به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 64

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 اردیبهشت 91 [ 11:45]
    تاریخ عضویت
    1390-4-25
    نوشته ها
    112
    امتیاز
    2,092
    سطح
    27
    Points: 2,092, Level: 27
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    147

    تشکرشده 146 در 67 پست

    Rep Power
    0
    Array

    به پوچی رسیدم!!!

    سلام.
    من باورم رو به همه چیز دارم از دست میدم. یه جورایی به پوچی رسیدم. از این حالتم خیلی

    میترسم. این حالت اینقدر شدید شد که چند روزی نماز نخوندم. وحشت عجیبی گرفته ام. همش

    حس میکنم هر کاری کردم و هرچی بودم بی فایده بوده. خدا دوستم نداشته و من خیال

    میکردم داره. قبلا آدم نسبتا مذهبی بودم. الان هم ظاهر اونها رو دارم ولی باطنا دیگه اعتقاد و

    حس قلبی نسبت بهشون ندارم. همش میگم که چی؟ تلاش کنم که چی؟

    انگار از ایمان رسیدم به کفر. از امید به یاس!!!

    کمکم کنید. حس میکنم دارم نابود میشم.

    گفتم شاید لازم باشه بیشتر توضیح بدم. این حالت رو حدود سه ماهه که دارم. ولی مرتبا داره تشدید میشه. یعنی راستش نمیدونم چطور بگم. انگار خودم دارم خودم رو خراب میکنم!! از خودم بدم میاد. انگار از اینکه دیگران بهم توهینی کنند یا تحقیرم کنند دیگه اذیت نمیشم و انگار برام لذت بخش هم شده. کاهی فکر میکنم دارم تو خودم با خودم کلنجار میرم که باشه تسلیم من خوب نیستم.انگار دارم فریاد میزنم آهای مردم باشه شما راست میگید من بدم حالا بیایید منو کتک بزنید تحقیر کنید ببینید که قوی!!! شدم و دیگه گریه نمیکنم.

    نمیدونم شدم عین بچه های تو سری خور. دیگه هیچ ارزشی برای خودم قائل نیستم.

    اما دلم برای خودم میسوزه. الان که دارم مینویسم اشکام هم داره میریزه.

    یه فیلمی بود چند بار تلویزیون پخش کرد. فکر کنم اسمش غلاف تمام زنجیر بود. یه سربازی بود که یکمی چاق بود و خیلی دل نازک و شاید هم دست پاچلفتی. بالا دستی هاش همش تحقیرش میکردن جریمه اش میکردن تنبیهش میکردن. آخر فیلم یه دفعه همهی اون کارایی که قبلا نمیتونست انجام بده انجام داد. از حفظ قانون ها رو میگفت. ولی اون رییسشون و بعد هم خودش رو کشت.
    این مدت که اینجوری شده همش اون فیلمه میاد تو ذهنم. دارم مثل اون میشم.

    کمکم کنید خواهش میکنم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید sarshar تشکرکرده است .

    sarshar (سه شنبه 11 بهمن 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بدهکاری بسیار سنگین همسرم و عادت به کلاهبرداری و پول قرض گرفتن
    توسط bijhan در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 27 مهر 95, 16:06
  2. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 23:28
  3. به پوچی رسیدم
    توسط مهرک در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 02 بهمن 89, 23:42

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.