به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 42
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 خرداد 99 [ 15:45]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    399
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 833 در 318 پست

    Rep Power
    60
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad_021 نمایش پست ها
    خانوم چه ربطی داره نماز اول صبح به همچین چیز خاصی؟
    رابطه جنسی با جنس مخالف یک چیز متعالیست به نظر من
    ما اعتقاداتمون ..دینمون بهمون گفته که این رو فقط و فقط و فقط باید با همسرتون داشته باشین
    حالا کسی هم که میاد اینکار رو انجام میده آدم سست عنصریه حتما...
    شاید شما چون دخترین درکتون واقعا عم به من نرسه... من غیرت دارم .من تعصب دارم رو کسی که میخوام یه عمر باهاش زندگی کنم...شاید یه خورده دیکتاتوری به نظر بیاد
    اما من عمرم و جوونیم درست راه رفتم و قدم کج بر نداشتم
    باید یه فرقی بین من و این پسرای شهوت ران باشه یا نه ؟
    نصف بیشتر پسرای ما مریض جنسین خانوم.. تو تاکسی یه دختر کنارشون راحت نیست... خود شما دخترین و از این برخوردا بیشتر داشتین... شده حتما یه پسری از کنارتون رد شده و تیکه انداخته بهتون چه جور حسی دارین اونموقع ؟ حالا اگه یه پسری از کنارتون رد شه و سرشو بندازه پایین چه حسی دارین نسبت به اون پسر؟
    اون پسر یه فقط یه رهگذره سادس...
    من دارم درباره همسر آیندم صحبت میکنم ... من دوست ندارم دستمالی همون پسرایی باشه پاکیشو دریدن..من میخوام همسرم مثه خودم قوی بوده باشه تو این زمینه

    - - - Updated - - -

    رفیق 123456
    خیلی دلم گرفته


    از خودم دلگيرم،
    به عنوان يه مــــَــرد،
    با جنسيت نــَـــر،
    زيادي سالم زندگي كردم،
    و زيادي خوب فكر كردم!
    به يه جاهايي دارم ميرسم كه رسما حس ميكنم تو بعضي از مسائل بيش از حد تنهام.....
    قطعا ايراد از منه،
    متاسفانه برخلاف خيلي از همسن و سالهام،
    نتونستم همرنگ جماعت بشم....
    و من مطمئنم،
    هستند افرادي كه معنيه اين نوشترو عميقا حس كردن...
    میگن بعد هر سربالایی یه سر پایینی هم هست ... من فقط موندم کی میرسم به اون نقطه
    سلام دوست عزیز،تو تنها نیستی،خدا با توئه،تنها بمون اما همرنگ هممون جماعتی که ازشون اسم بردی نشو،راه تو راه راست و درسته و لحظه ای به درستی راهی که رفتی شک نکن،خیلی خوشحال میشم وقتی میبینم هنوز همچین ادهایی وجود دارند،عزیز جان صدر صد با حرفهایی که زدی موافقم،تا الان پاک موندی پس باید پاک نصیبت بشه،این حقته،شده تا اخر عمرتم مجرد بمونی بمون باید یکیو بگیری که تو اولین کسی باشی که دستشو میگیری و به هیچ وجهه از این معیارت کوتاه نیا،من خودم الان بزرگترین دغ دغم همین مشکل شماست،از ازدواج میترسم چون میترسم سرم بخاد کلاه بره و کسی که میخام انتخاب کنم قبلا از این موارد تو زندگیش بوده باشه،......اما باید سپرد دست خدا،شما هم کاملا فکرت درسته و بذون خیلیها هم عقیده ان باهات و تنها نیستی

  2. کاربر روبرو از پست مفید samanft تشکرکرده است .

    مصباح الهدی (سه شنبه 20 اسفند 92)

  3. #32
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    آقای مثبت من، چقدر شما دارید تند می رین!!!!
    اول یک نفس عمیق بکشید آخه!یک لیوان آب هم بخورید.حالا عیب نداره چایی بخورید
    حالا لطفا بدون جبهه گیری بخونید:
    برادر خوبم مگه من مخاطبم شما بودین؟ که می گین به شما تهمت زدم!
    برادر عزیز من شما را نمی شناسم که!!!
    من وقتی نظرات را خوندم به دو تا حرف برخوردم.یکیش را ظاهرا شما گفته بودین:که در مورد خانوم چادری که خیلی به حجاب اعتقاد داره فیلمی دیدین.من گفتم اصلا اگه کسی به حجاب اعتقاد داشته باشه که نمی تونه به نامحرم حتی دستش بخوره.حتی همین دست دادن ساده هم نمی شه!دیگه چه برسه به اون کار!!!
    یکی هم در مورد دوستی که گفته بودن نماز شب و... .خب آخه مگه نماز شب اون آدم را دیده بوده.اگر اون آدم همچین حرفی زده؛حتما دروغ می گه و ما نباید این قدر زود باور باشیم!!!
    من می گم نباید با اولین حرفی که شنیدیم باور کنیم.خانم شیدا استدلال درستی گفتن: ما خودمون ممکنه بعد از کلی آشنایی با کسی بفهمیم اهل رابطه بوده یا نه.بعد چه طور می تونیم این قدر راحت دیگران را قضاوت کنیم مثلا یک شخصی که کلی رابطه زنا داشته،حتما خانومش آفتاب مهتاب ندیده است خب این درست نیست. برعکسش هم صادقه.ما نمی تونیم وقتی دیدیم یک شخصی حالا یک بار نماز خوند بگیم حتما این نماز خونه و مومنه ولی این کار زنا را می کنه!
    با یک فیلم که اصلا نمیشه مطمئن بود با چه هدفی ساخته شده و آیا واقعا آن کسانی که در آن فیلم بازی می کنند واقعا اعتقاد به حجاب و دین دارند و می گن اشکالی نداره.این جوری اگه مو معلوم نباشه؛گناه نداره و... (مثلا عرض کردم)
    بعد هم دیگه مخاطبم عام بود!نه شما و نه هیچ کس خاص دیگر:
    حتی دقیقا این جمله را گفتم:
    (من جدیدا خودم به این موضوع فکر کردم و به یک نتیجه رسیدم.)
    منظور کلی از حرفام هم این بود:
    ما نمی تونیم قضاوت کنیم که وقتی کسی فلان کار را کرد،حتما خودمون اگه در اون شرایط می بودیم اون کار را نمی کردیم.ما باید اول از همه از خودمون شروع کنیم!
    همون قدری که می تونیم پاک باشیم.تا بتونیم این انتظار را از همسر آیندمون داشته باشیم که همون حد که می تونسته پاک باشه!
    مثلا من خودم(ببینید دارم خودم را مثال می زنم ها! اصلا منظورم شما نیستین!!!)؛خب در چه شرایطی هستم.اصلا برای من امکان گناه نیست.من اصلا در شرایط دختر مجرد قرار نگرفتم و اصلا درکی از اون موقعیت ایشان ندارم!
    اما موقعیت خودم را که دارم!!!آیا درسته من افتخار کنم دوست پسر ندارم! آیا شما به من نمی گید:نه تو را خدا تعارف نکنی این همه نیازهای عاطفی ات پر شده.خواستگار داری و... بیا دوست پسر هم بگیر! من اگه همچین کاری بکنم که باید برم بمیرم!!!
    خب من اصلا نیازی به این موضوع نداشتم!چرا افتخار کنم.
    پس وظیفه من در مورد پاکی در حد خودم هست.یعنی خب چیزی من را به سمت شرایط دوستی و... سوق نمی دهد.اما این طور نیست که من بگم پس من دیگه هیچ تکلیفی ندارم و تا حالا نسبت به همسر آینده ام پاک و متعهد بودم.
    من خودم باید این درک را داشته باشم که شرایط دیگر گناه را خودم با دست خودم برای خودم فراهم نکنم.مثلا الکی چرا استارت گناه را برای خودم بزنم؟ برای من وظیفه ام بالا تر هست.
    من اگه در حد توان خودم نتونم پاک باشم؛پس یعنی اگه در اون شرایط قرار می گرفتم حتما به اون گناه کشیده می شدم!پس پاکی برای من فرق می کنه! فکر می کنم خدا هم منظورش از اینکه مردان پاک برای زنان پاک و.... همین بوده.
    در مورد دیدن فیلم های پورنو؛این عقیده من نیست.حتی غربی ها هم این موضوع را بد می دانند.وقتی انتظارات یک زن و مرد بالا بره و تنوع طلبی در آنها ایجاد بشه،ارضا نیاز سخت تر می شه.من از طرف خانم ها می گم که به شما برنخوره:
    مثلا خانومی که مدام این فیلم ها را می بینه و حتی روابط غیر متعارف را در این فیلم ها بارها دیده(ببخشید رک می گم،جایی خوندم که مثلا زن شوهر دار با یک پسر جوان)خب طبیعیه وقتی این کار تکرار بشه،قبحش براش می ریزه.وقتی هم که تنوع طلب بشه و بعد از مدتی شوهرش براش تکراری شد،با کمترین کمبود عاطفی خیلی سخت می تونه جلوی خودش را بگیره که به شوهرش خیانت نکنه!!! خیلی راحت تر پایش می لغزه. این میشه که آمار خیانت بالا می ره و آقایون نمی تونن اعتماد کنند که بعد ها خانم من به من خیانت نکنه و نره با یک مرد دیگه....
    وقتی جوانان ما یک سری سریال های ماهواره ای را دنبال می کنند که در آن ها این موضوع خیانت تکرار شده و ... خب معلومه این مساله هرچند که قبول نداشته باشه ولی از شدت زشتی این کار براش کم می شه.ممکنه تو واقعیت جدی جدی وقتی که تمام شرایط براش جور شد و وقتی که دیگه عقلش کار نکرد و تو شرایط فشار روحی قرار گرفت به طور ناخوداگاه در اون مسیر قرار بگیره و یک لحظه رابطه جنسی برقرار کنه!
    نمی دونم آیا شما فیلم راز را دیدین یا نه؟ تو فیلم راز یک قانونی به نام جاذبه هست.که می گه وقتی مدام به چیزی فکر کنی همان را به سمت خودت جذب می کنی.
    من نظر شخصی خودم را گفتم و شما را هم نمی شناختم.اصلا موقع خوندن نظرات هم به اسمتون دقت هم نکردم.که بخوام به شما تهمت بزنم.
    من مطمئنم حرف قرآن که می گه: زنان پاک برای مردان پاک درسته.ولی پاکی هر کس بستگی به شرایط خودش هست.
    برای یک شخصی که ادعای دین می کنه پاکی خیلی فرق داره.اگه یک همچین شخصی چشم چران بود شاید ناپاکی او برابری کند با پسر جوانی که تحت شرایط خاصی به گناه افتاده.
    این شخص مدعی به نظرم ممکنه همون درجه از ناپاکی را به شکل دیگه جذب کنه.اما اون شکل دیگه الزاما همون شکل مثلا چشم چرانی نیست.
    قانون پایستگی انرژی:
    انرژی نه به وجود میاد و نه از بین میره.بلکه از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه.
    خدا کنه منظور حرف های من را متوجه شده باشین و سوء تفاهم رفع شده باشه!


    - - - Updated - - -

    آقای مثبت من برای جلو گیری از سوء تفاهم دوباره؛من منظور شما را متوجه شدم که شما اهل دیدن این برنامه ها و ... نیستین.
    فقط داشتم حرفهای پست قبلیم را توضیح می دادم.که اگه کسی می خونه کامل تر متوجه بشه.حرفم به شما نبود و کاملا عام گفتم.





    موفق باشید











    - - - Updated - - -

    این پست قبلی من هم گویا فرشته مهربان ویرایش کردن و گفتن که بهتر بوده فقط لینکش را بذارم.
    من هم این لینک را می ذارم.فقط برای اطلاع.نه اینکه بخوام به کسی چیزی بگم ها:
    عاقبت زنا/ حاجی امروز آبگوشت داریم برو چند تا نون بخر و بیا
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  4. کاربر روبرو از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده است .

    خانوم مجرد (سه شنبه 20 اسفند 92)

  5. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اسفند 92 [ 01:13]
    تاریخ عضویت
    1392-12-08
    نوشته ها
    64
    دستاوردها:
    100 Experience PointsTagger Second ClassOverdrive7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 43 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بله کاملا متوجه شدم
    و همش دقیقا حرفای من بود
    و به نظر من باید ادم به این درجه از شعور و اینده نگری برسه که مثلا دیدن ماهواره یا فیلم ها یا حتی دوستیای ساده چه با همجنس های بد چه با جنس مخالف باعث بشه در اینده گناه های بزرگی بکنه که کلیدشون همین گناه های کوچیک بوده

    گر درهای ادراک و آگاهی پاکیزه گردند ،همه چیز همانگونه که وجود دارند به نظر می رسد،بیکران و نا محدود
    جملات فلسفی خواننده های دیوانه راک جیم موریسون

    می گن کاری نکن که توبه بکنی اگه توبه خوب بود و صواب داشت حتما معصومینم گناه می کردن و بعد توبه این نشون می ده درسته توبه روح ادم پاک می کنه و ادم به بهشت برین می بره ولی باعث می شه تو این دنیا خودش اسیب ببینه دقیقا با علم به این موضوعات من تا به حال گناه کبیره نکردم هرچند ادم عصبی و پرخاشگریم
    خانم به نظر من بهتر به جای این که فرهنگ توبه رو باب کنیم (نسل ما که نشد)نسل اینده رو طوری تربیت کنیم و عاقل بار بیاریم که بدونن این دنیا اونقدر محدود و کوچیکه که لذت ها توش گمن باید معنی عشق انسانیت رو بهش تمییز بدیم با هوسلا من عاشق فلسفم و قبل از اینکه اهنگیو گوش کنم شعرشو می خونم به خاطر همین دیگه بعد راک گروه های خاص اهنگ دیگه ای گوش کنم
    حتی باید طوری بارشون بیاریم که سلیقشون پخته تر بشه حتما این کار با بچه های خودتون بکنین و از همون بچگی با هنر متعالی اشناشون کنین سبک های نقاشی عکاسی و طوری بارش بیارین که زندگیو تو مادیات مقامش نبینه مدرک براش مهم نباشه
    به بقیه این رو توصیه نمی کنم ولی چند روز پیش مشاورم حرف می زدم بهش می گفتم اونقدر به مسائل جنسی فکر نکردم که غریزم از بین رفته بماند اون چی گفت
    الان که تاپیک قفل بشه

  6. #34
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 دی 96 [ 22:59]
    تاریخ عضویت
    1392-11-30
    نوشته ها
    297
    امتیاز
    6,423
    سطح
    52
    Points: 6,423, Level: 52
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    625

    تشکرشده 345 در 183 پست

    Rep Power
    53
    Array
    افرین مصباح الهدی عزیز بسیار شیوا بود سخنانتون***توی تاپیک اقا فرشید هم بچه ها نظرات خوبی دادن و لب مطلب این بود که ادم خودش پاک باشه و پاک از خدا بخواد و یه سری معیار فضایی واسه ازدواج نداشته و بخاطر رضایت خدا باشه ازدواجش***نکته پهن!!! : ترازویی که خدا پاکیو باهاش اندازه میگیره با ترازوی ما فرق داره***چه بسا الان خانوم مجرد که این روابطو داشتن از منی که نداشتم بسیــــــــــــــــــــــ ــــــار پــــاکـــــــــــــــ تر باشه(واقعا قلبا و عمیقا اینو حس میکنم)

    - - - Updated - - -

    افرین مصباح الهدی عزیز بسیار شیوا بود سخنانتون***توی تاپیک اقا فرشید هم بچه ها نظرات خوبی دادن و لب مطلب این بود که ادم خودش پاک باشه و پاک از خدا بخواد و یه سری معیار فضایی واسه ازدواج نداشته و بخاطر رضایت خدا باشه ازدواجش***نکته پهن!!! : ترازویی که خدا پاکیو باهاش اندازه میگیره با ترازوی ما فرق داره***چه بسا الان خانوم مجرد که این روابطو داشتن از منی که نداشتم بسیــــــــــــــــــــــ ــــــار پــــاکـــــــــــــــ تر باشه(واقعا قلبا و عمیقا اینو حس میکنم)

  7. کاربر روبرو از پست مفید baitollah-abbaspour تشکرکرده است .

    مصباح الهدی (سه شنبه 20 اسفند 92)

  8. #35
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    آقا محمد
    من می گم برای اینکه شما این تجربه های تلخ براتون دوباره تکرار نشه؛باید یک بازبینی اساسی در نحوه انتخابتون بفرمایید.تجربه را تجربه کردن خطاست! این خیلی مهم تره!
    ببینید کجای کارتون اشتباه بوده.این بار اون اشتباهات را تکرار نکنید.
    به نظر من مطالعاتتون را بیشتر کنید و ببیند دختران پاک چه ویژگی هایی دارن و چه طور احتمال انتخاب آنها بیشتر می شود!
    لطفا تاپیک زیر و تاپیک های پیشنهادی در آن را حتما بخوانید:
    می خواستم همون پست هایم را در اون تاپیک را براتون بنویسم.اما بهتره خودتون مطالعه کنید.
    موفق باشید
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  9. 2 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (پنجشنبه 22 اسفند 92), خانوم مجرد (سه شنبه 20 اسفند 92)

  10. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 02 مهر 95 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1392-2-09
    نوشته ها
    153
    امتیاز
    3,832
    سطح
    39
    Points: 3,832, Level: 39
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    128

    تشکرشده 312 در 128 پست

    Rep Power
    34
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط واحد نمایش پست ها
    به نظر من کسی که اعتقاد قلبی نداشته باشه مشکلات و سختیهای حجاب کامل رو تحمل نمیکنه . گول سایتها و فیلمهای انحرافی رو نخورید . طرز پوشش و متانت دختر نشان دهنده اعتقادات قلبی وی حتی نشاندهنده فرهنگ خودش و خانواده اش هست . اگه کسی نماز خون باشه حتی اگه اعتقادش ضعیف هم بوده باشه خود نماز باعث هدایتش میشه ولی کسی که اعتقاد نداره محاله بتونه نماز بخونه یا چادر بپوشه . اینم که بعضیا میگن من بد حجابم ولی قلبم پاکتر از با حجابهاست قبول ندارم . اگه انسان اعتقادش قوی باشه این قوی بودن در عمل باید خودشو نشون بده وگرنه به چه دردی میخوره؟

    چقدر تو این تالار شعار گفتن زیاد شده
    خوبه نمونه های تو همین تالار از خانم های با حجاب چادر و نماز خون بوده که خودشون گفتن که قبل ازدواج رابطه داشتن!!!!!!!!!!!حتما از نظر شما دارن دروغ میگن و این چیزا امکان نداره!!!!!

    .

  11. کاربر روبرو از پست مفید gisooo تشکرکرده است .

    فرهنگ 27 (پنجشنبه 22 اسفند 92)

  12. #37
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط gisooo نمایش پست ها
    چقدر تو این تالار شعار گفتن زیاد شده
    خوبه نمونه های تو همین تالار از خانم های با حجاب چادر و نماز خون بوده که خودشون گفتن که قبل ازدواج رابطه داشتن!!!!!!!!!!!حتما از نظر شما دارن دروغ میگن و این چیزا امکان نداره!!!!!

    .
    گیسو جان شما درست می گین.هر آدمی ممکنه پایش بلغزه.من و شما هم مستثنی نیستیم .حتی همین خانم های چادری که شما می گین.اگر به خودمون مطمئن باشیم،شیطان دقیقا از همون جا ما را به خطا می بره.همون میشه نقطه ضعف ما!
    اما شما دقت کن این ها در شرایط بدی گیر کرده بودن.همین جوری از روی دلخوشی و بدون مشکل نرفتن سمت این کار که.
    اگه کسی اعتقاد داشته باشه,احتمالش کمتر می شه.اگر هم بره در شرایط سخت می ره.اگر هم رفت حتما عذاب وجدان بیشتری می گیره.حتما توبه می کنه.خلاصه حداقلش اینه که برای این ها براشون سرعت گیر هست.
    ولی کسی که براش محرم نا محرمی مهم نباشه چه قدر احتمال داره تو وضع الان جامعه دوست پسر نداشته باشه و کارش حداقل به بوس و بغل نکشیده باشه.برای او که مهم نیست دستش به نامحرم بخوره.
    پس یک ترمز مهم را نداره و احتمال اینکه خطا بره بیشتره!و دیر تر عذاب وجدان می گیره.
    ببین از احتمالات صحبت شد.وگرنه فقط غیرممکن،غیر ممکنه!
    یعنی همه چیز ممکنه.
    اون خانم هایی هم که شما گفتین اگه پشیمون نبودن و دوست داشتن به این کاراشون ادامه بدن که نمیومدن اینجا.می رفتن همون طوری ادامه می دادن و کار به جاهای باریک تر می کشید.مثل خیلی از دخترا که بی بند و بار هستن و برای خوشی،یک بار چیه.ده بار و صد بار عشقشون را می کردن و می گفتن دل آدم باید پاک باشه.پاکی به رابطه جنسی نیست و...
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  13. 2 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 20 اسفند 92), خانوم مجرد (سه شنبه 20 اسفند 92)

  14. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 02 مهر 95 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1392-2-09
    نوشته ها
    153
    امتیاز
    3,832
    سطح
    39
    Points: 3,832, Level: 39
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    128

    تشکرشده 312 در 128 پست

    Rep Power
    34
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها



    اما شما دقت کن این ها در شرایط بدی گیر کرده بودن.همین جوری از روی دلخوشی و بدون مشکل نرفتن سمت این کار که.

    اگه کسی اعتقاد داشته باشه,احتمالش کمتر می شه.اگر هم بره در شرایط سخت می ره.اگر هم رفت حتما عذاب وجدان بیشتری می گیره.حتما توبه می کنه.خلاصه حداقلش اینه که برای این ها براشون سرعت گیر هست.

    ولی کسی که براش محرم نا محرمی مهم نباشه چه قدر احتمال داره تو وضع الان جامعه دوست پسر نداشته باشه و کارش حداقل به بوس و بغل نکشیده باشه.برای او که مهم نیست دستش به نامحرم بخوره.

    پس یک ترمز مهم را نداره و احتمال اینکه خطا بره بیشتره!و دیر تر عذاب وجدان می گیره.

    ببین از احتمالات صحبت شد.وگرنه فقط غیرممکن،غیر ممکنه!

    یعنی همه چیز ممکنه.



    عزیزم اول اینکه از کجا مطمئن هستین و اینقدر با اطمینان میکین که از سر دلخوشی نرفتن؟؟؟ من خودم مثالهایی رو میشناسم که دقیقا به همان دلایلی که دختران کم حجاب رفتن سراغ اینکارا اونها هم رفتن سر اینکار ....
    بعدش هم اون دختری که کم حجاب اینکارو میکنه لااقل دیگه با ظاهرش کسی رو فریب نمیده و داره میگه که به محرم نامحرمی اعتقادی نداره و طبق همون عمل میکنه...

    - - - Updated - - -

    البته امیدوارم به خانمهای کم حجاب برنخوره چون من ادمی نیستم که به این راحتی کسی را قضاوت کنم که چون فلان تیپ رو داره دیگه حتما...

  15. کاربر روبرو از پست مفید gisooo تشکرکرده است .

    فرهنگ 27 (پنجشنبه 22 اسفند 92)

  16. #39
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط gisooo نمایش پست ها
    عزیزم اول اینکه از کجا مطمئن هستین و اینقدر با اطمینان میکین که از سر دلخوشی نرفتن؟؟؟ من خودم مثالهایی رو میشناسم که دقیقا به همان دلایلی که دختران کم حجاب رفتن سراغ اینکارا اونها هم رفتن سر اینکار ....
    بعدش هم اون دختری که کم حجاب اینکارو میکنه لااقل دیگه با ظاهرش کسی رو فریب نمیده و داره میگه که به محرم نامحرمی اعتقادی نداره و طبق همون عمل میکنه...

    - - - Updated - - -

    البته امیدوارم به خانمهای کم حجاب برنخوره چون من ادمی نیستم که به این راحتی کسی را قضاوت کنم که چون فلان تیپ رو داره دیگه حتما...
    بله عمده حرف من هم همینه که نباید قضاوت کرد.نمی شه قضاوت کرد که کسی که محجبه است حتما پاکه!چون ما نمی دونیم حجابش را از روی اعتقاد انتخاب کرده یا از روی جبر.که اگه از روی جبر باشه،ناپاک تره.چون منافقه.ظاهرش یک چیز ولی باطنش یک چیز دیگه است و براش اتفاقا می تونه یک فرصتی باشه تا راحت تر با این ظاهر گناه کنه.
    (تو پرانتز بگم حجاب فقط چادر نیست!پوشش متین است.همین طور رفتار متین و موقر.که رفتار مهمتره! نه اینکه ظاهر خوب باشه اما اصلا هیچ حریمی نباشه و...)
    همین طور نمیشه قضاوت کرد که اگه کسی حجاب نداشت الزاما ...
    چون ممکنه حجاب را در چیز دیگه ای بدونه و به همون پایبند باشه.و برای خودش خط قرمزی داشته باشه و واقعا از اون خط قرمز نگذره.
    اما صحبت از احتمالات هست.
    کسی که سیگار می کشه الزاما سرطان نمی گیره.
    ما نمی تونیم بگیم اگه کسی سیگار کشید و سرطان نگرفت،پس سیگار سرطان نمیاره! علم ثابت کرده سیگار احتمال سرطان را به شدت بالا می بره!
    حالا اگه کسی روابط نامحرمی براش مهم نیست.ممکنه رابطه جنسی را تجربه نکنه و با احتمال کمتر ممکنه دست دادن و... را هم تجربه نکنه.اما این دلیل نمی شه که بگیم نداشتن این خط قرمز محرم نا محرمی هیچ کمکی نمی کنه به حفظ پاکی جامعه!
    امیدوارم منظورم را رسونده باشم.
    به نظر من بیشتر از ظاهر حجاب(که بهش پایبندم) ؛ باطن و رفتار و نحوه ارتباط اهمیت بیشتری دارد. هر چند ظاهر هم میتونه تو رفتار و کردار خیلی خیلی موثر باشه و فرد را به صورت اتوماتیک از خیلی چیزها بازدارد.اما به شرطی که ظاهر از روی باطن منشا گرفته باشد.


    - - - Updated - - -

    این جمله هم می خواستم بگم ولی گزینه ویرایش نداره:
    نمیشه قضاوت کرد ولی نمیشه هم بگیم ربطی نداره!
    (منظورم دین داری و حجاب و... است)
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  17. #40
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اسفند 92 [ 01:13]
    تاریخ عضویت
    1392-12-08
    نوشته ها
    64
    دستاوردها:
    100 Experience PointsTagger Second ClassOverdrive7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 43 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط gisooo نمایش پست ها
    عزیزم اول اینکه از کجا مطمئن هستین و اینقدر با اطمینان میکین که از سر دلخوشی نرفتن؟؟؟ من خودم مثالهایی رو میشناسم که دقیقا به همان دلایلی که دختران کم حجاب رفتن سراغ اینکارا اونها هم رفتن سر اینکار ....
    بعدش هم اون دختری که کم حجاب اینکارو میکنه لااقل دیگه با ظاهرش کسی رو فریب نمیده و داره میگه که به محرم نامحرمی اعتقادی نداره و طبق همون عمل میکنه...

    - - - Updated - - -

    البته امیدوارم به خانمهای کم حجاب برنخوره چون من ادمی نیستم که به این راحتی کسی را قضاوت کنم که چون فلان تیپ رو داره دیگه حتما...
    دقیقا گیسو خانم
    حدیثم دارین اگه حدیث های اخر زمان بخونی این موردم هست که کسی با لباس دین گناه می کنه و مردم بدبین و گفته شده اونا بدترین امتن و گناهشون چند برابر یک ادم عادیه
    چون باعث بدبینی به یک قشر خاص که قراره الگو باشن می شن

    - - - Updated - - -

    برای اینکه از موضوع جدا نشیم شما گفتین دلت گرفته نمی دونم با این پست احتمال اخراج هست یا نه ولی یه شعر شاهکار بهت معرفی می کنم که بهت می گه خوشی های این دنیا یعنی اینکه سر خودتو کلاه بزاری
    این شعر فارسی نیست که بگی یکی واسه مجوز خونده بلکه کار گروه ایگلز یک گروه راکه
    کل شعر به این اشاره داره که با خوشی های ظاهری این دنیا روحمونو می فروشیم

    گروه ایگلز در سال 1971 توسط دان هنلی، رندی میسنر، گلن فری و باری لیدن تشکیل شد. ترانه هتل کالیفرنیا توسط گروه سروده و اجرا شد و مدتی طولانی به عنوان یکی از محبوب ترین ترانه های زمان خود مورد استقبال قرار گرفت. ایگلز در سال 1982 منحل شد.

    هتل کالیفرنیا مضمونی رازآلود دارد، شاید رازآلود بودن ترانه ها و اشعار راک دهه هفتاد را بخوبی بتوان در این ترانه دریافت. هتل کالیفرنیا مکانی است جادویی، جایی که در شبی غیرمنتظره وارد آن می شوی، همهمه آدمها را می شنوی و کسانی را می بینی که نمی دانی وجود دارند یا نه، آیا آنچه می بینی واقعی است؟ آیا آنچه می بینی فقط تصویر ذهنی تو نیست؟ و سرانجام زمانی که از وحشت یا از فرط سووال راهی به سوی بازگشت می یابی، می بینی هیچ راهی برای بازگشت نیست. هتل کالیفرنیا شاید پایان تست، پایان همه چیز...



    ================

    ترجمه ی آهنگ جاودانه ی هتل کالیفرنیا!

    On a dark desert highway,
    در بزرگراه بیابانی تاریکی
    Cool wind in my hair,
    باد سردی در موهایم می وزید
    Warm smell of "colitas"
    Rising up through the air,
    بوی گرم گیاهان بیابینی در هوا پیچیده بود

    Up ahead in the distance
    I saw a shimmering light,
    و در آن دوردست سوسوی نوری را دیدم

    My head grew heavy and my sight grew dim,
    (از خستگی) سرم سنگین شده بود و چشمانم تار
    I had to stop for the night.
    پس مجبور شدم شب را در آنجا بمانم

    There she stood in the doorway,
    و آن بانو در درگاه ایستاده بود
    I heard the mission bell
    صدای زنگ پیغام را شنیدم که به صدا در آمد
    And I was thinkin' to myself :
    داشتم با خودم فکر می کردم که:
    "This could be heaven and this could be hell"
    "این بهشت است یا جهنم؟!"

    Then she lit up a candle,
    سپس او شمعی را روشن کرد
    And she showed me the way,
    و راه را به من نشان داد
    There were voices down the corridor,
    صدا هایی از انتهای رهرو می آمد
    I thought I heard them say
    که انگار می گفتند:

    Welcome to the Hotel California,
    به "هتل کالیفرنیا" خوش آمدید
    Such a lovely place, (Such a lovely place) Such a lovely face
    چه مکان دوست داشتنی،( چه مکان دوست داشتنی)، چه صورت دوست داشتنی
    Plenty of room at the Hotel California,
    Any time of year, (Any time of year) You can find it here
    هر زمان از سال که بخواهید میتوانید در "هتل کالیفرنیا" اطاق خالی پیدا کنید

    Her mind is Tiffany-twisted,
    نظرش به کل تغییر کرد
    She got the Mercedes Bends,
    مرسدس بنز داشت
    She got a lot of pretty, pretty boys
    و خادمان زیبایی
    she calls friends
    دوستانش را صدا زد
    How they dance in the courtyard,
    تا در حیاط برقصند
    Sweet summer sweat
    در گرمای مطبوع تابستان
    Some dance to remember,
    بعضی می رقصیدند تا بخاطر بیارن
    Some dance to forget
    بعضی می رقصیدند تا فراموش کنن
    So I called up the Captain
    و من کاپیتا را صدا زدم
    "Please bring me my wine"
    "لطفا مشروب من را بیاورید"
    He said, "We haven't had that spirit here
    Since nineteen sixty-nine"
    و او گفت:"ما یک همچین مشروبی را از سال 1969 اینجا نداشتیم!"
    And still those voices are calling from far away,
    و هنوز آن صدا ها را از دور دست می شنوم که
    Wake you up in the middle of the night
    وقتی تورا نیمه های شب بلند می کرد
    Just to hear them say:
    تا بگویند:

    Welcome to the Hotel California,
    به "هتل کالیفرنیا" خوش آمدید
    Such a lovely place, (Such a lovely place) Such a lovely face
    چه مکان دوست داشتنی،( چه مکان دوست داشتنی)، چه صورت دوست داشتنی
    They're live it up at the Hotel California,
    آنها زندگی راحتی در "هتل کالیفرنیا" داشتند
    What a nice surprise, (What a nice surprise) Bring your alibis
    چه سورپریز زیبایی،( چه سورپریز زیبایی)،

    Mirrors on the ceiling,
    سقفهای آینه کاری شده بودند و
    The pink champagne on ice, and she said:
    "شامپین صورتی در لیواهای پر از یخ ، و آن بانو گفت:
    "We are all just prisoners here,
    Of our own device"
    "ما همگه اینجا زندانی مکر و حیله خود هستیم"
    And in the master's chambers
    و در اطاق صاحب خانه
    They gathered for the feast,
    همه برای ضیافت جمع شده بودند
    They stabbed it with their steely knives,
    آنها آن را با چاقوهایشان زخمی کرده بودند
    But they just can't kill the beast
    ولی تنها چیزی که نمی توانند بکشند حیوانات هستند

    Last thing I remember, I was running for the door,
    آخرین چیزی که به یاد دارم اینست که در حال دویدن به سمت در بودم
    I had to find the passage back to the place I was before,
    باید راه بازگشت را پیدا می کردم، جایی که از آنجا آمده بودم
    "Relax," said the night man, "We are programmed to receive,
    نگهبان گفت "آرام باش"، ما دستور داریم که (روحت) را بگیریم
    You can check out anytime you like... but you can never leave"
    هر زمانی را که بخواهی می توانی انتخاب کنی، ولی هرگز نمی توانی از اینجا خارج شوی


    - - - Updated - - -

    برای اینکه از موضوع جدا نشیم شما گفتین دلت گرفته نمی دونم با این پست احتمال اخراج هست یا نه ولی یه شعر شاهکار بهت معرفی می کنم که بهت می گه خوشی های این دنیا یعنی اینکه سر خودتو کلاه بزاری
    این شعر فارسی نیست که بگی یکی واسه مجوز خونده بلکه کار گروه ایگلز یک گروه راکه
    کل شعر به این اشاره داره که با خوشی های ظاهری این دنیا روحمونو می فروشیم

    گروه ایگلز در سال 1971 توسط دان هنلی، رندی میسنر، گلن فری و باری لیدن تشکیل شد. ترانه هتل کالیفرنیا توسط گروه سروده و اجرا شد و مدتی طولانی به عنوان یکی از محبوب ترین ترانه های زمان خود مورد استقبال قرار گرفت. ایگلز در سال 1982 منحل شد.

    هتل کالیفرنیا مضمونی رازآلود دارد، شاید رازآلود بودن ترانه ها و اشعار راک دهه هفتاد را بخوبی بتوان در این ترانه دریافت. هتل کالیفرنیا مکانی است جادویی، جایی که در شبی غیرمنتظره وارد آن می شوی، همهمه آدمها را می شنوی و کسانی را می بینی که نمی دانی وجود دارند یا نه، آیا آنچه می بینی واقعی است؟ آیا آنچه می بینی فقط تصویر ذهنی تو نیست؟ و سرانجام زمانی که از وحشت یا از فرط سووال راهی به سوی بازگشت می یابی، می بینی هیچ راهی برای بازگشت نیست. هتل کالیفرنیا شاید پایان تست، پایان همه چیز...



    ================

    ترجمه ی آهنگ جاودانه ی هتل کالیفرنیا!

    On a dark desert highway,
    در بزرگراه بیابانی تاریکی
    Cool wind in my hair,
    باد سردی در موهایم می وزید
    Warm smell of "colitas"
    Rising up through the air,
    بوی گرم گیاهان بیابینی در هوا پیچیده بود

    Up ahead in the distance
    I saw a shimmering light,
    و در آن دوردست سوسوی نوری را دیدم

    My head grew heavy and my sight grew dim,
    (از خستگی) سرم سنگین شده بود و چشمانم تار
    I had to stop for the night.
    پس مجبور شدم شب را در آنجا بمانم

    There she stood in the doorway,
    و آن بانو در درگاه ایستاده بود
    I heard the mission bell
    صدای زنگ پیغام را شنیدم که به صدا در آمد
    And I was thinkin' to myself :
    داشتم با خودم فکر می کردم که:
    "This could be heaven and this could be hell"
    "این بهشت است یا جهنم؟!"

    Then she lit up a candle,
    سپس او شمعی را روشن کرد
    And she showed me the way,
    و راه را به من نشان داد
    There were voices down the corridor,
    صدا هایی از انتهای رهرو می آمد
    I thought I heard them say
    که انگار می گفتند:

    Welcome to the Hotel California,
    به "هتل کالیفرنیا" خوش آمدید
    Such a lovely place, (Such a lovely place) Such a lovely face
    چه مکان دوست داشتنی،( چه مکان دوست داشتنی)، چه صورت دوست داشتنی
    Plenty of room at the Hotel California,
    Any time of year, (Any time of year) You can find it here
    هر زمان از سال که بخواهید میتوانید در "هتل کالیفرنیا" اطاق خالی پیدا کنید

    Her mind is Tiffany-twisted,
    نظرش به کل تغییر کرد
    She got the Mercedes Bends,
    مرسدس بنز داشت
    She got a lot of pretty, pretty boys
    و خادمان زیبایی
    she calls friends
    دوستانش را صدا زد
    How they dance in the courtyard,
    تا در حیاط برقصند
    Sweet summer sweat
    در گرمای مطبوع تابستان
    Some dance to remember,
    بعضی می رقصیدند تا بخاطر بیارن
    Some dance to forget
    بعضی می رقصیدند تا فراموش کنن
    So I called up the Captain
    و من کاپیتا را صدا زدم
    "Please bring me my wine"
    "لطفا مشروب من را بیاورید"
    He said, "We haven't had that spirit here
    Since nineteen sixty-nine"
    و او گفت:"ما یک همچین مشروبی را از سال 1969 اینجا نداشتیم!"
    And still those voices are calling from far away,
    و هنوز آن صدا ها را از دور دست می شنوم که
    Wake you up in the middle of the night
    وقتی تورا نیمه های شب بلند می کرد
    Just to hear them say:
    تا بگویند:

    Welcome to the Hotel California,
    به "هتل کالیفرنیا" خوش آمدید
    Such a lovely place, (Such a lovely place) Such a lovely face
    چه مکان دوست داشتنی،( چه مکان دوست داشتنی)، چه صورت دوست داشتنی
    They're live it up at the Hotel California,
    آنها زندگی راحتی در "هتل کالیفرنیا" داشتند
    What a nice surprise, (What a nice surprise) Bring your alibis
    چه سورپریز زیبایی،( چه سورپریز زیبایی)،

    Mirrors on the ceiling,
    سقفهای آینه کاری شده بودند و
    The pink champagne on ice, and she said:
    "شامپین صورتی در لیواهای پر از یخ ، و آن بانو گفت:
    "We are all just prisoners here,
    Of our own device"
    "ما همگه اینجا زندانی مکر و حیله خود هستیم"
    And in the master's chambers
    و در اطاق صاحب خانه
    They gathered for the feast,
    همه برای ضیافت جمع شده بودند
    They stabbed it with their steely knives,
    آنها آن را با چاقوهایشان زخمی کرده بودند
    But they just can't kill the beast
    ولی تنها چیزی که نمی توانند بکشند حیوانات هستند

    Last thing I remember, I was running for the door,
    آخرین چیزی که به یاد دارم اینست که در حال دویدن به سمت در بودم
    I had to find the passage back to the place I was before,
    باید راه بازگشت را پیدا می کردم، جایی که از آنجا آمده بودم
    "Relax," said the night man, "We are programmed to receive,
    نگهبان گفت "آرام باش"، ما دستور داریم که (روحت) را بگیریم
    You can check out anytime you like... but you can never leave"
    هر زمانی را که بخواهی می توانی انتخاب کنی، ولی هرگز نمی توانی از اینجا خارج شوی

  18. کاربر روبرو از پست مفید mosbatman تشکرکرده است .

    مصباح الهدی (سه شنبه 20 اسفند 92)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.