منم موافقم. اسم منو هم لطفا بنویسید.
کم کم تازه تازه دارم معنی حقیقی عشقو می فهمم![]()
موافقم
لازم نیست
تشکرشده 281 در 126 پست
منم موافقم. اسم منو هم لطفا بنویسید.
کم کم تازه تازه دارم معنی حقیقی عشقو می فهمم![]()
تشکرشده 93 در 40 پست
با سلام.
من هم هستم.
با تشکر از این ایده بدیع.
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم, کمی با کفش های او راه بروم.(دکتر شریعتی)
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
به نام خالق عشق
حکایت بارانی بی امان است اینگونه که من دوستت دارم
دوستان منم هستم بسیار فکر خوبی است............
سارا بانو (شنبه 05 دی 88)
تشکرشده 166 در 85 پست
من که هنوز نفهمیدم عشق چیه عاشق کیه ؟
اما دوست دارم بدونم و عاشق بشم پس میشه منم عضو کنید خواهش میکنم قول میدم شاگرد خوبی باشم البته بگم به شرطی که اصلا معنی واقعی عشقو بفهمم
مرسی از اینکه منم عضوکردین
تشکرشده 15 در 10 پست
کی بود در راه عشق آسودگی
سر به سر درد است و خون آلودگی
منم هستم ، آخه عاشق شدم شاید این طوری بدونم باید چی کار کنم
البته امیدوارم دیر نشه ...
تشکرشده 992 در 530 پست
عشق اون چيزي نيست كه من چيزي رو براي خودم بخوام. شرايط داره. ضوابط داره. همين كه علي الاهي بگيم عاشقيم و گريه كنيم و زجه بزنيم و بناليم كه نشد عشق.
عاشق بايد بتونه به خاطر اون عشقي كه داره كارهاي محال را هم انجام بده. همه مي گن عاشقا كورن و چشمهاشون نمي بينه كه من صد در صد مخالفم. اتفاقا عاشقها چشمهاشون از بقيه بازتره و چشمهاي بصيرتشون قوي تره. عاشقهاي واقعي مي تونن به خاطر عشقشون اگه لازم باشه از اون بگذرن اگه لازم باشه مراحل سختي رو طي كنن به معناي واقعي وجودي معشوق پي ببرن و اگر عاشق خدا باشي براي رسيدن به عشقي چون خدا مي تواني دل از دنيا بكني اما به نحو احست آنطور كه شايسته است بهترين زندگي را داشته باشي نه اينكه بروي مرتاض شوي و به خاطر عشق به خدا دست از دنيا بكشي.
دانه (پنجشنبه 03 اردیبهشت 88)
تشکرشده 116 در 62 پست
به قول سهراب :وعشق تنها عشق تورا به گرمی سیب می کند مانوس..........
منم اومدم دیر ، ولی عاشق...........
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
سلام
آمدم تا باشم ، و یکی از دلنوشته هایم به رسم ماندن تقدیمتان :
ظریفی را گفتم:
در غوغای این کهنه بازار ، آخرالامر که چه ؟
گفت : تا چه بخواهی؟
گفتم : اگر عشق!
گفت : پس همه چیز...
گفتم : رسم عاشقی ؟
گفت : یافتن است
گفتم : چه چیز را ؟
گفت : خود را
گفتم : نشان خود یابی ؟
گفت : بی نشانی
گفتم : مرام خود یافته ؟
گفت : سوختن
گفتم : به چه چیز ؟
گفت : آتش عشق
خواستم بگویم .......
مهلتم نداد و گفت :
"حدیث عاشقی در حرف ناید
که بحر بیکران در ظرف ناید"
تحریر در تاریخ ۱۶/۱۰/۷۸
![]()
Eram (شنبه 12 مرداد 92), فرشته مهربان (شنبه 05 دی 88)
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
سلام.
خداوند خالق عشق است و من عاشق عشق....
و:
[align=justify]سخن عشق نه آن است که آید به زبان
ساقیا می بده و کوتاه کن این گفت و شنود[/align](حافظ)
keyvan (شنبه 05 دی 88)
تشکرشده 402 در 153 پست
خدایا شکر که سعادت عاشق شدن را این احساس زیبا را به ما بندگان هدیه نمودی .
به لطف شما عزیزان عضو باشگاه عاشقی ،عشق چهره نمودو عاشقی شکوفا گردیدبه شکرانه این جمعیت عاشق خواهش میکنم گوشه ای از مسیر رسیدن ورشد را برای کاربران دیگر بیان کنید مثال: من از کودکی عشق را مزه مزه کردم عشقم به مادر (لحظه ای فراقش عمری بود )نوجوانی و شیطنت و دخترهای همسایه وجوانی ونگاه (فرو ریختن دل )ودلهره ورویای همرهی وبیخوابی و...وبیوفایی و فراق وشکستن دل و ...وحسادت و پوچی وزاری و گذشت زمان ویاد یار ویاری مشابه آن سفر کرده واحساسی مشابه و...عقل و احساس و تجربه راه را از بیراه عیان میکند که زندگی معجونی از زیبایی و زشتی وغم و شادی است و...
omed (دوشنبه 07 اردیبهشت 88)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)