سلام
من از جمله آدم هایی هستم که دو بار جدا شدم نمی دونم چه کمکی می تونم بهت بکنم . اگر خواستی می تونی تاپیک های منو از همین تالار بخونی .
با توجه به شرایطی که داری بخصوص مسئله اعتیاد که بیشتر رفتارهای نابهنجار همسرت زیر سر همین مواد هست، برای درست شدن زندگیت باید خیلی تلاش کنید و درصد شکست هم بالاست. یعنی ممکنه کلی انرژی روحی و روانی بذاری و دست آخر هم هیچی.
سعی کن ترس و احساس ناتوانی وادارت نکنه که یک شرایط بدتر را تحمل کنی. چون تحمل این شرایط ممکنه ته مانده روحیه و انرژیتو هم تحلیل ببره و در آینده با مشکل مواجه بشی.
درمورد حرف مردم همه چیز بستگی به خودت داره. مردم همیشه میگند و دهن مردم را نمیشه بست. حالا راه حلی که من برگزیدم واسه حل این موضوع اینه که بعد از جدایی جوری برخورد کردیم من و خانواده م که هیچکس حتی جرئت نکرده چیزی بپرسه که آیا سابینا جدا شد یا نه و چرا. نه اینکه پرخاش کنیم نه، ولی مثلا مادرم یا من ننشستیم الکی الکی سفره دلمونو پیش این و اون باز کنیم و ناله کنیم که دیگران جرئت سوال پرسیدن و دلسوزی پیدا کنند. اینطوری خیلی از حرفها رو نمی شنوی و راحتی.
یه سری مسائل هم هست که باید بعد طلاق مراعات کنی. مثلا یه مقدار نحوه پوشش و حرف زدن و ارتباط از هر نوع با جنس مذکر باید خیلی سنحیده و با رعایت فاصله باشه که خدایی نکرده فکر های بد بد به سر کسی نزنه
در کل من نمی دونم شما رو چطوری راهنمایی کنم چون شرایطت نه تنها سخت بلکه طاقت فرساست. اما در مورد زندگی بعد از طلاق دوم باید بگم اونقدر ها که ادم فکر می کنه بد نیست . بخصوص من خیلی می ترسیدم از طلاق ولی خوب بعد جدایی فهمیدم که سرمایه عاطفی و انرژی که گذاشته بودم رو نامزد دومم در واقع به هدر رفته و هیچ چیز مثل آرامش و سلامتی و یک زندگی سرشار ( خودشکوفایی و هدفمند و محکم ) ارزش نداره .
قوی باش آروم باش. من بازم در خدمتم










علاقه مندی ها (Bookmarks)