
نوشته اصلی توسط
mercedes62
1 نکته که هست بنظر من اینکه شما و خانوادتون ایشون رو مقایسه کردید و در اصل برا 1 مرد هر بار حکم شکوندن کمرشه یا همون اومدن شوهر خواهرتون به شمال میتونه آدمو به تلاق برسونه از نظر 1 مرد
این بزرگترین اشتباهتونه
و شوهرتون دلسر شده و بی انگیزه و احساس بی اهمیت و بی ارزش بودن میکنه شما غرورشو و مردونگیشو زیرپاتون له کردید این خیلی مهمه برا 1 مرد
و برا اینکه نظرتون رو جلب کنه و بسنجه چقد براتون اهمیت داره از ترفندای مثل داستان کشتن و دفن کردن 1 جسد و... استفاده کرده که بمینه چه خبره
زود تصمیم نگیرید و شتاب زده نبریدو بدوزید به حرف هیچ کسن توجه نکن چه خواهر یا پدر و مادرتون ، ببین حست چی میگه؟ میگه واقعا شوهرت خیانت کاره؟ یا اینارو گفته که ببینه چقد برات مهمه؟
یا اینکه گفتین زمانیکه سر سنگین بود شما هم سرسنگین بودید یا خوب بود شما هم خوب بودید ، این میشه رابطه کارمندی و همکاری و تجاری، جنگ بود جنگ ، صلح بود صلح
این یعنی ارتباط و احساس ضعیف و عدم علاقه یا درک علاقه و ارتباط و احساس بینتون و شکستیه برا شوهرتون که احساس کنه زندگیتون خنثی و پیش پافتاده و بی رنگ بی هدفو انگیزست حسی بهم ندارید.و مردا اینو اصلا دوست ندارن. همکار که نیستید؟ هستید؟؟ شما شریک هم تو زندگیتون هستید
منطقی بنظر نمیاد بیاد به شوهر خواهرتون داستان خیانتو خیلی راحت بگه و سند از خودش بجا بزاره و وجه خودشو خراب کنه و میدونه که حتما این داستان درز پیدا میکنه و برا خودش بعد میشه و مسلما تبعات زیادی داره؟
خوب اگه میخاست اینکارو کنه و اینکاره بود چراغ خاموش اینکارو انجام میداد چرا بیاد به شوخر خواهرتون بگه؟ جه دلیلی داره؟
ضمنا مردا معمولا 1 رازو تا مرگ با خودشون دفن میکنن ( مگه اینکه خاله زنک باشن با مرد چینی باشه ) چه برسه همچین چیزی رو بیاد بگه؟؟؟ و جلو رقیبش اتو دستش بده.
پس باید درایت و تمرکز و منطق کنترلش کن بیگدار به آب نزن که ممکنه به از بین رفتن زندگیت تموم شه !!!
امیدوارنی کمکی کرده باشم
موفق باشید
علاقه مندی ها (Bookmarks)