
نوشته اصلی توسط
meinoush
ولی چیزی که فکر منو مشغول کرده یه چیز دیگه است سنجاب جون. اینکه منی که تا حالا با کسی رابطه نداشتم شاید مشکلی دارم یا حداقل عادت کردم به این وضعیت بعدش اگه روزی برسه که باید رابطه داشته باشم نتونم و نشه که بشه!! خیلی وحشتناکه. یعنی شاید من سالم نباشم حداقل بعد از اینهمه سال که رابطه نداشتم. نمی دونم با چند تا ازمایش پزشکی می شه فهمید سالمم یا نه. می ترسم که وقتش که برسه ببینم اصلا نمیشه....... من هیچ خبری از خودم ندارم. کسی که قبلا رابطه داشته حداقل از وضع خودش با خبره و یه اطمینانی به خودش داره.
مینوش جان،
من غیر کارشناسی و نظر شخصی و تجربی ام را می گم. از مواردی که دیدم و شنیدم و خوندم. البته فقط موارد خاص نه، گاهی مقاله ای و نوشته ای هم در کنارش بوده.
تخصص من این نیست. پس شما با نوشته های من به خودت شک نکن.
بعد از مدتی پیگیری تاپیکها و پست های دوستان، گاهی متوجه می شم که از شرایط شخصی خودشون دفاع می کنند. در صورتی که من فکر می کنم اگر در زندگی شخصی خودم هم اشتباه کردم، با دفاع کردن ازش چیزی درست نمی شه و اینجا چیزی را می نویسم که بدون توجه به شرایط خودم، فکر می کنم درسته.
این قسمتی که می گم مربوط به سنجاب عزیز نیست. چون ندیدم که در نوشتن پستهاش حالت تدافعی بگیره (اما الان چون در چند پست قبل ذکر شده ممکنه سوتفاهم بشه ).
دختر خانم 24-23 ساله ای تاپیکی در مورد ازدواج و ادامه تحصیل داشتند و خواستگارشون مورد مناسبی بود اما ایشون می گفتند قصد ادامه تحصیل دارند و راهنمایی خواستند.
خانمهای با تحصیلات بالا در تالار بهشون توصیه می کردند که بین ازدواج و ادامه تحصیل با توجه به علاقه ات ادامه تحصیل را انتخاب کن و خواستگارت را (که به نظر خودش مناسب بود و فقط مشکلش این بود که شاید ازدواجش انگیزه یا تلاشش را برای ادامه تحصیل کم کنه ) رد کن. بعدش خواستگارهای بهتر می آد !!
مثال هم می زدند که من دکترای فلان دارم و خواستگارم پست داک بهمان. خواستگارهای من از زمانی که 20 ساله بودم بهتر شدند.
و جالب تر این که یکی از اون خانمها تاپیکی داشت که به خاطر شرایط کاری و تحصیلی ام امکان ازدواح ندارم. پسرهایی هم شرایط کاری و تحصیلی من را دارند همه متاهلند !! با این که خودش این اشتباه را کرده و عوارضش را دیده و دختر خانم هم خواستگار خوبی داشت و با این که همه می دونیم تحصیلات و موقعیت بالا ازدواج خانمها را سخت تر می کنه، اما بهش توصیه می کرد راه من را برو.
و باز در تاپیک دیگری در مورد نیاز جنسی خانمها
من گفتم که خانمها تا این نیاز درشون تحریک و بیدار نشده باشه و تا قبل از ارتباط جنسی معمولا این نیاز را حس نمی کنند و اذیتشون نمی کنه.
خانمهای زیادی اومدند اعتراض کردند که اشتباه می کنی. واقعا نمی دونم اونهایی که به من اعتراض کردند آیا از شرایط خاص خودشون حرف می زدند یا نه.
فکر می کنم شاید تجربه تماسهای جنسی داشتن، در کودکی آزار جنسی شدن یا ... به شکلی این نیاز را تحریک یا بیدار کردن، خانمها را تغییر بده. اصلا از نظر علمی چیزی نمی دونم.
اینکه چرا اونها معترض بودند و گفتند ما هم نیاز داریم و اذیت می شیم و ....
اما من و چند دوست نزدیکم هم در صحبتی که در این مورد داشتیم مثل شما واقعا نیازی حس نمی کردیم و مشکلی نداشتیم.
بعدش هم برام مشکلی پیش نیامد. نگران نباش.
گفتم که اولین بار توی این سایت فهمیدم که دخترها هم خودارضایی می کنند.
می دونی که بین مادربزرگهای ما هم این گفته رایج بوده که دختر مجرد کنترلش آسونه، چون طعم رابطه جنسی را نچشیده. زن مطلقه یا بیوه را برای این نگرانش بودند که -سوای مساله بکارت - بخاطر این که رابطه را تجربه کرده، نیازش شدیده و کنترلش مشکل. منظورم اینه که از قدیم هم این حرف بوده که خانمها تا زمانی که رابطه نداشتند، نداشتن رابطه اذیتشون نمی کنه.
در مجموع این را می دونم که برای خانمها پاسخ غیرمتعارف دادن به این نیاز، عوارضش از پاسخ ندادن بیشتره. چون برای خانمها این رابطه به شدت با مسائل عاطفی احساسی در هم تنیده است.
نمی خواستم دیگه این صحبتها را ادامه بدم، چون حس کردم بحث آزاد شده و از مسیر تاپیک کلا خارج شدیم.
اما نگران شدم که با نوشته هام ذهن شما را مشوش کردم و خیلی ناراحت شدم.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : جمعه 27 دی 92 در ساعت 14:05
علاقه مندی ها (Bookmarks)