با پوزش از آقا حامد بابت توضیح بیشتر در مورد پست هام.
مینوش عزیزم
اتفاقا من اصلا به آدمها بی اعتماد نیستم اما واقعا نسبت به گذشته شناخت آدمها سخت شده چون به قول خودت در
لاکشون فرو رفتن و نمیتونی بفهمی واقعا چظور آدمهایی هستن.
اما مردم در گذشته ها نسبت بهم دیگه مهربانتر بودن و بیشتر به فکر هم بودن و بیشتر براشون مهم بود که به دیگران
لطمه نزنن و منظور من اینه که ارزش های اخلاقی کمرنگ تر شده و آدمهای میانه رو کم هستن. وگرنه آدم خوب
مسلما زیاده مثل همین بچه های نازنین همدردی و خود شما گلم.
اما باید قبل از اعتماد کردن در این زمونه آدمها رو محک زد و عقاید واقعیشون رو بررسی کرد. منظور نظر من اینه :)
بحث اعتقادی خوبیه اتفاقا و به نظرم به آقا حامد کمک می کنه.نوشته اصلی توسط بهار.زندگی
بهار گلی
مطمئنا حامد باید در مورد معیارهاش نظر بده و در این شکی نیست و باهات کاملا موافقم.
اما بحث من سر یک سری اعتقاداته
در مورد اینکه میگی در عقاید منعطف باش این خوبه و آدم نباید خشک مذهب باشه و باید دیگران رو درک
کنه. برای مثال دکتر چمران که آدم معتقدی بود با غاده جبرانی ازدواج می کنه که هم مسیحی بوده و
هم بی حجاب اما چمران در خودش می دیده که روی این آدم تاثیر بگذاره و قبل از ازدواج چنان روی این
آدم اثر میگذاره که هم مسلمان میشه هم روسری استفاده می کنه!
اما بهار ما باید ببینیم در امر ازدواج ما در حد چمران هستیم که کسی رو به راه بیاریم یا طرفمون اصلا
غاده هست که بخواد تغییر بکنه؟ میدونی که همه روانشناسا میگن با کسی شبیه خودتون ازدواج کنین
بدون اینکه بخواین تغییرش بدین.
وقتی برای حامد نماز مهمه پس حتما براش مهمه که همسرش نماز بخونه و فرزندانش زیر نظر یک مادر
اهل نماز بزرگ بشن. عقیدش اینه. پس نمیتونه با این موضوع کنار و به اصطلاح کوتاه بیاد و بعد در زندگی
به زنش بگه باید نماز بخونی. چون از اول پذیرفته اون نماز نمیخونه و خوب میدونه اختلاف عقیده بعدا در
زندگی زناشویی و تربیت فرزندان تاثیر خیلی بدی میذاره و به اندازه مسائل اجتماعی مهمه چون خیلی
از رفتارهای اجتماعی ما از عقاید و باورهای ما نشات میگیره. اینا اصول اعتقادی و اصلی دینه مثل نماز و
فردی که بهش پایبنده نمیتونه ازش کوتاه بیاد اما میتونه در فروع دین منعطف باشه. مثلا در مسئله
حجاب میتونه منعطف باشه و بگه مهم پوشیده بودنه نه داشتن حجابی خاص. اما اینکه کسی مسجد
بره یا نره یا مستحبات رو انجام بده یا نه جزء فرعیاته و قابل اغماض اما در ازدواج بهتره طرفت یک سر و
گردن از خودت بالاتر باشه تا بکشتت بالا.
من در مورد خواستگار قبلیم نماز و اعتقادات رو راجع بهش اغماض کردم و کوتاه اومدم ولی هر جلسه
وقتمون به بحث اعتقادی میگذشت و من واقعا رنج می کشیدم از بی اعتقادی او به مسائلی که برام
مهم بودن و فکر کردم میشه کنار اومد اما الان میدونم سخت و حتی نشدنیه.
چون برام مهمه فرزندانم در آینده با چه عقیده ای بزرگ بشن یا عقیده پدرشون که الگوشونه چیه.
موافقم. باقی بحث باشه با پیام خصوصی :)








علاقه مندی ها (Bookmarks)