر ومادرم بود و به دلیل اینکه پدرم بازنشسته آن ارگان بود تخفیف مناسبی به ما می داند .پدرم در نهایت احترام به همسرم گفت اگر موافق باشی همین را قرار داد ببندیم .همسر من هم بسیار بی ملاحظه به ایشون گفت مگر من بی پدر و مادر هستم که شما فقط از من نظر می خواهید؟
    این رفتار ایشون من را شکه کرد زیرا اینگونه برخورد ها از ایشون با توجه به بقیه رفتارهاش که همیشه توام با آرامش و احترام و لبخند است نمی خواند و دیگران را شکه میکند
    باور بفرمایید این مسئله را همکاران سرکارش هم گفته اند که گاهی از این رو به اون رو می شوی . البته شاید در سال یکی دوبار از این اتفاق ها از جانب ایشون رخ دهد و بقیه اوقات واقعا خانومی می کند. همچنین به صورت ماهانه بدخلقی ها و افسردگی هایی دارد که دیگر تایم و مدتش دستم امده و در ان زمانها سعی می کنم از هرگونه تنش جلوگیری کنم .

    ببینید منظورم این نیست که هسرم را تخریب کنم یا از این موارد گلگی دارم فقط از این بابت عرض کردم که بدانیداین گونه مشکلات در زندگی همه وجود دارد.و همان طور که در ابتدا گفتم واقعا صبوری های ایشون در قبال من خیلی زیاد بوده و شرمنده اش هستم.

    بازهم از همدری شما بزرگوارن سپاس گذارم به امید روزگاری خوش برای همه شما عزیزان .
    ویرایش توسط ghayeghran : چهارشنبه 16 مرداد 92 در ساعت 15:43

  2. 2 کاربر از پست مفید ghayeghran تشکرکرده اند .

    Aram_577 (چهارشنبه 16 مرداد 92), فرشته مهربان (پنجشنبه 17 مرداد 92)

  3. #2
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    جناب قایقران

    در خصوص وسواس همسرتان حق دارید اما بدانید نه فقط شما هستی که اذیت می شوی بلکه خود او بیشتر از شما اذیت

    می شود .

    وسواس دلیل بالینی دارد و به ایشان کمک کنید که به یک روانشناس بالینی مراجعه کرده و ریشه یابی شود و با راهکارهایی

    حتی گاهی پشتیبانی دارویی آنرا رفع کند .


    عمدتاً
    دلیل وسواس اضطراب و عمدتاً علت اضطراب نیز ترسها و نگرانی ها هست که در واقع این موضوع باید یافته شود

    یعنی روانشناس کمک می کند دلیل روانی ترس و اضطراب را یافته و روی آن کار می کند گاه با یک روانکاوی ریشه ترس و

    اضطراب را یافته و درمان می کنند .

    اگر این نجس پاکی صرفاً بخاطر تقیدات مذهبی باشد که ریشه اش می تواند احساس گناه که آن هم می تواند ریشه

    در
    کمال گرایی یا تأکیداتی که در دوران کودکی روی رفتار و اعمال شده با زمینه ایجاد ترس از خدا و عذاب باشد . گاهی هم

    ربطی به کودکی فرد نداشته بلکه با تحولات فکری و پیدا کردن تقیدات مذهبی افراط پیش می آید و این افراد و ریزبینی در

    اعمال و اعمال احکام دینی سر به وسواس فکری و عملی می زند .

    در صورت اخیر کافی هست که آگاهی فرد در این خصوص بالا رود و بفهمد که دین تا چه حد آسان گرفته بسیار کمک کننده

    هست و توقف فکر نیز از نظر کنترل ذهن راه درمان هست . مثلاً کافی هست ایشان بداند که طبق احکام دینی ملاک نجس

    بودن یقین بر شهود یا علم بر نجاست هست یعنی حتی اگر فردی وارد توالت می شود و آنجا را خیس می بیند تا یقین نداشته

    باشد که آن رطوبت ادرار است ، آن رطوبت پاک است و حتی می توان روی آن پا گذاشت و حکم نجاست ندارد . و ما اگر رعایت

    می کنیم از روی احتیاط هست و لذا اصلاً اجازه نداریم به دیگری سخت بگیریم و اگر دل به هم خوردگی از دیگری پیدا کنیم یابه

    هم بریزیم دیگر ربطی به حکم دینی و نجس پاکی ندارد بلکه به روحیه نظافت طلب یا محتاط ما برمیگردد که سر به افراط زده و

    وسواس شده و نیاز هست آنرا رفع و تعدیل کنیم . کندی در اقدامات خانه داری و ... هم به همین وسواس و ریز بینی بر

    می گردد

    نمونه رفتارهای دیگر را کافیست با ظرافت و در موقعیتهای عشقولانه بدون نشانه رفتن شخصیتش رابه وی آموزش دهید و بیان

    کنید که مثلاً آنگونه رفتار در سفر مشهدیک رفتار غیراجتماعی و به دوراز همنواعی گروهی هست که هردوی این اشاره ای که

    کردم قابل مطالعه هم هست و می توان در باره آنها خواند و نمونه های رفتارهای غیر اجتماعی و بدور از همنواعی گروهی را

    فهمید و آگاهی را بالا برد و رفتار را تغییر داد . فقط مهم روش بیان و نقد هست که باید خود آن رفتار را نشانه رود آنهم با محبت

    و دلسوزی و ملایمت نه شخصیت فرد را که مقاومت می آفریند و رفتار دفاعی .

    پدرم که خدا روحش را قرین رحمتهای واسعه کند و در این واپسین لحظات ماه رمضان برایش علو درجات از درگاه احدیت

    می طلبم. چنان زیبا و با حفظ و حتی تقویت عزت نفس رفتاری از ما را نقد می کرد یا تذکری لازمه را می داد که به شخصه

    تذکراتش را دوست داشتم و در خاطرم مانده و خودم به او از کارهام گزارش می دادم و منتظر بودم اشکالاتش را به من بگه

    چون لذت می بردم که هم تحسینش عزت نفس می آفرید هم نقدش . برای نمونه اگر رفتاری اشتباه بود اینگونه بیان می کرد:

    دخترم به نظرت این کار درست بوده ؟

    از تو بعید می دانستم که .....

    تو که ماشاالله عاقلی و خوب تشخیص می دهی و بهت افتخاز می کنم حیف نیست فلان رفتار رو داشتی ...

    و آنقدر اون تایید شخصیت لذت بخش بود که هنوز لذت آن در وجودم هست .

    او بی آنکه بداند روانشناسی کیلویی چند است بر اساس فطرت و عقلانیتش و رضایت خدا که همیشه مد نظرش بود اینگونه

    رفتار می کرد و بسیار برای ما سازنده بوده ،
    این چیزیست که در درون همه ما هست یعنی یک پتانسیل انسانی هست،

    فطرت انسانی ما این ذخیره را دارد فقط از آن غفلت می کنیم .


    از این تجربه هم منظورم این است که اگر بر سیاق دل و فطرت و عقل ، نه نگرانی ها و احساس مسئولیتها بخواهی این موارد

    اشتباه را به همسرت بگویی خود بخود چنان خواهی گفت که او لذت هم می برد.و این برای همه ما درارتباط با همدیگر ممکن

    هست و
    خدا ما را هدایت کند بر صراط صحت و سلامت که سعادت را نتیجه می دهد .

    برای شما و همه دوستان و خودم و خانواده و دوستان همین را از صمیم قلب در این ساعات باقی مانده ماه پر برکت

    می خواهم که اگر همین را توشه از این ماه مبارک دریافت داریم زهی توفیقات





  4. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Aram_577 (جمعه 18 مرداد 92), del (پنجشنبه 17 مرداد 92), ghayeghran (پنجشنبه 17 مرداد 92), صاعد (چهارشنبه 16 مرداد 92)

  5. #3
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    یادم رفت بگم

    رفتار مربوط به سفری که به اتفاق خانواده داشتید نیز اثر وسواس هست . لذا اگر این باشد با بالا رفتن آگاهی در خصوص رفتار

    اجتماعی و همنوایی گروهی هم حل نخواهد شد چون آن حرکت در خصوص اتاق در واقع نوعی امنیت خاطر هست از آنچه به

    ایشان اضطراب می دهد که همان تمیزی و نجس پاکی هست و ارتباطی به بی ادبی یا خودخواهی ندارد بلکه حتی نیاز دیگران

    را هم می داند اما نمی تواند خود را کنترل کند چون نیاز خود را بیشتر می بیند .


    در کل در این خصوص او را یاری کنید نزد روانشناس بالینی برود و سطح وسواس را دریابد و راه درمان را در پیش بگیرد





  6. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Aram_577 (جمعه 18 مرداد 92), del (پنجشنبه 17 مرداد 92), ghayeghran (سه شنبه 22 مرداد 92)

  7. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 خرداد 93 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1392-5-07
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    806
    سطح
    15
    Points: 806, Level: 15
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 24 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    فرشته مهربان با نکته سنجی و زکاوت شما بسیاری از رفتارهایی که گاها موجب ناراحتی من می شدند رفع شدند به این دلیل که اکنون درک می کنم علت این رفتارها چیست و می فهمم به دلیل لجبازی با من نیست
    چیزهایی که در مورد وسواس اشاره کردید کل پیش زمینه ذهن من رو تغییر داد.زمانیکه همسرم دقیقا مثل یک معلم اخلاق یا بهداشت روی مواردی تاکید میکرد پیش از این احساس می کردم اینگونه قصد تحقیر مرا دارد یا به نوعی میخواهد نشان دهد تربیت درستی نداشتم یا موضوعی که در مسافرت پیش امد برای من حل نشده باقی مانده بود اما با خواندن صحبت های شما دوباره در این باره صحبت کردم و متوجه شدم علت اینکه ایشون می خواستند اتاق مستقلی داشته باشند ریشه در وسواس داشته نه خودخواهی و خودبرتری.

    خانمم تا کنون نسبت به قرارهای ما مقید و متعهد بوده است و من هم سعی کرده ام حدالمقدور تجسسی نکنم .در این مدت با کاهش چک کردن های من رفتار او هم به مراتب بهتر شده است .حس می کنم علاقه و توجه اش بیشتر از قبل شده است.کمتر به منزل پدری می رود این آخر هفته هم خواست خانه خودمان باشیم.
    آرامشم بیشتر شده است چند روزی است خبری از سیل عظیم دزدان دریایی نیست و این آرامش را مدیون کمک های انسان دوستانه شما عزیزان هستم از زمانیکه این رویه را داریم مشکلی پیش نمایده است .(در پرانتز می نویسم شاید بهتر باشد نخوانید! فقط یک مشکل پیش امد که به سرعت حل شد.روز عید فطر ، می خواستیم به منزل یکی از اقوام همسرم برویم که عزادار بودند من مایل نبودم به دلیل وجود دو نفر از اقوام مرد (پسر عموهای همسرم) که در انجا حضور داشتند ،بعد از اینکه ایشون حاضر شد من گفتم مایل نیستم و ایشون که تقریبا غیر ممکن هست جایی تنها بروند گفت من می روم و حتی ماشین را از پارکینگ خارج کرد. فکر کردم دلیلی ندارد این همه مشتاق باشد که تنها برود و از کوره در رفتم
    .اما توانستم این رفتار را جبران کنم و خودم هم حاضر شدم و با او رفتم اولین باری بود که توانستم علی رغم احساس عصبانیت شدید خودم را آرام کنم و طبق خواسته او رفتار کنم )

  8. #5
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    جناب قایقران

    هرچقدر یک مشاور توانایی در یاری مراجع داشته باشد نمی تواند کاری از پیش ببرد اگر مراجع پذیرا و عمل گرا نباشد .

    بنا براین فهم و پذیرش و عملگرایی بالای شما کارساز تر از راهنماییهای ما هست و این را بدون تعارف می گویم .

    داشتیم افرادی که راه حل مشکلاتشان ساده بوده و اصلاً مشکلشان پیش پا افتاده بوده اما اثر زیادی بر روح و روان و رفتارشان

    داشته و می شده با دریافت راهنمایی و پذیرش و عمل کردن به راهکارها زود و راحت حل شود اما این عدم درک و پذیرش مانع

    شده . لذا من
    بسیار خوشحالم از فهم و درک بالای شما و پذیرشتان و اشتیاقی که در عملگرایی نشان می دهید و همین

    خود بزرگترین سرمایه برای موفقیت در زندگی هست و بخاطر این خصوصیت خدا راشکر کنید .


    در کنترل احساس در ماجرایی که اشاره داشتید بسیار خوب عمل کردید و احسن بر شما .

    در خصوص موضوع وسواس آنرا ریشه حتی بعضی از رفتارهای دیگری که نگفته اید و آزرده اتان می کرده بدانید .

    شما می توانید با مطالعه در مورد آن و عوارضش بهتر دریابید که کدام رفتارها حاصل وسواس هست تا بهتر به او کمک کنید .

    در نظر داشته باشید افراد وسواسی به نظر خودخواه می آیند یعنی نمونه ای از رفتارها مثل همان قضیه مسافرت را در آنها

    می بینید که تصور می کنید او چقدر خود خواه است . اما لازم است بدانید دقیقاً آن رفتار از روی احساس نیاز و شکننندگی

    فرد هست نه خودخواهی . یعنی فرد وسواسی خود را در معرض آسیب می بیند و لذا آنگونه پناه می جوید و به تصور خود

    امنیت خود را حفظ می کند لذا نه اینکه درک نکند مثلاً دیگران هم به آن اتاق احتیاج دارند ، بلکه نیازو آسیب پذیری خود را

    ناخودآگاه بیشتر از آنها می بیند و به نوعی مستأصل است و چنان می کند .

    بخصوص این رفتار در افرادی که وسواس عملی دارند ( مثل شستشو و نجس پاکی و .... ) بیشتر مشاهده می شود .

    آنها خود را درخطر هجوم میکروبها و ابتلا به بیماری و ..... احساس می کنند و ناامنی در وجودشان موج می زند و ..... لذا

    دست به این رفتارها می زنند در حالی که ممکن است ما فکر کنیم آنها به نظافت خیلی اهمیت می دهند و ..... در حالی

    که عمل آنها ربطی به نظیف بودن ندارد .

    یکی از نیازهای ضروری آنها امنیت روانی هست که اضطراب را کم می کند و شما می توانید نقش مهمی در این زمینه ایفا کنید.

    دقت کنید و پی گیر شوید که آیا خانمتان ترسهای خاصی دارد . به عبارتی ترسهای موهوم و ..... اگر چنین هست پس حتماً او

    را نزد روانشناس بالینی ببرید که ریشه ترسهای او و اضطاب ناشی از آنها را که ممکن هست به کودکی برگردد را یافته و درمان

    شود خواهید دید که وسواس او به دنبال آن چه بسا خود به خود علاج شود .


    موفق باشید .





  9. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    del (سه شنبه 22 مرداد 92), ghayeghran (شنبه 26 مرداد 92)

  10. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 خرداد 93 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1392-5-07
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    806
    سطح
    15
    Points: 806, Level: 15
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 24 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با عرض سلام و خدا قوت به فرشته مهربان همدردی من هر چندروز یک بارسایت رو چک میکنم و چون در صفحه اصلی عنوان مشکلم رو نمی دیدم متاسفانه متوجه پاسخ شما نشده بودم بابت همراهی صمیمانه شما متشکرم
    بسیار خوشحالم که از نظر شما سرمایه زیادی برای موفقیت در زندگی ما وجود دارد.من خودم هم نمیدانم چطور شد که به یکبار به مشاوره علاقه مند شدم .
    فکر میکنم همه چیز به اعتقاد و طرز تفکر افراد بستگی دارد. اگر معتقد باشی راهی وجود دارد حتما راهی پیدا خواهی کرد.و اگر معتقد باشی در آخر خطی.حتما به آخر میرسی.

    فرشته مهربان شاید بهتر می بود مشلات مرتبط با وسواس همسرم را در مشکل جداگانه ای مطرح می کردم؟ اگر باعث بی نظمی در تالار همدردی شدم عذر میخواهم /
    در مورد ترس همسرم سوال پرسیده بودید. با خوندن نوشته هاتون متعجب شدم نمی دانستم ممکن هست وسواس و اضراب به ترس هاش ربطی داشته باشد.شما با درک عمیق و اشراف کاملی که به مباحث روانشناسی دارید من را با دنیای جدیدی در زندگی متاهلی خودم آشنا کردید.

    خوب بهتراست کامل تر توضیح بدم.من در دوران آشنایی وحتی قبل از اینکه به ایشون پیشنهاد ازدواج بدم متوجه ترسو بودن و مضطرب بودنش شده بودم. البته با توجه به سیستم دخترانه فکر می کردم این موارد طبیعی باشند.مثلا زمانیکه برای آزمایش قبل از عقد به آزامایشگاه رفتیم با اینکه قرار نبود از ایشون آزمایش خون بگیرند حالت تهوع بهشون دست داد فکر میکنم به دلیل اضطراب و ترس بود.البته خودشون توضیح دادن که نسبت به محیط آزمایشگاه حساسیت دارند., و بعد از اینکه به منزل مادرشون برگشتیم کل لباس ها اعم از مانتو و روسری و ...را داخل ماشین لباسشویی انداختند و تاکید کردن من هم حتما لباس هایم را از سر تا پا بشویم چون محیط آزمایشگاه ممکن هست آلوده باشد و چندین بار این موضوع را پیگیری کردند که آیا شستی؟
    ترس هایی هم در زمینه سوار شدن به ماشین آژانس دیدم از ایشون.که اکثرا فکر میکند راننده مشکوک هست.البته من خوشحالم که او محتاط است اما فکر میکنم این میزان نگرانی و اضطراب دیگر احتیاط نیست.

    همچنین زمانی که عابری از ما سوالی می پرسد ایشون معمولا فرض رو بر این گذاشتن که این عابر دزد هست یا قصد بدی دارد و قدم هاش رو تند میکند و می گوید جوابی ندهم.
    بارها شده در منزل بی دلیل از خود من هم ترسیده بر اثر یک شوخی،بطوریکه عصبانی شده و خواسته هرگز چنین شوخی هایی با او نکنم.
    حال نمی دانم ترس های اینگونه ممکن است مسبب همین وسواس باشد و نیاز هست به روانشناس مراجعه کنیم؟

    از بذل توجه شما سپاس گزارم.

  11. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 تیر 94 [ 05:14]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    284
    امتیاز
    3,610
    سطح
    37
    Points: 3,610, Level: 37
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    517

    تشکرشده 294 در 168 پست

    Rep Power
    42
    Array
    سلام

    خیلی خیلی شرمندم و عذر میخوام

    میشه کارشناسا به اینجاهم سربزنین لطفا؟http://www.hamdardi.net/thread-29121.html

  12. 2 کاربر از پست مفید ساحل75 تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 27 مرداد 92), ghayeghran (جمعه 29 شهریور 92)

  13. #8
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    جناب قایقران

    آنچه اشاره داشتید از ترسهای همسرتان مهم هستند .

    دردرجه اول یک چکآپ خونی برای ایشان داشتیه باشید و از جهت وضعیت آهن خون و یعضی ویتامین های موثر دیگر بررسی کنید .

    کمبود شدید آهن عارضه مثل ترسهای موهوم را در رفتار فرد موجب می شود و اگر از این جهت مسئهل ای بود یعنی کم خونی

    داشتند حتماً درمان کنند و از جهت ویتامینهای بخصوص گروه ب نیز بررسی را به عمل آورید به کمک پزشک و به نتیجه برسید .

    به موازات آن نزد روانشناس بالینی هم ایشان را ببرید . به نظر بنده اگر ترس و اضطرابهای ایشان درمان شود وسواس وی خود بخود

    درمان خواهد شد . چون وسواس نیز عارضه هست که اصطلاحاً بیماری مطرح می شود .

    با پشتکار وپیگیریهایی که در شما می بینم حتماً در این زمینه به خانمتون کمک خواهید کرد و همین رفتار و توجه شما به

    سلامتی او که مهربانانه در پیش خواهید گرفت به او امنیت روانی خواهد داد که اثر مفیدی خواهد داشت

    موفق باشید و از نتایج ما را بی خبر نگذارید





  14. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 27 مرداد 92), ghayeghran (جمعه 29 شهریور 92)

  15. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 خرداد 93 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1392-5-07
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    806
    سطح
    15
    Points: 806, Level: 15
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 24 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فرشته مهربان همدردی از زحمات غیر قابل جبران شما تشکر می کنم
    مدتی نتوانستم به سایت همدردی سر بزنم اما در طی این مدت همواره از نکات مهمی که از سایت اموختم بهره بردم و مشکل خاصی وجود نداشته و حتی در زمینه وسواس و ترس هم همسرم تغییرات مثبت زیادی داشته است.
    من لبریز از رضایت خاطر هستم.

    امشب طبق روال قبل برای همدردی نیامدم آمدم از شما قدردانی کنم.

  16. 6 کاربر از پست مفید ghayeghran تشکرکرده اند .

    del (شنبه 30 شهریور 92), فرشته مهربان (شنبه 30 شهریور 92), مهرااد (جمعه 29 شهریور 92), دختر مهربون (شنبه 30 شهریور 92), ساحل75 (شنبه 30 شهریور 92), شیدا. (شنبه 30 شهریور 92)


 
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 08 بهمن 00, 23:20
  2. قهر خانواده همسرم قبل عروسی و اکنون سعی در برقراری رابطه و آشتی بعد عروسی
    توسط نازگل71 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: شنبه 22 اسفند 94, 12:20
  3. برخورد با مشکلات هنگام جشن عروسی
    توسط رفتگر در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 10 مرداد 94, 00:53
  4. پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: دوشنبه 31 شهریور 93, 22:05
  5. در خواستگاری چی بپرسیم؟ چی نپرسیم؟
    توسط samir65 در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 28 تیر 93, 23:25

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.