به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 31 تا 38 , از مجموع 38

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 اسفند 99 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1399-2-10
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    189
    سطح
    3
    Points: 189, Level: 3
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    شوهرم رو دوست ندارم

    سلام دوستان من 26 سالمه و همسرم 28 سال ،من شغلم مهندس هستم و همسرم شغلشون آزاد هستش و حدود 3 ساله که با همدیگه ازدواج کردیم مشکل من اینه که از اول ازدواج من به همسرم حسی نداشتم و تا الانم ایجاد نشده قبل ازدواج فکر میکردم وقتی توی زندگی برم این حس ایجاد میشه ولی نشد همسرم خیلی کم حامی من بوده مثلا زمانی که برا استخدامی شرکت میکردم و از صب تا شب میخوندم اصلا توی کار خونه همکاری نمی کرد و مادرم مجبور شد بیاد کمکم یا مثلا خیلی کم به من پول میده همه هزینه ها با خودم هستش هیچ وقت نمیتونم باهاش درد دل کنم راجع به مشکلاتم چون خیلی گوش نمیده و بخواد بهم راهکاری بده و اینکه خیلی پرتوقع .مشکلمون زمانی بیشتر شد که یه کار جدید شروع کرد که من موافق نبودم و سرش حسابی شلوغ شد جوری که الان نزدیک یکساله ساعت دو و سه شب میاد خونه جمعه ها هم کار میکنه از اسفند به این ور که شب ها ساعت 4 و پنج میومد و من خواب بودم چون فرداش سرکار داشتم یعنی توی روز شاید 5 دقیقه همو میدیدیم با این شرایط هر موقع ازش پول خواستم میگه ندارم من نیازی به پول ندارم ولی خب وقتی میبینم این همه کار میکنه و به من هیچی نمیده ناراحت میشم حقوق سرکارمم اغلب ازم میگیره و میگه پول لازمم جدیدا میگه ضرر بزرگی کردم و دوباره ازم پول گرفت چند روز پیش با ماشینی که برا من بود صب ساعت 4 داشته میومده خونه تصادف بدی کرده و نزدیک 120 میلیون ضرر کردیم یه پولی اول ازدواج از روی شباش عروسی و ..‌جمع کرده بودیم که حالا اون رو باید بدیم برا خسارت یعنی علاوه بر اینکه پیشرفت نمی کنیم پسرفت میکنیم اول ازدواج متوجه شدم شیشه مصرف میکنه و گف ترک میکنم حدود دو سه ماه پیش اتفاقی رفتم کارگاه دیدم داخل نکتار آبمیوه یه دود خیلی زیادی بیرون میاد و وقتی پرسیدم گف سیگارم رو داخلش خاموش کردم ولی هیچ بویی نداشت میخواستم ببرم برا ازمایش که دیدم شب برداشته قایم کرده و بهم نداد میگه انداختم دور خودمو هرجا میخوای ببر ازمایش .خیییلی خسته و تنهام به شدت احساس تنهایی میکنم من قبل ازدواج با هیچ پسری دوست نبودم چون میخواستم همه حس ها و احساساتم برای همسرم باشه عشق رو مث فیلم ها میدیدم ولی الان واقعا تنهام من هیچ انتظاری نداشتم از زندگی فقط عشق میخواستم که بهش نرسیدم نه پول برام مهم بود نه قیافه نه ماشین فقط اینکه یکی باشه که منو بفهمه عاشق هم باشیم همیشه حامی هم باشیم
    دوس دارم مجرد باشم خیلی پشیمونم
    ویرایش توسط mahsha : پنجشنبه 11 اردیبهشت 99 در ساعت 03:26


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.