به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 56
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array
    سلام سوگند عزیزم، خیلی خیلی ممنونم و خدا از دهنت بشنوه.. انشالله برای همه امون خیر پیش بیاد و خدا به همه امون از جایی که خودش میدونه کمک کنه و همه امون چه پسرها و چه دخترها سروسامون بگیرن.. ممنونم از دل گرمی ات و دلسوزیت.. امیدوارم خوشبخت بشی و یه ازدواج خوب به زودی قسمتت دوست عزیزم
    سلام اقا محمد... جای بسی خوشحالی هست که به نایپیک من هم سر زدین... من همیشه با خوندن پست هاتون نیش هام تا بناگوش باز شده ... ماشالله بزنم به تخته انشالله همیشه بشاش و بانشاط باشین و سایه اتون مستدام باشه توی همدردی و صد البته برای اون دختر خانم مذهبی جینگول مستون اینده اتون..... و اما بعد.... بله که من ادم موفق و مهمی بودم و هستم پس فکر کردین من کم الکی ایم ایا؟..... حرفتون رو کاملا قبول دارم .. بچه های اینجا درست مثل شما از من خواستن اسم کاربری ایم رو عوض کنم و خودم هم واقعا حس بدی بهم دست میده از این کلمه سرگردون.... فقط بلد نیستم چه جوری اسم کاربریم عوض کنم... ممنون میشم یکی بهم بگه چه جوری... در مورد مرجان خانم هم نگران نباشید ولی به گمان منم قصد ازدواج نداشته کلا... نشون به اون نشون که اگه مرجان خانم قصد ازدواج داشت بی شک با دیدن جوان برازنده ای با ابروهای پیوندی قطعا هول میکرد و کاسه اش از دستش می افتاد و دیگه فرصت نمیشد شما بگین خداروشکر و اینا..... پس خیالتون تخت باشه نه خانی اومده و نه خانی رفته

  2. کاربر روبرو از پست مفید یه دختر سرگردان تشکرکرده است .

    hamed-kr (شنبه 13 تیر 94)

  3. #22
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 دی 98 [ 13:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-15
    نوشته ها
    382
    امتیاز
    12,547
    سطح
    73
    Points: 12,547, Level: 73
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    894

    تشکرشده 1,236 در 375 پست

    Rep Power
    101
    Array
    سلام

    دلم قرص شد که خوب کاری کردم که به موردهایی که توی خیابون کوچکترین اعتنایی نکردم ، میدونین خوب من همیشه سر نمازهام برای ازدواجم دعا میکنم و خیلی واسم عجیبه که امسال داره این قضییه پیشنهاد توی خیابون تکرار میشه.. با این که من تیپ سنگینی هم دارم اصلا هضم نمیکنم چرا اخه... هفته پیش توی مترو یه اقایی افتاد دنبالم و خیلی اصرار که لطفا دو دقیقه وقت اتون بگیرم من فقط تندتر میرفتم ، اونم هی پشت سرم اروم میگفت هیچ جوابی نمیدین .. من قصد مزاحمت ندارم .. ولی من فقط تندتر رفتم و فرار کردم و به سرعت خودم رسوندم به واگن خانم ها و سوار شدم، بعدش اشکم دراومد و گفتم خدایا میخواهیی امتحانم کنی:
    تقدیم به شما ضرب در بینهایت

    این قسمت رو که خوندم یه کوچولو اشکم هم در اومد ، صحنه رو که تصور کردم برام اونقدر زیبا و عاشقانه بود که نگو ، عشق به معنای حقیقی اش رو میگم یعنی منظورم عشق خدا به بهنده اش هست و خدا چقدر شما رو در آغوش گرفته ، این حرفی رو که میزنم فکر نکنید خیال پردازی میکنم و همین طوری دارم یه چیزی میگم ها ، این حرفم مبنای دینی و قرآنی داره ، خدا یه ملک برا قلبتون فرستاده که بهتون الهام کنه:

    فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ : به سمت خدا فرار کنید (کن) همانا من برا شما(تو) از جانب او (خدا) هشدار دهنده آشکاری هستم(ذاریات آیه 50)

    تجلی این الهام و آمادگی شما برای دریافتش این اتفاقی بوده که افتاده ، بابا صحنه خیلی عاشقانه بوده برید باهاش خیلی صفا کنید ، به وقتش خدا چنان دستگیری ازتون بکنه که توش هزار بار بمونید ولی بذارید وقتش رو هم خود خدا تعیین کنه(به خدا اعتماد کنید شاید اصلاً وقتش اون دنیا باشه که خدا جلوی اهل بیت هم که مقامشون يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ هست و از افکار ما نیات ما قبل از خود ما آگاه هستند چه برسه به اعمال ما ، اونجا پرده پوشی کنه و عیوب تون رو از اونها هم بپوشونه).




    از اقا حامد هم تشکر میکنم که پست هاش پر از ارامش و لطف هست و باعث شد من این تایپک ام رو دوباره بالا بیارم چون من واقعا فکر کردم هیچ کس راهنمایی نکرده .. من همیشه به حال شما غبطه میخورم ، به اون اتصالی که همیشه با خدا و رضایت اش توی پست هاتون موج میزنه.. انشالله همیشه زنده باشین .. برای من خیلی جای خوشحالی بود که برام نوشتین،و اینم باز لطف خدا میدونم و این که گاهی خدا با اسباب اش به ادم کمک میکنه :


    ببخشید این کد شکلک از شرم آب شدن چیه ، غبطه چیه خدا خودش میدونه که چه ... بگذریم

    ماننـــــده ستــــــوران در وقـــت آب خــــــــوردن
    چون عکس خویش دیدیم از خویش می رمیدیم

    ولی:

    امام علی (ع) : حضرت هنگام عبور از محلی شنید که عده ای ایشان را ستایش می کنند با دیدن این صحنه فرمود : بار خدآیا تو مرا از خودم بهتر می شناسی ، و من نیز خودم را بهتر از ایشان می شناسم ، خدایا مرا از آنچه اینان می پندارند نیکوتر قرار ده و آنچه را که ایشان درباره زشتی من نمی دانند بیامرز.( الهی آمین)


    ویرایش توسط hamed-kr : شنبه 13 تیر 94 در ساعت 20:28

  4. 4 کاربر از پست مفید hamed-kr تشکرکرده اند .

    Eram (دوشنبه 15 تیر 94), lalejam (دوشنبه 15 تیر 94), یه دختر سرگردان (یکشنبه 14 تیر 94), تروولث (سه شنبه 16 تیر 94)

  5. #23
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سلام به همه ی دوستای گلم

    صورت مساله: می خوایم به همه اعلام کنیم ایها الناااس ما قصد و امادگی ازدواج رو داریم...

    به نظر من راه برای این زیاده اما دخترا باید هوشیار باشن که در این بین هم عزت نفسش همه جوره حفظ بشه. شما هرچقدر هم که به همه اعلام کنید من قصد ازدواج دارم با اینکه با اینکه

    اینو رفتارتون نشون بده زمین تا آسمون فرق داره .

    رفتارهات باید اعلام کننده باشه .مثلا:

    -به آشپزی علاقه نشون بده و هراز چندگاهی هنرتو توی این زمینه به بقیه نشون بده . لازم نیست همیشه آشپزی کنی فقط کافیه گاهی بسیار خلاقانه آشپزی کنی. ایده دوستمون هم خوب بود که خودت شیرینی بپز و روی میزت بزار و اگه کسی تعریف کرد بگو خودم پختم.

    -به خانه داری علاقه نشون بده ، هروقت حوصله داشتی اساسی اتاقت رو تمیز کن،میز کارت رو هر روووووز تمیز کن چون ممکنه یه نفر سرزده بیاد و میز کارت رو ببینه.کارت پستال های قشنگ و گل طبیعی بزار روی میزت .

    - مسئولیت بپذیر،مهمون دعوت کن(مثلا دوستاتو عصرونه دعوت کن ) و براشون کیک و... بپز .

    - نمیگم همیشه اما گاهی بسیااار آراسته باش به خودت برس کمی آرایش کن ،قول میدم توی ذهن دیگران میمونه .

    -به بچه ها عشق بورز و بهشون محبت کن .

    اما یه سری تکنیک ها هم میگم مخصوص وقتایی که رفتی شهر خودتون:

    - با خوشرویی مهمون دعوت کنید به مناسبت های مختلف. مراسم مذهبی یا افطاری یا شام و... . بدون اینکه از کسی توقع جبران داشته باشید.

    - در بحث هایی که معمولا پیش میاد درمورد دانشجوها،ازدواج ،بدشدن دوره زمونه و... موضع بی طرف نگیرید . حتما ازین فرصت استفاده کنید و مثال نقض را با کلی آب و تاب بیان کنید.البته این کاررو مادرت انجام بده نه خودت.ولی اگه توی جمع دوستانه باشه خودت هم میتونی نظر بدی.
    من خودم مثل شما توی شهر دیگه تحصیل کردم و مادرم هرجا میشینه تا از دانشجو بد میگن با لحنی قاطع اما ملایم میگه نه من قبول ندارم ،دختر من هم یه دانشجوه و.... . حالا نه اینکه مادر من کلا قبول نداشته باشه که اوضاع بد شده اما جاش نیست که سکوت کنه فرصت خوبیه.

    -مادرت توی دوره ها و تعاونی های همسایه ها حتما شرکت کنه و یه جوری خودمونی باشه با دیگران .ببینید علت چیه که دیگران فکر میکنن شما کلاستون رفته بالا و حاضر نیستید با همشهریاتون ازدواج کنید؟ اگه لازمه حتی رفت وآمد هایی که در حال خاک خوردنه و میدونید ارزشمنده رو از سربگیرید. هر کسی میتونه یه واسطه باشه پس حضور افراد مختلف رو دوروبرتون دست کم نگیرید. مهمون هم برکت خونه هست هم خیروشادی و سلامتی به آدم میده.

    -توی مهمونی ها و... به خودت برس.حتی یه دورهمی کوچیک که فقط 2تا از دوستات هستن فرصت خوبیه برای اینکه ارایش کنی و بسیار زیبا لباس بپوشی . همونطور که گفتم لازم نیست همیشهه بسیار آراسته باشی همینکه گاهی بسیار آراسته باشی کفایت میکنه . گاهی لازمه ساده اما بسیااار مرتب لباس بپوشی و آرایش نکنی. تنوع داشته باش . احساس عشق به زندگی و دیگران رو از درونت به بیرونت بتابون .

    -مطالعه هم خیلی مفیده

    ببخشید زیاد نوشتم ...امیدوارم به آرزوهای قلبیت برسی عزیزم

  6. 4 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    hamed-kr (دوشنبه 15 تیر 94), lalejam (دوشنبه 15 تیر 94), یه دختر سرگردان (یکشنبه 14 تیر 94), تروولث (سه شنبه 16 تیر 94)

  7. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array
    سلام اقا حامد عزیز... خیلی ممنونم از این که با نوشته هاتون کلی دلم قرص کردین... مخصوصا اونجا که نوشتین "
    به وقتش خدا چنان دستگیری ازتون بکنه که توش هزار بار بمونید ولی بذارید وقتش رو هم خود خدا تعیین کنه(به خدا اعتماد کنید شاید اصلاً وقتش اون دنیا باشه که خدا جلوی اهل بیت هم که مقامشون يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ هست و از افکار ما نیات ما قبل از خود ما آگاه هستند چه برسه به اعمال ما ، اونجا پرده پوشی کنه و عیوب تون رو از اونها هم بپوشونه)."..... منم این این جمله هاتون رو خوندم چشمهام پر اشک شد... انشالله ... الهی ااااااااامین
    ...خدا خودش کمک کنه کم نیارم و سست نشم.. خودش کمک کنه و توفیق بده صبر و رضا و امید و امید و امید رو...... من امضای شما رو هم خیلی زیاد دوست دارم.. و این که هر کس توفیق فهم و درک درستش کنه دیگه در امان هست... میگن دعای جوشن کبیر یه جور امان هست چون سراسر اسم ها و صفات خداست و من هم ارادت خاصی دارم به این دعا.. مشکا من اینه که با این که میدونم دنیا و کلیه محتویاتش یه جوراایی توهم هست و این که ما خلق شدیم تا خدارو بشناسیم و اون رو ستایش کنیم .. با این که عمیقا باور دارم همه لذت ها و خواسته های دنیویی و مادی ناپایدارن و ادم باید دنبال سایه ها نباشه و اصل و حق رو طلب کنه چون تنها راه نجات و سعادت فقط و فقط معرفت و رسیدن به خود خدا هست و دیگر هیچ... ولی بازم کم میارم .. گاهی انگار نفس و خواسته های شخصی خیلی زورشون بیشتر میشه و من خیلی ضعیفم.. میگن این مقاومت ها طبیعیه چون قوه مخیلیه ما انسانها دنیا رو واقعی تر از اون چیزی که هست باور کرده .. چون دست خورده شده قوه مخیلیه ما.. اقا حامد مهربون حضور بعضی ادم ها یا مصاحبت باهاشون واقعا نعمته.. خیلی خیلی ممنونم از پست زیباتون.. کلی حالم رو خوش کرد مخصوصا که بازم کلمات مقدس قران هم توش هست... خیلی متشکرم و التماس دعا دارم توی این لحظات مبارک و روزهای مبارک
    eram عزیزم ... سلام و خیلی ممنونم از این که لطف داشتی و این پست خوب و کاربردی رو برام نوشتی... باید چند بار بخونم و استفاده کنم.. مرسی عزیزم

  8. 4 کاربر از پست مفید یه دختر سرگردان تشکرکرده اند .

    Eram (دوشنبه 15 تیر 94), hamed-kr (دوشنبه 15 تیر 94), فدایی یار (چهارشنبه 17 تیر 94), تروولث (سه شنبه 16 تیر 94)

  9. #25
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 اسفند 94 [ 00:14]
    تاریخ عضویت
    1393-11-16
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    2,228
    سطح
    28
    Points: 2,228, Level: 28
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    233

    تشکرشده 159 در 43 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست خوبم،
    از قول من گفتی که گاهی اونایی که فکر می کنیم خیلی دورن ، از بس نزدیکن نمی بینیمشون ،
    میدونی این یه حقیقته که من احساس کردم تو همین مواردی که از بچه های اینجا می بینم باعث شده خیلی ها یا به بیراهه برن یا در جا بزنن و جلو نرن.
    یعنی برای مثال دخترای ما فکر می کنن باید شاهزاده آرزوهاشون تمام و کمال یکهو جلوی پاشون ظاهر بشه و اونارو با خودش به سرزمین خوشبختی ببره.
    همینه که اونا از خیلی از شاهزاده های بالقوه ای که اطرافشون هست غافل میمونن و به چشم جوجه اردک زشت بهشون نگاه می کنن و تناسب خارق العاده ای که بینشون هست و توان بالایی که برای پیشرفت و رسیدن به معیارهاشون داره رو نمی بینن.
    و البته آنچه که شما خودت ساخته باشی و به پاش نشسته باشی بسی دلچسب تر و منطبق تر با نیازهای شما هست تا آنچه که دیگه خودش شکل گرفته و راه و روش خودش رو داره .
    و وای به زمانی که دخترای ما بخوان اگر نیاز شدیدی رو در خودشون می بینن یا پیش بینی می کنن، اونو به خاطر ارتقا شخصی خودشون نادیده بگیرن و فکر کنن با این حربه بهتر میتونن به شخص حاضر آماده و بی نقص خودشون برسن؛
    چون حالا دیگه دو تا ساز جدا داریم که پیدا کردن کوکشون باهم بمراتب سخت تر و مشکل سازتره و به هیچ ترتیب با فرصت کم داشتن و عجله کردن و در اسرع وقت به نتیجه رسیدن جور در نمیاد و میشه هزار و یک مشکل دیگه که هیچ ارجحیتی به همون یک مشکل ابتدایی نداشتن همسر نداره.
    پس اینم شاید خلاقیتی درش نهفته باشه که تو بتونی در افرادی که فعلا هیچ جلب توجهی نمی کنند شاهزادگی رو ببینی و تحویل بگیری و برد کنی.
    موفق باشی

  10. 2 کاربر از پست مفید lalejam تشکرکرده اند .

    یه دختر سرگردان (دوشنبه 15 تیر 94), تروولث (سه شنبه 16 تیر 94)

  11. #26
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array
    لاله عزیزم مرسی از لطفت و خیلی خوب نوشتی"پس
    اینم شاید خلاقیتی درش نهفته باشه که تو بتونی در افرادی که فعلا هیچ جلب توجهی نمی کنند شاهزادگی رو ببینی و تحویل بگیری و برد کنی"..... همین طور شاهزاده های بالقوه رو هم خیلی بامزه بود برام
    ..... اتفاقا من از همون سن بیست به بعد انگار مرتب دیدمشون دور و برم این شاهزاده های بالقوه رو... و دقیقا مشکل همینه نمیدونم چرا با این که حوادث تکرار میشن ( توی یه برهه های زمانی بودن شاهزاده هایی که ذهنم سمتشون میرفته ولی فقط همیشه بالقوه موندن و هیچ وقت بالفعل نشدن).. من نمیدونم ایا واقعا سیاست ها ی زنانه ای وجود داره که من بی خبرم ؟.. لاله جان من ملاک های ام رو خیلی وقته تثبت کردم و میدونم چه ویژگی هایی از یه مرد میتونه برام من خواستنی باشه به همسری، مثلا من فهمیدم بیشتر از این که ظاهر مردی من رو جذب کنه ، هوش اش و قدرت فکریش و قدرت استدلالی و کلا خط ذهنی و روحی اش من رو علاقه مند میکنه.. یعنی من دوست دارم کنار مردی قرار بگیرم که از حرف زدن باهاش لذت ببرم و یاد بگیرم ازش.. من به ویژگی تکیه گاهی یه مرد عمیقا نیاز دارم و این جز انتظارات من از مرد زندگی ایم هست،البته خوب اگه چنین مردی قد بلند هم باشه دیگه خیلی خوبه ولی اگرم نبود بازم خوبه، چون اون ویژگی به بلندی قد میچربه و برام اولویت هست.. یا مثلا من خیلی دوست دارم مرد زندگی ایم بیشتر از حرف زدن توی عمل عشق و محبت اش رو نشون بده ، یعنی از اون مدل مردهای قدیمی که با رفتار و کارهاشون علاقه و عشق اشون رو نشون میدن و ابراز احساس کلامی اشون فقط توی یه لحظات خاص هست ولی خیلی خواستنی و عمیق( منظورم اینه من اگه خواستگاری داشته باشم که از همون لحظات اول شروع کنه به ابراز احساسات من خیلی زود دلسرد میشم چون باورش برام سخته).. من واقعا ویژگی های خالص مردونه رو در همسر اینده ام میخوام...چون خودم هم میخوام با تمام وجودم یه زن باشم برای همسرم با همه ویژگی های زنونگی.. لاله جان من منظورت رو میفهمم و تو درست میگی و نباید توی ذهن امون یه شخصیت ارمانی بسازیم تا مبادا غافل بیشیم از اطراف امون.. مشکل من همینه تی مرحله اول من مشکلی ندارم و این شاهزاده های بالقوه رو میبینم ولی بعدش رو نمیدونم باید چی کار کرد ..نمیدونم چون فکر میکنم خوب اون طرف هم باید در مورد من به همین نتیجه برسه و من رو یه مورد بالقوه بدونه و به حکم عرف و طبیعت خودش درخواست اشنایی بده و یا خواستگاری کنه... و من فقط باید زندگی ایم رو بکنم سنگین و رنگین... ولی دقیقا به قول تو که نوشتی"
    و وای به زمانی که دخترای ما بخوان اگر نیاز شدیدی رو در خودشون می بینن یا پیش بینی می کنن، اونو به خاطر ارتقا شخصی خودشون نادیده بگیرن و فکر کنن با این حربه بهتر میتونن به شخص حاضر آماده و بی نقص خودشون برسن" من هم تا این سن این نیاز رو نادیده گرفتم و به تمام معنی سرکوب کردم و امروز ترس هام و نیازهام (نیاز به همسر بودن و مادر بودن، نیاز به حضور مردی کنارم) همه جلوم صف کشیدین و من کاملا بی دفاع ام.. اومدم توی همدردی تایپیک زدم چون احساس کردم باید بفهمم که من میتونم قدمی برای حل این مشکلاتم بردارم و اگه اره اون ها چی هستن.. چون این جوری دیگه تلاشم رو میکنم ولی با حفظ عزت نفس ام و بعدش نتیجه هر چی بشه حتما خیر هست و منم باید راضی باشم چون دیگه خیالم راحته من توی این مورد کوتاهی نکردم..ولی عمیقا باور دارم دخترهای ما بیشتر از پسرها توی مساله ازدواج اشون مظلوم اند .. چون خانواده ها همکاری میکنند برای زن دادن پسرها .. یا لااقل توی خانواده و فامیل ما که این طوریه و دخترها رو به حال خودشون رها کردند.. البته همیشه طلب خیر و دعا رو دارن ولی هیچ اقدام کاربردی نمیکنند... eram جان مادر من خیلی زن فهمیده و باصفایی هست ولی باور کن میشناسمش و میدونم مثل مادرهای دیگه نمیتونه از بچه هاش تعریف کنه ، حتی خودشم به من گفته

  12. 2 کاربر از پست مفید یه دختر سرگردان تشکرکرده اند .

    lalejam (چهارشنبه 17 تیر 94), فدایی یار (چهارشنبه 17 تیر 94)

  13. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 15:13]
    تاریخ عضویت
    1393-9-16
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    1,959
    سطح
    26
    Points: 1,959, Level: 26
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    149

    تشکرشده 136 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همه دوستانی که اینجا جمعند و خوب از نکته هاشون می شه فهمید که دنیایی حرف گفته و ناگفته دارند که همه راه گشاست و سلام به دختر انشاالله از سرگردانی درآی خودمون که هنوز برای ما نگفته بالاخره چه در دست داره و باهاشون چه کرده و خواهد کرد ؟
    آنچه من دیدم اکثرا تایید یا رد نظرات به دلیل محدودیت ها بوده، منتها تحرک ، ایده پردازی ، حل مسئله ، نقد و بررسی برای رشد و تطبیق موارد ارائه شده با شرایط خود و در نتیجه کمک به جان گرفتن بحث و مشخص شدن مسیر آن و دریافت عناصر مرتبط تر همچنان نادیده گرفته شده.
    با همه این تفاسیر و در تاریکی حاکم بر فضای بحث و با همه حس علاقمندی به همیاری به شما دوست بسیار گرانقدر باید گفت با تمام قوا به صحنه بیایید اگر بدنبال نتیجه هستید.
    هر چه که اینجا گفته شده یا خود می دانید که نقطه امتیاز و مشخصه شماست باید با برنامه ای که برای خود و همه روشن می کنید به کار گرفته شود.
    "بهانه ممنوع "
    تازه آخر کار باید گفت گاهی این داشته ها نیست که برایتان امتیاز می آورد بلکه این است که شما از چقدرشان حاضرید بگذرید تا به قله هرم آرزوهای خود نزدیک شوید.
    خواهش می کنم روی کلمات قفل نکنید و به ذهن خود اوج دهید .
    برای مثال وقتی دوستی به شما دوری ازخانواده و امتیاز منفی آن برای ازدواجتان را گوشزد می کند بجای مقابله با یک فرد یا ذهنیت خاص از اینکه زاویه دید جدیدی در اختیار شما قرار گرفته استقبال و نهایت استفاده را از آن بکنید و لااقل این دیوار قضیه را محکم و تکلیف آن را روشن کنید که باز هم مثلا می خواهید این امتیاز را چقدر جابجا یا سبک سنگین کنید تا کفه به نفع شما بچرخد.
    و خیلی موارد دیگر با دقت در همینقدر پست هایی که اینجا گذاشته شده قابل فرآوری هست که هر چه بیشتر خلاقیت بخرج دهید بیشتر پیدا می کنید.
    سعادت شما آرزوی قلبی من است

  14. 2 کاربر از پست مفید تروولث تشکرکرده اند .

    lalejam (چهارشنبه 17 تیر 94), یه دختر سرگردان (سه شنبه 16 تیر 94)

  15. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array
    سلام اقای ترولث عزیز... من چه قد خوشحال میشم وقتی پست شما رو میبینم .. اگه حدس من درست باشه و شما نویسنده باشین.. باید بگم حضور شما و پست هاتون درست برای من حکم چراغ راهنما رو داره توی رانندگی ، من هیچ وقت راننده خوبی نبودم و حتی توی جاده حتما باید داداش یا بابام کنارم بشینه تا من بتونم ریلکس و با تمرکز رانندگی کنم یعنی انگار باید یه دستایی همیشه هوامو داشته باشه تا راه رو درست برم چون من ممکنه حواسم پرت بشه یا تمرکزم کم بشه و هدف و خواسته ام و مقصد رو گم کنم یا اشتباه برم...
    متشکرم خیلی زیاد از تذکر های به جاتون و تحلیل های درست و منطقی اتون.. و اما اینجا که نوشتین "تحرک ، ایده پردازی ،
    حل مسئله
    ، نقد و بررسی برای رشد و تطبیق موارد ارائه شده با شرایط خود و در نتیجه کمک به جان گرفتن بحث و مشخص شدن مسیر آن و دریافت عناصر مرتبط تر همچنان نادیده گرفته شده."... میخوام در این مورد این جمله اتون فکر کنم....خوب اقای تروولث من دنبال حل مساله هستم.. حل مساله ( میشه امسال ازدواج کنم با یه مرد خوب و مناسب)... حالا برای این هدف من باید تحرک داشته باشم ، خلاقیت به خرج بدم(که میشه ایده پردازی).. که بعدش تازه بیام تطبیق بدم با شرایط خودم .. این همه کاری هست که باید انجام بدم... خوب حالا در مورد تحرک، توی پست ارم نکات خوبی بود:
    به آشپزی علاقه نشون بده و هراز چندگاهی هنرتو توی این زمینه به بقیه نشون بده . لازم نیست همیشه آشپزی کنی فقط کافیه گاهی بسیار خلاقانه آشپزی کنی. ایده دوستمون هم خوب بود که خودت شیرینی بپز و روی میزت بزار و اگه کسی تعریف کرد بگو خودم پختم
    (شیرنی هم بلد نیستم بپزم ولی کلا خوراکی داشته باشم روی میزم به همکارها میدم و اگه یکی هم بیاد و کارم داشته باشه بهش تعارف میکنم و همه هم برمیدارن و دوست دارن)
    -به خانه داری علاقه نشون بده ، هروقت حوصله داشتی اساسی اتاقت رو تمیز کن،میز کارت رو هر روووووز تمیز کن چون ممکنه یه نفر سرزده بیاد و میز کارت رو ببینه.کارت پستال های قشنگ و گل طبیعی بزار روی میزت .(به غیر از کارت پستال و گل طبیعی بقیه اش رو همیشه انجام دادم)

    - مسئولیت بپذیر،مهمون دعوت کن(مثلا دوستاتو عصرونه دعوت کن ) و براشون کیک و... بپز . (کیک بلد نیستم ولی بقیه اش رو انجام دادم)

    - نمیگم همیشه اما گاهی بسیااار آراسته باش به خودت برس کمی آرایش کن ،قول میدم توی ذهن دیگران میمونه . (این رو هم دقیقا انجام میدم، گاهی خط چشم ملایم یا رژ لب ملایم زدم)

    -به بچه ها عشق بورز و بهشون محبت کن .(من اتفاقا عاشق بچه ها هستم و همیشه هم اعلام کردم )
    ولی تحرک حتما شامل چیزهای دیگه هم میشه و باید اضافه کنم به این لیست..
    و ایده پردازی این یعنی چه جوری؟... راستی این که نوشتین "بهانه ممنوع" ... به این هم دارم فکر میکنم ببینم منظورتون چیه

  16. #29
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array
    در مورد ایده پردازی یا خلاقیت: من فکر میکنم باید شرایطی پیش بیاد که مثلا این اقایی که الان توی محیط کارم مناسب میبینم رو بهتر بشناسم و اونم همین طور ولی چه جوری؟ کسی پیشنهادی داره ؟ چه جور یمیشه توی محیط کار بیشتر اشنایی پیدا کرد با روحیات و طرز فکر طرف ؟

  17. #30
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 15:13]
    تاریخ عضویت
    1393-9-16
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    1,959
    سطح
    26
    Points: 1,959, Level: 26
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    149

    تشکرشده 136 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما سخت نیاز دارید مسائلتان را لااقل برای خودتان روشن کنید:
    مشخص کنید چه ویژگیهای شخصی، خانوادگی، قومی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی، مذهبی،...دارید ؟
    چقدر مصمم به باقی ماندن در چارچوب آنها و یا تغببر و اصلاح و یا کنار گذاشتنشان هستید؟
    آیا اولویت های زندگی شما مشخص است ، به چندتای آنها رسیده اید وآیا هیچ یک را فدای دیگری کرده اید؟ چرا؟ با این وجود احساس تعادل بیشتری دارید؟
    .
    .
    .
    من فکر میکنم شما باید بگردید پیدا کنید کجا در زندگی خود تصمیم اشتباهی گرفته اید که با بقیه اجزا همخوانی ندارد، اینکه مستأصل ا ید و به درستی نمی دانید به چه بچسبید و چه را رها کنید نشان می دهد شاید شما به دلایلی یا با محاسباتی مقطعی تصمیماتی برای زندگیتان گرفته اید که شما را هر چه بیشتراز اصل خود دور کرده است.
    الغریق یتشبث بکل حشیش
    اگر یکهوهمه مسئله شما میشود همکارم و بررسی وسیاست لازم برای او بعنوان مورد مناسب ، خود نشان دهنده این است که خلأهای ذهنی زیادی دارید که تا به آنها نپردازید وکشف و ترمیمشان نکنید نمیتوان امیدوار بود حرکت درستی انجام دهید.
    به عنوان مثال در این یک مورد خاص، ممکن است آقایی مثلا درمحیط کارش متوجه غلیان احساسات دخترانه یا جلب توجه همکار خانمش باشد و تنها به دلیل عدم شناختی که ازاین جنس روحیات دارد و برای آنکه کمترین آسیب را به طرف وارد سازد تا او خود بتواند آهسته به روال عادی برگردد، یک جور حس ترحم و محبت از این دست نسبت به او داشته باشد و از سوی خانم سوء تعبیر به علاقمندی شود و حالا بماند که چه شق هایی پیدا می کند و به قول شما سیاست های زنانه ای کارگر می شود و فرد در عمل انجام شده ای قرار می گیرد و ... یا نه با ضربه ای و ایجاد خلا جدیدی مسئله در هوا رها می شود و... قوزی بالای قوزدیگر
    مردی که همکار شماست اگر واقعا مرد باشد و قصد ازدواج با شما را داشته باشد شما تا آخرین لحظه از حس او چیزی نخواهید دانست.
    یک مرد واقعی اسیر لحظه ای احساسات نیست که سیاستی او را خام کند.
    او آنقدر مرد هست که چنان احساسات و روحیات شما را دست کاری نکند که به خیال خام بیفتید.
    وبالاخره او قدر و شأن همسر آینده اش را از پیش از ازدواج حفظ می کند و به او هر طور نگاه نمی کند، حرف نمی زند ، رفتار نمی کند که در مورد همسرخود نمی پسندد کسی چنان کند.
    پس شما هم برای رسیدن به همسر شایسته ات چاره ای نداری جز آنکه واقعی باشی و تازه ببینی آیا شایسته او هم هستی و بعد باز هم واقعی عمل کنی یعنی طبق خط مشی هایی که جواب سوالات بالا برایت روشن کرد و نه ...با سیاست و بازی دادن خود و دیگران.

  18. 2 کاربر از پست مفید تروولث تشکرکرده اند .

    lalejam (چهارشنبه 17 تیر 94), یه دختر سرگردان (چهارشنبه 17 تیر 94)


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 خرداد 91, 22:27
  2. توجه توجه، سریعا صندوق پیامهای خصوصی خود را تخلیه فرمایید
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 تیر 90, 16:22
  3. توجه توجه :نكات بسیار مهم در رویكرد جدید تالار همدردی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 16 خرداد 88, 22:57
  4. تجربه نيست ولي نظريه است ( توجه ، توجه ، توجه )
    توسط honarmand در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 25 اسفند 86, 18:39

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.