به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 38 از 45 نخستنخست ... 818282930313233343536373839404142434445 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 371 تا 380 , از مجموع 448
  1. #371
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام فکور جان.

    اجازه من جواب بدم؟ آخه ممنوع التاپیکم، نباید تاپیکای مشاوره ای رو باز کنم، فقط انجمن های سرگرمی!:p

    نقل قول نوشته اصلی توسط فکور نمایش پست ها
    اینکه به همه بفهمونی توام احساسات داری وباید بهش احترام بزارن یا اینکه باید از کنار بعضی آدما رد شد و درگیر این قضایا نشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    مشکل تو اون بایده!

    هیچ الزامی نیست که دیگران حتما به احساسات شما احترام بذارن... اونها حق دارن انتخاب کنن که به چی احترام بذارن به چی احترام نذارن.

    اگه بتونیم برای این حق آدما احترام قائل بشیم، درصد قابل توجهی از ناراحتیامون برطرف میشن. اگرم احترام نذاریم، مشکلی نیست، فقط عواقب روحی و روانی ای داره که شامل حالمون میشه.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  2. 5 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    taraneh89 (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), فکور (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), چشمک (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), مهاجر بي نشان (جمعه 20 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (شنبه 21 اردیبهشت 92)

  3. #372
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 مرداد 05 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,287
    امتیاز
    26,066
    سطح
    96
    Points: 26,066, Level: 96
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 284
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    سلام میشل عزیز
    خوب یه سوال دیگه اگه این حق رو براشون قائل بشیم بعدا ما چی باید بهشون احترام بذاریم؟ بعدا به نظرت خیلی سخت نمیشه!!!!!!!!!چون احساس حماقت و عذاب فجیعی به سراغ آدم میاد


    البته این رو هم بگم که بی احترامی کردن به دیگران برای من یکی مقدور نیست کمی زیادی گرم برخورد میکنم (حتی با کسایی که کاملا زیر دست من محسوب میشن) و ضمنا دلخوریهام رو از هیچ کس به کس دیگه نمیگم و در واقع نه به خود شخص میگم و نه به کسی درد دل میکنم (مثلا که غیبت نشه و اینا) ولی اینجوری که آدم تخلیه نمیشه گاهی سردرد میگیرم با این اخلاق. اصلا نمیدونم چرا گفتن ناراحتی از دست دیگران به کس دیگه ممنوع شده تو دین و عرف ما؟آخه پس آدم چه جوری خودشو تخلیه کنه؟صبور بودن خیلی بعضی وقتا خیلی کار سختی میشه

    بذارید حال و احوال امروزم رو هم بگم:

    راننده ای دارم که من رو به محل کار میبره و البته هزینه اش رو هم از همسرم تمام و کمال میگیره و بهش هم گفتیم اگه جایی ایستادی هزینه اش رو حساب کن امروز تو راه بانک کار داشتم بهش گفتم درب بانک ایستاد بعدا رفتم در حد دو تا سوال از دونفر بدون صف کارم طول کشید (کمتر از 5 دقیقه) بعد که بیرون اومدم و سوار ماشین شدم (با لحن خیلی ناراحت و بد اخلاق) گفت شما گفتی یه لحظه میری و میای نیم ساعت رفتی. من سعی کردم با آرامش جواب بدم گفتم البته هزینه اش رو حساب کنید مشکل نداره برام. با همون حالت بد اخلاقی گفت بحث این چیزا نیست

    خیلی خودم رو کنترل کردم که ادامه ندادم (چون خیلی عصبانی شده بودم و دیگه نمیتونستم برخورد عادی داشته باشم و اون آقا همسن پدرم هست احساس کردم خیلی ناراحت میشم اگه کسی با پدرم تند برخورد کنه و سعی کردم ادامه ندم) متاسفانه آشنامون هم هست خیلی سخته بهش بگیم از این به بعد نیا!

    ولی تا شب تو ذهنم سناریو داشتم که در آینده چه کار کنم چون اصولا خیلی زوره کسی که قرار بوده در خدمت شما باشه تازه حالت طلبکارها رو داشته باشه

    آخرش تصمیم گرفتم به همسرم بگم و گفتم ( برای اولین بار چون گفتم که ناراحتیم رو از دیگران به هیچ کس نمیگم انقدر صبر میکنم که زمان بگذره و تو ذهنم کم رنگ بشه) و البته همسرم گفت که بهش میگه با توجه به شرایط من (بارداری) نیاز به ماشینی هست که هر جا لازم باشه بایسته و اگه نمیتونه یا نمیخواد مشکلی نیست و میتونه دیگه نیاد و ما هم با ماشین دیگه میریم.همسرم گفت برای نیم ساعت ایستادن هم نباید اینطوری حرف میزده چه برسه به 5 دقیقه. سه چهار مورد برخورد مشابه هم داشت که به همسرم گفتم و اون هم تصمیم قطعی گرفت که بهش بگه

    الان سردردم خوب شده و دیگه حس بدی ندارم

    خوب من غیبت اون آقا رو کردم ولی به جاش تخلیه شدم

    حالا تصمیم گرفتم حداقل با زیردستام عین کوه یخ برخورد کنم چون تقریبا اونایی که دوربرم هستن همشون بعد از برخورد خودمانی سر آدم شیر میشن اونوقت دیگه نمیشه جمعشون کرد

    حالا این مثال مربوط به کسی هست که هرچند سخته ولی میشه کلا حذفش کرد ولی بعضی آدما هستن یکهو تو روت حرفی میزنن که مغزت سوت میکشه(به اقتضای طبیعت خودخواه و پر رویی که دارن) بعدا قابل حذف هم نیستن زیردست هم نیستن فامیل هستن

    برای کسایی مثل من که سعی میکنن لحن کلامشون بی ادبانه نشه و از طرفی اهل بیان ناراحتیشون از اون فرد پیش کس دیگه نیستن یه سردرد شدید میمونه و یه احساس حماقت...

    بعدا البته همه افراد میگن فلانی خیلی خوبه خیلی صبوره خیلی باگذشته خیلی.... ولی اون شخص تو ذهن خودش تصور این صفات رو نداره فقط تصور میکنه خیلی مظلومه ....
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
    ویرایش توسط فکور : سه شنبه 17 اردیبهشت 92 در ساعت 22:25

  4. 5 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    taraneh89 (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), چشمک (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), میشل (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), مهاجر بي نشان (جمعه 20 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (شنبه 21 اردیبهشت 92)

  5. #373
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    باز هم سلام به فکور عزیزم.

    دو تیکه از پستت هست که بدنیست کنار هم نگاهشون کنیم:

    نقل قول نوشته اصلی توسط فکور نمایش پست ها
    من سعی کردم با آرامش جواب بدم

    چرا مجبور بودی سعی کنی تا آرامشت حفظ بشه؟ چون ذهن سطحیت شلوغ شده بود.

    گفتم البته هزینه اش رو حساب کنید مشکل نداره برام.

    تو اون شلوغی و به هم ریختگی ذهن سطحیت، نتونستی موقعیت رو درست تشخیص بدی و جوابی که دادی به هزینه اشاره داشت، درحالیکه بحث این چیزا نبود!

    با همون حالت بد اخلاقی گفت بحث این چیزا نیست

    خیلی خودم رو کنترل کردم که ادامه ندادم

    خب کار درستی کردی! در اون شرایط چاره دیگه ای هم نداشتی!

    (چون خیلی عصبانی شده بودم و دیگه نمیتونستم برخورد عادی داشته باشم

    چرا اینطور شده بودی؟ چند تا از دلایلش رو پایین آوردی/

    و اون آقا همسن پدرم هست
    احساس کردم خیلی ناراحت میشم اگه کسی با پدرم تند برخورد کنه و سعی کردم ادامه ندم) متاسفانه آشنامون هم هست خیلی سخته بهش بگیم از این به بعد نیا!

    چرا سروکله ی سن اون آقا و مقایسش با سن پدرت، و اینکه چه حسی نسبت به پدرت داری و چه حسی پیدا می کردی اگه یکی با پدرت تند برخورد کنه و اینکه اون آشناست و چه سختی هایی برای رد کردنش ممکنه رخ بدن وسط اون بحث پیدا شد؟

    خب چون اونا از قبل هم اون وسط بودن!! فقط تو درست نمی دیدیشون...

    به قول بهار ذهن هامون مثل کتابخونه هاییه که کتاباش رو سر هم ریختن و هیچ نظمی ندارن.

    اونقدر ذهن سطحیمون شلوغه که یکی یه سنگ کوچیک پرت کنه، طوفان میشه!

    ولی تا شب تو ذهنم سناریو داشتم که در آینده چه کار کنم چون اصولا خیلی زوره کسی که قرار بوده در خدمت شما باشه تازه حالت طلبکارها رو داشته باشه

    فکور جان این سناریوها هرچند الان به کار نیومدن، اما پس فردا وسط صحبت با مادرشوهرت (مثلا) یه دفعه پرت می شن وسط و چه کارا که نمی کنن!!
    خب حالا مختصات درست موقعیت و برخورد درست چی بود؟ ایناهاش:


    نقل قول نوشته اصلی توسط فکور نمایش پست ها
    همسرم گفت که بهش میگه با توجه به شرایط من (بارداری) نیاز به ماشینی هست که هر جا لازم باشه بایسته و اگه نمیتونه یا نمیخواد مشکلی نیست و میتونه دیگه نیاد و ما هم با ماشین دیگه میریم.
    خیلی آسون بود، نیست؟

    اگه ذهنت اونقدر شلوغ نمی شد، تو هم می تونستی به همین راحتی مسئله رو حل کنی. در واقع جواب راحت بود، شوهرت هم خردمندتر از تو نیست! اما تو اون شلوغی شتر با بارش گم می شد، چه رسه به جواب مسئله!

    نقل قول نوشته اصلی توسط فکور نمایش پست ها

    الان سردردم خوب شده و دیگه حس بدی ندارم

    خوب من غیبت اون آقا رو کردم ولی به جاش تخلیه شدم
    نه عزیزم چیزیکه آرومت کرده، غیبت نبوده! همسرت کلاف به هم پیچیده ی ذهنت رو باز کرده و حالت خوب شده.

    اگه این ذهن سطحی رو آروم کنیم خیـــــــــــــــــــــــ ــــلی از این عصبیت ها و سردرگمی ها و ناراحتیامون حل می شن.

    بهش فکر کن:

    http://www.hamdardi.net/thread-26620.html

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...


    ویرایش توسط میشل : سه شنبه 17 اردیبهشت 92 در ساعت 23:31

  6. 5 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    taraneh89 (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), فکور (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), چشمک (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), مهاجر بي نشان (جمعه 20 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (شنبه 21 اردیبهشت 92)

  7. #374
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 بهمن 92 [ 18:58]
    تاریخ عضویت
    1390-2-30
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,643
    سطح
    43
    Points: 4,643, Level: 43
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Social1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    3,824

    تشکرشده 3,762 در 695 پست

    Rep Power
    78
    Array
    ولی من « باید » فکور رو قبول دارم اونم به خاطر اینکه هر کسی برای خودش احساساتی داره و شخصیتش رو میسازه پس همه ما باید به احساسات همدیگه احترام بزاریم البته نه به معنی این که تبعیت از احساس باشه بلکه فقط نباید احساس همدیگه رو به سخره بگیریم یا اینکه اون رو بی ارزش و نادیده ببینیم بلکه باید احترام بزاریم ....
    اگر من احترام نزارم می دونی چه اتفاقی می افته ناراحت میشی پس توام توقع فقط یه احترام رو می تونی داشته باشی .

    مثلا من دوست دارم مهمونی رو تدارک ببینم و از یه عده ادم پذیرایی کنم پس نمیشه هر جور که دوست دارم رفتار کنم چون من میزبانم و بایداز مهمانم طوری پذیرایی کنم که احساساتشون رو مورد تمسخر قرار ندم و به آنها احترام بزارم من تنها در مورد زمان ان مهمانی (به تنهایی) می تونم تصمیم بگیرم و مهمان هم پذیرای آن هست به شرطی که تدارک بی احترامی را نبینم ....
    پس احترام متقابله و با
    ید به همدیگه احترام بزاریم ... اگر یکی پس بزنه اون یکی حتی اگه از سنگ باشه می ترکه ....

    هیچگاه دلت را به روزگـــــــار مسپار که دریایی از ناامیدی هست ...
    دلت را به خــــــدا بسپار که دریایی از امید است...

  8. 4 کاربر از پست مفید چشمک تشکرکرده اند .

    taraneh89 (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), فکور (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), مهاجر بي نشان (جمعه 20 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (شنبه 21 اردیبهشت 92)

  9. #375
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    سلام

    عزیزانم حالتون چطوره ؟

    چشمک چه عجب از اینورا .....

    خانمهای نازنین و گل پیشکسوت . اینجا تاپیک حال و احواله ها ........ این پستهای شما مشاوره ای ها ......

    حالا چشک نازنین لطف میکنه و یه تاپیک در این مورد باز میکنه تا این پستها هم منتقل بشه اونجا و راهنمایی دریافت بشه .

    آفرین خانمی ....... هرچه زودتر بهتر .......

    در کل حال و احوال یاران همدردی همیشه خوش و خرم باد ..... آمیــــــــــــــــــــــ ــــــــن





  10. 13 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    rozaneh (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), taraneh89 (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), فکور (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), پرنده غريب (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), ویدا@ (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), چشمک (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), میشل (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), مهاجر بي نشان (جمعه 20 اردیبهشت 92), مسافر زمان (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), بی دل (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (شنبه 21 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92)

  11. #376
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 دی 94 [ 22:37]
    تاریخ عضویت
    1391-12-28
    نوشته ها
    868
    امتیاز
    9,210
    سطح
    64
    Points: 9,210, Level: 64
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,872

    تشکرشده 3,054 در 793 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فکور جان اصلا هم غیبت نبوده . تو عملکرد راننده تون رو به رئیسش (همسرتون) گزارش دادین.همین

  12. 6 کاربر از پست مفید omid65 تشکرکرده اند .

    فکور (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), چشمک (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), میشل (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), مهاجر بي نشان (جمعه 20 اردیبهشت 92), مسافر زمان (یکشنبه 22 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (شنبه 21 اردیبهشت 92)

  13. #377
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array
    سلام علیکم

    هســــــــتم ولی خــســــــــــتم

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد


  14. 11 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), rozaneh (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), taraneh89 (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), کامران (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), پرنده غريب (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), ویدا@ (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), میشل (جمعه 20 اردیبهشت 92), مهاجر بي نشان (جمعه 20 اردیبهشت 92), مسافر زمان (یکشنبه 22 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (شنبه 21 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (جمعه 20 اردیبهشت 92)

  15. #378
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل نمایش پست ها
    سلام علیکم

    هســــــــتم ولی خــســــــــــتم

    آدم باشه ولی خسته باشه بهتر از اینه که نباشه و خسته نباشه یا اینکه نباشه و خسته باشه!!
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  16. 7 کاربر از پست مفید کامران تشکرکرده اند .

    rozaneh (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), ویدا@ (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), چشمک (جمعه 20 اردیبهشت 92), میشل (جمعه 20 اردیبهشت 92), مهاجر بي نشان (جمعه 20 اردیبهشت 92), مسافر زمان (یکشنبه 22 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (شنبه 21 اردیبهشت 92)

  17. #379
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    جمعه 28 فروردین 94 [ 21:07]
    تاریخ عضویت
    1386-12-09
    نوشته ها
    2,496
    امتیاز
    42,303
    سطح
    100
    Points: 42,303, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Veteran25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    8,459

    تشکرشده 9,108 در 2,116 پست

    Rep Power
    269
    Array
    سلام و احترام خسته نباشید به اعضای خوب تالارهمدردی و مدیران خوب تالارهمدردی
    دلم برای اعضای خوب تالار و مدیران خوب تالار خیلی تنگ شده بود
    من چند وقت نمی توانستم ارسا ل پاسخ سریع داشته باشم مشکل داشتم الان مدیرهمدردی مشکل ارسا ل پاسخ سریع حل کرد خیلی خوشحا ل هستم اعضای خوب تالار و مدیران خوب تالار بهترین هستی
    اعضای خوب تالار چند وقت احوا ل من نمی پرسد
    از مدیرهمدردی مشکل من در تالارهمدردی حل کرد خیلی تشکرقدردانی می کنم
    ویرایش توسط محمدابراهیمی : پنجشنبه 19 اردیبهشت 92 در ساعت 21:33

  18. 14 کاربر از پست مفید محمدابراهیمی تشکرکرده اند .

    hadieh (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), reihane_b (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), taraneh89 (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), پرنده غريب (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), ویدا@ (شنبه 21 اردیبهشت 92), چشمک (جمعه 20 اردیبهشت 92), میشل (جمعه 20 اردیبهشت 92), مهاجر بي نشان (جمعه 20 اردیبهشت 92), مدیرهمدردی (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), مسافر زمان (یکشنبه 22 اردیبهشت 92), بهار.زندگی (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (شنبه 21 اردیبهشت 92), دختر مهربون (جمعه 20 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92)

  19. #380
    ((( مشاور خانواده ))) آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    سلام محمد ابراهیمی
    از اینکه بالاخره توانستی در تالار مطلب ارسال کنی خوشحال شدم.
    در این چند ماه که تالار جدید شد و شما پیگیر بودید و نمی تونستید وارد شوید جایتان در تالار خالی بود.
    به هر حال به خاطر این استمرارت در پیگیری مشکل و حل آن بهتون تبریک می گویم.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  20. 12 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    reihane_b (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), rozaneh (جمعه 20 اردیبهشت 92), taraneh89 (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), ویدا@ (شنبه 21 اردیبهشت 92), چشمک (جمعه 20 اردیبهشت 92), میشل (جمعه 20 اردیبهشت 92), مهاجر بي نشان (جمعه 20 اردیبهشت 92), محمدابراهیمی (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), مسافر زمان (یکشنبه 22 اردیبهشت 92), بهار.زندگی (جمعه 20 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (شنبه 21 اردیبهشت 92), دختر مهربون (جمعه 20 اردیبهشت 92)


 
صفحه 38 از 45 نخستنخست ... 818282930313233343536373839404142434445 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.