به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 62

Threaded View

  1. #1
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 93 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-26
    نوشته ها
    365
    امتیاز
    2,710
    سطح
    31
    Points: 2,710, Level: 31
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,715

    تشکرشده 2,343 در 504 پست

    Rep Power
    0
    Array

    دختري را دوست دارم اما نمي دانم چه كاري درست است.

    به نام خدا
    سلام دوستان خوبم
    به قول يكي از بچه ها داستان زندگي من شده سناريو
    خلاصه تايپك قبلي رو تعريف كنم.دوست داشتن هم دانشگاهي
    دو سال و نيمه دختري را دوست دارم كه هم دانشگاهي هستيم ايشون رشته برق و من مكانيك
    ايشون نمره بالا (توي تحقيقاتي كه انجام دادم فهميدم) من متوسط
    دوسال به خودم مي گفتم نه تو اهل دوستي هستي نه فعلا ازدواج (بچه ايي) پس بي تفاوت از كنارش مي گذشتم.
    اما اين ترم ديگرنمي توانم آن حرف ها رو به خودم بزنم جوري شده اگر هفته اي يكبارم نبينمش از ناراحتي نمي دونم چيكار كنم.
    به توصيه دوستان خوبم با خانواده در ميون گذاشتم مخالفت خانواده بخاطر شرايط جامعه بود مثل تمام نشدن درس، خدمت سربازي ،كار و مسكن؛ كه كامل درست هم هست. آمادگي براي خواستگاري دارند اما مي گن جواب نه معلومه و اگه بري و نه بشنوي ضربه مي خوري كه باز هم درست مي گن.(كلا خانواده موافقا اما يه سري موانع جلو روم هست)
    مي خوام برم مستقيم با اين خانم صحبت كنم (بهش گفتم حقیقت رو بگو تا روشن شم ؛ولى وقتى حقیقت رو گفت:کلا خاموش شدم)
    كه نظر اكثر دوستا اين بود كه نرم.
    ديگه نمي دونم چيكار كنم.
    يعني مي دونم بايد تمركز كنم رو درس ولي مگه مي شه؟ فكر اينكه اين هفته نبينمش ديوانم مي كنه.
    يه مشكلي هم امروز پيدا كردم.
    تا هفته پيش مي ديدمش انرژي مي گرفتم خوشحال مي شدم اخلاقم ده برابر خوب مي شد.
    امروزم طبق معمول رفتم يه لحظه ببينمش سر كلاس آخه تا شنبه ديگه دانشگاه نمي رم بايد يه لحظه ام شده مي ديدمش اما باديدنش آنچنان بغض راه نفسمو بست كه دلم مي خواست بشينم زار زار گريه كنم.(جنس بغض من آنقدر ها هم خوب نیست ؛ تا اسمت را میشنود طفلک میشکند !)
    ديگه كم آوردم دارم له مي شم تمام لحظاتم شده استرس (كلا آدم پر استرسي هستم) و اين مسئله ديگه داره خردم مي كنه.
    سعي مي كنم ظاهرمو حفظ كنم مثل هميشه رفتار مي كنم عادي عادي اما حيف كه فقط تظاهر مي كنم و از داخل دارم داغون مي شم.(دســـت به صـــورتــم نـــزن…! می ترســم بیفتـــد؛ نقــــاب خنــــدانی که بر چهـــــره دارم..!)
    به خودم مي گم بالا تر از سياهي كه رنگي نيست يك بار باهاش صحبت كن خودتو راحت كن اما يكي ازون ور ( كدوم ور؟ نمي دونم از همون ور ديگه...) مي گه تو اين كاره هم نيستي آخه مي ببينمش همه چي يادم مي ره آخه بد بختي هر بارم ديدمش چشم تو چشم شديم من اصلا هيچ كسي رو نگاه نمي كنم اما نمي دونم چرا...
    در آسانسورو باز مي كنم پشت در ايستاده/ از تاكسي پياده مي شم مي ببينم ايشونم كل مسير همراهم بود و هم زمان باهم پياده مي شيمو خيلي جاهاي ديگه كه ناخاسته باهم رو به رو شديم.
    اين قدر اين آخريا نا خواسته چشم تو چشم شديم كه هم ايشون به من حساس شده هم من به ديدن ايشون.

    بچه ها يه راهي نشونم بدين، برم با خودش صحبت كنم؟
    دلم برا صابر قبلي خيلي تنگ شده بيش از يك ماه كه هيچ كدوم از دوستامو نمي بينم عاشقه راه رفتنم خيلي وقته رمق راه رفتن هم ندارم عاشق موسيقي هستم اما حيف كه ديگه موسيقي برام معنايي نداره و ...
    خيلي حس بدي دارم انگار مي دونم هيچ وقت بهش نمي رسم و اين داره عذابم ميده.( اينم جواب خودم( اگر میخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد ، باور محال بودنش را عوض کن ! ( امام علی (ع) ))
    و من از اين مي ترسم
    به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری
    و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
    چون زمانی که از دستش بدی
    مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی
    اون دیگر صدایت را نخواهد شنید

    ببخشيد كه طولاني شد

  2. 4 کاربر از پست مفید صاعد تشکرکرده اند .

    صاعد (سه شنبه 12 دی 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهرم بابچه مخالف است ومن به شدت بچه دوست دارم
    توسط آزیتا546 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 44
    آخرين نوشته: چهارشنبه 28 تیر 91, 12:46
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 بهمن 90, 20:16
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. همسرتان را آن گونه كه هست دوست بداريد
    توسط دانه در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 27 مهر 87, 09:50

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.