ممنون از دوستانی که راهنمایی کردن
شیوا جان متاسفانه من تایم کارم زیاده و با وجود کار خونه اصلا فرصت باشگاه و ... ندارم
سحر جان مشکل من اینه که زیاد به گذشته فکر میکنم و اتفاقاتی که افتاده رو مدام با خودم مرور میکنم یا میگم من که چیز زیادی از زندگی نمیخواستم فقط کسی رو میخواستم که دوسش داشته باشم و اونم دوسم داشته باشه چرا به همون حداقل ها هم نرسیدم و ...
از الان میخوام سعی کنم دیگه به گذشته فکر کنم و سعی کنم همینجوری که گفتی به بهبود خودم کمک کنم الان که سرکار ندارم سعی میکنم بیشتر به کار خونه برسم و انتظاراتی که همسرم داره رو برآورده کنم فقط چند تا مشکل عمده دارم که دوس دارم بهم راهکار بدین :
1-من نمیتونم از ناراحتی هام با همسرم صحبت کنم چون زیاد نمیتونه باهام همدردی کنه و یا راهکار بده یا بی حوصله اس یا اینکه به شوخی میگیره در حالی که موضوع برا من خیلی مهمه اون با شوخی و خنده از کنارش میگذره یعنی نمیتونه حالمو خوب کنه
2-تصمیماتش و کارهاش اکثرا با بی احتیاطی همراهه من خودم خیلی محتاطم کوچک ترین کاری که میخوام انجام بدم تمام جوانب رو میسنجم ولی همسرم بر عکس منه تا سرش به سنگ نخوره براش تجربه نمیشه که این بی احتیاطی ها تا حالا به ما زیاد خسارت زده چه معنوی و چه مادی چطور میتونم این رفتارش رو اصلاح کنم؟ یا حداقل آسیب رفتاراش منو درگیر نکنه برا مثال الان در کرونا اصلا رعایت نمیکنه برعکس من بعد من اگه ازش کرونا بگیرم برام خیلی ناراحت کننده است چون دارم چوب بی احتیاطی یکی دیگه رو می خورم و این بارها توی موضوعات مختلف تکرار شده با اینکه من بهش گوشزد کرده بودم
3-در رابطه زناشویی به خواسته های من اهمیت نمیده بارها در موردش صحبت کردم ولی براش اهمیت نداره و به خودش فقط فکر میکنه که این باعث سردی رابطه ما شده
4-در مورد رفع نیازهای مالی من میگه تو خودت سرکار میری از من نباید پولی بخوای وگرنه نمیذارم سرکار بری و در مورد خرید خونه چون خودش سرکاره به من میگه خرید خونه انجام بدم میگه خرید کن بعد من بهت پولشو میدم و بعد خرید اگه پول ازش بخوام ناراحت میشه میگه خیلی پولکی هستی یا مثلا میگه کارتم همراهم نیست تو حساب کن بعدا میدم ولی دیگه کلا بعدا در کار نیست یا مثلا رفته بودم مسافرت پیش خانواده 200هزار تومن به کارتم زد بعد دیدم فرداش 150 تومنش رو برداشت و شب هم یه ده تومن وقتی بهش گفتم گف کار من نبوده و منکر شد مستقیم نمیگه نمیدم هر بار یه ترفندی میزنه که شونه خالی کنه
5-ساعت کارش خیلی زیاده یعنی تا دو و سه شب و میگه در کم کن الان اول زندگیه باید کار کنم یکسال هستش که اینجوری هستش ولی در نهایت با این حجم کار پولی هم نداره من دوس دارم یه کار راحت تر و با ساعت کاری کم داشته باشه مثلا دیگه 6 عصر خونه باشه اصلا در امدش برام مهم نیست یعنی حاضرم یه تومن بگیره ولی دلمون خوش باشه
اینا موضوعات آزار دهنده من هستند به اضافه شک من در مورد اعتیادش که اونم برام از همه مهم تره و نمیدونم چطور میتونم مطمئن بشم
پوه جان کتاب هایی رو که معرفی کردی حتما میگیرم و میخونم ممنونم ازت










علاقه مندی ها (Bookmarks)