به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 73

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    متأسفانه این مورد از اثرات مصرف مواد مخدره. ربطی به سن و سال و روحیه ایشون نداره.

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 خرداد 92 [ 01:17]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    331
    سطح
    6
    Points: 331, Level: 6
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    51

    تشکرشده 37 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اعتیاد خیلی طرف معتاد رو سرد وبی انگیزه و بی محبت میکنه.اگه میتونستی ترکش بدی شاید خیلی از مشکلاتت حل میشد اما فکرکنم خیلی ترک دادنش سخت باشه که زن اولش بعد 12 سال نتونسته. سعی کن توی یه شرایط روحی آروم تصمیم بگیری. بازم یه مدت تلاشت رو بکن اما اگه نشد زندگی ت رو به پای یه آدم معتادی که بهت اهمیت نمیده هدر نده. مشکلات مالیت هم حل میشه.نگران نباش به خودت اعتماد داشته باش تو شرایط خوبی داری.توکلت به خدا باشه. مطمینم باتوکل به خدا واعتماد به خودت بالاخره رنگ آرامش رو میبینی.

  3. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    سلام عزیزم
    شرایط سختی داری همه سعی می کنیم درکت کنیم
    من احتمال می دم علاوه بر تاثیر موارد ایشون یه عذاب وجدان شدید دارن که با خانوم اولشون درست زندگی نکردن و یکی دوبار تو پستهاتون بهش اشاره کردید که گفته مادر بچم پشیمون شده می خواد برگرده و..
    من فکر می کنم یکبار جدی و منطقی بشین باهاش حرف بزن و اگه دیدی دلش واقعا با زن و زندگی قبلیش هست جدا شی البته قبلش کار خوبی برای خودت پیدا کنی و بتونی خودتو اداره کنی . امیدوارم از این به بعد با تصمیمات سنجیده تر زندگی بهتری برای خودت بسازی
    راستی مشکل شوهر اولت چی بود ؟ الان دخترتو می بینی ؟

    - - - Updated - - -

    البته شاید بهتر باشه از خانوم اولش هم بپرسی که آیا میل برگشت به این زندگی رو داره یا نه

  4. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    چی شد خانومی چی کار کردی ؟ اتفاق خاصی نیفتاد ؟

  5. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 شهریور 92 [ 18:55]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    380
    سطح
    7
    Points: 380, Level: 7
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام و تشکر فراوان به دوستان خوبم تو تالار:rolleyes:

    فعلا سکوت کردم و در مقابل حرفا و رفتاراشون عکس العمل خاصی نشون نمیدم کارامو انجام میدم و فکر میکنم که چیکار کنم
    شوهر من ادم خیلی کم حرفیه (البته تو حالت عادی!)و وقتی میخوام باهاش صحبت کنم دوست نداره باهاش حرف بزنم و همش به من میگه خفه شو!درمورد هرچی باشه و تو هر موقعیتی دوست نداره با من حرف بزنه میدونید چیه شوهر من با من رفتارش اینطوریه ولی با دخترش خیلی خوبه حتی اشتباهاتشم نمیبینه و حتی بهش تذکر هم نمیده یعنی دخترشو خیلی دوست هر چی هم که اون بخواد با جون و دل سعی میکنه براش تهیه میکنه و پیش منم این دوست داشتنه زیادو نشون میده و یه جورایی فرق میذاره نسبت به اون با گذشت و مهربون نسبت به من بی رحمو خشن با اطرافیانشم زیاد ارتباط نداره و با کسایی هم که ارتباط داره که البته کمن رفتارش نرماله

    با خانمشم تماس گرفتم گفت که من تازه از دستش راحت شدم دارم زندگی میکنم من دوسال هم از خونه رفتم که اون شاید درست شه درست نشد منم جدا شدم اون به من اینطوری گفت



  6. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array
    پینار عزیز
    افکارتو جمع بندی کردی؟ به چه نتیجه یا نتایجی رسیدی؟ البته انتظار نداریم که به این سرعت و در این آشفتگی که هستی به یک نتیجه قطعی برسی ولی بهت پیشنهاد می کنم در رابطه با تصمیمی که داری در صورت ادامه و یا جدایی فکر کنی و خوبی ها و بدی های هر کدومو بسنجی و همچنین عواقبش را و اگر خواستی می تونی اینجا برای ما هم بنویسی که بچه ها کمکت کنند . درمورد تاپیک های قبلی من می تونی اسمم را سرچ کنی و پیداشون کنی من توی مدل جدید سایت بلد نیستم چطور پیداشون کنم ( اگر دوستان می تونند لطفا کمک کنن در این مورد )
    ولی یه خلاصه ای بهت بگم من 30 سالمه ( فکر کنم هم سن هستیم ) ، 20 سالگی یه نامزدی 7-8 ماهه داشتم و جدا شدم و بعد 6 سال با یه آقایی نامزد کردم. سه سال و نیم این نامزدی به طول انجامید و بهمن سال 91 جدا شدم. بچه ندارم و دلیل جدایی من افسردگی شدید، بی مسئولیتی و مشکل جن.سی و بی محبتی همسرم به من ، دخالت و وابستگی شدید ایشون به خانواده بود که یه ملغمه ای بود واسه خودش کوزه شکسته ای بود که اینورشو می گرفتم اونورش آب بیرون میداد. من حمایت خانواده را دارم ( یه جورایی با سیاست واسه خودم ساختم این حمایت را، خانواده م را هر چند دیر در جریان گذاشتم و برادرم که حکم پدر را دارن با ایشون و خانواده ش چند بار حرف زدن و همچنین دایی هام و خودشون به این نتیجه رسیدن که ایشون قابل زندگی نیستن برای همین بعدا حمایتم کردن و فکر نکردن مشکل اصلی از من هست ) ، درمورد مسائل مالی خوب زمانی که نامزد بودم خانواده ش از بیشتر جنبه ها تامینم می کردن و یه جورهایی بدعادت شده بودم ولی الان مثل زمان مجردی به اونی که دارم قناعت می کنم و راضیم . شکر
    حرف مردم و برخوردشون را هم قبلا توضیح دادم چطوری مدیریت می کنم.
    جنس مشکلاتم با مال شما فرق داشت خوب مال شما حادتر هست ولی مشکل منم از نوع دیگه ای بود که قابل زندگی نبود
    The Happiness of Your Life Depends on The Quality of Your Thoughts

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  7. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    سلام عزیزم
    پس فعلا کمی سکوت کن و دعوت به صحبت نکن . وظایفت رو هم خوب انجام بده

  8. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 شهریور 92 [ 18:55]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    380
    سطح
    7
    Points: 380, Level: 7
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همه دوستانم

    هفته ی پیش که ار سر کار رفتم خونه شوهرم درو رو من باز نکرد دو ساعت تموم درو باز نکرد منم نشستم روبروی در بعدش درو باز کرد و بهم گفت تو منتظر بمون دم در من دارم خونه رو تمیز میکنم !!!!!!!!!!!یعنی من خونم ولی درو برات باز نمیکنم در صورتی که من خونه رو تمیز کرده بودم
    الان درست 10 روزه خونه مادرمم فقط با یه دست لباس هستم خیلی عذاب میکشم......

    دیروز هم جلسه شورای حل اختلاف داشتیم برای کتککاری ولی نیومد
    نمیدونم چرا دوباره اشتباه کردم این روزا منو یاد طلاق اولم میندازه نمیدونم چرا دوباره حماقت کردم خیلی از این وضع خسته ام هیچکی هم ندارم که بهش تکیه کنم
    ولی با کمک این سایت و دوستانم و مشاوره تونستم حداقل به خودم بقبولونم که این زندگی نیست که ادامش بدم و کمتر غصه بخورم و خودمو مقصر بدونم من خیلی تلاش کردم باید اونم قدمی بر میداشت زندگی اونم بود دیگه


    روزای سختی رو دارم میگدرونم....................

  9. کاربر روبرو از پست مفید پینار تشکرکرده است .

    she (دوشنبه 27 خرداد 92)

  10. #9
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    پریناز جان ناراحت نباش عزیزم ، هر چی که خیر باشه پیش میاد . اگر به خودت مطمئنی که تمام تلاشت رو کردی پس دیگه جای غصه نداره ، میتونی بهترین تصمیم رو بگیری .
    به قول فرشته مهربان نشستی معایب و مزایای جدا شدن از همسرت رو لیست کنی ؟ اگر لیست کردی برامون بنویسش .

  11. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 12 بهمن 92 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1390-11-16
    نوشته ها
    171
    امتیاز
    4,421
    سطح
    42
    Points: 4,421, Level: 42
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    182

    تشکرشده 174 در 86 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    زندگي هميشه بر وفق مرادمون نيست.كنترل همه اتفاقايي كه برامون ميفته ممكن نيست ولي ميشه با تمرين و تمركز و كسب مهارت لازم در بدترين شرايط بهترين برخورد را داشت.
    دوست عزيز وضعيت شغليت چطوره؟هنوز ميري سركار؟همونطور كه قبلا گفتم استقلال ماليت خيلي خيلي مهمه.حالا كه خونه مادرت هستي راحت تر ميتوني به امور شخصيت برسي.
    برات آرزوي بهترنها را دارم


 
صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.