به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 55
  1. #31
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 تیر 97 [ 11:22]
    تاریخ عضویت
    1392-5-06
    محل سکونت
    زیر اسمان خدا
    نوشته ها
    203
    امتیاز
    5,485
    سطح
    47
    Points: 5,485, Level: 47
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 294 در 130 پست

    Rep Power
    35
    Array
    شیدا عزیزم واقعاً ممنون که تاپیکم رو دنبال می‌کنین


    این روز‌ها بیشتر وقتم رو اینجا میگذرونم چون سر در گمم... هفتهٔ پیش مشکل برام پیش اومد و پولام رو دادم برای کلاس واسه همین نتونستم برم مشاوره.

    شیدا جان من تو این هفته ۲ تا تاپیک خوندم همین جا که شبیهِ من بود ،
    چون ما باهم رابطه داشتیم و بخاطر همین من سعی‌ دارم این رابطه رو به زور نگاه دارم ، اینجا به مراجع توصیه شده بود که حالا که رابطه داشتید پس بهتره با همین فرد رابطه رو ادامه بدید و مشاور برید و ایشالا مشکل حل می‌شه ...!


    برای همین من سر در گمم . نمی‌خوام یک عمر با کسه دیگه‌ای به عنوان یه فرد خیانت کار زندگی‌ کنم و این بار رو دوشم سنگینی‌ کنه .
    اما بعضی‌ از رفتار‌های ایشون هم واقعاً آزار دهندست.(مثلا چون من امروز خواب بودم ۵ ساعت و نگفته بودم فکر کرده بود که بیرونم و ۲ ساعت تمام جلوی خونه ی ما منتظر بوده تا من از بیرون بیام و مچم رو بگیره.) برای همین هر روز بیشتر به این نتیجه می‌رسم که مریضه و دست خودشم نیست .

  2. کاربر روبرو از پست مفید yektaye tanha تشکرکرده است .

    شیدا. (دوشنبه 18 آذر 92)

  3. #32
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خانم یکتای تنها.الان دنبال حقیقتی .میخای بدونی درصورت ازدواج یاعدم،آیندت چی میشه؟بستگی به خودت داره.دوسطح از سرنوشت برات اتفاق میفته؛ سطح اول؛یک دخترکمتربلوغ یافته باترسهاش ازآینده وزمان حال ،ترس ازحرف مردم،ترس از زخم زبون مادرش وترس ازاینکه بهش بگن بزرگ نشدی،دراین صورت حتما با این فرد ازدواج کن چون میبازی ومیشکنی طاقت یه چیزایی رونداری،ممکنه حتی دست ازپادرازتربهش التماس کنی برگرده وبیشتراز اون چیزی که میخای کوتاه بیایی.سطح دوم؛فردی که ظرفیت بلوغ روداره،فردی که میدونه تغییرسخته،اماتوانشوداره،م یدونه ممکنه تا چهارپنج سال دیگه ازدواج نکنه امادست روی دست نمیذاره تاخواستگاربیاد،به فعالیتش توی جامعه ادامه میده هدف داره،دراین صورت همین حالارابطه روقطع کن.یک معیار خیلی بزرگ برای ازدواج غایب اصلی حرفات بود"دوس داشتن"ندیدم با اطمینان بگی دوسش داری،اگه واقعا نگران این هستی که خیانتکار تلقی بشی،درصورتی که هنوز مشکل جسمی برات پیش نیومده،درآینده درحق کسی خیانتکارنیستی فقط این ۵سال درحق خودت ظلم کردی،به کسی پیشنهادمیشه که با معایب همسرش بسازه که ازدواج کرده وتعهد داده،دیگه بعدش هرمشکلی پیش بیادمال دوتاشونه الا اونچه که درعقدنامه قیدشده.شماهیچ تعهدی به هم ندادید.ولی اگه دوسش داری،اگه اهل کارکردن وبلده ازپس خودش وتوبربیاد،اگه محاسنش به معایبش میچربه واگه درکنارش احساس آرامش میکنی پس جواب مثبت بده.
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  4. 3 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (شنبه 23 آذر 92), واحد (شنبه 23 آذر 92), شیدا. (دوشنبه 18 آذر 92)

  5. #33
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    آقای امین
    پست بسیار خوبی بود. فقط من یک کمی با قسمت خیانتش مخالفم.
    اما علیرغم همه مسائلی که یکتا مطرح کرد باز هم فکر می کنم باید کمی شجاعت داشته باشه و جدا بشه.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  6. #34
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 تیر 97 [ 11:22]
    تاریخ عضویت
    1392-5-06
    محل سکونت
    زیر اسمان خدا
    نوشته ها
    203
    امتیاز
    5,485
    سطح
    47
    Points: 5,485, Level: 47
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 294 در 130 پست

    Rep Power
    35
    Array
    ammin عزیز پستی که برام گذشتین خیلی‌ منو به فکر فرو برد انگار درونم رو دیدید. ممنون از نظرتون ،شما راست می‌گید من خیلی‌ زودتر از اونی که باید بزرگ میشدم بزرگ شدم ، بزرگ شدم اما هنوز به بلوغ کافی‌ نرسیدم. نمونش هم همین الان که حتی نمی‌تونم درست تصمیم بگیرم با زندگیم چیکار کنم

    شما چیزی به اسم دوست داشتن ندیدی چون اونم نمیدونم ... حتی نمیدونم عشق چه شکلیه؟نمیدونم الان وابستم ؟عاشقم؟دوسش دارم؟یا خودمو گول میزنم...؟
    من هیچی‌ نمیدونم....
    فقط کودک درونم میگه کاش تاپیک نزده بودی و از این خواب شیرین بیرون نمیومدی.حالا که از بالا به قضیه نگاه می‌کنم میبینم من هنوز حتی خودمم نمیشناسم حتی نتونستم خودمو ۱۰۰ درصد راضی‌ و خوشحال کنم چجوری می‌خوام یه آدم دیگه رو بشناسم؟چجوری انتظار دارم اون خوشبختم کنه و هزار تا سوال بی‌ جواب دیگه....
    اگه اهل کارکردن وبلده ازپس خودش وتوبربیاد...
    نمیدونم یه برنامه ریزی هایی داره ولی‌ دوست داره مستقل از پدرش کار کنه.
    سطح اول؛یک دخترکمتربلوغ یافته باترسهاش ازآینده وزمان حال ،ترس ازحرف مردم،ترس از زخم زبون مادرش وترس ازاینکه بهش بگن بزرگ نشدی،دراین صورت حتما با این فرد ازدواج کن چون میبازی ومیشکنی طاقت یه چیزایی رونداری
    منو خوب شناختید...من هنوز هم همون بچهِ چند سال پیشم که فقط از نظر ظاهر بزرگ شدم، از بس تو گوشم خوندن مواظب باش دشمن به شاد نشی‌ مواظب باش فعلا نشی‌ بهمان نشی‌ از حرف مردم میترسم. ولی‌ چند باری هم که ازش خواستم تموم کنیم این ارتباط رو قبول نکرد و تازه منو متهم میکرد که عمرشو به بازی گرفتم !

    - - - Updated - - -
    ویرایش توسط yektaye tanha : دوشنبه 18 آذر 92 در ساعت 13:54

  7. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 01 تیر 98 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1392-8-13
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    4,722
    سطح
    43
    Points: 4,722, Level: 43
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 31 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عزيزم
    پيشنهاد ميكنم حتما در مورد عصبانيتش واينكه بد اخلاقي ميكنه با هم پيش مشاور برويد.يكي از نكاتي كه نشان دهنده يك زندگي شكست پذير هست عصبانيته .لطفا جدي بگير

  8. 3 کاربر از پست مفید ساده دل 98 تشکرکرده اند .

    shabnam z (دوشنبه 18 آذر 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 18 آذر 92), شیدا. (سه شنبه 19 آذر 92)

  9. #36
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم یکتای تنها.بعدازاولین تایپیکی که ایجادکردی گاهی پست های دیگه ت رودیدم.برداشت من این بودکه دخترباهوش و نکته سنجی هستی امیدوارم همین باعث شه راه بهتر رو انتخاب کنی.اول بهت بگم که یه توبه حسابی به خدابدهکاری امیدوارم شرایظ قلبیش درونت ایجادبشه.خانوادت ازتیپ خانواده های جوان جامعه هست.تا حالا نه عروسی داشتن نه دامادی.عینیت مسأله رو حس ولمس نکردن که ازاول محکم جلوتو بگیرن وارداین رابطه نشی.رابطت با این پسربه نظرم تسکین وآرامشی برای فرارازشرایط خونه ت بوده.دارویی که عوارضش ازاثرتسکینیش به مراتب بیشتره؛واسه اینکه خودتوبهتربشناسی.اگه با این پسراین ۵سال رابطه نداشتی وفردامیومد خواستگاریت وهمینجوری که الان میشناسیش چه جوابی میدادی؟الان درحقیقت این پسرخواستگارتوست نه نامزد.خواستگاری مث جلسه کنکوره دختروپسرهرگلی زدن به سرشون تا این موقع،دیگه زدن.داشتن داشتن یا خواهم داشت خواهم داشت.شرط نیست،الان چندمرده حلاجه چی کاره است شخصیتش چطوره معایب و محاسنش چیه کدوم بیشتره.اینکه به امید تغییر درآینده بهش جواب بدی بزرگترین اشتباه روکردی ولی اگه همینجوری باکمال میل یانسبتا خوب قبولش داری بحثش جداست ومیتونی باهاش ادامه بدی. دوس داشتن به ما آرامش میده احساس رضایت مندی میده احساس ارزشمندی واحترام متقابل میده انگیزه بیشترواسه زندگی میده زندگی روبرامون بامعناترمیکنه باعث بانشاط ترشدن مامیشه اگه دوس داشتنش این حس روبهت میده واونم متقابلادوست داره پس میشه اسمش رو دوس داشتن قابل قبول گذاشت

    - - - Updated - - -

    ولی اگه حس اضطراب وتردیدو نگرانی بهت میده حس اینکه مجبوربشی نقش مادریامعلم روانجام بدی.اسمش دوس داشتن نیست وابستگیست..اگه به خاطر نقاب ابریشمی حرف مردم ازدواج کنی اونم یه ازدواج فوق العاده مصلحتی،که دیگران فکرنکنن تو تاحالا خوشبخت نبودی!اونوقت فقط یک درصد احتمال بده که بایه پرونده ورنگ وروی پریده ولبای خشک توی راهروهای دادگاه اینوروانوربری ببین اون موقع چطوراین نقاب ابریشمی کنارمیره ازهرکی توی تالاربپرسی چه متأهل چه مجرد روی این متفق القول هستند"تنهایی سالم ازازدواج ناسالم بهتره".حرف آخر اینکه به هیچ وجه ازپدرومادرت زاویه نگیر،تعارف نکن ،خشک ورسمی رفتارنکن که متوجه نگرانیت نشن.حتی اگه اولش سرزنشت کنن وقتی همت وخیرطلبی ودنبال منطق بودنتوببینن اوناهم باچشم بازترکمت میکنن.شکاف بین تو وپدرومادرت باعث میشه باردیگران بیفته رو دوش شما چون سیاستت باخانواده ست وصداقتت بادیگران.اونوقته که نتیجه ش برعکس میشه.حتما باپدرومادرت ومشاور صحبت کن.تاراه درست رو پیداکنی
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  10. 5 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (شنبه 23 آذر 92), shabnam z (دوشنبه 18 آذر 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 18 آذر 92), واحد (شنبه 23 آذر 92), شیدا. (سه شنبه 19 آذر 92)

  11. #37
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 تیر 97 [ 11:22]
    تاریخ عضویت
    1392-5-06
    محل سکونت
    زیر اسمان خدا
    نوشته ها
    203
    امتیاز
    5,485
    سطح
    47
    Points: 5,485, Level: 47
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 294 در 130 پست

    Rep Power
    35
    Array
    خیلی‌ ممنون از پیگیری تون. متاسفم که نامیدتون کردم.حتما الان فکر می‌کنید یه بچه ۱۰ ساله داره این تاپیکو ادامه میده...خط به خط نوشته‌هاتون رو مثل همیشه چندین و چند بار می‌خونم انقدر که دیگه حفظ میشم حرفاتون خیلی‌ ارزشمنده،امیدوارم که لیاقت اینو داشته باشم که استفاده کنم
    یه سوال داشتم :ممکنه منو راهنمایی کنین تا بفهمم این فرد واقعاً مناسب هست یا نه یا اینجا وقت کاربرا و متد‌ها اجازه اینو نمیده چون من نمی‌خوام مزاحمتون بشم اصلا اگه مقدوره بفرمائید؟


    پرسیده بودید اگه الان به خواستگاریم میومد چه جوابی‌ میدادم.خوب من اگه بخوام معیار هایی که برای انتخاب همسر برام مهم هست رو بنویسم و به ایشون نمره بدم ==>

    1.اخلاق، (نمرهٔ ایشون از ۱۰=۴)

    2.درصد خیانت کاری (!) (چیزی تواین مدت ندیدم)

    3.چشم چرونی(نمرهٔ ایشون از ۱۰=۸)

    4.چهره و ...(نمرهٔ ایشون از ۱۰=۶)

    5.وضعیت مالی خوب(نمرهٔ ایشون ۱۰)

    6.داشتن آرامش در کنارش (حد وسط نداره یا ۰ یا ۱۰۰)

    7.دادن حس امنیت به من(متاسفانه این رو اصلا حس نمیکنم شاید تواین این سال‌ها ۱ یا ۲ بار چون اصولا مرد هایی این حس رو در من ارضا می‌کنن که جای پدرم باشن با اختلاف سنی زیاد و من شدیدا به این حس محتاجم)

    8.خساست (نمرهٔ ایشون از ۱۰=۹.۵)

    9.رفیق باز بودن(نمرهٔ ایشون از ۱۰=۸)

    دیگه چیزی به ذهنم نمی‌رسید. میدونم شما حرفتون رو زدین ولی‌ سعی‌ دارم هرجور شده یه روزنه‌ای پیدا کنم...

    دوس داشتن به ما آرامش میده احساس رضایت مندی میده احساس ارزشمندی واحترام متقابل میده انگیزه بیشترواسه زندگی میده زندگی روبرامون بامعناترمیکنه باعث بانشاط ترشدن مامیشه اگه دوس داشتنش این حس روبهت میده واونم متقابلادوست داره پس میشه اسمش رو دوس داشتن قابل قبول گذاشت
    این رابطه وقتی‌ توش دعوا نباشه به من آرامش میده ولی‌ وقتی‌ دعوا باشه میاد روی همون level ۰ که گفتم.
    درصد رضایت مندی ==> ۷۰ درصدِ .
    حس ارزشمندی==> وقتی‌ دارم که دعوا نباشه وقتی‌ ناسزا بشنوم خوب مسلما این حسو نمیکنم ولی‌ در کل اگه بخوام با درصد بگم ۶۰ درصد حس ارزشمندی می‌کنم وقتی‌ تو این رابطه هستم.
    احترام متقابل ===> همه چی‌ خوب و رویاییِه تا وقتی‌ که دعوا نکنیم چون ۲ فرد منفعل میخوان با هم دعوا کنن!
    یعنی‌ در کل همه چی‌ خوبه تا وقتی‌ که موضوعی برای دعوا پیش نیاد اون لحظه است که همهٔ فکر‌های بد دنیا به سرم هجوم میارن . نمیدونم همه اینجورین یا فقط من اینجوریم؟


    انگیزهٔ بیشتر برای زندگی‌،زندگی‌ با معنا تر،با نشاط تر، ۹۵ درصد اینجوری هست.


    از دوست داشتن اون مطمئنم .

    به هیچ وجه ازپدرومادرت زاویه نگیر،تعارف نکن ،خشک ورسمی رفتارنکن که متوجه نگرانیت نشن.حتی اگه اولش سرزنشت کنن وقتی همت وخیرطلبی ودنبال منطق بودنتوببینن اوناهم باچشم بازترکمت میکنن.شکاف بین تو وپدرومادرت باعث میشه باردیگران بیفته رو دوش شما چون سیاستت باخانواده ست وصداقتت بادیگران.اونوقته که نتیجه ش برعکس میشه.
    درست می‌گید ،من هیچ وقت با پدر مادرم دوست نبودم بابامو که فقط هر شب میبینم اونم موقع شام خوردن با مامانم هم که راجع همه چی‌ حرف می‌زنیم به جز آیندهٔ من...

    - - - Updated - - -

    خیلی‌ ممنون از پیگیری تون. متاسفم که نامیدتون کردم.حتما الان فکر می‌کنید یه بچه ۱۰ ساله داره این تاپیکو ادامه میده...خط به خط نوشته‌هاتون رو مثل همیشه چندین و چند بار می‌خونم انقدر که دیگه حفظ میشم حرفاتون خیلی‌ ارزشمنده،امیدوارم که لیاقت اینو داشته باشم که استفاده کنم
    یه سوال داشتم :ممکنه منو راهنمایی کنین تا بفهمم این فرد واقعاً مناسب هست یا نه یا اینجا وقت کاربرا و متد‌ها اجازه اینو نمیده چون من نمی‌خوام مزاحمتون بشم اصلا اگه مقدوره بفرمائید؟


    پرسیده بودید اگه الان به خواستگاریم میومد چه جوابی‌ میدادم.خوب من اگه بخوام معیار هایی که برای انتخاب همسر برام مهم هست رو بنویسم و به ایشون نمره بدم ==>

    1.اخلاق، (نمرهٔ ایشون از ۱۰=۴)

    2.درصد خیانت کاری (!) (چیزی تواین مدت ندیدم)

    3.چشم چرونی(نمرهٔ ایشون از ۱۰=۸)

    4.چهره و ...(نمرهٔ ایشون از ۱۰=۶)

    5.وضعیت مالی خوب(نمرهٔ ایشون ۱۰)

    6.داشتن آرامش در کنارش (حد وسط نداره یا ۰ یا ۱۰۰)

    7.دادن حس امنیت به من(متاسفانه این رو اصلا حس نمیکنم شاید تواین این سال‌ها ۱ یا ۲ بار چون اصولا مرد هایی این حس رو در من ارضا می‌کنن که جای پدرم باشن با اختلاف سنی زیاد و من شدیدا به این حس محتاجم)

    8.خساست (نمرهٔ ایشون از ۱۰=۹.۵)

    9.رفیق باز بودن(نمرهٔ ایشون از ۱۰=۸)

    دیگه چیزی به ذهنم نمی‌رسید. میدونم شما حرفتون رو زدین ولی‌ سعی‌ دارم هرجور شده یه روزنه‌ای پیدا کنم...

    دوس داشتن به ما آرامش میده احساس رضایت مندی میده احساس ارزشمندی واحترام متقابل میده انگیزه بیشترواسه زندگی میده زندگی روبرامون بامعناترمیکنه باعث بانشاط ترشدن مامیشه اگه دوس داشتنش این حس روبهت میده واونم متقابلادوست داره پس میشه اسمش رو دوس داشتن قابل قبول گذاشت
    این رابطه وقتی‌ توش دعوا نباشه به من آرامش میده ولی‌ وقتی‌ دعوا باشه میاد روی همون level ۰ که گفتم.
    درصد رضایت مندی ==> ۷۰ درصدِ .
    حس ارزشمندی==> وقتی‌ دارم که دعوا نباشه وقتی‌ ناسزا بشنوم خوب مسلما این حسو نمیکنم ولی‌ در کل اگه بخوام با درصد بگم ۶۰ درصد حس ارزشمندی می‌کنم وقتی‌ تو این رابطه هستم.
    احترام متقابل ===> همه چی‌ خوب و رویاییِه تا وقتی‌ که دعوا نکنیم چون ۲ فرد منفعل میخوان با هم دعوا کنن!
    یعنی‌ در کل همه چی‌ خوبه تا وقتی‌ که موضوعی برای دعوا پیش نیاد اون لحظه است که همهٔ فکر‌های بد دنیا به سرم هجوم میارن . نمیدونم همه اینجورین یا فقط من اینجوریم؟


    انگیزهٔ بیشتر برای زندگی‌،زندگی‌ با معنا تر،با نشاط تر، ۹۵ درصد اینجوری هست.


    از دوست داشتن اون مطمئنم .

    به هیچ وجه ازپدرومادرت زاویه نگیر،تعارف نکن ،خشک ورسمی رفتارنکن که متوجه نگرانیت نشن.حتی اگه اولش سرزنشت کنن وقتی همت وخیرطلبی ودنبال منطق بودنتوببینن اوناهم باچشم بازترکمت میکنن.شکاف بین تو وپدرومادرت باعث میشه باردیگران بیفته رو دوش شما چون سیاستت باخانواده ست وصداقتت بادیگران.اونوقته که نتیجه ش برعکس میشه.
    درست می‌گید ،من هیچ وقت با پدر مادرم دوست نبودم بابامو که فقط هر شب میبینم اونم موقع شام خوردن با مامانم هم که راجع همه چی‌ حرف می‌زنیم به جز آیندهٔ من...

  12. #38
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چرا ابرازتأسف میکنی.من توی دل شما نیستم.خودت به تواناییها وضعفهات آگاه تری.بنابراین بهترمیتونی مصلحت خودتو بشناسی..

    دوس داشتن دوسطح یالایه داره .یکی لایه عمیق وثابتش که بادعوا یا بحرانها، به تنفر تبدیل نمیشه.یکی سطح غیرثابتش .توی دعواواون سه روزیامثلایه هفته ی دلخوری،این سطح دچارتزلزل میشه نه سطح عمیق واصلی،

    پس مثلا باگرفتن هدیه بازاین سطح عمیق تروبانفوذترمیشه...نمیدونم چرا باوجود اینکه بهت فحش میده بازم به معیار" احترام"نمره خوب دادی...

    سه تا ازملاکها برای انتخاب،غیرقابل مسامحه وچشم پوشی هست
    "دوس داشتن،اخلاق ،شغل"به نظرمن به دوس داشتن شماباتوجه به حرفای خودت۶۰درصد هست ازیک معیارقابل قبول..

    اخلاق رو که خودت ۴۰درصد قبول داری؛یه نکته مهم اینکه بحث تغییرانسانها رو باید عمیق ترنگاه کرد.آدما چطورتغییرمیکنند؟
    انگیزه مهمترین اصل وچاشنی برای تغییرهست،انگیزه یامثبت هست مثل اینکه شخصی رو دوس داشت وبه خاطراو شروع به تغییرکردانگیزه باخودش باراحساسی داره که درفردتمایل قلبی برای تغییر،ایجادمیکند.

    یامثل کسی که خدا یا اعتقاداتش رو دوس داره وقدم درجاده تغییرمیگذاره.

    این نوع تغییر،نشانه
    صداقت وتعهدفرد در دوس داشتن هست.انگیزه منفی هم باعث تغییرمیشه.مثل احساس حقارت که بنیادمکتب روانشناسی آدلربراین اساس هست..

    گاهی تغییر آدمها با از دست دادن یه چیزمهم شروع میشه.مثل ورشکست شدن،یا...

    نکته مهم درتمام این انگیزه های یکی شوک و
    درک اهمیت تغییرهست یکی اینکه فرد در نهایت خودش تمایل قلبی به تغییرپیدامیکنه...

    بنابراین برای تغییراخلاق ۴۰درصدش به بالاتر یاباید خودت
    فردبانفوذی باشی وحرفات وروحت دراو نفوذ کنه،یاباید خودش انگیزه لازم رو داشته باشه،درحالت عادی ومعمولی انتظارنداشته باش بعداز ازدواج اخلاق او تغییرکنه.

    دراین صورت کاملا به
    خودت بستگی داره این میزان ازاخلاقش رو بپذیری وبهش راضی باشی.دراین صورت نوع تصمیم گیریت محافظه کارانه و واقعگرایانه هست وعنصرآرمان دراون کم هست یا نیست،

    چون قابلیت بیشتروجود نداره...

    درمورد شغل واستقلال مالی،اگه به تنهایی قادربوده شغلی ایجاد کنه یاشغلی که پدرش درایجادش کمکش کرده روتونسته ادامه بده وثابت کرده میتونه روپای خودش بایسته،فبها المراد.این خیلی خوبه.

    ولی اگه وابستگی مالی به خانوادش داره وبایدهرچندوقت یکباراونا شارژ مالیش کنن،دراین صورت بعدازدواج،دخالت خانوادش در زندگیش
    دترمینیستی(=اجباری)خواهدبود.

    دیگه ارتباطی به شخصیت پدرومادرش نخواهد داشت،شرایط ایجاب کرده.حس امنیت؛یک ریشه درتوانایی شغلی مرد داره یک ریشه در توانایی مدیریتی مرد.بالاخره نیازهست زن این حس حامی بودن روازمرد دریافت کنه تادرسایه این امنیت،وآرامش خلاقیتهاش شکوفابشن

    نه اینکه بعد زندگی مشترک وقتش صرف مبارزه با استرس واضطراب بشه که ازفقدان امنیت وآرامش روحی در زندگی مشترک،سرچشمه میگیره.البته تا اینجا نوک پیکان تمرکزبرمردبود پس متقابلا دخترهم بایدویژگی هایی داشته باشه.

    باچیزایی که خودت گفتی،اگه با این فرد ازدواج کنی و هیچی تغییر نکنه.به صورت کلی ازاون زندگی یه رضایت مندی بین ۴۰تا ۶۰درصد درنوسان خواهی داشت،به شرط شاغل بودنش

    چون توی پست قبلیت نگفتی که شاغل هست یاخیر.حالابه فرض شاغل نبودن آیا اگه مثلا قبل ازخواستگاری ،چقد شاغل شدن میتونه درتغییر خلق وخوی اوموثرباشه جای بحث هست و نقطه امیدواری

    البته این اثر رو باید قبل ازدواج دید نه نسیه برای آینده چون درصد ریسک درتصمیم بالا میره.امیدوارم این پست کمکت کرده باشه یا حداقل تلنگری برای دیدن همه جوانب وگرفتن یک معدل تصمیم براون اساس باشه.


    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    آقای امین
    پست بسیار خوبی بود. فقط من یک کمی با قسمت خیانتش مخالفم.
    اما علیرغم همه مسائلی که یکتا مطرح کرد باز هم فکر می کنم باید کمی شجاعت داشته باشه و جدا بشه.

    سلام خانم شیدا از نظرت سپاسگزارم .گرایش من در تعریف خیانت توی پست بالا بیشت حقوقی و تحت اللفظی بود .چون تحت حمایت پدرش هست .پس خیانت در حق اونا تلقی میشه هرچند اخلاقا هم نسبت به فرد آینده زندگیش باید تعهد داشته باشه اما به نظرم در صورت توبه واقعی و قطعی گناهی نسبت به فرد آینده در زندگیش نداره وحتی نیاز به بازگو هم نیست
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  13. 3 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    واحد (شنبه 23 آذر 92), الهام20 (پنجشنبه 21 آذر 92), شیدا. (چهارشنبه 20 آذر 92)

  14. #39
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 تیر 97 [ 11:22]
    تاریخ عضویت
    1392-5-06
    محل سکونت
    زیر اسمان خدا
    نوشته ها
    203
    امتیاز
    5,485
    سطح
    47
    Points: 5,485, Level: 47
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 294 در 130 پست

    Rep Power
    35
    Array
    متشکرم پستتون عالی‌ بود.
    همهٔ داستان همینه. کل قضیه رو تو این پست گفتید . همه چیز بستگی به پذیرش خودم داره. اگه کسی‌ رو بخواهم باید با تمام معایب و محسنات قبول کنم طوری که تا آخر عمر از این تصمیم بر نگردم و پشیمون نسهام که‌ای کاش فلان روز این کار رو نکرده بودم. یا با این شخص ازدواج نمیکردم.
    انگیزه مهمترین اصل وچاشنی برای تغییرهست انگیزه یامثبت هست مثل اینکه شخصی رو دوس داشت وبه خاطراو شروع به تغییرکردانگیزه باخودش باراحساسی داره که درفردتمایل قلبی برای تغییر،ایجادمیکند.

    یامثل کسی که خدا یا اعتقاداتش رو دوس داره وقدم درجاده تغییرمیگذاره.

    این نوع تغییر،نشانه
    صداقت وتعهدفرد در دوس داشتن هست.
    روی این جملتون خیلی‌ فکر کردم یه جورایی رابطمون از همون روز‌های اول اومد جلوی چشمم و تک تک رفتار هاش رو با الان مقایسه کردم شخصیت فردی اون مسلما عوض نشده و نخواهد شد ولی‌ چیزی که دیدم این بود که (شاید) به خاطر ترس از دست دادن من یا (شاید هم) به خاطره علاقش بوده که با یک تغییر ۱۰ یا ۱۵ درصدی اخلاقش نسبت به اوایل اشنأیمون بهتر شده.

    ولی اگه وابستگی مالی به خانوادش داره وبایدهرچندوقت یکباراونا شارژ مالیش کنن،دراین صورت بعدازدواج،دخالت خانوادش در زندگیش دترمینیستی(=اجباری)خواهدبود.
    از این جهت مطمئنم که با پدرش نمیخواد کار کنه یا از اون پول بگیره چون پدرش فرد خسیس و حساب گریه و اگر قرار باشه از اون پول بگیره باید برای هر هزار تومنی که خرج می‌کنیم توضیح بده.

    حس امنیت؛یک ریشه درتوانایی شغلی مرد داره یک ریشه در توانایی مدیریتی مرد.بالاخره نیازهست زن این حس حامی بودن روازمرد دریافت کنه تادرسایه این امنیت،وآرامش خلاقیتهاش شکوفابشن

    نه اینکه بعد زندگی مشترک وقتش صرف مبارزه با استرس واضطراب بشه که ازفقدان امنیت وآرامش روحی در زندگی مشترک،سرچشمه میگیره.البته تا اینجا نوک پیکان تمرکزبرمردبود پس متقابلا دخترهم بایدویژگی هایی داشته باشه.

    باچیزایی که خودت گفتی،اگه با این فرد ازدواج کنی و هیچی تغییر نکنه.به صورت کلی ازاون زندگی یه رضایت مندی بین ۴۰تا ۶۰درصد درنوسان خواهی داشت،به شرط شاغل بودنش
    عذر می‌خوام جناب ammin ولی‌ از این قسمت چیز زیادی متوجه نشدم؟

    (نه الان شاغل نیست)

    منظورتون اینه که اگه یه مرد شاغل باشه این حس امنیت بیشتر در زنش ارضا می‌شه؟
    توانایی مدیریتی در چه زمینه‌ای؟ آیا من می‌تونم قبل از ازدواج بفهمم این توانایی رو داره یا نه؟

    - - - Updated - - -

    متشکرم پستتون عالی‌ بود.
    همهٔ داستان همینه. کل قضیه رو تو این پست گفتید . همه چیز بستگی به پذیرش خودم داره. اگه کسی‌ رو بخواهم باید با تمام معایب و محسنات قبول کنم طوری که تا آخر عمر از این تصمیم بر نگردم و پشیمون نسهام که‌ای کاش فلان روز این کار رو نکرده بودم. یا با این شخص ازدواج نمیکردم.
    انگیزه مهمترین اصل وچاشنی برای تغییرهست انگیزه یامثبت هست مثل اینکه شخصی رو دوس داشت وبه خاطراو شروع به تغییرکردانگیزه باخودش باراحساسی داره که درفردتمایل قلبی برای تغییر،ایجادمیکند.

    یامثل کسی که خدا یا اعتقاداتش رو دوس داره وقدم درجاده تغییرمیگذاره.

    این نوع تغییر،نشانه
    صداقت وتعهدفرد در دوس داشتن هست.
    روی این جملتون خیلی‌ فکر کردم یه جورایی رابطمون از همون روز‌های اول اومد جلوی چشمم و تک تک رفتار هاش رو با الان مقایسه کردم شخصیت فردی اون مسلما عوض نشده و نخواهد شد ولی‌ چیزی که دیدم این بود که (شاید) به خاطر ترس از دست دادن من یا (شاید هم) به خاطره علاقش بوده که با یک تغییر ۱۰ یا ۱۵ درصدی اخلاقش نسبت به اوایل اشنأیمون بهتر شده.

    ولی اگه وابستگی مالی به خانوادش داره وبایدهرچندوقت یکباراونا شارژ مالیش کنن،دراین صورت بعدازدواج،دخالت خانوادش در زندگیش دترمینیستی(=اجباری)خواهدبود.
    از این جهت مطمئنم که با پدرش نمیخواد کار کنه یا از اون پول بگیره چون پدرش فرد خسیس و حساب گریه و اگر قرار باشه از اون پول بگیره باید برای هر هزار تومنی که خرج می‌کنیم توضیح بده.

    حس امنیت؛یک ریشه درتوانایی شغلی مرد داره یک ریشه در توانایی مدیریتی مرد.بالاخره نیازهست زن این حس حامی بودن روازمرد دریافت کنه تادرسایه این امنیت،وآرامش خلاقیتهاش شکوفابشن

    نه اینکه بعد زندگی مشترک وقتش صرف مبارزه با استرس واضطراب بشه که ازفقدان امنیت وآرامش روحی در زندگی مشترک،سرچشمه میگیره.البته تا اینجا نوک پیکان تمرکزبرمردبود پس متقابلا دخترهم بایدویژگی هایی داشته باشه.

    باچیزایی که خودت گفتی،اگه با این فرد ازدواج کنی و هیچی تغییر نکنه.به صورت کلی ازاون زندگی یه رضایت مندی بین ۴۰تا ۶۰درصد درنوسان خواهی داشت،به شرط شاغل بودنش
    عذر می‌خوام جناب ammin ولی‌ از این قسمت چیز زیادی متوجه نشدم؟

    (نه الان شاغل نیست)

    منظورتون اینه که اگه یه مرد شاغل باشه این حس امنیت بیشتر در زنش ارضا می‌شه؟
    توانایی مدیریتی در چه زمینه‌ای؟ آیا من می‌تونم قبل از ازدواج بفهمم این توانایی رو داره یا نه؟

  15. #40
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یه همکار داشتم ازبانک بهش زنگ زدن گفتن،ضامنت مشکل داره ووامت دچارمشکل میشه.متاسفانه خودشو باخت و همون موقع هم خانمش زنگ بهش زد واین داشت گریه میکرد البته جوری که من متوجه نشم،اما تابلو بود،خب حالا حال خانم این آقاروحساب کن که چه بلایی به سرش میاد اون موقع.توانایی شغلی مرد،حالاهرشغلی ازکارگری تامهندسی ؛به شرط حلال بودن،باعث تولید نوعی قدرت روحی ومعنوی درمردمیکنه و قطعا این حس رو خانمش هم دریافت میکنه،این احساس امنیتی بود که زن ازاین بابت ازمردش دریافت میکنه.نوع دوم که ریشه درتوان مدیریتی مرد داره.مدیریت زندگی وبحرانها وبالا پایین شدنهای زندگی.اگه توپی ازحیاط خونه پرت بشه بیرون مثلا چیزی روبشکنه،هرکی بیاد دربزنه میگه مرداین خونه کیه نمیگه زن خونه کجاست.منظورم اینه که مرد مسئول کلی زندگیه.

    - - - Updated - - -

    قبل ازدواج هم میشه فهمید بستگی به نگاه پخته ی خودت هم داره.اگه دقت کنی زنگهایی که بهش زده میشه اگه مهم باشن تا مشکلاتی که براش پیش میاد چطوربرخوردمیکنه،متزلزله یاقوی .خودشو میبازه،یا امید داره ،سنجیده برخوردمیکنه یا تک محوری وخودسرانه ومهمترازهمه وقتی پیش خودته وباهات صحبت میکنی چقد این حس روازش دریافت میکنی.
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
    ویرایش توسط ammin : پنجشنبه 21 آذر 92 در ساعت 14:46


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آيا طلاق بهترين راه حل براي من هست؟
    توسط darya.f در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 79
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 مرداد 91, 16:33
  2. چطور دو نام کاربری مشابه ممکن است؟!
    توسط هستی در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 16:24
  3. من نذاشتم یا خدا نخواست؟ درد های درونم رو چطور درمان کنم؟
    توسط sarshar در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 05 فروردین 91, 00:41
  4. X:X اندازه قلب شما چقدر است؟
    توسط فرشته مهربان در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 29 بهمن 90, 17:12
  5. کمک کردن به دیگران وظیفه ی ماست؟!
    توسط چشم بارانی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آذر 89, 15:57

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.